از نادیه فضل
از کو چه های سرد وپریشان مگو برام
از گریه از شقاوت باران مگو برام
از خانه های تلخ پر از دود و اشک آه
از شاخه های شکسته ی عریان مگو برام
از یاد های لذت دریاچه ،عطر آن
زیبایی تبسم و آرام و دلستان
از آفتابیی سحر از سمت روشنی
ازماه ،ازستاره بگو، جان جان جان
لبریز لحظه های خموشی یی غربتم
ابری و بیقرار، شکیبایی خزان
ای شر شر ترنم رود ،ای صدای مهر!
ای هم نژاد چشمه و خورشید و آسمان
یک دانه گک نگین صمیمانه ی غرور
با بوسه ی به گردن بر صورتم نشان
من از ترانه، زمزمه ،آیینه از بهشت
گلریزم ای رهایی یی آبیی بیکران
لحن پرنده ،وسعت ابریشم بهار
ای یار با تو گشته تنم تا کرا کران

