﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>درواز                    Darwaaz</title>
    <description>ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی</description>
    <link>http://darwaz.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <lastBuildDate>Mon, 20 Feb 2012 19:24:20 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>نگاهی کوتاه  به نوشته مسعود فارانی به عنوان</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;span style="color: #0000ff; font-size: medium;"&gt;نعمت الله ترکانی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;span style="font-size: x-large;"&gt;( قضاوت یکجانبه عادلانه نیست)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;این نوشته آقای مسعود فارانی در چند بخش خلاصه شده است که بصورت خاص انگشت گذاری روی مسله ای زبان فارسی دری است نه چیز دیگر و ایشان خیلی &amp;nbsp;ماهرانه حقایق را هم از روی سکه و هم از پشت سکه خوانده اند. اما چیزیکه در نوشته ایشان متناقض جلوه میکند برخورد یکجانبه به مسلۀ رشد زبان وادبیات &amp;nbsp;فارسی دری و معرفی باز یافته های غیر موجه&amp;nbsp; از به حاشیه کشیدن زبان اکثریت نفوس افغانستان عزیز است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;فارسی دری اکنون وسیله افهام و تفهیم نود در صد نفوس افغانستان است. با پیدایش مدیای جهانی چون انترنت، تیلویزیون، رادیو و پیام رسانی توسط تیلفون های همراه مسلمن هر زبان با لهجه و معنای کامل آن وسیله افهام و تفهیم انسانها میگردد. هرچند در ایران افغانستان و تاجیکستان فارسی دری در گفتار، لهجه های متفاوت و اصطلاحات گوناگون دارد ولی زبان گویش ادبی و نوشتاری آن یکی است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی هم مثل کریم خرم، فاروق وردک، اسماعلیون، و دست اندرکاران افغان جرمن آنلاین&amp;nbsp; و افغان ملتی ها روی مسلۀ دانشگاه، دانشجو، افغانستانی و دیگر واژه های مرسوم در نوشتار فارسی دری را برتری بخشیدن به بیگانگان خوانده و ماهرانه قضیه را بی ارتباط به فعالیت های فایشستی مشتی از حاکمان و سرتمداران قدرت های دولتی در نیم قرن اخیرارزیابی کرده اند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;هر چند طرح این مسله که واژۀ پوهنتون از سالیان دراز درمیان مردم افغانستان عمومیت یافته و در هر دو زبان پشتو و فارسی رواج یافته است. باید گفت در مراجعه به تاریخ واژه معادل آن برای اولین مرتبه به عوض واژه عربی دارالعلوم و یا فخرالفنون در مقابل واژه انگلیسی یونیورستی در نیمۀ اول قرن&amp;nbsp;بیستم در ایران خلق گردیده وعمومیت یافته است. حتا اگر این واژه دانشگاه را با پوهنتون مقایسه کنیم. عیننا مثل وآژه ( لمری وزیر) بر گرفته شده از ( نخست وزیر) &amp;nbsp;ایرانی ها در دورۀ حکومت خلقی ها به سرتمداری حفیظ الله امین است. آقای مسعود فارانی و دوستان شان فکر کنند که از کلمات لویه جرگه و ولسی جرگه در ایران و تاجکستان شنونده های رادیو و تیلویزیون چه چیزی برداشت میکنند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;پایفشاری آقایان سراج وهاج، مسعود فارانی، حفیظ الله خالد &amp;nbsp;بخاطر دست برداشتن&amp;nbsp; بنگاه خبر پراکنی بی بی سی و یا تیلویزیون ها و روزنامه های افغانستان از استعمال واژه های فارسی دری چه بد نامی برای شان به ارمغان میاورد. نویسندگان افغانستان آنانیکه شعری مینویسند، داستانی مینویسند و یا خبری را میرسانند نه تنها برای مردم افغانستان بلکه برای اضافه از یکصد و پنجاه ملیون شنونده فارسی زبان در سراسر جهان سر وکار دارند. گذشته از اینها واژه پوهنتون در انطرف سرحد میان پشتون های پاکستان ناشناخته است زیرا آنها با واژۀ یونورستی و کالج خوی گرفته اند. .برعلاوه در آنطرف سرحد بر دروازه هیچ بیمارستانی روغتون و داروخانه ای درملتون نوشته نیست. پس اگر نویسنده ای به زبان فارسی بخواهد در یکی از اشعارش واژه بیمارستان و یا دارو خانه را روغتون و یا درملتون بگوید این داستانش را غیر ازبیست و شش ملیون&amp;nbsp; مردم افغانستان چه کسی خواهد فهمید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی و یاران ایشان هیچگاهی به این فکر نیفتاده اند که کتاب های فارسی دری&amp;nbsp; رسیده از هند، ایران و پاکستان هیچگاهی با چنین واژه های چون پوهنتون، روغتون، درملتون، شاروالی ووو آراسته نشده و این واژه ها در زمان حکومت های نادر خان، ظاهر خان و خلقی ها به زبان فارسی دری مخلوط گردیده. نه تنها واژه ها بلکه اماکن و مناطق جغرافیای به فرمان یک فایشست بر سر قدرت تغیر یافته است. دور نمیرویم در ماه گذشته مکتب نسوان بی بی مهرو &amp;nbsp;توسط فاروق وردک به مکتب پوهاند عبئالقیوم وردک نامگذاری &amp;nbsp;شده است. حالا منطقه بی بی مهرو در بخش جنوبی فرودگاه کابل هم فردا به نام یکی از وطنداران وردکی ما مثما خواهد شد. قیوم وردک اسیستانت یک آموزگار المانی در سالهای 1350 الی 1353 دانشکدۀ علوم طبیعی دانشگاه کابل به کجا و بی بی مهرو به کجا! عبدالقیوم وردک بعد از ده دقیقه لکچر آموزگار المانی فیزیک برق؛ یک دقیقه با ادبیات یک کودک دبستانی گفته های این آموزگار المانی را ترجمه میکرد و هر چند مورد تمسخر محصلین قرار میگرفت برویش نمیاورد، اما بی بی مهرو زنی که داستانهای مبارزات او در یکقرن گذشته سرخرویی تاریخ ماست توسط یک فایشست بخاطر فارسیوان بودن اش فراموش میشود و یک چاپلوس و بوت پاک جای آنرا میگیرد. قیوم وردک &amp;nbsp;مثل فاروق وردک یک متملق و آستان بوس دربار محمدداود بود که مثل خود فاروق وردک &amp;nbsp;که به مقام وزارت معارف افغانستان در کابینۀ کرزی رسید.. در ولایت هرات سبزوار که نامش قدامت تاریخی هزار ساله داشت به شیندند، بخشداری فشگان به پشتون زرغون، و بخشداری قره تپه به تورغندی مبدل شده است. این ها تصادفی نبوده در پشت مبادلۀ این نام ها در اکثر مناطق (فارسیوان )ها به دستور فایشست ها یک هدف سیاسی و شیطانی تعقیب گردیده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;در سال 1352 زمانیکه در باشگاه شبانه ای دانشگاه کابل بودم. &amp;nbsp;نصرالله حافظ شاعر و ادیب گرانمایۀ زبان پشتو را یکشب با خود داشتیم. آنروز ها در مقابل جملۀ زمزمه های شبهنگام به زبان پشتو افادۀ (دشپی ژغونه) رواج داشت. پیشنهاد یکی از دانش آموزان برای او که یک عضو و گرداننده ای این بخش بود ارایه شد که زمزمه های شبهنگام با (دشپی ژغونه) هیچ ارتباط معنایی ندارد. در شب سگ ها هم پارس میکشند و سوسک ها هم وز وز میکنند اما مراد از زمزمه آواز نیست. بلکه زمزمه گفتار میان دو دلداده است... یک هفته بعد در اثر &amp;nbsp;این پیشنهاد (دشومدمو انگازی )&amp;nbsp; عوض دشپی ژغونه مرسوم گشت.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;حالا بگفتۀ آقای مسعود فارانی چه کسانی میخواهند&amp;nbsp; با مغالطه کاریها ضروریات را از انظار مردم پنهان کنند و برای وحدت ملی زیان وارد نموده و باعث زمزمه های مشتی عصبانی و جواسیس بیگانه کلماتی چون آریانا، خراسان و افغانستانی را خلق کنند. من اصلن نمیدانم برداشت آقای فارانی و دوستان شان از واژه افغانستانی چیست؟ در حالیکه این واژه هم افغان و افغانستان را در بر دارد و تنها یک (ی) نسبتی افراد این سرزمین را بنام افغان معرفی میکند. خیال میکنم یا اینها سواد ندارند و یا خر جهالت خود را چپه سوار شده اند. این درست مثل آنست که یک فرد تاجیک را تاجکستانی و یا عرب را عربستانی و یک&amp;nbsp; ترک را ترکی هوویت بدهیم. اما در سایت های فایشست های افغان ملتی &amp;nbsp;ازین واژه پیراهن عثمان غنی ساخته و آنقدر به آن تاخته اند وپرداخته اند به اصطلاح مقاله نوشته اند که استفراق آدم در میاید .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;در یکی از نوشته های سراج وهاب حتا به واژه های سوچه زبان دری خط بطلان کشیده شده و این درست بدان معناست که باید روی تمام متون ادبی و تاریخی زبان فارسی دری &amp;nbsp;خط بطلان کشید. مشاور فرهنگی آقای کرزی اسماعلیون حتا زبان فارسی دری را در مقابل زبان انگلیسی در افغانستان به حال محو شدن قلمداد نموده و صریحا نوشته است ازین به بعد زبان پشتو زبان درباری است. همه فایشست ها به این نتیجه رسیده اند که زبانی به نام فارسی وجود ندارد و این زبان در حال فراموشی است وهمچنان عده ای پای بند کرده اند که استعمال واژۀ فارسی و یا پارسی اشتباه است و کسانیکه زبان فارسی میگویند از وابستگان ایران اند. همه چیز فراموش آقایان شده. آنی که در سالهای 1340 دانش اموز دبستان بودند فراموش کرده که بالای مجلد اموزش زبان فارسی دری نوشته شده بود ( قرائت فارسی)&amp;nbsp; و حالا از برکت دولت امریکایی کرزی و آزادی بیان نیشخوار فایشیزم اینست؛ ( دری نه فارسی )...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;اول اینکه این بازی سیاسی غیر از یک مضحکه چیز دیگری نیست. زیرا بنام پارس و یا فارس دیگری کشوری در جغرافیای جهان وجود ندارد که این زبان بدان منسوب باشد. در ثانی هم کرزی و هم اکثر این فایشستان جیره خواران ایران اند که ماهانه از خرانه های ایران ملیونها دالر را بخاطر پیشبرد برنامه های تفرقه افکن و حکومت کن را بدست میاورند. همین حالا اضافه از دو ملیون پناهنده افغان پشتون و ( فارسیوان) در جمهوری اسلامی ایران مهاجر اند و منتظر لحظه ای اند که بساط این جباران برچیده شود و به موطن خود بر گردند. این مهاجرین عزیز میهن آنقدر با زبان و فرهنگ ایرانی ها خوی گرفته اند که دیگر نه یادی از پوهنتون و نه روغتون و نه هم درملتون دارند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی در پشت سکۀ سیاست فایشیزم به کشف تازه دست یافته اند و ان اینست که مرحوم علی احمد کهزاد در رکاب ولی نعمت اش شاه محمود خان صدراعظم،&amp;nbsp; قلمفرسایی داشت هرگز پیشنهادی نداشت &amp;nbsp;مبنی براینکه کلمات&amp;nbsp; و لغات پشتو اززبان &amp;nbsp;فارسی دری برداشته&amp;nbsp; و یا حذف شود ... این به چه معنی است در حالیکه خود جناب فارانی صاحب اعتراف میکند که محمد گل خان مهمند که پشتو خواهی اش کاملا عیان است نیز در رکاب ولی نعمت اش شاه محمود&amp;nbsp; پیشنهاد نکرد تا تمامی کلمات و لغات فارسی دری اززبان پشتو حذف و برداشته شود و این کلمات تازۀ زبان پشتو در زمان همین فایشست با فرمان های جداگانه تشکیل ( پشتو تولنه) و اموختن جبری زبان پشتو در کورسهای خاص عرض اندام کرد... خوب من میگویم اگر آقای مسعود فارانی سواد کافی دارد باید بداند که واژه های فارسی دری نه تنها در زبان پشتو بلکه در زبان اردو، ترکی و عربی&amp;nbsp; موجود است. تنها در زبان پشتو و اردو اضافه از چهل در صد واژه های این زبان هارا احتوا میکند و هر گاه محمد گل خان مهمند پیشنهاد میکرد که واژه های زبان فارسی دری از زبان پشتو برداشته شود دیگر اشعار خوشحال خان ختک، رحمان بابا، حمید ماشوخیل و حتا شاعران معاصر زبان پشتو بکلی محو میگردید. زیرا هشتاد در صد ردیف و قوافی زبان پشتو و اردو&amp;nbsp; از زبان فارسی دری و عربی گرفته شده است. این برعلاوه واژه های زبان فارسی دری و عربی است که در متن اشعار همه شاعران زبان پشتو موجود است. پس هم ولینعمت مرحوم علی احمد کهزاد و هم پدر فایشیزم افغانستان محمدگل مهمند میدانستند که چنین امری&amp;nbsp; خارج از امکان بوده &amp;nbsp;و مردود است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;موضوع دیگری را که آقای&amp;nbsp; مسعود فارانی مطرح میکنند و خیلی هم خنده آور است تماس ایشان در یک مقطع خاص تاریخ است که حد اقل نسلی&amp;nbsp; از نیمه قرن بیستم آنرا بیاد دارند. طرح ایشان خیلی&amp;nbsp; ماهرانه است و به اصطلاح با مشتی از خاک به چشم همه میزنند و بعد به اصطلاح کیف میکنند. ایشان چنین میپندارند که خوشرقصی&amp;nbsp; روشنفکران و یا احیانا سرتمداران سیاست های تفرقه بینداز و حکومت کن در &amp;laquo; سره سازی&amp;raquo; زبان و فرهنگ&amp;nbsp; و آن هم از غرب افغانستان ( ایران) کارش را کرد و علت اساسی جنگهای ویرانگر شد . پارسی بازی ها روسها را بر سرنوشت مردم ما مقرر کرد... القاعده را به افغانستان دعوت&amp;nbsp; نمود&amp;nbsp; و بعد امریکا ــ انگلیس را میدان داد و نتیجۀ آن پیدایش کدورت های شد که زباله آتش آن از محافل و سایت های انترنتی&amp;nbsp; برخاست...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;باید از آقای مسعود فارانی پرسید: بگفتۀ شما دراین دوران چه کسانی&amp;nbsp; مسوول چنین کدورت ها بودند؟ آنان کی بودند و حالا کی هستند؟ خیال میکنم آخرین جواب ایشان این باشد که اعضای دولت دسنشاندۀ خلق و پرچم، جهادی هایکه بر مادر و پدر خود رحم نکردند و همه را بخاطر گرفتن قدرت دولتی کشتند، مهاجر ساختند و خانه و کشانه ای شانرا ویران نمودند و به دنبال آن طالبان جهالت و تیم امریکایی کرزی! حالا وطنخواهانی که نه بر "پارسی"بازی افراطی و نه بر "پشتو"بازی افراطی علاقه داشتند، در موقعیت دشواری قرار گرفتند... غیر از همین مردم بیچاره ایکه سی سال است بر سر شان بم میبارد، مزارع شان &amp;nbsp;مین کشت میشود ، خانه ای شان ویران میگردد و مجبور میشوند یا به خارج از افغانستان و یا در داخل افغانستان به زیر خیمه ها زندگی کنند، چه کسانی اند؟! من از آقای معسود فارانی میپرسم: زبان فارسی را که ربان مهر و دوستی است&amp;nbsp; چه کسانی به کین و نفرت و توهین مبدل کرده است؟! چرا برف بام خود را به خانۀ دیگران می اندازید. مگر شما درین معرکه اول وکیل دعوای چه کسانی هستید؟ میخواهید از کریم خرم که واژه ای&amp;nbsp; دانشگاه&amp;nbsp; را غیر اسلامی خواند دفاع کنید و یا از آقای سراج وهاج&amp;nbsp; که همه کتاب های این زبان را مردود میشمارند؟ و یا هم&amp;nbsp; از اقای حفیظالله خالد که گویندگان اخبار بی بی سی به زبان فارسی دری را میخواهند به محکمه بکشانند؟ اگر دست آویزی غیر از نشیخوار های چند سمت پرست ندارید و اشاره ای شما به نفوس فارسی زبان افغانستان نیست! فکر میکنم باید به عقاید خود تجدید نظر کنید. زیرا 90 درصد مردم افغانستان از نعمت سواد محروم اند و افاده های به نام تفکیک و سره سازی زبان را نمیدانند.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی با انداختن تیر به تاریکی مینویسند&amp;laquo;... وجود خیلِ از"نویسندگان" که به نرخ روز نان می خورند و بعضی از آنها گذشته های ننگین و جنایت بار شان را در زیر پرده ساتر قوم گرایی پنهان می دارند، درد اصلی نیست...