خانه
آرشیو وبلاگ
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آبان ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
درواز Darwaaz
(ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
بررسی تهاجمات
سروده از قدیره واسوخت
مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست
کبروغرور
رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند.
دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن
سیلیهایی که از برادران بزرگ خوردیم
شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت)
آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد
پدرام شهروندتاجیکستان شد
رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من
رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من



نویسنده:متولی ولی رحمکیان
به خواست دوستی ازتخار
درسینه ماهزارداغت باقیست - درعالم فطرتت سراغت باقیست
مثمر نهال باغ میکار یدی - بی موقع برفتی کارباغت باقیست
"متولی"
بلی دوست عزیزسالهای ۱۳۵۷تا۱۳۵۹را هیچ مادری ،هیچ پدر ی وهیچ دوست وعزیزی ازیاد نخواهدبرد . بخصوص یاد وخاطره ی آنانکه رژیم سفاک ،آدم خوار،مزدور،ووابستهء اهریمن چون اژدهار هفت سرفروبرد. وسراسرمردم سرزمین مارا سوگوارساخت ،این حادثه المناک از دههء کوچک مانیز خانواده های را درعزای عزیزان وفرزندان شان نشاند وبازمانده های خط فکریشان را تا ابد الاباد داغدارساخت . دههء کوچک ما بنام جامرچ پایان محلات زیا دی داشت که سال هاست در جستجوی معانی نام آنها هستم اما تاهنوزکه هنوز هست چندین زبان زنده دنیارایادگرفتم ولی به معنای این دهات و محلات پی نبردم .مانند نام ها ی[جیرک ,جیگونی,میغداگ,غرینج ,آنغور,ساخارچ, پارید ,کرینگچ وغیره]این دیارکوچک زمان که من پسربچهءکوچک بیش نبودم آدمان خط خوان وخط نویس کم بود،چند تن ملاونیمچه ملا بودند که امامت مساجیدبدوش آنها بود ،که شش بن کلمهءدینی وسوره های نمازرا به کودکان می آموختند .مانند ملالایق و ملا محمدشریف "بغری" و دو ملا نیز میتوانست فارسی بخواند و تویض بنویسد مانند ملاداد آخند که از مهاجران دورهء استالین "پای دریای "وملاانورآخند پدردوست عزیزم عبدالقادر"شمال"که من وبسیاری از هم سن وسالم قرانکریم ,چهارکتاب ,بیدل, بیدل شکست ومختصررانزدایشان آموختیم به این دروس زمستان میپرداختیم چون از بهارتاپایزسال به مکتب رسمی ودولتی میرفتیم عوام به یکی مکتب مسلمانی و به دیگری مکتب سرکاری میگفتند . زمانکه به سن هجده ساله گی رسیدم درآن دیار دیگر مشکل خط خوانی و خط نویسی نبود چهل درصد جوانان و نیمچه جوانان فارغ صنوف سوم ،ششم ،نهم و دوازدهم شده از سواد درحد خواندن ونوشتن برخورداربودند. وعده ی در سازمانهای سیاسی و پیکار های سیاسی شرکت داشتند. سه دوره از ما پیشترجوان خوش قیافه ،خوش سلیقه ،خوش لباس ،قدبلند،باجرأت درنهایت پاکدامنی وایمان داری که سویهء دانشش از سویهءدانش آموزان آن دیار بالا رفته بود. لزوما راهی مکتب متوسطهء فطرت شد جای که زادگاه مولوی بحرالدین باعث عالم شناخته شده دین وسیاست درواز ومردم افغانستان است مولوی بحرالدین باعث که در غریب پروری شهرهء آفاق ودروطن دوستی تا آن بالا ها ی رسیده بود که تصورش هم برای کوردلان ممکن نیست . این جوان موازی با دروس مکتب پای صحبت مولوی باعث نشست وازجملهء پیروان دانا ولایق راه پرافتخارش گشت.
