تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
حسرت یک آخ را ، به دل اجیران پاکستان بگذارید !! . نویسنده: - ۱۳٩٠/۳/۱٦

ل . کریمی استالفی .

 در شهادت نا بهنگام جنرال داؤد « داؤد » و همرزمانش ، عده ای گریستند ، عده ای علیه قاتلین شعار دادند و دوستانی هم غمگنانه با اظهار تسلیت گفتند : کمر ما شکست ؟! .

بگفتۀ هیلای عزیز: 

« ازطایفۀ رستم و سهراب و سیاوش

                                            هیهات که صد مرد عزأ دار بجا ماند

 از مملکت فلسفه و شعر و شرعیت

                                          جهل و غضب و غفلت و انکار بجا ماند » .

آری ....

ما از همان طایفه ای هستیم ، که تلبیس دشمن را خوشباورانه ، دوستانه میشماریم و در گوشۀ « غفلت » لمیده ایم . غفلتی که نتنها به قیمت جان مان تمام می شود ، بلکه در دراز مدت به قیمت نابودی هر چه که داریم ، تمام خواهد شد .

   اما من ؛ شهادت این رادمردان بزرگ با اندیشه ، متعهد و با احساس را ، گر چه سخت متأثر کننده ، جانگداز و سنگین است ، برخلاف احساس کمر شکستن ، شیون و خاک بسر ریختن ، به همه راهروان با بصیرت ، مبارکباد میگویم و حسـرت گفتن یک آخ را بر دل مزدوران سخت نامرد و بی احساس خواهم گذاشت . تا آنها بر طبل شادی نکوبند و خیال نکنند که مادر رستم عقیم شد . تاریخ ما پـُر از رشادت ها ، حماسه ها و قهرمانی هاست . هر تند بادی که شاخه ای را شکسته ، جایش شاخۀ تنومند دیگری جوانه زده . متیقن باشند ، غروب زنده گی این عزیزان ، طلوع غرور آفرینان دیگریست . به جاودانگی پیوستن ، مغمومیت نمی خواهد ، شیون را کسانی سر دهند ، که با انفجار خود  ، به امید وصال حوران خیالی در بهشت ، به جهنم رهسپار میگردند ، چه تفاوت بزرگی .

   لازم به بُرهان و دلیل و منطق نیست ، به همه مبرهن است که ، جنرال داؤد ، به بلوغ سیاسی رسیده بود ، بلوغی که در آن یک خصوصیت بارزی احساس می شد و در آن تضاد های ملیتی ، نژادی ، مذهبی و تعلق پذیری ، رنگ باخته بود . یگانه هدف وی ، حفظ نوامیس ملی ، از چنگال اهریمنان خون آشام پاکستانی ها بود . که باعث مرگش شد .

 بلی ... آنانیکه پابند اصول انسانیت اند ، باید بیشترین ضربات دشمنان انسانیت را ببینند .

     بدون شک گفته می توانیم که این کشتار ، یک پلان کاملاً طراحی شده از بطن دولت مافیایی طالبی کرزی می باشد . وقتا که ما میگوییم طالب ، در ذهن مردم افغانستان چهره ای تداعی می شود که ، بجز جمع آوری نان گدایی از پشت دروازه ها ، خوابیدن در مساجد و مدرسه ها ، سر جنبانیدن روی کتابهای عربی ، گرم ساختن مساجد و بر آورده ساختن امیال برخی از ملایان ، وظیفۀ دیگری نداشتند . البته خارج ازین دایره ، نه از مقام انسانیت ، نه تمدن بشری ، نه سیاست ، نه تخنیک ونه از علم پر درخشش تکنالوژی عصری چیزی می دانستند . آنها چگونه می توانند ، خود را تا پشت دفتر مقام وزارت دفاع و سایر ارگانهای مهم دولتی ، که آنجا ها « جای پر زدن جبرئیل نیست» برسانند . پس باید اعتراف کنیم ، که در پستهای حساس وزارتهای داخله ، دفاع و امنیت ملی ، اجیران مزد بگیر پاکستانی رسوخ کرده اند ، که نه ریش دارند و نه لنگی شمله دراز ، بلکه با نکتایی و ریش تراشیده ،  اهداف شوم پاکستانیها را ، مؤ بمو بلای مادر وطن خود تطبیق می کنند .

بشما می گویم  !