&amp;raquo; چرا آقای فارانی این نویسندگانرا معرفی نمیکنند. اینها کیستند؟ مگر ترس از قلم تیز آنان آقای فارانی را از آوردن نام ایشان&amp;nbsp; منصرف میسازد؟ درد اصلی آقای فارانی چیست؟ با این طرز نوشتن به قناعت چه کسی میپردازند؟&amp;nbsp; آنانیکه زبان پارسی و یا فارسی میگویند نه فارسی دری. و آنانیکه خراسان، هزارستان و یا آریانای کبیر میگویند نه ( لوی اقفانستان)... برای اثبات ادعا های کاذب بهتر از آقای فارانی دلیل و برهان میاورند یا عکس آن؟ توجه به این مسله بدون درک از توطعه های سیاسی امکان پذیر است یانه؟ آیا وحدت ملی، همدلی و وطنداری با نشان دادن چنین عکس العمل های فایشستی میسر میگردد یانه؟ و بالاخره سرنخ این همه تفرقه افکنی ها بدست کیست؟...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;مگر موجودیت کلمات فارسی در زبان پشتو و یا کلمات پشتو در زبان فارسی میتواند درد مردم ما را مداوا کند؟ من میگویم تمام این ها همه ترفند بازی به نام زبان، سمت، قوم، قبیله و نژاد یگانه سلاح برندی است که در شکستن وحدت ملی، همزیستی برادرانه و حکومت قانونی و شرعی شده است. کسانیکه این مسایل را دامن میزنند یا وابسطه به کشور های همسایه و یا هم امریکا ــ انگلیس اند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی&amp;nbsp; در ادامۀ&amp;nbsp; دُر فشانی های خود میفرمایند: &amp;laquo;... اکنون که مشکل &amp;bdquo;دانشگاه&amp;ldquo; و &amp;bdquo;پوهنتون&amp;ldquo; بی جا سربلند نموده، موازی با آن چندین سوژۀ غیر ضروری که بوی نفاق و جدایی (آنهم درین مرحلۀ حساس) ازآن بمشام میرسد، نیزسر بلند کرده است...&amp;raquo; اعتراف میکنم که در زبان همه مردم افغانستان واژه پوهنتون نسبت به دانشگاه&amp;nbsp; قابل فهم است و واژه دانشگاه راکسی نمیشناسد. ولی این بدان معنا نیست که این واژه را کسی بما صادر کرده باشد. دانش با پساوند گاه در زبان فارسی محل فراگیری دانش را تلقین میکند و این واژه&amp;nbsp; نه به خاطر انداختن نفاق میان دو ملیت بزرگ افغانستان بلکه زبان نوشتاری در متون زبان فارسی دری است. اگرمن مینویسم و یا&amp;nbsp; بنگاه خبر پراگنی بی بی سی بدان اشاره میکند نه تنها برای نفوس افغانستان بلکه&amp;nbsp; صد و پنجاه ملیون فارسی زبان دنیا را در نظر داریم&amp;nbsp; و اگر هر فارسیوان آنرا به زبان بیاورد هدفی غیر از معرفی این اسم مکان ندارد. مگر که با جزم اندیشی فایشستی آنرا به جدایی ملیت های وطن نسبت دهد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی&amp;nbsp; در نوشته ای شان به اصطلاح &amp;nbsp;عده ای را به خاطر به رسمیت شناختن خط دیورند که فکر میکنم خارج از جنگ زبانی است مسوول &amp;nbsp;دانسته &amp;nbsp;اند. هر چند به عقیده ای من طرح عدم شناسایی خط دیورند با وجود معاهدات امیر عبدالرحمن خان در یکصد و پنجاه سال قبل با دولت انگلیس و بی اهمیت بودن این مرز و بعد بوجود آمدن جغرافیای پاکستان با همین مرز یک دسیسه ای&amp;nbsp; بیش نیست اما باید اذعان کرد که مرز دیورند علت اساسی کشیدگی های سیاسی، تهاجم رسمی سیاسی پاکستان علیه افغانستان است. هرچند این مرز غیر از یک مرده ریگی میان افغانستان و پاکستان شمرده نمیشود و در دو طرف آن اقوام و قبایل پشتون بدون ویزه های رسمی رفت وآمد داشته و تجارت آزاد را دوام میدهند اما هم اکنون بزرگترین کانون تشنج زایی در هر دو طرف مرز را بوجود آورده است. تمام اعضای القاعده و تروریست های ممالک عربی و آسیای میانه درآن ساحات لانه کرده اند. حتا تشنج های سیاسی و سلیقه ای در آنطرف خط دیورند در زمان سلطنت ظاهر خان و محمد داوود باعث مهاجرت عده ای از بزرگان نشنل عوامی پارتی به خاک افغانستان میشد... حالا پرسش اساسی از آقای مسعود فارانی اینست که اگر کسی بگوید باید بلاخره مرز دیورند را به رسمیت شناخت نقص و یا مفاد این مسله به چه کسانی برخورد میکند؟ اگر مراد از به رسمیت نشناختن مرز دیورند این باشد که چهل ملیون&amp;nbsp; ملیت پشتون آنطرف مرز هم مربوط&amp;nbsp; به افغانستان است به خاطر آنکه افغان اند باید از افغانستان باشند خیال میکنم کودک دبستانی هم با این طرز بینش ما خنده خواهد کرد. و اگر مقصد چنین نباشد پس&amp;nbsp; باید بر عکس آنرا فکر کرد و به خیال من الترنیف دیگری هرگز نمیتواند این دو ادعا را حل کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;سوبه سرحد یکی از ایالات پاکستان است که از سال 1947 به این نام از پیکر هندوستان جدا شده و هرنوع دعوای مالکیت افغانستان برآن غیر از یک دروغ&amp;nbsp; چیز دیگری نیست. کسانیکه این خواست های مردم بخاطر تامین امنیت و دست برداری پاکستانی ها از سرنوشت ما را ایجاد نفاق میان ملیت ها میدانند مثل همه اسلاف خود در بحر فایشیزم افغانی&amp;nbsp; غرق اند و آب به آسیاب امریکا ــ انگلیس میریزند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;هر چند آقای فارانی&amp;nbsp; در تعمیر دوباره وفاق ملی و از بین برداشتن کدورت ها میان اقوام و ملیت های برادر افغانستان به نام اذهان نیرو های بالنده و سازند ( یعنی نیرو های قرن هیچ) با دور اندیشی یاد کرده اند و این نسل را سازنده و بالنده خوانده اند. اما مسلۀ که نزد ایشان لزومن در خور تعمق بیشتر است اشاره به نسلی است که بعد از هجوم روس ها به اشاره ای حفیظ الله امین و بعد از آن کسب قدرت یکماهه توسط صبغت الله خان مجددی، یکه تازی های ملا محمد عمر امیرالمومنین و نمایندۀ شرکت نفتی یونوکال امریکا جناب حامد کرزی شریک غایلۀ از هم پاشیدگی وحدت ملی شدند را باید معرفی کرد. زیرا این ساختدار های کامپلکس سیاسی که &amp;nbsp;بوجود آمد. نشانه ای غیر ازین ندارد که برای تثبیت وحدت ملی امریکا و یاران غربی شان هجوم آوردند و بهانه شان از میان برداشتن تروریزم بود و دیگر هیچ! و خوش به حال این نخبگان ساده و خوش قلب که نمیدانند همین ملت از پشتون گرفته تا فارسیوان، هزاره ازبک، از شمال، غرب، شرق و جنوب در مقاطع تاریخ پوزۀ همه متجاوزین را به خاک مالیده اند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;آقای مسعود فارانی در بخشی از نوشته ای شان اشاره ای به کتب وارده از پاکستان و ایران دارند. ایشان را نظر بر اینست که کتاب های رسیده از پاکستان ( هر چند نظر به تاریخ تشر این کتب به نام پاکستان محل جغرافیایی و جود نداشته) خیلی مفیدتر نسبت به کتب وارده از ایران است که در دوران حاکم امریکایی افغانستان (ولسمشر کرزی ) در دریای هیرمند به آب انداخته شد. ولی ایشان غیر از طرح همان مسلۀ دانشگاه و پوهنتون که در یکی ازین کتب از آن ذکری&amp;nbsp; نیست و شاید هم در نقطه مقابل این نظریات فایشستی بود...&amp;nbsp; مسله را ماهرانه به ایران پرستی اقوام تاجیک سرزمین افغانستان ارتباط داده اند. افسانه های جعلی از پذیرش فرهنگ ایرانی را به نام ملیت فارسی زبان افغانستان یادآوری کرده اند و چنان با این مسله خود را در گیر کرده اند که گویی شبانه ده ها تروریست و انتحاری از مرز های ایران بسوی شهر های افغانستان سرازیر شده و ملت بیچاره را به خاک و خون میکشند. و لزومن از کرزی گرفته تا پائین ترین عضو دولت افغانستان هر روز و هر شب از کردار دولتمردان پاکستان داستانسرایی میکنند. آقای مسعود فارانی هم &amp;nbsp;از زبان همکاران خود و هم از زبان شخصیت های مجهول الهویتی مثل سراج وهاج، حفیظ الله خالد، اسماعلیون ووو در سایت های فایشستی&amp;nbsp; پشتونیزم نقل و قول های میاورند و خود شان&amp;nbsp; چک چک میکنند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;این آقای مسعود فارانی،&amp;nbsp; سدید، وهاج ، نوری ووو باید بدانند که زبان وسیله آمیزش بشر و اسباب افهام و درک انسانهاست. آنکه فارسی صحبت میکند ضرورت دارد که با همین زبان به قناعت جانب اش بپردازد. و آنکه پشتو صحبت میکند باید با زبان اش به قناعت جانب مقابل اش بپردازد مسلمن اگر یک افغان برای یک ایرانی و پاکستانی بگوید من فارغ پوهنتون کابل ام جانب مقابل اش او را درک نمیکند. چون واژه پوهنتون مربوط به افغانستان است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="text" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;نعمت الله ترکانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/787</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8961326/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8961326</guid>
      <pubDate>Mon, 20 Feb 2012 19:24:20 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فدرالیسم؛ طرح مناسب برای همزیستی، نه جدایی</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class="cartouche"&gt;
&lt;div class="surlignable"&gt;
&lt;p class="crayon article-soustitre-99163 soustitre"&gt;&lt;span style="color: #ff0000; font-family: arial black,avant garde; font-size: large;"&gt;ذهن استبداد زده و در غژدی رشد یافته حاکمان افغانستان هیچگاه اجازه نداده است که مسأله ملی و یا ستم ملی را مشاهده کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;small&gt;بویسنده: &lt;span class="vcard author"&gt;نجیب الله ضیا رحمانی&lt;/span&gt;&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;
&lt;span style="color: #336699;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;
&lt;div class="fb_modeles fb_like"&gt;
&lt;div id="fb-root" class=" fb_reset"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;noscript&gt;&amp;lt; div class="fb_modeles fb_messagejsabsent"&amp;gt;Le javascript est inactif sur votre navigateur. Certaines fonctionnalités de cet outil seront inactives ...&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt; iframe src="http://www.facebook.com/plugins/like.php?locale=fa_FA&amp;amp;href=http%253A%252F%252Fkabulpress.org%252Fmy%252Fspip.php%253Farticle99163&amp;amp;send=true&amp;amp;layout=standard&amp;amp;width=490&amp;amp;height=80&amp;amp;show_faces=true&amp;amp;action=like&amp;amp;font=lucida%20grande&amp;amp;colorscheme=light" scrolling="no" frameborder="0" style="border:none; overflow:hidden; width:490px; height:80px;" allowTransparency="true"&amp;gt;&amp;lt;/iframe&amp;gt;&lt;/noscript&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="surlignable"&gt;
&lt;div class="crayon article-chapo-99163 chapo"&gt;
&lt;p&gt;دربیش از دو صد وشصت سال گذشته، ساختار سیاسی حاکم در کشور، بزرگترین مانع برای پیوستن حاکمیت سیاسی با جامعه چند ملیتی و چند زبانی وحتی چند مذهبی افغانستان بوده و بارها منتهی به در گیریهای بی مهار داخلی و ویرانی کشورگردیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ساختار، در هیچ مقطعی از تاریخ، توان پاسخگوئی به خواسته ها وتقاضا های مردم را نداشته و هیچگاه نتوانسته مملکت را به طرف آرامی و ترقی سوق دهد. ساختار متذکره تنها هنرش همانا سرکوب سیاسی و فرهنگی&amp;nbsp; و غضب&amp;nbsp; مناطق ، کشتار، تاراج، چور، چپاول وسوختاندن منازل ملیت های مختلف بوده وبس!&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="crayon article-texte-99163 texte entry-content"&gt;
&lt;p&gt;بدین معنی : ذهن استبداد زده و در غژدی رشد یافته حاکمان افغانستان هیچگاه اجازه نداده است که مسأله ملی و یا ستم ملی را مشاهده کنند. آنان همیشه راه حل مساله را در انکار مسأله دیده و در هر کجا و در هر مقطعی از تاریخ افغانستان - که جنبشهای دموکراتیک ملی، خود را نشان داده اند-&amp;nbsp; به نحوی آنها را به دسیسه های خارجی نسبت داده ویا متهم به جدایی طلب کرده، تا جایی که سعی به عمل آورده اند تا تمام پیوندهای تاریخی بین ملیتهایی که افغانستان را تشکیل داده اند ، از بین ببرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به آنچه گفته آمدیم، در شرایط فعلی بعد از همه ای این گسست ها وایجاد خصومتها بین ملیتها،&amp;nbsp; تنها راهی که می تواند مردم افغانستان را تشویق به همزیستی مسالمت آمیز کند، فقط وفقط سیستم فدرالی می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گرچه همیشه قبیله سالاران کوشیده اند تا تئوری ببافند ، تاریخ را جعل کنند و آرمان خویش را تبلیغ نمایند. ولی در طول تاریخ در هیچ یک از رفتار و اندیشه های سیاسی مردم و یا در اهداف و مرام هیچ یک از احزاب سیاسی کشور نمی توان دلیلی مبتنی بر جدائی پذیری از جغرافیایی افغانستان را یافت. پس چگونه است که طبل توهم مرتب بر دلهره کوبید؟ و ذهنیت مردم و حتی خود را به توهمی جدائی پذیری میزبان شد؟ چون هیچ سندی دال بر چنین هراسی موجود نیست. تنها هراسی که وجود دارد، انکار از وجود و گوناگونی های قومی است؛ چون کشور ما از ملیت های مختلف تشکیل یافته است. پایبندی به اصول دموکراتیک حکم می کند که آنان را از هر جهت برابر بدانیم. نمی توان گفت که همه با هم برابراند، اما ملیت ما برترند و ریاست کشور همیشه از آن ملیت ما باید باشد! و یا اگر ما وجود ملیتهای مختلف را در افغانستان می پذیریم، با تکیه بر کدام مکانیسم سیاسی، می توانیم حقوق سیاسی و فرهنگی و مذهبی آنها را بدون تعارض با همدیگر تأمین کرده، همزیستی صلح آمیز همۀ آنان را در یک واحد سیاسی به نام " افغانستان "فراهم نماییم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دنیای امروز، مکانیسم هایی به غیر از جدایی ملیتها از همدیگر وجود دارد که می تواند حقوق دموکراتیک کامل آنان را در چهار چوب یک نظام سیاسی ای که خود جزئی از آن هست، تأمین کند. دموکراسی بدون اندیشه دموکراتیک برای زیستن آزاد امکان ناپذیر می باشد و دستیابی به آن نیازمند زندگی هدفمند و پی ریزی ساختارهای لازم برای حفظ و تداوم آنست.