دو انتحاری به تکرار دوره ی عبدالرحمن خانی و نادرخانی
واقعیت عینی و دردناک اینست که کرزی و تیم غربی تکنوکراتش از بدنه ی جبهه ی متحد تغذیه کرده فربه شدند و در مقابل طالبان را قدرت و مشروعیت بخشیدند تا به زوال پشتون ها خاتمه بخشند. آنچه خیلی عجیب به نظر می رسد اینست جبهه ی متحد و طرفداران ان به عدالت اجتماعی حقوق شهروندی می اندیشند و برای آن حتی مبارزه ی مصلحانه میکنند. ولی طالبان و تیم فاشیست کرزی به حکومت مطلق تک قومی می اندیشند و برای آن مبارزه ی مصلحانه میکنند. برای تحقق این هدف طرح توطئه ی فوق العاده سری را در مراحل مختلف ریختند و به اجرا گذاشتند.
مرحله ی اول: آغاز کار پنهانی
اولین ضربه: پاشیدن تخم نفاق دربین گروه های جبهه ی متحد با امتیاز دهی تیم پنجشیر به رهبری مارشال فهیم بر دیگران.
ضربه ی دوم: گرفتن عقل جبهه با منزوی ساختن افراد نخبه ی آن
ضربه ی سوم: حذف فزیکی کسانی که ازین دو ضربه جان به سلامت بردند مانند کاظمی و عبدالقدیر خان
ضربه ی چهارم: خورد سازی قدرت اعضای جبهه توسط یکدیگر. استفاده از اعضای غیر پنجشری جبهه ی متحد برای خورد سازی قدرت تیم پنجشیر. آمدن ضیا مسعود به حیث معاون اول با حمایت استاد ربانی بجای مارشال فهیم. قدرت گرفتن ضرار احمد مقبل با پشتیبانی حاجی الماس به طرفداری کرزی در مواجهه با تیم پنجشیر.
ضربه ی پنجم: از بین بردن پایه های نا متزلزل جبهه در ولایات با حذف فزیکی متحدان آن. کسانی که معامله نکردند و با هیچ توطئه یی خودرا نباختند باید از صحنه حذف می شدند مانند جنرال داوود داوود تخار، مولانای سید خیل پروان، خان محمد مجاهد قندهار، جنرال شاه جان نوری تخار، عبدالله لغمان و دیگران.
ضربه ی ششم: حذف رهبران، آغاز آن با استاد ربانی و اختتام آن با محقق و دوستم خواهد بود. این از مراحل آخری پنهان توطئه است.
مرحله ی دوم: آغاز کار علنی اما بدون خشونت
اول: با ایجاد هراس مرگ و از بین رفتن بقیه اعضای جبهه را به خارج فرار میدهند.
دوم: نوبت به آن عده از اعضای جبهه میرسد که در تمام این مراحل همکار توطئه گران بوده اند. اینها بخاطر دست داشتن در قتل اعضای جبهه و جنگ های داخلی مجرم ملت شناخته میشوند و با اعلامیه های سیاسی ملل متحد محکمه خواهند شد.
سوم: توصل به زور برای دستگیری عناصر ضد پاکستانی و طالبان جبهه که از تمام مراحل توطئه جان به سلامت برده اند تحت عنوان موانع بر سر راه صلح با برادران نا راضی حکومت گران.
مرحله ی سوم: آغاز کار خشونت بار دوره ی عبدالرحمان خانی و نادر خانی
اول: آمدن طالبان با زور و تسخیر تمام مناطق جبهه ی متحد. چور و چپاول دار و ندار مردم بی دفاع و بی غرض مناطق مرکزی و شمال کشور.
دوم: فرار نخبه گان و مقاومت گران به دلیل نداشتن رهبری واحد
سوم: تعرض به ناموس مردم مانند گذشته
چهارم: عسکر گیری نسل جوان این خطه برای خدمت به نظامی که سران آن مخالفین هویت و افتخارات شان است.
پنجم: مصادره ی اموال و دارایی های مردم تحت نام عناصر ضد رژیم.
ششم: کوچ دهی مردم به مناطق خشک و تقسیم اراضی برای فاتحان ناقل
هفتم: از بین بردن تمام مظاهر هویتی و فرهنگی اقوام مغلوب.
هشتم: سرکوب خشونت بار هر خیزش مردمی تا در زباله دانی تاریخ جا بگیرد.
نهم: از بین بردن تمام زیر ساخت ها و امکاناتی که در اینده بتواند سر بلند کند.
دهم: استقرار حکومت قبیله و زیر پا شدن تمام دست آورد های مردم که حاصل خون ملیون ها شهید و سالها مبارزه ی شان برای تحقق عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی انسانی شان بود.
اگر همین الآن هم تکان نخوریم و بخود نیاییم. دیگر جان به سلامت بردن ازین توطئه در مراحل بعدی آن خواب و خیال باقی خواهد ماند.
کسانی که به حمایت غرب از دموکراسی و حقوق بشر فکر میکنند که و در خیال آنند که غرب جلو طالب و فاشیست هارا خواهد گرفت، کافیست که بدانند تقریبا 100 سال میشود که امریکا از حکومت مستبد و فاشیست عربستان سعودی حمایت مستقیم میکند.
برای ما لازم است که به رویکرد جدیدی برای مبارزه و عمل سیاسی بیاندیشیم. به منطق جدیدی فکر کنیم چون منطق قبلی با آنکه از ماهیت خوبی برخوردار است اما بدلیل داشتن مخالفین متجر کار ساز و کار آمد نیست.
برگیرفته از تارگه حماسه زن

