تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
دکتور صاحبنظر مرادی نویسنده: - ۱۳۸٧/٦/٥

نقش محمد ولیخان در ترویج استقلال افغانستان

در این روزها که تجلیل از هشتاد و نهمین سالروز آزادی افغانستان در محدوده ارگ ریاست جمهوری و با گذاشتن گلدسته ای در پای مینار استقلال برگزار گردید، با کنشها و واکنشهای متفاوت مردم و روشنفکران همراه بود. ضمناً وزارت خارجه افغانستان تصمیم گرفته است تا از دو وزیر خارجه عصر استقلال یعنی محمود بیک طرزی و محمد ولیخان بدخشی (دروازی) طی جلسه سربسته ای در تالار وزارت خارجه تجلیل و یاد بودی بعمل آورد. ازینرو مقاله ای بهمین مناسبت را که مجال ورود به محفل وزارت خارجه نداشت خدمت خواننده گان عزیز پیشکش مینمایم.

با پیروزی قیام مردم افغانستان بقیادت امیر امان الله خان علیه انگلیس در سال 1919 و پیروزی حزب بلشویک بر حکومت پادشاهی تزار در سال (1917)م در روسیه، که دارای پروژه های سیاسی و استراتژیک منطقوی و جهانی بود و نفوذ آن قبلاً تا سرحدات شمالی افغانستان گسترش یافته بود. هر دو کشور در قبال روابط شان با یکدیگر و ادامه یا حذف سیاستهای تزاری و انگلیسی دیپلوماسی فعالی را آغاز کردند. سیاستهای استراتژیک دولت پادشاهی تزار در منطقه پیش از همه عبارت بود از:

 رسیدن به آبهای گرم دریایی در بحرالکاهل در جنوب آسیا. روسها بخاطر تحقق این اهداف خود را در شرق به بحیره زرد در چین نزدیک میساختند تا بر بندر "پورت آرتر" در منچوریا دست یابند، اما جنگ روس و جاپان در اوایل قرن بیستم سدی را در این راه ایجاد کرد. در بخش مدیترانه دولت عثمانی و بعداً حکومت مصطفی کمال اتاترک موفق شدند تا بدفاع از تنگه بوسفور و دره دانیال راه را به روسها مسدود سازند. در قسمت خلیج فارس و بحر هند که در حوزه فعالیت انگلیسها قرار داشت راه پیشروی روسها مسدود بود، ازینرو توانستند به عمق آسیای میانه قزاقستان و قفقاز دست یابند. در همین گیر و دار دولت پادشاهی تزار سرنگون گردید و جایش را دولت بلشویکهای انقلابی برهبری حزب کمونیست روسیه بدست گرفت. این دولت برخلاف پالیسیهای که در قسمت آزادی مستعمرات در دوران مبارزه سیاسی خود شعار میداد، اما عملاً به ادامه سیاست روسیه شاهی در قسمت تسلط بر بخارا، خیوه و تمام آسیای میانه ادامه دادند.

در بحبوحه این رویدادها شاه امان الله خان هیئتی را به ریاست جنرال محمد ولیخان بدخشی توظیف نمود تا تصدیق و شناسایی استقلال افغانستان را از سوی کشورهای منطقه و جهان بدست آورند.

محمد ولیخان در اولین سفر خود به تاشکند و مسکو با نماینده گیهای ایران و ترکیه تماس حاصل نمود و در برقراری مناسبات کشورش با آنها معاهده هایرا به امضا رسانید. بر اثر این ماموریت سیاسی محمد ولیخان به اروپا دولتهای ایتالیا و فرانسه حاضر شدند تا با امضای معاهده برقراری مناسبات با افغانستان در 3 جون 1921 و 28 اپریل 1922 استقلال افغانستان را برسمیت بشناسند. محمد ولیخان توانست ندای آزادیخواهانه مردمش را بگوش جهان برساند و آزادی کشور را در حوزه وسیعی ترویج نماید و نیات دولت انگلیس را در قسمت خفه ساختن آن ناکام سازد. هیئت در امریکا با رئیس جمهور هاردینگ ملاقات و پیام شاه امان الله را برایش رسانید و در انگلستان با برخورد غیر واقع بینانه لارد کرزن وزیر خارجه انگلیس در قسمت امضای معاهده دو طرفه به نتیجه ای نرسید.