&amp;nbsp; زیستن آزاد در یک کشور چند&amp;nbsp; ملیتی نیاز به یک طرح دموکراتیک و یک مدل سیاسی دارد. فدرالیسم می تواند مکانیسم مناسب، برای همزیستی آزاد همۀ ملیت ها در چهار چوب افغانستان متحد باشد. زیرا، طوری که تاریخ گواه است، این سیستم یعنی سیستم فدرالیسم توانسته است در برخی از کشورها از تشدید تضاد و کشمکش های ملی بکاهد، وبه آن یک مکانیسم دمکراتیک ببخشد و تشنجات قومی را با تامین بخش مهمی از حقوق و آزادی تضمین نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به عبارت دیگر هواداران فدرالیسم از اندیشه تقسیم حاکمیت میان ملیت هایی که&amp;nbsp; در افغانستان اقامت دارند، طرفداری میکنند ، نه از تجزیه و جدایی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بی&amp;zwnj;دلیل نیست که خیلی&amp;zwnj;ها ساختار سیستم فدرالی را در درجه&amp;zwnj; نخست نه به سبب وجود ملیتهای مختلف و یا مسأله&amp;zwnj; ملی، بلکه به علت دمکراتیک تر بودن آن طرح می کنند. همچنانکه امروزه در جهان می &amp;zwnj;بینیم، ساختارسیستم فدرالی علاوه بر کشورهایی با بافت ملی متنوع، در کشورهای بدون معضله و خواست ملی نیز پیاده گردیده و کارآمد تربودن خود را نسبت به ساختارهای سیاسی متمرکز و اقتدارگرا&amp;nbsp; به ثبوت رسانیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال در قرن بیست و یکم، به نظر می رسد که سیستم سیاسی فدرالیسم به مثابه &amp;zwnj;شکلی از توزیع ساختارهای قدرت ، بیشتر از هر زمان دیگری در جهان محبوبیت و هواخواه دارد.&amp;nbsp; اگر ما بخواهیم&amp;nbsp; که همه ای ملیت های مختلف ساکن در کشور ما مطابق با اراده آزاد خود در کنار هم زندگی نمایند، باید آمادگی پذیرش یک سیستم حکومت فدرالی را نیز داشته باشیم که به موجب آن ملیت های مختلف ضمن اینکه برای پیشرفت امور کشور با همدیگر متحد &amp;zwnj;شوند، باید به صورت جداگانه امور محلی خویش را نیز بتوانند اداره نماید .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صرف&amp;zwnj; نظر از ایدئولوژی های ما ، سر انجام این واقعیت را باید قبول کرد که این ملیتها به همان نسبتی که در نفوس یا قدرت اقتصادی کشورسهیم هستند، باید از تقسیم حاکمیت نیز بهره&amp;zwnj;مند باشند. این&amp;nbsp; درک را فقط فدرالیسم می تواند به وجود بیاورد؛ زیرا! ارتباط میان ملیت های کوچک و بزرگ را متعادل نموده و یک هماهنگی و توازن بین آنها را به وجود می&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید گفت که : متاسفانه بسیاری از سیاستمداران ما که در همین شرایط یعنی میان خون و آتش رشد نموده و بقای خویش را نیز به ادامه همین چانه زنی ها وجنجال های قومی یافته اند، از فدرالیسم به خاطر خود فدرالیسم بودنش تنفر ندارند، بلکه آنرا به عنوان ابزاری برای حل مساله ملی تلقی می کنند . اعتقاد شان این است که یک چارچوب&amp;nbsp; قابل قبول و یک رهیافت مناسب، نباید بر مبنای دموکراسی و یک توافق منطقی و عادلانه و مورد پذیرش برای همة ملیت ها پیدا شود، بلکه باید پایه و احساسات و عواطف قومی داشته باشد، تا&amp;nbsp; بحران در کشور ادامه یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از علت ها همین است که سیاستمداران ما به مباحث مهمی چون عدم تمرکز و نظام فدرال کمتر به مثابه مباحث مستقل و با دیدگاه کاملاً آزاد وتعمیق دموکراسی، اداره خوب حکومت داری، توسعه موزون و پایدار کشور، تضمین بهتر وبیشتربرای برخورداری از حقوق برابر شهروندی وعدالت اجتماعی&amp;nbsp; پرداخته اند . متاسفانه همیشه محور اصلی بحث آنان از مخالف بودن ویا موافق بودن مسائل قومی، آنهم عمدتاً از دیدگاه ایدئولوژیکی یا ناسیونالیستی بوده است، نه از منظر واقعیت هایی که در کشور وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکثریت ملیت های ساکن در افغانستان، بر این باورند که نظام فدرالی مبتنی بر حق و حقوق برابرشهروندی می تواند تامین کنندهء خواسته های همهء ساکنین کشور گردد. اما تنها اندیشه مجهولی که باقی می ماند و تنها تقابلی که صورت می پذیرد همانا ایجاد توهم و ابهام گونگی چنین طرحی است که گفته می شود سیستم فدرالی پیش زمینهء تجزیه افغانستان را فراهم می آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این استدلال مجهول بیشتربه یک فالبینی شباهت دارد تا یک گفتمان سیاسی.&amp;nbsp; در هیچ کشور نظام فدرالی عاملی برای جدایی نگردیده ، برعکس همایش و یگانگی را در بستر حرمت به گوناگونی های فرهنگی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل نموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گاهی هم این اندیشه آورده می شود که ساختار ذهنی و شرایط فعلی افغانستان مجالی برای چنین سیستم آماده نیست . همایش و یگانگی ملی تنها می تواند در محور پذیری یک قدرت سیاسی متمرکز امکان یابد. برای تامین چنین وعده ای نیز بر پیشینه هایی گریزوار و گزینه وار از گواهان مبهم تاریخ دلایلی می آورند که نه ذهنیت جهان امروز در آن یافت می شود و نه عینیت کشور ما افغانستان عزیز؟!&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/786</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8952479/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8952479</guid>
      <pubDate>Sun, 19 Feb 2012 11:41:46 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>در بدخشان انتقاد از یک وکیل به چاقوکشی انجامید</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.pajhwok.com/dr/photo/154123"&gt;&lt;img class="imagecache imagecache-lead_l" title="" src="http://www.pajhwok.com/dr/affiles/imagecache/lead_l/photo/2011/8/Badakhshan.jpg" alt="" width="220" height="166" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;pre&gt;دیروز 27 جدی در بدخشان در نشستی که جامعه مدنی با نماینده های مجلس داشت&amp;nbsp;&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;بعدازسخنرانی رهبر کنگره ملی لطیف پدرام نماینده مردم بدخشان درمجلس معلم&amp;nbsp;&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;سیف الدین خان مسعول  جامعه مهدنی در بدخشان از برخی وکلا انتقاد نمود .&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;زمانکه از امان الله پیمان نام برد خشم یکی از هواداران پیمان برانگیخته شد و بالای &lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;معلم سیف الدین  و منشی این نهاد  حمله کرد هردو را زخمی ساخت . فرد مهاجیم&amp;nbsp;&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;توسط نیرو های امنیتی دست گیر و از نزد ش یک دسته چاقو بدست امد.&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;پیمان نیز این حادثه را تاید کرد ه گفت: معلم سیف الدین دران مجلس به" شخصیت من&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;تعرض کرده و باید جواب گوی باشد . از مقامات حکومتی در بدخشان نیز تقاضا نموده تا&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;معلم سیف الدین مورد بازجوی قرار گیرد.&lt;/pre&gt;
&lt;pre&gt;گزارشگر : میرزا حاجی&lt;/pre&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/785</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8934542/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8934542</guid>
      <pubDate>Thu, 16 Feb 2012 10:17:55 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخ ناموسی افغانستان  ( وردک التاریخ)</title>
      <description>&lt;div class="posttitle"&gt;&lt;a class="posttitle" style="font-family: Times New Roman,Times,serif; font-size: 18px;" href="http://khahan.persianblog.ir/post/480/"&gt;اندر تألیف فاورق الاخبار&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نویسنده: بازبین&lt;/p&gt;
&lt;div class="postcontent"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;روایت هست که بعد از اعدام بی بی مهرو و تاجگذاری عبدالقیوم خان وردکی، سردار فاروق خان یکی دو روز آرام بر مسند وزارت تفریح بکردی تا خسته گی رزم جانگداز&amp;nbsp; با این زن عشق باز و بدنام کننده قوم از تن بدر بشدی. ناگهان به تلیفون مبایل مخصوص فاروق خان که شماره آنرا چند تنی خاص از ملک همسایه پاک نیت و قبله عالم شاه شیران بداشتی ناگهان زنگ بخوردی. فاروق خان که در حال پیتو گرفتن در روز های سرد زمستان بلد کابل همی بالای کرسی وزارت بودی از جا برجستی و دست اندر کیسه نهادی و فوراً جواب بدادی. و رو به سمت ارگ تعظیم همی بنمودی گرچه هیبت بطن وی مانع خم شدن همی بشدی. و با گفتن چشم قبله عالم شاه شیران از شما اشارت همی باشد از ما نوکران به سر همی دویدن بودی.&amp;nbsp; بعد این واقعه منشی خویش را نزد خود بخواندی و بپرسیدی که آن آجندای مخصوصم را که چندی قبل سفیر کشور دوست پاک نیت همی آپدید بکردی حاضر بگردانی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;فاروق خان نگاه به آجندا انداختی و مأموریت جدیدی در آن بدیدی. "اصلاح کتب تاریخ مدارس ملک خداداد افغانستان". بعد از دیدن این فرمان جدید رئیس دیپارتمنت تاریخ و جفرافیه وزارت را نزد خویش بخواستی و از وی بپرسیدی که این ملک خداداد تاریخ هم بداشتی و بر طفلکان درس داده بشدی؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;رئیس بگفتی بلی تاریخ به طفلکان درس میدهندی و ما هم بشنویدی که این کشور تاریخ پنج هزار ساله بداشتی. ولی عمر من آنقدر نبودی که صحت و سقم این موضوع را تصدیق بتوانی بکردی. ولی کتاب تاریخی اندر گدام وزارت موجود بودی. توانیم نگاهی به آن انداختی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&amp;nbsp;قرار به آن بگذاشتندی که روز بعد کتاب تاریخ را در حضور وزارت همی حاضر بگردانی و چند اهل خبره ونقال هم از دربار صاحب رسوخان و بازرگانان این ملک حاضر بشدندی تا تاریخ این ملک اصلاح بشدی و این ملک و رعایای این ملک صاحب تاریخ همی شوندی. تا بعد از فارغ شدن از دیدن سریال حنا و تولسی شبی یک سطر تاریخ خود را بخواندی. و با آن مباهات کنندی و فخرها بفروشندی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;فردای آنروز چندین نفال خبره که هر کدام به یک بازرگان برزگ این ملک نوکری بکردی به دربار وزیر گرد همی آمدندی و کتاب تاریخی را هم از گدام وزارت از زیر یک خروار خاک وگرد بیرون بیاوردی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;منشی دربار اسامی حاضرین و نقالان را چنین روایت بکردی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;عالم الدارو فاروق خان وردک رئیس جلسه نماینده علنی قبله عالم، نماینده محسوس شرکت راکت پراکنی و نمایند همزمان نا محسوس کشور همسایه پاک. رئیس تام الااخیار جلسه. (دارای حق وتو)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;مولوی بت شکن نماینده شرکت برادران ناراضی قبله عالم معاون اول جلسه (دارای حق وتو)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;سردار تاجشاه خان نماینده شرکت وارثین پدر خلق معاون دوم جلسه (دارای حق وتو)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;رفیق زنجیر شکن نماینده شرکت ملت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;رفیق تاریخ ساز نماینده شرکت بیرق&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;آقای نقل علی نماینده شرکت همبستگی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;برادر حقساز نماینده شرکت دگرگون و آرزو&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;مولوی سیاسر ستیز نماینده شرکت اتفاق&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;انجنیر راوی قل نماینده شرکت جهنده&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;برادر فارسی نژاد نماینده شرکت شاه پور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;القصه آن کتاب تاریخ را در جلسه حاضر بگردانیدندی. خیلی کهنه و متروک بودی یکی را وظیفه بدادندی تا آنرا قرائت بنمودی و با رای اکثریت نماینده ها و یا استفاده از حق وتو آن سه برادر بزرگ مجلس کتاب تاریخ جدیدی را بنوشتی و آن قسمت های کهن و فرسوده بدرد نخوردی را حذف بکردی. &amp;nbsp;چون منشی کتاب را باز بکردی و در اول کتاب از &amp;nbsp;نام های ماضی این ملک نوشته بودی عالم الدارو مولوی بت شکن و مولوی سیاسر ستیز از شنیدن این کذب ها چنان خشم بر افروختی که حرارت اطاق در دم 39 درجه زیاد بشدی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;دوره ایران (آریانا): چون در این دوره جهالت و کفر حکم فرما بودی و نام آن دوران ایران بوده که به زبان یونانی به آن آریانا نیز همی بگفتندی و این نام همسایه غربی ما بودی که هیچ کلتور و تاریخ مشترکی با ما &amp;nbsp;نداشتی لهذا ما را ننگ باشد که دوران کفر را به تاریخ خود وصله بزدندی. همچنان سردار تاجشاه خان سندی را بیرون آوردی که نام ایران را اجدادش به شهنشاهی فارس بفروختندی وبگفتی که برسم ما ننگ هستی که&amp;nbsp; جنس فروخته شده پس همی بگرفتمی. &amp;nbsp;پس این قسمت تاریخ با وتو برادران بزرگتر مواجه بشدی و این قسمت &amp;nbsp;تاریخ کشور بگورستان تاریخ بسپردندی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;دوره خراسان: گرچه اسلام در این دوره حکم فرما بشده بودی اما سلاطین این دوره را اکثر ترکان بودندی و ترکان مربوط ترکیه هستندی و ما تاریخ افغانستان همی اصلاح نمائیم ما را با ترکان چه ربطی بودی. و خراسان نام ولایتی در کشور ایران هستی پس این دوره را هم باید بحذفیدی چون این دوره هم به افغانستان ربطی نداشتی. گرچه انجنیر راوی قل اعتراض بکردی و برادر فارسی نژاد هم از وی حمایت بکردی اما باز با وتو برادران بزرگتر مواجه بشدندی و یک قسمت دیگر تاریخ نا بکار آمد قلمداد بشدی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;دوره 1747 الی 1973 (1126- 1352 ه.ش) : چون پادشاهان و امرا این دوره&amp;nbsp; به استثنای 9 ماه همه افغانی بودندی و با کافران هندو و با انگریزان بجنگیدندی و و زمین های این ملک خداداد به همسایه ها از کیسه ملت ببخشیدندی و نام ملک را هم انگریزان به ما تحفه بدادندی پس بس مهم همی بودی. از دیگر مسائیل مهم هم این بودی که الماس کوه نور را هدیه دادندی برادر برادر را کور بساختی دوستان فرنگی امیر را مهمان بکردندی عورت بت بامیان را به توپ ببستی. مصلای هرات را سرنگون بساختی و از اهم امور هم این بود که قطی نصوار هم نقش تاریخی خود را ایفا بکردی پس بس مهم بودی و باید رعایا از این حقایق با خبر بشدندی و فخرها بفروختندی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;دوره معاصر از 1352 ه.