     ای کسانی که انتظار همچو حادثه را با دلهره گی می کشید ، درین بُرهه بغرنج ، که نسل متعهد به انسانیت را دارند توسط نا انسانها نابود میسازند ، جهل و غفلت را کنار گذاشته و ازین افتادنها ، بر خاستن ها را ، چون شیشه ای که  شکست ، بــُران تر می شود ، درس بگیرید .

      درین چند روز ، مقالات زیادی را در غمشریکی آقای جنرال داؤد و همرزمانش خواندم و نکات در خور اهمیتی را در مضامین آقایان هر یک پرویز بهمن و تابش فروغ یافتم . بطور مثال آقای تابش می نویسد : داؤد عزیز به مسعود بگو ! جمعی از یارانت سخت نامرد اند . آری ... یکی از همان یارانش ؛ سخت در تب و تلاش است ، تا قاتلین فرزندان این ملت را ، که باساس حکم قرآن ، باید قصاص شوند ، برائت داده و بالای گور شهدای ما خواهد آورد . تا آنها با نیشخند بگویند که : صاحب این گور را من کشته ام و آن قلم الدینی که داغ های شلاقش هنوز بر پشت زنان ما نقش همیشگی دارد ، با عدۀ دیگری ازین سیاه فکران را ، از لست سیاه سازمان ملل بیرون بکشد . همین پیر مرد بود که در ابتدای ظهور ، آنها را « فرشته های نجات » خواند ، آنگاهیکه فرشتگان ، آب خنک را نگذاشتند از گلویش پائین برود « تروریست » شان گفت و اکنون برادران ناراضی و مخالف دولت میخواند . جمع دیگری از یاران مسعود ، چنان در ناز و نعمت و عیش و نوش و زیر لحاف های پر قو و نوتهای سبز رنگ ، به خواب غفلت فرو رفته اند که ، فقط بخود و مال و منال دنیا می اندیشند ، به بلای شان که مردمی روزی آنها را باور کردند و قربانی دادند ، شاید زمانی آنها از خواب غفلت  بیدار شوند ، که دیر شده باشد .

    بآنچه که گفته آمدیم ، درین جو متشنج و بی ثبات و درین حال و احوالی که رئیس جمهور میخواهد با گفتار و تحلیل های دوگانه ، که آنرا « منافقت سیاسی » باید نامید ، مردم  را علیه قوای ناتو بشوراند و درین هرج و مرج ، افغانستان را دو دسته تحویل پاکستانیها و طالب کند. گروه دیگری وظیفه گرفته اند که در تلویزیونها ظاهر شوند و تمام ملامتی ها را بگردن قوای ناتو باندازند ، تظاهرات مردمی را به خشونت بکشانند ، از علتها چشم پوشی و به معلولها بپردازند . طالبها نیز با وساطت آی اس آی ، دست از هیچ نوع خباثت و جنایت نا بخشودنی بر نمیدارند ، روزانه ده ها انسان بیگناه را بخاک و خون می کشند ، مگر هیچ کسی علیه آنها تظاهرات خشونت آمیز براه نمی اندازد ، همینکه توسط قوای ناتو کسی کشته شد ، منافقین ، مردم نا آگاه و عوام را تحریک می کنند تا مغازۀ هموطن خود را بغارت برند ، ساختمانهای خود را به آتش بکشند ، ده ها تن دیگر را با خشونت بکـُشند ، تا مردم دنیا در مورد اسلام قضاوت کنند که اسلام دین خشونت است . طالبها خود علت اند . اگر طالبها دست از جنگ بکشند و مردم را از حملات تروریستی در امان بگذارند ، معلول ناگزیر است صحنه را ترک کند .

      پس درین حالت بس اسفبار ، برما لازم  است ، تا با دید وسیع و بسیج عمومی ، یک پایگاه ثابت داشته باشیم ، در غیر آن نمی توانیم روزنه های امید واری را برای فردا های مطمین خویش بگشاییم .

  بیائید پیش از آنکه فریاد و آه و شیون و شعار، به مرگ عزیزان خود سر بدهیم ، خود را با سلاح اندیشه های ضد طالبانی و پاکستانی آنها مجهز ساخته ، شعار« کرزی باید برود » حکمتیار ، حقانی و ملاعمر به محکمۀ مردمی سپرده شود را ، با مشت های گره خورده ، شعار روز خود قرار دهیم و پلانهای شوم پاکستان را در کشور عزیز خود خنثی نماییم بااحترام

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من