درهمان آوان و در همان محل عضویت سازمان شهید باعث وبدخشی راحاصل کرد وخود نیزازپیشقرولان این اندیشهءانسانی وانسان گرای شد .او بایاران دیگرش به تعلیم وتربیهءجوانان آن دیار پرداخت ، نودونه درصدجوانان مکتب خوانده و مکتب نخوانده را به روحیهءسرشاروطن دوستی ،غریب پروری ،ایمانداری با اخلاق وناموس داری تعلیم داد وتربیه کرد اوخستگی نداشت به بسیارترازمحلات درواز میرسید و جوانان را درس حوزهء میداد ،باور دارم هیچ کس برابراو پر توان ,پر کار،پرجوش وخروش , پرخاشگروحقیقت جونبود . علیه فساد ،قاچاق تریاک ، خریدوفروش وحتی استفاده تریاک می ایستاد واز هیچ کس ترس وهراس نداشت ،شاگردان خوبی تربیه کرد حالابسیاری از ایشان به جا های بلندی علمی وتخصصی رسیده اند. او در راه دانش آموزی الگوی خواص وعام شد. جوانان را به آ موختن علم ودانش تشویق کرد.این جوان از خاندان رحمکیان نوه ی محمد صابر بود که پشت پنجمش به بابی رحمک میرسد .محمد صابردهقان پرکار،پرتلاش ومیان حال بود شش پسر داشت . پسر ششمش محمد صالح درایام جوانی در گذشت واز پنج پسردیگرش حدودا تا سی تن نواسه دارد.از پسرسومش که محمد عادل نام داشت چهارپسر وسه دختربه دنیاآمد. فرزند اولش که پسر بود نامش را محد نادر گذاشت .
محمدنادر همان شخصیت گلگون کفنی است که اکنون بیاد و گرامی داشتش این سطور را که هرگزجواب گوی اداء حق شان نیست ولی برای آرامش وجدان خود می نیگارم .برادرارشدش محمد یوسف پیروعقایدش درهنگام جوانی در راه کابل قندوزاز طرف افراد گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی با آموزگارزمان الدین بدون کدام مدرک جرم وجنایت دست گیرواعدام شد. د وبرادردیگرش به فضل الهی در قید حیات ،باشندهءشهر قندوز اند. خوش حالم که بعداز گذشت سالها از اعدام عزیزانشان فرصت دست داد تا شهادت مظلومانه ی ایشان رابه برادران وعزیزان و بازمانده هایشان در درواز ،قندوز ،کابل وتخارتسلیت عرض کنم . بلی هم وطن محمد نادر عادل رحمکیان از تبارسپنتمان زردشت ابولیث ،نیزک وخازک ازتخم سیاووش همت بلند داشت وهرگز به ذلت تن در نمیداد علیه خرافات تبلیغ میکرد وعلیه استبدادمبارزه، او در سال ۱۳۵۳درحضورناظرین ومفتشین که از مرکز به متوسطه ی فطرت آمده بود ند مقالهء زننده وانتقادی را علیه دولت وقت به خوانش گرفت که تما م در افشای اعمال شوم حکومت استبدادی بود .بخوانش گرفت . و قراءت چنین مقاله ی خشم ناظرین ومامورین دولت مستبید را برانگیخت دستور گرفتاری ،محاکمه وبه بند کشیدن او ویارانش را بعداز برگشت به مرکزصادرکردند.او وجمع از یارانش از طرف حکومت دستگیرشده اول به مرکزی دهداری نسی و بعد به به کابل انتقال شدند.چون ایشان تاهنوردرسن وسال جوانی یعنی تاهنوز خط نکشیده بودند. پدران شان هم به جرم فرزند به کابل برده شدند .یک سال تمام در دعوای که مدعی نداشت به کابل و فیض آباد سرگردان شده پدران از کار دهقانی و فرزندان از دروس مکتب بازماندند. بعدازبازگشت .آنهاپرشورتر ،پرانرژی تربه کارهای سیاسی و اجتماعی پرداخنتند . که تاهنوزیادوخاطرهء آنها در قلوب روستایان و تمام دروازیان باقیست ازاین جمله مبارزین صادق ودلاور بیگی جان خسرو هم به شهادت رسید ، با استفده از موقع درودبر روان پاکش میفرستم و به نزدیکانش عرض تسلیت دارم، یادش را همیشه گرامی خواهیم داشت .