ش. از دوران جمهوری شاهانه داوود خان چون نماینده مستقیم در جلسه حاضر نبودی و جد سردار تاجشاه خان را داوود خان از اریکه قدرت به زیر آوردی یک تذکر کوچک کافی بدانستندی و ادعا دیورند هم داوود خان در سر بداشتی ملک پاک را نیز خوش نیآمدی. که در این باب چیزی بنوشتی. به دوره خلق رسیدی آنها خانه نان و لباس وعده بداندی اما عمل نکردندی ما تاریخ وعده خلافان را ننگاریم و دویدیگر مردمان زیاد کشته بشدندی این خوشایند نباشد که طفلکان کینه طوزی بیآموختندی و بد آموزی بداشتی. کار جلسه به ششم جدی 1358 ه.ش. برسیدی اینجا جنگ میان رفیق تاریخ ساز و عده از اعضا شروع بشدی وی ادعا بکردی که خرس قطبی به کمک ما بشتافتی و ملک را آباد بکردی ولی یک تعداد دیگر ادعا بکردندی که ملک را شما به خرس قطبی بفروختی و ما جهاد همی کردی و خرس را از ملک بدر بکردی. رفیق تاریخ ساز جواب بدادی که ما تنها خرس قطبی را راه بدادمی اما شما ملک را به مار گژدم ملخ کنه موش خسک شغال ورباه کفتار و ده نوع جانور از آتازون وآمازون گرفته تا عرب و عجم وفرنگ به اجاره بدادی. &amp;nbsp;القصه با رو گشتاندن انجنیر راوی قل از رفیقان هردو رفیق را از جلسه بدر انداختندی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&amp;nbsp;و قصه رسید به سنه 1371ه.ش. بر سر نوشتن تاریخ این قسمت. چنان آقایان نقل علی، حقساز، فارسی نژاد، مولوی سیاسرستیز، راوی قل و جناب وردک به سر و کله هم بزدندی که ناگهان مولوی بت شکن از سمت جنوب اطاق با شلاق خویش وادار به راندن و خاموش ساختن اینها بشدی که فارسی نژاد به ملک فارس فرار بکردی حقسازبه گوشه یی از اطاق دست به مقاومت بزدی و راوی قل راهی ترکستان بشدی مولوی سیاسرستیز هم به حقسازپناه ببردی و نقل علی هم به کوه پایه های کوه بابا و هندوکش سرگردان بشدی. همین بود که موضوع مقاومت و جهاد هم از تاریخ زدوده بشدی و افتخاری و حقایقی به&amp;nbsp; تاریخ لازم به نگاشتن نبودی چون این موضوع به وحدت ملی زیان ها برساندی. پس هرچه از کشته پشته ها درین ملک ساخته بشدی کابل به ویرانه مبدل بشدی و ناکستان های شمالی به خاکسترستان مبدل بشدی و بت بامیان به سنگریزه مبدل شدی و به یکاولنگ نسل کشی بشدی و هزاران حقایق دیگر به زباله دان وزارت معارف بسپردندی چون به صلاح این شرکت ها و بازرگانان نبودی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;پس تاریخ جدید این ملک به &amp;nbsp;225 سال &amp;nbsp;از 1747 الی 1972 و از این ده سال قبله عالم شاه شیران فقط به&amp;nbsp; قانون اساسی جدید و لویه جرگه بابای ملت بسنده شدی، نگاشته بشدی و طفلکان هم از کار مشق 5000 سال آسوده گشتی و سر کاتب، غبار و فرهنگ یکبار دیگر در قبر به سنگ لحد بخوردی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;span style="color: #003366; font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&amp;nbsp;این بود تاریخ حقیقی ملک خداداد افغانستان و به نام فاروق الاخبار مسمی گشتی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;برگرفته: از تارگا خاهان&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/782</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8912481/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8912481</guid>
      <pubDate>Sun, 12 Feb 2012 19:25:15 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>اندر باب بی بی مهرو و پوهاند عبدالقیوم وردک</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;در سنه 1390 ه. ش در قلمرو شاه شیران قبله عالم حامدشاه خان کرزی که در دربار او وزیران و مستشارهای عاقل، عالم، بادرایت و دوراندیش زیاد بودی که&amp;nbsp; یکی وزیری بودی اندر طایفه همیشه مقرب دربارها یعنی وردک، که نرده های ترقی را به سرعت باد طی بکردی و مقرب خاص و همدم یاور مخصوص قبله عالم بشدی. او را فاروق خان وردک نامیدندی. وی که گویند سر رشته در دارو شناسی بداشتی و این علم را از کشور همیشه دوست همسایه شرقی که در شبانه روز هشتادو شش هزارو چهارصد بار از روی پاکی&amp;nbsp; و خلوص نیت الطاف خیر به ملک خداداد حامدشاه خان مینمایندی، در آن دیار مهارت در این رشته را بیاموختی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;قبله عالم هم از روی نمک شناسی و ارادتی که به آن کشور همسایه دارد و ایمان خاص به دارالعلوم ها و دستپروده های آن دیار دارد با یک تصمیم دوراندیشانه عاقلانه وبا استخاره ملاهای آی اس آی فاروق خان را محرم راز و سمت وزارت معارف بدادی. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;فاروق خان هم از آنجائیکه دارو شناس بودی و با تأثیر و خواص داروها آشنا بودی قسم به ردا قبله عالم بخوردی که از تمام فنونی را که در دارالعلوم های ملک پاک بیآموختی برای مداوای طفلکان و مدارس این دیار بکار خواهد بردی و به شکل مرسوم در عنعنه قبیله وی خویش کتب و مدارس را نظم خواهد دادی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;در نخست نام سیاسران را از کتب طفلکان حذف بکردی و بگفتا که طفلکان را نشاید که در هنگام سبق آموختن نام ننگ ناموس وسیاسران را به زبان بیاورندی. میلیون ها درهم اتازونی را که دوستان نصرانی قبله عالم به این دارالاسلام ذکات بداندی صرف اصلاح این کتب بشدندی. بلاخره کتب طفلکان به رسم و عنعنه قبیلوی مطابقت بکردی. از این خرد وی دیگر وزیران و وکیلان حیرت ها بکردندی و تشویق ها&amp;nbsp; این وزیر داروساز را بکردندی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;بعداً این وزیر نظر به کتب ادبیات دری انداختی و بگفتا که چرا در این کتب از شاعران فارسی زبان بنوشتندی. ما از خود ننگ و ناموس بداشتمی و ما را نشاید که مفاخر همسایه غربی که با ما نه لسان مشترک دارد و نه کلتور مشترک و نه هیستوری مشترک. باز رو به امیر خزانه بنمودی که او هم روزی طالب العلم در همان دارالعلوم های ملک پاک بودی. گقت صلاح&amp;nbsp; مایان را نباشد که اندر کتب طفلکان مدح این همه بیگانگان بنوشتندی و این به صلاح وحدت قبیلوی&amp;nbsp; نبودی. ما را از خود ننگ و غیرت همی بودی. امیر خزانه گفت که این از اهم امور بودی و ما را در خزانه درهم های اتازونی زیاد برای زدودن لکه ننگ وعار موجود بودی. باز درهم های اتازونی امیر خزانه به وزیر وردک بدادی&amp;nbsp; و کتب جدید ادبیات دری را توسط هئیت تألیف و ترجمه نا دری زبان ها اصلاح بنمودی. و نام و آثار تمام بیگانه های فارسی زبان را از آن بیرون بکردی. باز هم دیگر وزیران و وکیلان به درایت این وزیر احسن بگفتندی و از این خرد بیهوش شدندی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;القصه روزی این وزیر در دربار خود متوجه بشدی که مدرسه ایست در بلد کابل که در آن طفلکان سیاسر سبق آموختندی. نام این مدرسه از سنه های ماضی بی بی مهرو بودی. وزیر که این نام را خلاف عرف و رسم قبیله دانستی سوال بکردی که این بی بی مهرو کی باشد و چرا مدرسه یی به قرب ما&amp;nbsp; به نام یک سیاسر بگذاشتندی. بعد معلوم شدی که در روزگار ماضی این بی بی مهرو در بلد کابل یک داستان عشقی هم بداشته بودی پس این نام را باید در جاه بحذفیدی تا دامن قبیله را از لکه ننگ پاک بکردی. وزیر دانا در جا بفرمودی که&amp;nbsp; با این نام منحوث مؤنث آینده طفلکان را خراب بشدندی. پس تصمیم بگرفتی که نام&amp;nbsp; یکی از نزدیکان نرینه اش را به آن مدرسه اطلاق ینمودی که هم طفلکان را آینده تربیت خوب قبیله بشوندی و هم این نام از این طفلکان سیاسر مواظبت بنمودی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;و همین بود که بی بی مهرو را معدوم بساختندی و آن مدرسه را لیسه نسوان پوهاند عبدالقیوم وردک نام بنهادندی.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: large; font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;بازبین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/781</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8912234/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8912234</guid>
      <pubDate>Sun, 12 Feb 2012 18:44:27 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بی بی مهرو: و در فرجام چرا؟</title>
      <description>&lt;h2 class="contentheading"&gt;بی بی مهرو: و در فرجام چرا؟&lt;/h2&gt;
&lt;div class="article-toolswrap"&gt;
&lt;div class="article-tools clearfix"&gt;
&lt;div class="article-meta"&gt;&lt;span class="createby"&gt;صبور سیاه سنگ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="buttonheading"&gt;&lt;a title="فرستادن به ایمیل" href="http://www.msmpress.com/index.php?option=com_mailto&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;link=aHR0cDovL3d3dy5tc21wcmVzcy5jb20vaW5kZXgucGhwP29wdGlvbj1jb21fY29udGVudCZ2aWV3PWFydGljbGUmaWQ9MTA2NzoyMDEyLTAyLTA1LTA3LTU2LTA1JmNhdGlkPTc6YW5hbHl0aWNzJkl0ZW1pZD02Nw=="&gt;&lt;span&gt;&lt;a title="چاپ" href="http://www.msmpress.com/index.php?view=article&amp;amp;catid=7%3Aanalytics&amp;amp;id=1067%3A2012-02-05-07-56-05&amp;amp;tmpl=component&amp;amp;print=1&amp;amp;layout=default&amp;amp;page=&amp;amp;option=com_content&amp;amp;Itemid=67" rel="nofollow"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="article-content"&gt;
&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://www.msmpress.com/images/stories/faroqwardak_mullahomar.jpg" alt="" width="314" height="235" align="left" border="0" /&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;میگویند: آقای عبدالکریم خرم وزیر (پیشین) فرهنگ افغانستان، یکی از کاراته بازهای شناخته شده کابل را نزد خود خواسته بود. ورزشکار دوراندیش در خانه پنهان شد و به دیدار آقای خرم نرفت. پرسیدند: آیا بـا وجـود داشتن کـمربند سیاه از وزیر فرهنگ میترسی؟ پاسخ داد: من از وزیر فرهنگ نمیترسم، از "فرهنگ" وزیر میترسم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;اگر یادواره بالا شوخی هم باشد؛ به غبار تازه ترین کار دکتور غلام فاروق وردک وزیر معارف افغانستان نمیرسد. با دریغ، از "معارف" این وزیر، بیشتر از "فرهنگ" آن وزیر باید ترسید. دستور خرم از آستان "دانشگاه" و "دانشجو" فراتر نرفت، ولی فرمان دکتور وردک نام و نشان دوصد و چند ساله آزاده بانویی را از سر دروازه "لیسه نسوان بی بی مهرو" پایین افگنده و نوزادی به نام "پوهاند عبدالقیوم وردک" را به جایش نشانده است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;فاروق وردک پنجاه و سه ساله از آگاهترین آدمهای روزگار است. نامبرده افزون بر رشته های فارمسی و انگلیسی، در ندانستن زبانهای پشتو و فارسی نیز دکترا دارد. اگر میگویید، ندارد، میتوانید روآورید به تازه ترین گفتگویش با مجاهد کاکر گزارشگر تلویزیون "طلوع"، به ویژه آنجا که میگوید: "فامیده نمیتانیم ولی کامن سنس ما و شما که اپلای کنیم، فامیده میتانیم." خوب! او وزیر معارف نشود، چه کسی شود؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;گذشته ازینها، تلاش برای کشتن "بی بی مهرو" از سوی وزیر معارف نمیتواند ناآگاهانه باشد. در این گزینه ننگین پنج رسوایی بهم تاب میخورند زن ستیزی، زبان ستیزی، تاریخ ستیزی، باهمی ستیزی و ارزش ستیزی در روزگار کنونی سر آدم را باید مار گزیده باشد تا بر هستی بانویی که تاریخ دو سده پسین نه بر گوشه چادر، بلکه بر جاودانگی چهره اش نگاشته شده، چلیپا بکشد و به رویش نام آقایی را بنویسد، آنهم آقای گمنامی که شناسنامه کوتاهش با رتبه "پوهاند" آغاز میشود و با جغرافیای "وردک" پایان مییابد گیریم "پوهاند وردک" بودن، یگانه سنجه نشستن (یا نشاندن؟) به جای "بی بی مهرو" بوده باشد، چرا وزیر معارف &amp;ndash; اگر زن ستیز نیست &amp;ndash; نام "دکتور معصومه عصمتی وردک" را آنجا ننوشت؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;آیا این بانوی اندیشمند فعال اجتماعی، شخصیت سیاسی و پژوهشگر دارای برترین جایگاه اکادمیک فوق لیسانس در رشته "آموزش و پرورش" &amp;ndash; از نشنل کالج آف ایجوکیشن/ شیکاگو &amp;ndash; نبود؟ مگر بیشتر از چهل و چهار سال یکی از پیشگامترین زنان افغانستان در گستره های تعلیم و تربیت، نهضت نسوان، ادبیات، اقتصاد، رسانه ها به شمار نمیرفت؟ آیا هفت کتاب به سه زبان ننوشت؟ و افزون بر همه، مگر از وردک نیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;چرا وزیر معارف &amp;ndash; اگر زبان ستیز نیست &amp;ndash; یکی از لیسه های "نازو انا"، "شیرین عینو"، "ملالی" یا "زرغونه" را به جای "بی بی مهرو" نشانه نگرفت؟ برای آنکه همه نامها نه تنها پشتو اند، بلکه "تخیلی" نیز؟ بگذریم ازاینکه ملالی میوند، نازو ابدالی و عینو پنجوایی وجود خارجی ندارند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;چرا وزیر معارف &amp;ndash; اگر تاریخ ستیز نیست &amp;ndash; لیسه های "رحمان بابا"، "خوشحالخان ختک" یا "پیر روشان" را به جای "بی بی مهرو" به قربانگاه نفرستاد؟ آیا او نمیدانست که یکی ازین سه نام سترگ و ارجناک نه پیشوند "پوهاند" دارد و نه پسوند "وردک"؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;چرا وزیر معارف &amp;ndash; اگر باهمی ستیز نیست &amp;ndash; در شب و روز اینهمه آشوبزده که باشندگان افغانستان با هزار دلهره در کنار همدیگر چشم به آشفتگی سرنوشت خویش دوخته اند، به جای ساختن یک مکتب تازه و "لیسه نسوان پوهاند عبدالقیوم وردک" نامیدنش، آرامترین و بیدردسرترین گوشه کابل (منطقه بی بی مهرو) را انبار باروت میگرداند تا سپس آن را رندانه با کبریت آشنا سازد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large; color: #0000ff;"&gt;و در فرجام، چرا وزیر معارف &amp;ndash; اگر ارزش ستیز نیست &amp;ndash; بر گرده "معارف" لگد میزند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/780</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8901124/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8901124</guid>
      <pubDate>Fri, 10 Feb 2012 18:37:05 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>به ادامه اعمال فاشیستی</title>