رویهمرفته افغانستان توانست با مساعی محمد ولیخان با تعدادی از کشورهای جهان مذاکره کند و آزادی افغانستان را تسجیل و مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برقرار نموده و دروازه های خود را بخاطر تورید دستاوردهای عصر و زمان و پیشرفتهای تخنیک و تکنالوژی باز نماید. بر اساس این تلاشها محمد ولیخان در قسمت معارف نخستین مکتب بنام "امانی" بکمک دولت فرانسه افتتاح گردید و بخاطر تبارز تاریخی و فرهنگی مسئله باستانشناسی با کشور فرانسه منعقد شد، که تحت سرپرستی مسیو فوشه باستان شناس نامدار آن کشور کار آنها بر ویرانه های تاریخی افغانستان آغاز گردید. بر اساس این معاهدات تعدادی از متخصصین و کارشناسان ایتالوی، فرانسوی، آلمانی و ترکی در عرصه های زراعت و کشاورزی، مهندسی و امور حربی به افغانستان آمدند و نماینده گیهای سیاسی و سفارتخانه های آنان در کابل گشایش یافت و سفارتهای افغانستان نیز در پایتخت کشورهای دوست بکار آغاز کردند. سفر گروههای از محصلین جوان اعم از پسر و دختر به کشورهای خارجی در تغیر ذهنی جامعه بی تاثیر نبودند.

در ماه جون 1922 جنرال محمد ولیخان بدخشی از مسافرت دیپلوماتیک دو ساله اش به اروپا و امریکا به کابل باز گشت و بعوض محمود بیک طرزی بحیث وزیر خارجه توظیف گردید. نامبرده با ادامه روشهای طرزی تلاش نمود تا در سیاست خارجی افغانستان توازن لازم را با همسایگان بخصوص روسیه و هند بریتانوی بوجود بیاورد. لازم بیاد آوریست که محمود طرزی در ساحه سیاست و دیپلوماسی مسایلی را بخاطر روابط افغانستان با کشورهای جهان مطرح نمود، اما محمد ولیخان این روابط را بر پایه منافع متقابل افغانستان با کشورها دور و نزدیک جهان بر قرار نمود. روسیه به دلایل مشکلات زیاد سیاسی با کشورهای اروپایی از این سیاستها استقبال نمود و از لحاظ اقتصادی و نظامی با افغانستان کمک کرد.

در سال 1925 زمانیکه سربازان روسی در ادامه پیشرویهایشان در آسیای میانه وارد جزیره درقد در بستر دریای آمو گردیدند، با احتجاج وزارت خارجه دولت افغانستان برهبری محمد ولیخان بدخشی بلا فاصله از این جزیره خارج شدند و بخاطر بیطرفی و عدم تعرض یکدیگر معاهده 31 اگست 1926 را به امضا رسانیدند. رویهمرفته شاه امان الله با درک سیاست روسها از این ناحیه مطمئن نبود و نگرانی خود را با همفریز وزیر مختار انگلیس مطرح نمود: "مقصد من به هر نحوی که در ظاهر تعبیر گردد، در واقع این است که اگر انگلستان موقع بدهد قدم به قدم به آن نزدیک شوم و تنها مناسبات حسن همجواری را با روسیه حفظ نمایند"([1])

دولت امان الله خان بخاطر رعایت این خواسته از اظهار اعاده پنجده که در معاهده 1921م پیش بینی شده بود خود داری نمود و به عوض اولین خط پروازهای هوایی را بین کابل و تاشکند تاسیس نمودند.