چهارتن از این فرزندان پاکتینت و راهروان مکتب باعث وبدخشی درقید حیات اند و ازجمله ی بزرگان قابل احترام وافتخار مان هستند این چهارتن ازدم تیع دوسرجهالت اوغانی وفاشیسم درامان مانده وخدمت گارصادق ولایق مردم کشورمان هستند تمام عمر درکنارمردم خود ایستادند و تلخی های روزگار را یکجا در کنار مردم باهم چشیده دیار خود را ترک نکردند. این هست نشان وطن دوستی و انسان پروری آرزو دارم از ایشان نام ببرم ولی میترسم از طرف ارباب شونیسم به تن مبارکشان گزندی برسد به این لحاظ ناچارم نام مبارکشان را تا فرصت مساعد درذهن نیگاه دارم. محمد نادر از جمله شخصیت های نادر درواز بود که با نمرات عالی از متوسطه فطرت فارغ وشامل لیسه سنای شد. در کابل پای صحبت بزرگان علم وادب چون شهید محمد طاهربدخشی ودیگر بزرگان نشست واز دانش و تجربهء آنها بهره گرفت لیسه سنای را ختم کرد ،آرزو داشت آموزگار شود بنا به دارالمعلمین روشان شامل شد .درست همان سال بود که حکومت استبدادی داوود به دست حزب دموکراتیک خلق وپرچم به سرکرده گی امین جنایت کارسقوط کرد.آخرین بار تابستان ۱۳۵۷دررخصتی های ده روزه ءتابستانی که من درآن زمان متعلم لیسهء فطرت و یکی ازشاگردان ونزدیکانش بودم ایشان رادیدم .من ودو دوست دیگرم را برای یک گفتگو درباغ طوفان که در کنار دریای پنج موقعیت دارد خواسته بود.در آن محل قرار پیمان قبلی ما سه تن حاضر شدیم وایشان درمورد اوضاع کشور و اوضاع سازمانی صحبت جالبی داشتند .ا ز بسیاری دوستان قدیمی مان گیله و شکایت داشت و از بعضی ها به نیکی یاد میکرد .با تاسف که در آن زمان ۹۹ درصد از یاران و هم فکران مان به دام امین افتاده بودند و هیچ کس نمیتوانست پیش بینی کند که سرنوشت آنها چه میشود.او هم برای گرفتاریش ثانیه شماری میکرد وحرف آخرش این بود که اندیشه و داعیه ما انسانیست وراه ما راه انسانگرای ولی رسیدن ما به مقصد گذشتن ازهفت خوان رستم مشکل تر است .جاسوسان اهریمن در وجود ما جا یافته اند برای شناسایشان فرصت کافی نداریم زمان امان مان نمیدهدتا درمورد تحقیق کنیم . ازآیندهء تمام افراد صادق صفوف از بالا تا پاین نیگرانم اگر ازین ورطه بگذریم با منافقین تصفیه حساب خواهیم کرد. جنابشان درآن هنگام به یک قیام همگانی می اندیشیدولی تنها مانده بود تنهای تنها ،افسوس ودریغ که برای او هم ایام بکام نچرخید با برگشتنش به کابل دشمنی در کمین نشسته گرفتارش کرد وبدست جلادان امین زیر شکنجه جان داد .میگویند تا زندان به زندان نرسید در عرض راه شهیدش کردند. این حالت را هرگاهی که در زندگی بیاد آوردم آب دیده ام را گرفتن نتوانستم یقین دارم آدم کشان میدانند که پیکر بی جانش و توطه های بدنش رادر کجا زیر خاک کرده اند .ای کاش آدم میبودند و بعداز گذشت این همه سال بااشارهء انگشت گورش را نشان میدادند.
یاد این بزرگمرد شهید و دوست داشتنی گرامی و جایش فردوس برین باد بلی دوست عزیزانتقادات شما یکایک بجا است ما به خود هر گز اجازه نمیدهیم شخصیت کسی را زیر سوال ببریم ولی گذشته را باید نگریست تا راه آینده را در روشنی پیمود . میگوند کسی از سری یک سنگ دوبار بلغزد هردو پایش از بریدن است . هیچ کس را نمتوان بدون دلیل وبرهان محکوم شناخت ما هیچ کس را حق نداریم محکوم حکم کنیم اما حق داریم شک کنیم . متهمین نیز حق دارند از خود دفاع کنند به گفته ما ۴۰۰۰ آدم ، آدمان باخرد واهل خبره مان را از دست دادیم یاد آنها ثبت نام وشرح حال شان در تاریخ بشریت وظیفه ما است اگر ما این وظیفه را انجام ندهیم فرق ما با دشمنان وقاتلین ایشان چیست؟آنها اعدام شان کردند و ما فراموش؟!! دوست عزیز اگر هیچ کس با من نباشد من به تنهای در معرفی شخصیت های که به شهادت رسیده اند و شخصیت های که در قید حیات اند تاجای که احساس کنم خطری با ایشان وارد نمشود وتوان دارم خواهم پرداخت. دوستان میتوانند بامن در تماس شده سوالات اصولی و منطقی خویش رادر میان بگذارند حتما جواب منطقی دریافت خواهند کردآدرس ما همین ویلاگ است که ما در اختیار داریم