      <description>&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;strong class="on"&gt;نبیل مسکینیار زبان خانم بهار سعید را درتلویزنش بست&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span style="color: #336699;"&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="cartouche"&gt;
&lt;div class="fb_modeles fb_like"&gt;&lt;noscript&gt;&amp;lt; div class="fb_modeles fb_messagejsabsent"&amp;gt;Le javascript est inactif sur votre navigateur. Certaines fonctionnalités de cet outil seront inactives ...&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt; iframe src="http://www.facebook.com/plugins/like.php?locale=fa_FA&amp;amp;href=http%253A%252F%252Fkabulpress.org%252Fmy%252Fspip.php%253Farticle97809&amp;amp;send=true&amp;amp;layout=standard&amp;amp;width=490&amp;amp;height=80&amp;amp;show_faces=true&amp;amp;action=like&amp;amp;font=lucida%20grande&amp;amp;colorscheme=light" scrolling="no" frameborder="0" style="border:none; overflow:hidden; width:490px; height:80px;" allowTransparency="true"&amp;gt;&amp;lt;&lt;/noscript&gt;خبرهای رسیده از تلویزیون آریانای امریکایی&amp;nbsp; به مدیریت آقای نبیل غمین مسکینیار حاکی از آن است که خانم بهار سعید شاعره معروف وشناخته شدهء زبان فارسی ازپخش ونشربرنامه های ادبی وشعری منع شده است. ظاهرا نبیل غمین مسکینیار برای توجیه این عمل فاشیستی خویش شب قبل گفت که خانم بهار سعید خودش از نشر برنامه هایش معذرت خواسته است زیرا میان پالیسی نشراتی وخواست خانم بهارسعید تفاوت نظر موجود بود. به گفتهء نبیل غمین مسکینیار جرم خانم بهار سعید استفادهء وی ازکلمات نامأنوس فارسی است که برای بیننده گان ومخاطبان اوغان&amp;nbsp; این تلویزیون نا آنشا می باشد.&lt;br /&gt;اینکه پالیسی نشراتی این تلویزیون مزخرف چه میباشد تاهنوز معلوم نیست ولی حدس زده میشود که پالیسی نشراتی آقای نبیل مسکین یار همان پالیسی است که چندسال قبل آنرا کریم خرم وزیر بی فرهنگ اطلاعات وفرهنگ به منصهء اجرا گذاشته بود که درآن به عوض واژه های اصیل فارسی کلمات مختلط ونا مفهوم اوغانی را به نام ترمینالوژی ملی وارد زبان نوشتاری وگفتاری خبرنگاران وروزنامه نگاران ساخته بود.&lt;br /&gt;این عمل آقای خرم بی فرهنگ واکنش های شدید فرهنگیان اوغان وغیر اوغان را درسطح بین المللی درقبال داشت تا آنجا که آقای دکتور مجاور احمد زیارزبان شناس زبان پشتو نیز ازین تصمیم فاشیستی نکوهش بعمل آورد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="surlignable"&gt;
&lt;div class="crayon article-texte-97809 texte entry-content"&gt;
&lt;p&gt;حساسیت اوغانهای بی فرهنگ قبیله چه درانی وچه غلجایی چه اخوانی چه خلقی چه مائوویست چه نکتایی دار چه بی نکتایی دربرابر زبان اصیل فارسی سابقهء دیرینه دارد. قلمچه های مزدور ونازنهای بدنامی&amp;nbsp; مانند ملالی نظام بیسواد از دیرزمانی بدینسو برای قطع نمودن روابط فرهنگی وزبانی فارسی زبانهای افغانستانی با همزبانانشان خارج از مرزهای تعین شده&amp;nbsp; جغرافیوی کنونی مصروف نوشتن چرندیاتی هستندکه باخواندن آن نوع مقالات به اصطلاح معروف حتی خررا به خنده میاورند. واما برای یکجا شدن اوغانهای پاکستانی گریبان پاره میکنند وسایتهای بنام اوغانهای لر وبر ایجاد نموده وبرای تغیر نقشهء جغرافیای منطقه روز وشب در تلاش میباشند. &lt;br /&gt;در افغانستان فارسی ظاهر خوانی همان فارسی است که دست اندرکاران بی فرهنگ اوغان مانند ولی نوری وملالی نظام وغیره خواهان احیای آن بوده وبرای قیچی نمودن ودرنهایت کشتن زبان فارسی&amp;nbsp; ازهیچ ترفندی دریغ نمی ورزند.&lt;br /&gt;گاه زبان فارسی رابحیث زبان دری زبان اقلیت قومی عنوان نموده وگاهی هم آنرا با اصطلاحات من درآوردی مزدوج میسازند. اما چیز جاللبی که آنرا مسکین آزار به زبان راند این بود که گویا خانم بهارسعید ضد زبان عربی است وزبان عربی زبان قرآن میباشد.البته ترفند استفاده از احساسات مذهبی چند جاهل اوغان ویخن پاره چیز&amp;nbsp; جدیدی نیست. اوغانها با وصف اینکه چندان ایمان محکمی به خداو وقرآن ندارند ولی هرباری که دیده اند بیداری ملتها سبب کشف حقایق گردیده وطشت رسوایی شان ازبام به زمین می افتد به جان دین ومذهب می چسپند وحامیان پر وپاقرص دین وقرآن میگردند. این بازی را تنهانبیل&amp;nbsp; مسکین آزار نه بلگه اسلاف واجداد خدا نیامرز ایشان نیز براین ملت روا داشته اند. قتل عام هزاره ها ونورستانی ها در زمان عبدالرحمن جلاد به بهانهء دین ستیزی براه افتید که گویا مردم نورستان کافران بودند وهزاره ها هم شیعه .&lt;/p&gt;
&lt;dl class="spip_document_12045 spip_documents spip_documents_center"&gt;&lt;dt&gt;نبیل غمین مسکینیار مشهور به مسکین آزار اکنون در امریکا صاحب تلویزیون شحصی است که به هیچ صورتی برنامه های تولیدی خود کفا ومعیاری نداشته آنطوریکه خودش باری اظهار داشت : این تلویزن من است هرطوری که بخواهم آنرا می چلانم. هرکی را بخواهم به آسمان می کشم وهرکی را بخواهم به زمین میزنم&amp;rsquo;&amp;rsquo;&amp;nbsp; ماهم میگوئیم مبارک تان باد! اما فراموش نفرمائید که این روش فاشیستی وزن ستیزانهء تان درمقابل یکی از شناخته ترین شاعران زبان فارسی بحیث&amp;nbsp; لکهء ننگ&amp;nbsp; درتاریخ ننگین شما باقی می ماند.&lt;/dt&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;object id="swfproxy" style="left: -30px; top: 0px; position: absolute;" width="1" height="1" data="http://l.yimg.com/pb/webplayer/0.9.23/flash/swfproxy.swf" type="application/x-shockwave-flash"&gt;&lt;param name="_cx" value="26" /&gt;&lt;param name="_cy" value="26" /&gt;&lt;param name="FlashVars" value="onLoad=YAHOO.mediaplayer.SWFProxy.onLoad&amp;amp;rhappcode=yahoooffnet" /&gt;&lt;param name="Movie" value="http://l.yimg.com/pb/webplayer/0.9.23/flash/swfproxy.swf" /&gt;&lt;param name="Src" value="http://l.yimg.com/pb/webplayer/0.9.23/flash/swfproxy.swf" /&gt;&lt;param name="WMode" value="Window" /&gt;&lt;param name="Play" value="-1" /&gt;&lt;param name="Loop" value="-1" /&gt;&lt;param name="Quality" value="High" /&gt;&lt;param name="SAlign" value="" /&gt;&lt;param name="Menu" value="-1" /&gt;&lt;param name="Base" value="" /&gt;&lt;param name="AllowScriptAccess" value="always" /&gt;&lt;param name="Scale" value="ShowAll" /&gt;&lt;param name="DeviceFont" value="0" /&gt;&lt;param name="EmbedMovie" value="0" /&gt;&lt;param name="BGColor" value="" /&gt;&lt;param name="SWRemote" value="" /&gt;&lt;param name="MovieData" value="" /&gt;&lt;param name="SeamlessTabbing" value="1" /&gt;&lt;param name="Profile" value="0" /&gt;&lt;param name="ProfileAddress" value="" /&gt;&lt;param name="ProfilePort" value="0" /&gt;&lt;param name="AllowNetworking" value="all" /&gt;&lt;param name="AllowFullScreen" value="false" /&gt;&lt;param name="allowScriptAccess" value="always" /&gt;&lt;param name="allowNetworking" value="all" /&gt;&lt;param name="flashvars" value="onLoad=YAHOO.mediaplayer.SWFProxy.onLoad&amp;amp;rhappcode=yahoooffnet" /&gt;&lt;param name="src" value="http://l.yimg.com/pb/webplayer/0.9.23/flash/swfproxy.swf" /&gt;&lt;/object&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/779</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8891577/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8891577</guid>
      <pubDate>Thu, 09 Feb 2012 06:39:39 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>پشتون نیزه سازی به وردکیزه سازی انجامید</title>
      <description>&lt;div id="widditFloatingSettings" style="left: 0px; width: 50px; height: 26px; bottom: 0px; padding-left: 10px; display: none; position: fixed !important; z-index: 9999999; cursor: pointer;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;دیرباوری رهبران سیاسی٬ خوشباوری مردم و جسارت حکومتگران قبیله سالار&lt;/p&gt;
&lt;div class="article-tools clearfix"&gt;&lt;dl class="article-info clearfix"&gt;&lt;dd class="createdby"&gt;احمد بهار چوپان&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class="article-content"&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;"&gt;&lt;img style="margin: 4px; float: left;" src="https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash4/419063_312785392101496_100001101134114_868800_1281436651_n.jpg" alt="" width="260" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 10pt;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;عملکرد یا &amp;laquo; ریفورم&amp;raquo; اخیری که از سوی وزیر معارف یعنی &amp;laquo; مجمع العلوم و مطلع الفنون&amp;raquo; ساختار مافیایی قدرت فاروق وردک با تغییر نام لیسهء نسوان بی بی مهرو به نام شخص گمنامی از وردک به اجرا گذاشته شد اگرچه در ظاهر خنده آورمی نماید اما به قول جناب وزیر معارف اگر &amp;laquo;کامن سنس &amp;raquo; مانرا اپلای کنیم &amp;laquo; یعنی از دریچه عقل دورنگر &amp;raquo; به این اتفاق بنگریم آنگاه نه تنها که متاسف و متاثر میشویم که باید این عمل تکانه ء باشد برای برانگیختن رهبران سیاسی دیرباور غیرپشتون و مردم خوشباوری که با آقای وزیر شراکت قومی و زبانی ندارند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در ظاهر امر اتفاق کوچکی می نماید؛ نامی را در عوض نامی دگر انتخاب و برسر دروازه مکتبی آویخته اند... سابقه هم دارد. مکتب لیسهء که من در آن درس خوانده ام سالها بنام غلام حیدرخان چرخی مسما بود بعد شد صبور شهید... اما دوباره غلام حیدرخان چرخی جای آن صبورشهید را گرفت... لیسهء نادریه به عمر شهید و ...وجه تمایز و نکتهء قابل ترس و توجه در مورد انتخاب فاروق وردک اینست که اگر در نمونه های بالا رویکرد حزبی و ظاهرا مردمی نقش داشت در مورد حادثهء اخیرنیتی&amp;nbsp; که در عقب تغییرنام لیسهء نسوان بی بی مهرو نهفته است متاثراز خوی دگر ستیزی و تمامیت خواهی است که از یکسو برخوردار از پیشینه و پشتوانهء تاریخی که شخصیت عقده مندی مثل &amp;laquo; محمد گل مومند&amp;raquo; به عنوان پیشاهنگ نابود سازی نشانه های هویت تاریخی و فرهنگی غیرپشتون ها را برای اقدامات خصمانه اش در تغییر نام &amp;laquo;بلخ &amp;raquo; به &amp;laquo; اشپوله&amp;raquo; و &amp;laquo; سبزوار &amp;raquo; به &amp;laquo; شیندند&amp;raquo; معرفی می دارد و از دیگر سو امکانات وسیع مادی و غیر مادی برای جااندازی این مضحکه بیشتر از آن پیمانه ایست که در اختیار محمدگل مومند بود بنا این رخداد را ضمن اینکه باید پیوسته به آن سناریوی تاریخی مطالعه کنیم نتجه اشرا تنها همان ندانیم که می بینم یعنی نامی در عوض نامی. زیرا نفس عمل هوشداریست برای آنانی که به ساده انگاری عادت نکرده اند و با خویشتن راستین تاریخی و فرهنگی نه بریده اند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;تراشیدن سنگ قبر رابعه بلخی همان و زدودن نام بی بی مهرو همین؛همه در راستای یک&amp;nbsp; هدف براندازی و نابود سازی نماد ها و نشانه های فرهنگ و هویت حضور تاریخی غیرپشتون ها. پیگیری آهسته ولی پیوستهء اینگونه سیاست های التهاب آفرین و تنش زا همانا محل دقت و توجه و جای سوال و پرخاش دارد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در ده سال گذشته دار و دستهء برسراقتدار هرچه کجرفتاری و بد رفتاری کردند به همان اندازه از جانب شریکان شان در قدرت سیاسی و گروه های اپوزسیون منفعل کرنش و خاموشی دیدند. به هرپیمانه که کرزی و تیم فاسد همراهش از در زور گویی و قانون ستیزی به میدان انحصارگری قدم گذاشتند از اینطرف عقب نشینی و&amp;laquo; قناعت &amp;raquo; و &amp;laquo;خود گذری &amp;raquo; بخاطر منافع و مصالح ملی دیدند... این ماجرا بسیار پیشتر از امروز از درون خیمه ی لویه جرگه٬جایی که تیم تمامیت خواه موفق شد برسرحریفان سیاسی اش شیره بمالد و سیستم ناکارآمد ریاستی را تصویب کند و با وقاحت به قانون اساسی دست برد زند آغاز شده با فارسی ستیزی هم ادامه می یابد! حالا چه واٰژه دانشگاه و دانشکده و بازرگان مورد خشم باشد یا نام زن فرهیخته یی چو بی بی مهرو٬ هدف کلیت هستی فرهنگی و هویت جمعی ماست آنهم در سایهء قانون اساسی و ماده های چون &amp;laquo;مصطلحات ملی حفظ شود&amp;raquo; و &amp;laquo; سرود ملی افغانستان باید بزبان پشتو باشد&amp;raquo;! اینجا سالهاست بما میگویند هرچه پشتوست ملی است و نه غیرآن! اتن ملی است برای آنکه رسم مردم پشتون است! سرود ملی است اگر پشتو است! شخصیت ها ملی اند اگر پشتون اند و... در غیرآن حتی سنگ قبر شان باید نابود شود. از اینسوی اما نوعی تسلیم طلبی و بی اعتنایی در میان نخبگان و اختیار داران غیرپشتون جاافتاده گشته و همین بستریست که جسارت تیم فاسد حاکم برآن فربه می شود. وقتی پس از سالها تو سری خوردن و از حقوق حقه محروم شدن حاج آقای محقق به عنوان رهبربدنه ی بزرگی از مردم بومی آن سرزمین &amp;laquo; به خط امان &amp;raquo; ی از کرزی دل خوش می کند و آنهم برای ۵ سال تیم حاکم جسور نشود کی شود؟ خط امانی که در عالم واقعیت بی ارزشتر از قباله روباه است و ۵ روز هم اعتبار حقوقی ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;وقتی جمعی از جوانان دانشگاهی که هویت و فرهنگ شانرا درمعرض نابود شوی تدریجی و روشمند به بهانه ی &amp;laquo; مصطلاحات &amp;raquo; ملی حفظ شود٬ می بینند و دست به دامان بزرگ خویش که روزگاری چین پیشانی اش خواب شب کرزی را حرام میکرد٬ میشوند و او با گفتن این گپ های خرد و ریزه قابل تشویش نیست بروید درس خویشرا بخوانید٬ آب سردی روی دست شان میریزد آنگاه قبیله جسور نشود کی شود؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;درمجلس ملی یا پارلمان جای که باید مسایل حل نا شده راه حل بیابند و سوالات بیجواب مانده در طی تاریخ جواب بیابند جلوتصویب لایحه و مصوبه ء دانشگاه ها و موسسات تحصیلات عالی به بهانه وحدت و مصطلحات ملی گرفته میشود و جناب رییس پارلمان حق طلبان و دل بستگان به فرهنگ و هویت راستین را وادار به خاموشی میسازد تا نشود که &amp;laquo; وحدت ملی &amp;raquo; خیالی خدشه دار شود..&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif; font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;حالا هم نالش و ناراحتی&amp;nbsp; چند تا فرهنگی و فرهنگ دوست و یا راه پیمایی گروهی از عدالتخواهان تا به یک حرکت هوشمندانه و کانالیزه و همگانی&amp;nbsp; مبدل نشود تغییری در تصمیم وردک که واک دار همه چیز کشور است رونما نخواهد شد... و اگر به همین منوال ادامه یابد شاهد روزگاری خواهیم بود که وزارت کلتور قبیله به بهانه هویت اوغانی و وحدت ملی حتی در گزینش نام برای فرزندان مان دخالت کند و نام های مثل رستم٬ سهراب٬ فریدون٬ بیژن٬ منیژه٬ کاوه٬ رودابه٬ تهمینه٬ سودابه٬ فرامرز٬ سیاوش٬ کاوس٬ بختیار٬ بهرام٬ و اینها را نام های ایرانی گفته برای صاحبانش شناسنامه صادر ننماید و صد نوع کارشکنی دیگر... و امان از دست سیاسیون &amp;laquo; دیرباور&amp;raquo; و مردم &amp;laquo; خوشباور&amp;raquo; غیراوغان که تا آنروز نیاید به این حرف های من نیز خشم خواهند گرفته که مصلحت ملی و وحدت ملی را در نظر نداری ... آقایون! سروران من ما هویت و فرهنگ و هستی ما در معرض تهدید برهنه و روزمره است و شما را غم آن مفاهیمی گرفته که متاسفانه در اجتماع ما به مفهوم واقعی کلمه وجود ندارند&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/778</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8887716/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8887716</guid>