در جنوب دولت انگلیس و هند برتانوی نخواستند تا از مساعی حکومت افغانستان در برقراری توازن سیاسی با همسایگان تائید نمایند. با اینکه دولت افغانستان پس از امضای معاهده دوستی با انگلیس فعالیت مخالفین دولت هند برتانوی را در کشور قطع نمود، و عده ای از پیشگامان آنرا مثل مولانا عبیدالله سندی، راجا مهندرا پرتاب و قاضی عبدالولی خان از افغانستان اخراج نمود، اما از استخبارات نظامی تا مامورین سرحدی هند از مخالفت و کار شکنی در برابر افغانستان دست بر نمیداشتند و تلاش محمد ولیخان دروازی در جهت تطبیق این معاهدت با مشکلاتی مواجه گردیده بود. زیرا فرانسیس همفریز وزیر مختار انگلیس از لحاظ ذهنی نمیتوانست با طرحها و مساعی دولت افغانستان در مرحله بعد از استعمار همکاری نماید، موصوف بعوض اینکه به جلب اعتماد شخص شاه امان الله و همکاران نزدیک او چون محمود طرزی و محمد ولیخان بدخشی بپردازد، محرم راز یکتعداد از درباریان محافظه کار که در باطن با سیاست اصلاحات شاه مخالف بودند، قرار گرفت و طبیعیست که این وضع نمیتوانست به اعاده اعتماد بین دو کشور کمک کند.([2])

بگفته میر محمد صدیق فرهنگ در مدتی که محمد ولیخان بدخشی در راس وزارت خارجه قرار داشت، یعنی از 1922 تا 1924 مساعی جدی صورت گرفت تا مسایل سرحدی در جنوب کشور  که اسباب اصطکاک را بین هند برتانوی و افغانستان فراهم میکرد از طریق مفاهمه حل شود، اما عده از رجال سیاسی  در دو طرف (دیورند) که همفریز هم به ظن غالب از آن جمله بود، به بهبود روابط میان دو کشور راضی نبودند و مساعی ایشان فضای مناسبات را دوباره مکدر ساخت.

در سال 1923 حکومت هند برتانوی اسلحه ایرا که افغانستان از کشورهای اروپای غربی خریداری کرده بود در بندر بمبئی معطل نمود و با اینکه هیچ دلیلی وجود نداشت که افغانستان سلاح مذکور را علیه آن دولت استعمال کند، احکام معاهده سال 1921 را طوری تطبیق نمود که نتیجه آن افزایش بدگمانی در افغانستان نسبت به نیات آن دولت و تقویه مخالفان شاه بود که از عادی شدن مناسبات با انگلستان جلوگیری میکردند.

وزیر مختار دولت انگلستان در کابل همفریز در همین احوال بنام عدم امنیت در افغانستان نه تنها همسر خود را از کشور خارج نمود، بلکه به سایر اتباع برتانیه نیز سفارش نمود تا این کشور را ترک بگوید و عمداً فضای رعب و دهشت را بین مامورین کور دیپلوماتیک در کابل ایجاد نمود.([3])

پس از این زمینه سازیها و پیشامدها حادثه شورش افراد قبیله جاجی و منگل، جنوبی و شینوار در مجاورت خط دیورند کفر گوی علیه  محمد ولی خان و شاه امان الله بوقوع پیوست و حکومت شاه امان الله را زیر فشار قرار داد تا فکر حکومت کردن بالای قبایل جنوبی را از سربدر نماید. هرچند انگلیسها گویا قیود عبور اسلحه به افغانستان از خاک هندوستان را ملغی نمودند و دو فروند طیاره جنگی را به دولت افغانستان فروختند، اما با ورود شخصی بنام عبدالکریم از هندوستان به افغانستان که از منسوبین خانواده امیر شیر علیخان بود بازهم به سوء ظن دولت افغانستان افزود و دولت امانی نتیجه گرفت که انگلیسها ضمن کمکهای غیر مؤثر به افغانستان، میخواهند اذهان عامه را بفریبند و در خفا با فرستادن گماشتگان خود به مناطق سرحدی جنوب در بی ثباتی اوضاع بکوشند، آخرلامر انگلیسها با وارد نمودن محمد نادرخان به هند برتانوی و از پا دراوردن دولت نه ماهه حبیب الله کلکانی و اعدام او با همکارانش به شمول همکاران شاه امان الله خان از جمله محمد ولیخان  بدخشی و خانواده او در سال 1933 و خانواده چرخی انتقام تاریخی خود راآزادیخواهان افغانستان گرفتند.

 


[1] - مونت استوارت الفنستون، ص 312.

[2] - میر محمد صدیق فرهنگ افغانستان در پنج قرن اخیر، ج 1، ص 524.

[3] - همان اثر، ص 234.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من