      <pubDate>Wed, 08 Feb 2012 12:35:03 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فرصت طلایی برای طرح فدرالیزم در افغانستان</title>
      <description>&lt;div class="article-lead DefaultFloat"&gt;&lt;a title="فرصت طلایی برای طرح و حمایت از فدرالیزم در افغانستان" href="http://urozgan.org/Binary/UploadedFiles/2012-02-01/jebxfdhkvn_new%20writer.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img class="article-lead DefaultFloat" src="http://urozgan.org/Binary/UploadedFiles/2012-02-01/jebxfdhkvn_new%20writer.jpg" alt="فرصت طلایی برای طرح و حمایت از فدرالیزم در افغانستان" width="160" height="120" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;p class="article-lead NotDefaultFloat"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id="article-body" class="article-body DefaultFloat"&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;(بمب فدرالیزم در افغانستان باید منفجر شود)&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;اشاره&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;em&gt;: پیش از آنکه نشست جبهه ملی با چند تن از اعضای کانگرس ایالات متحده امریکا خشم فاشیست های ارگ و حلقات مرتبط با آن را برانگیزد، مقالات زیادی در خصوص ناکامی ماموریت نیروهای غربی و دولت فاسد افغانستان در رسانه های خارجی نشر شده و به کرات از سیستم متمرکز فعلی انتقاد صورت گرفته است. حالا دنیای غرب در سر دوراهی تصمیم گیری در باره افغانستان مواجه است. چندی از تجزیه غیر رسمی افغانستان به شمال و جنوب حرف می زنند، چندی از تغییر نظام متمرکز فعلی و پذیرش سیستم فدرال و چندی هم از یک نظام فوق العاده فدرال و چندی هم از خروج بدون قید شرط نیروهای غربی به دلیل عدم موفقیت در کشوری با خصوصیات قرن سیزده ای و بیهوده بودن تلاش ها. اما هرچه هست، زمان زمان مناسبی برای طرح سیستم فدرال و حمایت از آن در قالب همایش های بزرگ ملی و تلاش های سیاسی نخبه گان اقوام غیر پشتون است، زیرا این داعیه با زمزمه همراهی کشورهای غربی نیز متقارن است و اگر فاشیست ها چندی را تطمیع و چندی را تحمیق نکنند، نتیجه ای در پی خواهد داشت که به نفع تمام مردم افغانستان خواهد بود.&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;نظام متمرکز فعلی که اختیارات شاهانه به رییس جمهور داده به چند دلیل به وجود آمد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;1. ترس از حاکمیت جنگ سالاران در ولایات کلیدی و تفویض اختیارات فوق العاده به مرکز جهت به انقیاد درآوردن حکومت های محلی متمرد. البته، بسیاری ها حکومت مرکزی قوی را با تفویض اختیارات زیاد به دست یک نفر - رییس جمهور- اشتباه گرفتند، و فکر نکردند که حکومت مرکزی قوی در دست داشتن اختیارات شاهانه در دست رییس جمهور نیست، بلکه دردرجه مشروعیت نظام، حسابدهی و حکومتداری خوب نهفته است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;این مورد به عنوان بهانه ای، از قانون اساسی ظاهرا دموکراتیک افغانستان، چیزی مثل یک شاهی مشروطه به بار آورده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;2. تکنوکرات های پشتون که به جای طالبان در جایگاه نمایندگی از پشتون ها قرار گرفته بودند، از نظام متمرکز با تمام توان حمایت کردند و ذهنیت خارجی ها را دستکاری کردند و آن هم به چند دلیل:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;الف: اعاده قدرت به پشتون ها&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;ب: به حاشیه راندن دیگران از لایه های اصلی قدرت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;ج: کنترول مقدرات سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی کشور&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;در مورد اول نظام ناکام مانده است؛ جنگ سالاری در ننگرهار به نام بلدوزر و جنگ سالار دیگری در بلخ به نام استاد (؟) عطا محمد نور بر گرده مردم سوار است، اگرچه با کمک های هنگفت و در آمدهای ولایتی، ظاهرا بازسازی صورت گرفته و امنیت نسبت به شهرهای دیگر خوب است. اما در کل، نه تنها خطر جنگ سالاران مرفوع نشده است که خود حکومت در بسیاری مناطق به احیای جنگ سالاران جدید برای اهداف جدید پرداخته است. اسماعیل خان و جنرال دوستم اگرچه در پایگاه های سنتی خود مقام رسمی ندارند، اما هروقت بخواهند، برمی گردند و اعمال قدرت و نفوذ می توانند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;در مورد دوم موفقیت چشمگیری برای پشتون ها در پی داشته است. هم قدرت به پشتون ها اعاده شده، هم بخش بزرگی از "دیگران" از قدرت بیرون رانده شده اند، از جمله و اول از همه هزاره ها. هم کنترول مقدرات سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی کشور به دست پشتون ها افتاده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;در یک نظام متمرکز پشتون ها همیشه در راس هرم قدرت سیاسی قرار خواهند گرفت و آنهم به چند دلیل:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;1. حمایت جامعه جهانی از رییس جمهور شدن یک پشتون به خاطر راضی نگهداشتن شوونیست های پشتون (طالبان) در دو طرف مرز.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;2. مهار کردن تبلیغات پاکستان که از طالبان به عنوان ابزار سیاسی استفاده می کند و آن ها را به بهانه ضایع شدن حق پشتون ها علیه حکومت افغانستان تحریک می کند. با رییس جمهور شدن یک پشتون، این حربه از دست پاکستان تا اندازه ای ربوده می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;3. اقوام غیر پشتون به علت اعتماد شکنی تاجیک ها در یک جبهه گرد هم آمده نمی توانند و اگر بیایند بازهم به دلیل عدم اعتماد به نسل کنونی سیاستمداران تاجیک و دست کم پنداشتن ازبیک ها و هزاره ها، ایتلاف دوامدار و محکم &amp;nbsp;به وجود نمی آید و به زودی از هم می پاشد. بنابراین، پشتون ها برنده می شوند: یا با ایتلاف های نیرومند مقطعی مثل انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 و یا با تقلب.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"&gt;پس راه چاره چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;حمایت جبهه ملی از نظام پارلمانی گرچه در صورت موفقیت یک گام مثبت و به جلو است، اما کافی نیست. زیرا، نظام پارلمانی با این ساختار واحدهای اداری غیر عادلانه بازهم هژمونی پشتون ها را در ترتیبات نظام پارلمانی حفظ می کند. راه حل دوامدار، گزینش نظام فدرالی با مودل پارلمانی است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;در نظام فدرالی با مودل پارلمانی، ساختار واحدهای اداری کنونی که هزاره ها عمدا اقلیت سازی شده و از تصمیم گیری های سیاسی و اداری محروم هستند، بر هم می خورد. هزاره ها در امور اداری و سیاسی غزنی نقشی ندارند، در صورتیکه نیم جمعیت غزنی را تشکیل می دهند. هزاره ها در ساختار اداری و سیاسی میدان وردک نقشی ندارند در صورتیکه بیش از نیم جمعیت این ولایت را تشکیل می دهند. هزاره ها در ولایت غور نقشی ندارند در صورتیکه بخش بزرگی از جمعیت آن ولایت را تشکیل می دهند. هزاره ها در هلمند نقشی ندارند در صورتیکه در بخش های شمالی هلمند جمعیت زیادی دارند. همین طور در ارزگان هزاره ها از همه چیز محروم هستند. یا به عباره دیگر، هزاره جات به ولایات همجوار تقسیم شده و از داشتن مراکز اداری به جز بامیان و دایکندی محروم هستند و در تصمیم گیری های ولایات مربوطه خود کوچکترین نقشی ندارند. آیا در طی یک دهه، غزنی والی هزاره داشته است؟ میدان وردک داشته است؟ غور داشته است؟ و...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;اگر نظام فدرالی روی کار بیاید، هزاره جات ظرفیت یک ایالت مستقل را دارد، در ایالت های حوزه شمال، پایتخت و غرب افغانستان نیز هزاره ها به دلیل انتخابی شدن والی ها، شهردارها و ولسوال ها و قضات محلی به حقوق متناسب با شعاع وجودی شان می رسند. در آن صورت، در حوزه بلخ و اطراف آن ، دیگر استاد عطا با زور یک دهه والی بلخ نخواهد بود و با جمعیتی که هزاره ها در آن حوالی دارند، می توانند والی داشته باشند، ولسوال داشته باشند، قاضی داشته باشند و در ساختار اداری و تصمیم گیری های سیاسی سهیم باشند و همین طور در کابل و در هرات از حالت فعلی که مطلقا محروم هستند، می برآیند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;نظام فدرالی نه تنها به هزاره ها سود دارد، بلکه همه در آن خود را برابر با شعاع وجودی شان خواهند دید. دیگر جمعه خان همدرد در جوزجان والی نخواهد بود، دیگر همه کاره بغلان، قندوز و لغمان پشتون ها نخواهند بود. مردم محل مدیران خود را برخواهند گزید نه خان قبیله.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;پس جبهه ملی و یا هر جنبش دیگری که نسبت به اقوام غیر پشتون دارد، باید صریحا از فدرالیزه شدن افغانستان حمایت کنند. زمان بسیار مناسبی برای این داعیه است. غربی ها بخصوص امریکایی ها از گزینش نظام ریاستی متمرکز شدیدا پشیمان هستند و انتقاد می کنند و به اشتباه شان پی برده اند. در بسیاری مقالاتی که در رسانه های الکترونیکی و چاپی غرب انعکاس یافته، از نظام غیر متمرکز به شیوه فدرال در افغانستان به دلیل تنوعات قومی، زبانی و مذهبی حمایت شده است. حتا گاهی امریکایی ها به خاطر تجربه ناخوشایندی که از نظام کنونی گرفتند، نظام فوق العاده فدرال یا الترا فدرال را در افغانستان پیشنهاد می کنند. به نظر کارشناسان حکومتداری، افغانستان یک نامزد کامل برای فدرالیزه شدن هست. &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"&gt;بعضی نگرانی ها:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;بعضی ها که اهل سفسطه هستند و حد اقل مطالعه ای در حد دو سه جلد کتاب در مورد فدرالیزم ندارند و به ادبیات ناچیز انترنیتی در زبان فارسی اکتفا کرده اند، نظر می دهند که افغانستان باید اول در سطح رشد بالایی اقتصادی برسد، ملت شکل بگیرد و آنگاه است که فدرالیزم در افغانستان نتیجه می دهد. اما اینها نمی دانند که ممکن است با نظام متمرکز کنونی که ظرفیت تبدیل شدن به دیکتاتوری را به دلیل متمرکز شدن قدرت در دست یک فرد، نهفته دارد، قرن ها به سطح رشد اقتصادی مطلوب نرسیم و ملتی به دلیل حاکمیت تک قومی، سرکوب و تبعیض شکل نگیرد. برعلاوه، این فیلسوف نمایان و نظریه پردازان نمی دانند که فدرالیزم خود میکانیزم ملت سازی و دولت سازی در کشورهای پسا-منازعه پنداشته می شود. این ها نمی دانند که تمام دولت های فدرال از دل منازعه، استعمار و خطرات بیرونی بر آمده اند نه اینکه در اثر تجزیه آن طوری که فاشیست های پشتون به خورد رسانه ها می دهند، بر آمده باشند. ایالات متحده امریکا اولین سیستم فدرال، پس از گرفتن استقلال خود از انگلیس به وجود آمده است. دومین سیستم فدرال، سویس؛ برای پاسخ گفتت به منازعات مذهبی و زبانی به وجود آمده است. هند، پاکستان و استرالیا از پس استعمار بر آمده اند. افریقای جنوبی، آلمان، و خلاصه دیگر نظام های فدرال همه پسا-منازعه اند. هرکدام به دلیل حفظ وحدت سرزمین شان و شکل گیری ملت، تامین عدالت اجتماعی و پذیرش واقعیت های جوامع شان به وجود آمده اند. هیچ کدام اول ننشست تا ملت شکل بگیرد، به رشد اقتصادی مطلوب برسد و به شعور سیاسی بالا نایل آید و آنگاه بیاید و سیستم فدرال را قبول کند. نه خیر، آن ها در ابتدا، برای رسیدن به این اهداف فدرالیزم را به عنوان میکانیزمی پذیرفتند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;این اهالی سفسطه نمی دانند که فدرالیزم ما را در شکل گیری ملت، رشد اقتصادی، توسعه سیاسی، تمرین و تجربه غنی دموکراسی و مهتر از همه توزیع عادلانه قدرت و ثروت کمک می کند و عدالت اجتماعی تامین می گردد. هم چنان، این ها نمی دانند که فدرالیزم برعکس تصور آنها، برای حل منازعات در کشورهایی که از لحاظ قومی، زبانی، و مذهبی متنوع هستند، یک راه حل پنداشته می شود تا عامل به زعم فاشیست های پشتون. هند با این همه تنوع، بلافاصله پس از استقلال که درگیر منازعات بی شمار زبانی، مذهبی، کاست، منطقه ای و اجتماعی (کمیونیتی) بود، سیستم فدرال را به عنوان راه حل پذیرفت و امروز بزرگترین دموکراسی دنیا است. نیپال، به خاطر رفع منازعات، در حال گذار به نظام فدرال است. سریلانکا در حال بررسی زمینه های تطبیق فدرالیزم است. عراق که شرایط شبیه به افغانستان دارد، در حال گذار به نظام فدرال است. در بسنی و هرزگویینای پس از جنگ سیستم فدرال پذیرفته شده است. در افریقای جنوبی پس از اپارتاید، نیز سیستم فدرال را عامل بقا و حفظ وحدت آن کشور دانستند و همه شاهد بودیم که در فاصله نه چندان دور میزبان مسابقات المپیک شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;مخلص کلام آنکه: فرصت، فرصتی مغتنم است، همه ی آنانی که از هیولای تبعیض و سرکوب به ستوه آمده اند و طعم تلخ محرومیت و محکومیت را چشیده اند، یک صدا از ایده فدرالیزه شدن افغانستان حمایت کنند تا در حضور جامعه جهانی مشکلاتی را که در طرح واحدهای فدرال و سایر مسایل مربوط به وجود می آیند حل کنند. اگر این فرصت بگذرد، دیگر هیچ وقتی مجال نخواهیم یافت. بمب فدرالیزم در افغانستان باید منفجر شود. گفتمان ملی در قالب سمینارها، همایش ها، رسانه های تصویری، صوتی، چاپی و الکترونیکی آغاز شود. مصلحت و تظاهر باید بر افتد و همه از نظامی حمایت کنند تا آینده خود و فرزندان شان تضمین گردد. بلاخره باید تکلیف خود را با سرنوشت خود مشخص کرد و نگذاشت شرایط و دیگران برای ما سرنوشت بنویسند، سرنوشت را باید با دستان خود و قلم خود از نو نوشت. یا حالا یا هیچ وقت!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;"&gt;&amp;nbsp; جمهوری سکوت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/777</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8838999/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8838999</guid>
      <pubDate>Wed, 01 Feb 2012 13:24:42 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>باید‌ها و نبایدهای تغییر نظام سیاسی در افغانستان</title>
      <description>&lt;div class="articleTitle" style="border-width: 0px; font: bold 25px/37px 'Times New Roman', Tahoma, Arial, sans-serif; margin: 0px 0px 5px; padding: 0px; color: #222222; text-transform: none; text-indent: 0px; letter-spacing: normal; word-spacing: 0px; vertical-align: baseline; white-space: normal; outline-width: 0px; orphans: 2; widows: 2; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; background-color: #ffffff; border-image: initial; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="articleDate" style="border-width: 0px; font: 11px/19px Tahoma, Geneva, sans-serif; margin: 0px; padding: 0px; color: #ff0000; text-transform: none; text-indent: 0px; letter-spacing: normal; word-spacing: 0px; vertical-align: baseline; white-space: normal; outline-width: 0px; orphans: 2; widows: 2; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; background-color: #ffffff; border-image: initial; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px;"&gt;
&lt;div id="fb-root" class=" fb_reset" style="border-width: 0px; font: 11px/normal 'lucida grande', tahoma, verdana, arial, sans-serif; margin: 0px; padding: 0px; text-align: right; color: #000000; text-transform: none; text-indent: 0px; letter-spacing: normal; text-decoration: none; word-spacing: normal; vertical-align: baseline; white-space: normal; visibility: visible; cursor: auto; direction: ltr; overflow-x: visible; overflow-y: visible; outline-width: 0px; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; background-image: none; border-image: initial; -webkit-border-horizontal-spacing: 0px; -webkit-border-vertical-spacing: 0px; text-shadow: none;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="articleSource" style="border-width: 0px; font: italic 12px/19px Tahoma, Geneva, sans-serif; margin: 0px; padding: 0px; color: #666666; text-transform: none; text-indent: 0px; letter-spacing: normal; word-spacing: 0px; vertical-align: baseline; white-space: normal; outline-width: 0px; orphans: 2; widows: 2; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; background-color: #ffffff; border-image: initial; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px;"&gt;آثار حکیمی&lt;/div&gt;
&lt;div class="articleImage" style="border-width: 0px; font: 12px/19px Tahoma, Geneva, sans-serif; margin: 5px; padding: 0px; color: #000000; text-transform: none; text-indent: 0px; letter-spacing: normal; word-spacing: 0px; vertical-align: baseline; float: left; white-space: normal; outline-width: 0px; orphans: 2; widows: 2; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; background-color: #ffffff; border-image: initial; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px;"&gt;&lt;img style="margin: 0px; padding: 0px; border: 1px solid #000000; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;" title="" src="http://www.bamdad.af/library/uploads/news/karzai_masood.jpg" alt="" /&gt;
&lt;div class="articleImageCaption" style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px 5px 0px 0px; width: 310px; color: #333333; font-size: 11px; font-style: italic; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="articleBody" style="border-width: 0px; font: 12px/19px Tahoma, Geneva, sans-serif; margin: 0px; padding: 0px; color: #000000; text-transform: none; text-indent: 0px; letter-spacing: normal; word-spacing: 0px; vertical-align: baseline; white-space: normal; outline-width: 0px; orphans: 2; widows: 2; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; background-color: #ffffff; border-image: initial; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px;"&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&lt;strong style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;تغییر نظام سیاسی از ریاستی به نظام پارلمانی، داغ&amp;zwnj;ترین بحث این شب و روزهای رسانه&amp;zwnj;ها و محافل سیاسی افغانستان است. هرچند بحث بر سر داشتن نظام پارلمانی در افغانستان، در زمان تصویب قانون اساسی مطرح بود. در آن زمان، بحث پیرامون تغییر نظام در میان نمایندگان چندین روز به درازا کشید تا سر انجام، نظام ریاستی تصویب شد؛ اما به قول شکور واقف، نماینده&amp;zwnj;ی مردم کابل در جرگه&amp;zwnj;ی تصویب قانون اساسی و یکی از طرفداران نظام پارلمانی، کسانی که در زمان تصویب قانون اساسی نظام پارلمانی می&amp;zwnj;خواستند، شمار شان کم نبود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;واقف می&amp;zwnj;گوید: "در آن زمان جمعی زیادی از نمایندگان جرگه&amp;zwnj;ی تصویب قانون اساسی از همه اقوام، خواستار نظام پارلمانی بودند، اما در آن زمان با پافشاری حامد کرزی رییس حکومت انتقالی وقت، مارشال محمد قسیم فهیم معاون وی و با دخالت زلمی خلیلزاد سفیر امریکا در افغانستان، در قانون اساسی این کشور، به جای نظام پارلمانی، نظام ریاستی به تصویب رسید."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;همچنان بحث تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی،&amp;nbsp; جزو برنامه&amp;zwnj;ی اصلی انتخاباتی &amp;laquo;ائتلاف ملی تغییر و امید&amp;raquo; به رهبری داکتر عبدالله عبدالله، در انتخابات دوم ریاست جموری بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;بحث بر سر تغییر نظام سیاسی افغانستان از ریاستی به پارلمانی زمانی داغ شد که اخیراً اعضای بلند پایه&amp;zwnj;ی جبهه&amp;zwnj;ی ملی در سفری که به شهر برلین آلمان داشتند، در دیدار با اعضای کنگره&amp;zwnj;ی امریکا، عامل مشکلات امروز افغانستان را &amp;laquo;نظام متمرکز ریاستی&amp;raquo; عنوان نموده و بر تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی تأکید کردند. این پیشنهاد آن&amp;zwnj;ها از سوی شماری از اعضای کنگره&amp;zwnj;ی ایالات متحده&amp;zwnj;ی امریکا که در نشست برلین شرکت داشتند، نیز مورد تأیید قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote style="background-position: 100% 0%; border-width: 0px; margin: 0px; padding: 20px; width: 200px; color: #333333; line-height: 27px; font-size: 15px; font-weight: bold; vertical-align: baseline; float: left; outline-width: 0px; quotes: none; background-image: url('http://www.bamdad.af/library/images/pullquote_bg.gif'); background-attachment: scroll; background-repeat: no-repeat no-repeat; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&lt;span style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px; color: #000080; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;بحث بر سر تغییر نظام سیاسی افغانستان از ریاستی به پارلمانی زمانی داغ شد که اخیراً اعضای بلند پایه&amp;zwnj;ی جبهه&amp;zwnj;ی ملی در سفری که به شهر برلین آلمان داشتند، در دیدار با اعضای کنگره&amp;zwnj;ی امریکا، عامل مشکلات امروز افغانستان را &amp;laquo;نظام متمرکز ریاستی&amp;raquo; عنوان نموده و بر تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی تأکید کردند. این پیشنهاد آن&amp;zwnj;ها از سوی شماری از اعضای کنگره&amp;zwnj;ی ایالات متحده&amp;zwnj;ی امریکا که در نشست برلین شرکت داشتند، نیز مورد تأیید قرار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;احمد ضیا مسعود رهبر جبهه&amp;zwnj;ی ملی، محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و نماینده&amp;zwnj;ی مردم کابل در مجلس نمایندگان و جنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی افغانستان از اعضای ارشد جبهه و نیز امرالله صالح، رییس پیشین امنیت ملی افغانستان و از منتقدان حکومت آقای کرزی، در این نشست بر تغییر نظام سیاسی از ریاستی به پارلمانی تأکید کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;در بندهای&amp;zwnj; 2، 3 و 7 اعلامیه&amp;zwnj;ای که در نشست برلین صادر شده است، روی تغییر نظام سیاسی از ریاستی به پارلمانی، انتخابی شدن والی&amp;zwnj;ها، ولسوال&amp;zwnj;ها، شهرداری&amp;zwnj;ها و دادن صلاحیت بیشتر به شوراهای ولایتی، تأکید شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;در پای این اعلامیه، دانا رورا باکر رییس هیئت کنگره&amp;zwnj;ی امریکا، لوریتا سانچس، لویی گومرت و ستیف کنگ از اعضای کنگره&amp;zwnj;ی ایالات متحده&amp;zwnj;ی امریکا، همچنان احمد ضیا مسعود رییس جبهه&amp;zwnj;ی ملی افغانستان، جنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان، حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و امرالله صالح رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، امضا نموده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;حکومت افغانستان در واکنش به نشست برلین، این نشست راخلاف قانون اساسی خوانده و آن را مداخله در امور داخلی عنوان کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;جاوید لودین، معاون سیاسی وزارت امور خارجی افغانستان در واکنش به نشست برلین می&amp;zwnj;گوید: "نشست برلین خلاف روحیه&amp;zwnj;ی ملی انجام شد و ما از همکاران بین المللی افغانستان و گروه&amp;zwnj;های سیاسی می&amp;zwnj;خواهیم که این گونه جلسات که مخالف منافع ملی است و مداخله در امور داخلی افغانستان به حساب می رود، دیگر برگزار نشود."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;همچنان حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان، روز شنبه اول دلو در مراسم گشایش سال دوم کاری پارلمان دوم در سخنانی از ساختار سیاسی موجود دفاع نموده گفت: "می خواهم تأکید کنم که افغانستان آزمایشگاه سیاسی بیگانگان نیست. در ۴۰ سال گذشته کشور ما چندین نوع نظام سیاسی را تجربه کرد. ما اجازه نمی&amp;zwnj;دهیم که در کشور ما یک تجربه&amp;zwnj;ی جدید سیاسی دیگر آزمایش شود."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;آقای کرزی در ادامه&amp;zwnj;ی سخنانش به دفاع از نظام ریاستی موجود اضافه کرد: " نظام کنونی افغانستان بر اساس اراده&amp;zwnj;ی مردم تشکیل شده و تا پای جان از آن پاسداری خواهم کرد."&lt;/p&gt;
&lt;blockquote style="background-position: 100% 0%; border-width: 0px; margin: 0px; padding: 20px; width: 200px; color: #333333; line-height: 27px; font-size: 15px; font-weight: bold; vertical-align: baseline; float: left; outline-width: 0px; quotes: none; background-image: url('http://www.bamdad.af/library/images/pullquote_bg.gif'); background-attachment: scroll; background-repeat: no-repeat no-repeat; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&lt;span style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px; color: #000080; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;کرزی: می خواهم تأکید کنم که افغانستان آزمایشگاه سیاسی بیگانگان نیست. در ۴۰ سال گذشته کشور ما چندین نوع نظام سیاسی را تجربه کرد. ما اجازه نمی&amp;zwnj;دهیم که در کشور ما یک تجربه&amp;zwnj;ی جدید سیاسی دیگر آزمایش شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;این نخستین واکنش رسمی رییس جمهور در پیوند با تغییر نظام سیاسی افغانستان در ده &amp;zwnj;سال حاکمیت او بود. پیش از این، با آن که بحث تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی، مطرح&amp;zwnj; می&amp;zwnj;شد اما رییس جمهور، واکنشی نداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;خلیل رومان، آگاه امور سیاسی دلیل مخالفت شدید حکومت با تغییر نظام را، قوت گیری اپوزسیون می&amp;zwnj;داند. رومان می&amp;zwnj;گوید: "در ده سال گذشته نظام ریاستی در افغانستان نتوانست به درستی عمل نماید تا خود را نماینده&amp;zwnj;ی همه&amp;zwnj; مردم افغانستان ثابت نماید؛ حالا که مسئله&amp;zwnj;ی تغییر نظام از سوی اپوزسیون مطرح شده، با توجه به این که صف&amp;zwnj;آرایی&amp;zwnj;ها برای انتخابات ریاست جمهوری آینده آغاز شده است، حکومت و طرفدارانش از قوت&amp;zwnj;&amp;zwnj;گیری مخالفان سیاسی هراس دارند و واکنش وزارت خارجه در پیوند با نشست برلین و همچنان سخنان آقای کرزی در مورد تغییر نظام، همه ناشی از این امر است."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;موافقان نظام ریاستی، بحث بر سر تغییر نظام را کشاندن افغانستان به تشنج عنوان می&amp;zwnj;کنند و مدعی اند که تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی، در شرایط حاضر به نفع افغانستان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;کمال ناصر اصولی، نماینده&amp;zwnj;ی مردم خوست در مجلس نمایندگان می&amp;zwnj;گوید: "افغانستان سه دهه جنگ را پشت سر گذاشته است و در این سه دهه، فرماندهان محلی در ولایات، صاحب نفوذ و قدرت اند. نظام پارلمانی با انتخابی شدن والی&amp;zwnj;ها، سبب می&amp;zwnj;شود که قدرت در ولایات به زورمندان برسد و افغانستان به هرج و مرج و تجزیه برود؛ اما در نظام ریاستی موجود که همه کارمندان بلندرتبه&amp;zwnj;ی محلی، مثل والی&amp;zwnj;ها، ولسوال&amp;zwnj;ها و دیگر مسئولان حکومتی، از کابل به فرمان رییس جمهور تعیین می&amp;zwnj;شوند، سبب شده است که وحدت ملی و ثبات نظام حفظ گردد."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;اما آن چه که حکومت افغانستان و آقای اصولی دلایل برتری نظام ریاستی بر نظام پارلمانی عنوان می&amp;zwnj;کنند، موافقان نظام پارلمانی دقیقا آن را تمرکز قدرت و در مواردی، رفتن به سوی استبداد و تمامیت&amp;zwnj;خواهی یک فرد بر تمام کشور، می&amp;zwnj;دانند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;همچنان گروه طالبان و حزب اسلامی به رهبری گلب الدین حکمتیار نیز با تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی مخالفت نمودند. طالبان در اعلامیه&amp;zwnj;ای، نشست برلین را محکوم نموده و با تغییر نظام مخالفت نمودند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;اما موافقان نظام پارلمانی، باور دارند که تعیین و برکناری والی&amp;zwnj;ها، ولسوال&amp;zwnj;ها و فرماندهان نظامی در سراسر کشور توسط&amp;nbsp; یک شخص (رییس جمهور) خود عاملی اصلی تمرکز قدرت در دست یک فرد و نهایتاً یک گروه کوچک را فراهم ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;در نظام ریاستی موجود، مطابق با صلاحیت&amp;zwnj;هایی که در قانون اساسی به رییس جمهور داده شده است، رییس جمهور صلاحیت دارد که والی&amp;zwnj;ها، ولسوال&amp;zwnj;ها، افراد بلندرتبه&amp;zwnj;ی نظامی و امنیتی، قاضی&amp;zwnj;ها، یک&amp;zwnj;سوم اعضای مجلس سنا و مسئولان ریاست&amp;zwnj;های مستقل (مانند ریاست هلال احمر، رییس و اعضای ارشد کمیسیون حقوق بشر، رییس و اعضای ارشد کمیسیون انتخابات) را تعیین و یا برکنار نماید.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote style="background-position: 100% 0%; border-width: 0px; margin: 0px; padding: 20px; width: 200px; color: #333333; line-height: 27px; font-size: 15px; font-weight: bold; vertical-align: baseline; float: left; outline-width: 0px; quotes: none; background-image: url('http://www.bamdad.af/library/images/pullquote_bg.gif'); background-attachment: scroll; background-repeat: no-repeat no-repeat; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&lt;span style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px; color: #000080; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;در نظام ریاستی موجود، مطابق با صلاحیت&amp;zwnj;هایی که در قانون اساسی به رییس جمهور داده شده است، رییس جمهور صلاحیت دارد که والی&amp;zwnj;ها، ولسوال&amp;zwnj;ها، افراد بلندرتبه&amp;zwnj;ی نظامی و امنیتی، قاضی&amp;zwnj;ها، یک&amp;zwnj;سوم اعضای مجلس سنا و مسئولان ریاست&amp;zwnj;های مستقل (مانند ریاست هلال احمر، رییس و اعضای ارشد کمیسیون حقوق بشر، رییس و اعضای ارشد کمیسیون انتخابات) را تعیین و یا برکنار نماید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;افزون بر آن، رییس بانک مرکزی، اعضای ارشد دادگاه عالی، کمیسیون نظارت بر قانون اساسی و دادستان&amp;zwnj;کل، مقام&amp;zwnj;هایی اند که از سوی رییس جمهور به مجلس معرفی می&amp;zwnj;شوند. یعنی در تعیین این مقام&amp;zwnj;ها نیز نقش رییس جمهور کمرنگ نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;از دید مخالفان نظام ریاستی، این همه صلاحیت در دست یک فرد، مشارکت ملی را در نظام ریاستی موجود به&amp;nbsp; یک امر اخلاقی و غیرعملی مبدل ساخته و به تعبیر مخالفان نظام ریاستی، این امر حضور افراد مختلف در دولت و مشارکت ملی را منوط به تصمیم شخص رییس جمهوری کرده است که در موارد زیادی، مشارکت ملی و استقلال قوه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های قانون&amp;zwnj;گذار و قوه&amp;zwnj;ی قضایی از سوی رییس جمهور در ده&amp;zwnj; سال اخیر نادیده گرفته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;فیض الله ذکی سخنگوی جبهه&amp;zwnj;ی ملی می&amp;zwnj;گوید: "مشارکت ملی و حضور اقوام در نظام ریاستی موجود، کاملا به حاشیه کشانده شده و بارها دیده شد که مشارکت ملی که نیاز جدی برای داشتن یک نظام مردمی و قابل اعتماد همه است از سوی حکومت نادیده گرفته شود و افرادی که به فرمان رییس جمهور در ولایت&amp;zwnj;ها والی شدند، برنامه&amp;zwnj;های قومی و حزبی خود را تطبیق کردند که در دشمنی با مردم آن ولایت قرار داشت. در حالی که در یک نظام پارلمانی با انتخابی بودن والی&amp;zwnj;ها، نخست&amp;zwnj;وزیر در برابر نمایندگان پارلمان جواب&amp;zwnj;گو است و نمی&amp;zwnj;تواند خودسری و قانون&amp;zwnj;شکنی کند. همچنان در ولایت&amp;zwnj;ها هم والی که توسط مردم انتخاب می&amp;zwnj;شود، نمی&amp;zwnj;تواند در برابر مردم بی عدالتی نماید؛ خواستی که در نظام ریاستی هرگز میسر نیست. بنا بر این در نظام پارلمانی، قدرت در دست مردم است که توسط نمایندگان&amp;zwnj;شان اعمال می&amp;zwnj;شود "&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;ذکی اضافه می&amp;zwnj;کند: "از سوی دیگر، تجربه&amp;zwnj;ی ده &amp;zwnj;سال نظام ریاستی در افغانستان نشان داد که حکومت نه تنها به خواست&amp;zwnj;های مردم بی&amp;zwnj;اعتنا است، بلکه در برابر پارلمان هم سیاست استبدادی و بی توجهی را اعمال کرده است. نادیده گرفتن فیصله&amp;zwnj;های قانونی پارلمان، وارد کردن فشار بر مجلس برای پذیرفتن خواست&amp;zwnj;های حکومت، همه و همه نگرانی است که نشان می&amp;zwnj;دهد نظام ریاستی در افغانستان با صلاحیت&amp;zwnj;های نامحدود رییس جمهور، کشور را به استبداد می&amp;zwnj;کشد."&lt;/p&gt;
&lt;blockquote style="background-position: 100% 0%; border-width: 0px; margin: 0px; padding: 20px; width: 200px; color: #333333; line-height: 27px; font-size: 15px; font-weight: bold; vertical-align: baseline; float: left; outline-width: 0px; quotes: none; background-image: url('http://www.bamdad.af/library/images/pullquote_bg.gif'); background-attachment: scroll; background-repeat: no-repeat no-repeat; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&lt;span style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px; color: #000080; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;ذکی: از سوی دیگر، تجربه&amp;zwnj;ی ده &amp;zwnj;سال نظام ریاستی در افغانستان نشان داد که حکومت نه تنها به خواست&amp;zwnj;های مردم بی&amp;zwnj;اعتنا است، بلکه در برابر پارلمان هم سیاست استبدادی و بی توجهی را اعمال کرده است. نادیده گرفتن فیصله&amp;zwnj;های قانونی پارلمان، وارد کردن فشار بر مجلس برای پذیرفتن خواست&amp;zwnj;های حکومت، همه و همه نگرانی است که نشان می&amp;zwnj;دهد نظام ریاستی در افغانستان با صلاحیت&amp;zwnj;های نامحدود رییس جمهور، کشور را به استبداد می&amp;zwnj;کشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;فاضل سانچارکی، سخنگوی ائتلاف ملی، در مورد مزیت&amp;zwnj;های نظام پارلمانی می&amp;zwnj;گوید: "نظام ریاستی، تمرکز قدرت را در پی دارد. از این رو با توجه به تجربه&amp;zwnj;ی این نظام در ده &amp;zwnj;سال اخیر، ما به این نتیجه رسیدیم که نظام ریاستی با توجه به بافت قومی و اجتماعی افغانستان کارا نیست."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;سانچارکی اضافه می&amp;zwnj;کند: "در نظام ریاستی، وقتی رییس جمهور را برای 5 سال انتخاب می&amp;zwnj;کنید، در این 5 سال، اندک رابطه&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی بین مردم و رییس جمهور دیده نمی&amp;zwnj;شود. یعنی با توجه به مشکلات اجتماعی و ساختاری در افغانستان، نظام ریاستی به صورت طبیعی، سبب دور ماندن مردم از قدرت می&amp;zwnj;شود. در نظام ریاستی که افغانستان تجربه می&amp;zwnj;کند، دیده شد که رییس جمهور بارها خلاف منافع مردم عمل کرده است؛ اما هیچ نهادی توان و صلاحیت بازداری نداشت که رییس جمهور را ناگزیر کند تا مطابق با قانون و خواست مردم عمل کند. بنا به تجربه&amp;zwnj;ی ده&amp;zwnj;سال اخیر و دلایل کافی در ناتوانی نظام ریاستی برای افغانستان، ما نظام پارلمانی را به دلیل مردمی بودنش و جلوگیری از خودسری و تمرکز قدرت در دست یک فرد، نظام کارا و خوب برای افغانستان پیشنهاد می&amp;zwnj;کنیم."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;همچنان فیض الله ذکی می&amp;zwnj;گوید: "تجربه&amp;zwnj;ی ده&amp;zwnj; سال اخیر نشان داد که نوع نظام سیاسی افغانستان (نظام متمرکز ریاستی) با توجه به بافت اجتماعی کشور، نه تنها که کارا و مؤثر واقع نشد، بلکه نشان داد که تمرکز بی&amp;zwnj;حد قدرت در دست یک فرد، احاطه&amp;zwnj;ی او بر تمام اوضاع، داشتن صلاحیت نامحدود و پاسخگو نبودن در برابر مردم و پارلمان، سبب شد که کشور به سوی بی&amp;zwnj;اعتمادی مردم نسبت به نظام به عنوان نماینده&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها، گسترش فساد و مشکلات موجود کشیده شود."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;با این حال، طرفداران نظام ریاستی در افغانستان استدلال می&amp;zwnj;کنند که باید این نظام بیشتر تجربه شود و&amp;nbsp; تغییر این نظام به نظام پارلمانی در شرایط موجود، به نفع افغانستان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;کمال ناصر اصولی می&amp;zwnj;گوید: "شاید نظام پارلمانی برای افغانستان با توجه به بافت اجتماعی این کشور، نظام خوب باشد، اما لازم است که&amp;nbsp; یک مدت دیگر هم نظام ریاستی در افغانستان تجربه شود تا اقتدار فرماندهان محلی کاهش یابد."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;اما طرفداران نظام پارلمانی می&amp;zwnj;گویند که ده &amp;zwnj;سال تجربه&amp;zwnj;ی نظام ریاستی و ناکامی این نظام، دیگر برای افغانستان کافی است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;خلیل رومان می&amp;zwnj;گوید: "هرچند نظام ریاستی در شماری از کشورهای جهان، نظام موفق ظاهر شده است، همان گونه&amp;zwnj; که نظام&amp;zwnj;های پارلمانی موفق اند، اما در شرایط افغانستان و باتوجه به تجربه&amp;zwnj;ی ده&amp;zwnj; سال اخیر، نتیجه این است که نظام ریاستی برای افغانستان کارایی لازم را ندارد."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;با این وجود، بحث تغییر نظام در عمل، تغییر در مواد قانون اساسی را می&amp;zwnj;طلبد که راهکار آن در شرایط حاضر بیشتر در دست حکومت و طرفداران نظام ریاستی است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;قانون اساسی افغانستان، تغییر در مواد این قانون را، تنها با برگزاری جرگه&amp;zwnj;ی بزرگ میسر دانسته است. جرگه&amp;zwnj;ای که بنا به تعریف قانون اساسی، در شرایط موجود برگزارشدنش مشکل است؛ چون اعضای آن تکمیل نیست.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote style="background-position: 100% 0%; border-width: 0px; margin: 0px; padding: 20px; width: 200px; color: #333333; line-height: 27px; font-size: 15px; font-weight: bold; vertical-align: baseline; float: left; outline-width: 0px; quotes: none; background-image: url('http://www.bamdad.af/library/images/pullquote_bg.gif'); background-attachment: scroll; background-repeat: no-repeat no-repeat; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;&lt;span style="border-width: 0px; margin: 0px; padding: 0px; color: #000080; font-size: 15px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;سانچارکی: برگزار نکردن انتخابات شوراهای ولسوالی و شهرداری&amp;zwnj;ها، ترفند حکومت برای به دست گرفتن حربه&amp;zwnj;های قانونی و نقض قانون برای حفظ اقتدار بود که در این ده&amp;zwnj; سال عملی شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;قانون اساسی اعضای جرگه&amp;zwnj;ی بزرگ (لوی جرگه) را متشکل از اعضای شورای ملی (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) رییسان شوراهای ولایتی و رییسان شوراهای ولسوالی معرفی نموده است؛ اما با گذشت ده سال از تصویب قانون اساسی، انتخابات شوراهای ولسوالی برگزار نشده و یک بخش مهم جرگه&amp;zwnj;ی بزرگ تشکیل نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;سانچارکی در این مورد می&amp;zwnj;گوید: "برگزار نکردن انتخابات شوراهای ولسوالی و شهرداری&amp;zwnj;ها، ترفند حکومت برای به دست گرفتن حربه&amp;zwnj;های قانونی و نقض قانون برای حفظ اقتدار بود که در این ده&amp;zwnj; سال عملی شد."&lt;/p&gt;
&lt;p style="border-width: 0px; margin: 1.12em 0px; padding: 0px; font-size: 12px; vertical-align: baseline; outline-width: 0px; background-color: transparent; border-image: initial;"&gt;فیض الله ذکی می&amp;zwnj;گوید: "اگر حکومت برای تغییر نظام پیش از انتخابات کاری انجام نداد، ما می&amp;zwnj;کوشیم انتخابات ریاست جمهوری آینده را ببریم و آن زمان، عملی ساختن این طرح اولویت کار دولت ما خواهد بود."&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://darwaz.persianblog.ir/post/776</link>
      <comments>http://darwaz.persianblog.ir/comments/44539/8830875/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-44539.post-8830875</guid>
      <pubDate>Tue, 31 Jan 2012 09:57:53 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
