گزارشی از نفوذ دیرینه زبان و خط فارسی در جمهوری باشقیرستان
زبان باشقیری شماره از واژههای مغولی، عربی، فارسی و روسی است که در بین آنها وجود 4 هزار واژه فارسی جلوه ویژهای دارد و امروزه آموزش زبان فارسی با استقبال گستردهای مواجه شده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در باشقیرستان، جمهوری خودمختار باشقیرستان یکی از مناطق کلیدی و مسلماننشین کشور روسیه بشمار میرود، آنهایی که اهل مطالعه تاریخ و یا جغرافیا هستند، بدون شک با واژه باشقیر و یا باشقیرستان آشنایند.
خبرگزاری فارس تصمیم دارد در چندین گزارش متوالی در قالب سفرنامه، جمهوری خودمختار و مسلمان باشقیرستان را به مخاطبان خود معرفی کند. آنچه در پی میآید بخش سوم این سفرنامه است که گزارشی از زبان باشقیری، نفوذ زبان فارسی و خط و کتابت فارسی را در بر میگیرد.
* زبان باشقیری و نفوذ فارسی در آن
در سایه کشفهای باستان شناسی که طی آخرین دهههای اخیر صورت گرفته، مشخص شده است که از قدیمترین دوران تا آخر اولین هزاره میلادی، سرزمینی که امروز با نام جمهوری باشقیرستان شناخته می شود، صحنه تماسهای دایمی بین گروههای نژادی چند زبانی ایرانی، عربی و سپس ترکی بوده است.
به نظر واژه شناسان و تاریخدانان، دلیل اصلی نفوذ لغات عربی و ترکی به زبان باشقیری، مسلمان شدن ملل ترک نژاد است. از قرن 9 میلادی، لغات عربی در سرزمین های آسیای میانه، آسیای صغیر و قفقاز به تدریج نفوذ خود به زبان های ترکی را آغاز کرد. در حال حاضر، در زبان باشقیری شماری واژههای مغولى، عربى، فارسى و روسى وجود دارد. در این میان می توان به حدود از 4000 واژه فارسی اشاره کرد.
تا قرن 14-15، نفوذ لغات عربی به زبان باشقیری بیشتر صورت شفاهی داشت ، ولی از آخر قرن 15 و آغاز قرن 16 صورت کتبی هم پیدا کرد و اولین مکتوب های باشقیری بر مبنای خط عربی در قرن 16 به وجود آمدند.
* زبان فارسی در باشقیرستان قدمتی دیرینه دارد
به نظر اکثر پژوهشگران، زبان فارسی در باشقیرستان قدمتی دیرینه دارد. اقوام باشقیری که در اورال جنوبی در طول رود بلایاریکا و در سواحل شاخههای آنها زندگی میکردند، با اهالی خانات بخارا، خیوه، خوارزم روابط تجاری و نظامی داشتند. در آن دوران، زبان دولتی این خان نشینها فارسی بود. از این طریق واژگان بسیاری به زبان باشقیری راه یافت.
بطور کلی میتوان گفت در حال حاضر، بسیاری از واژههای فارسی موجود در زبان باشقیری، قسمت جدا نشدنی فرهنگ لغاتِ فعال آن زبان است. واژههای فارسی در زبان باشقیری به گروه های فرهنگِ لغات مختلفی ارتباط دارند.
* اصلیترین گروههای فرهنگ لغات فارسی در زبان باشقیری
مفاهیم دینی: گناه، نماز، روزه، فرشته، خدا و …
واژههایی که توصیفی از افراد است مثل: بهادر، دوست، دشمن، خواجه، شاه و …
واژههایی که معنی لوازم معشیت دارند مانند: کیسه، تخته، دستمال، شکر، شربت و …
لغاتی که به گیاهان و حیوانات ارتباط دارند: بلبل، گل، میمون، طوطی، فیل، خرما و …
مفاهیم مجرد: بها، درد، درمان، زیان، امید، یاد...
روزهای هفته: شنبه، یک، شنبه دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه، جمعه.
حروف: بلکه، یا که، چون که، هم، اگر و …
واژگان بسیاری همچون انار، خراب، دوتار، آبرو، آگاه، آفرین، آرایش، آرام، ناز، داروخانه، چاره و ... از جمله واژه های فارسی منتقل شده به زبان باشقیری است. بخشی از کلمه ها که ظاهر عربی دارند اما در فارسی کابرد دیگری دارند ( مثل کلمه مسلمان) نیز از ایران به باشقیرستان راه یافته است.
نه تنها بسیاری از واژهها بلکه نامها نیز ایرانی هستند. شما ممکن است بارها با زن و مردانی برخورد کنید که نامشان گلنار، گلناز، امیر، رستم و یا بهرام و بهار است.
* مدارس دینی در قرن دهم میلادی در باشقیرستان تاسیس شد
خط و کتابت باشقیرها تا 1929 میلادی با حروفی که ما امروزه از آن استفاده می کنیم انجام می شد. از 1929 تا 1939میلادی به تقلید از ترکیه به لاتینى و سرانجام در 1940به سیریلیک تغییر شکل یافت و به این ترتیب به کلی با میراث کهن مکتوب قطع گردید.
ایجاد آموزش و تاسیس مدارس در باشقیرستان بر می گردد به زمان ورود اسلام به این منطقه در قرن دهم میلادی که مدارس دینی در کنار مساجد دایر گشت. این مدارس بتدریج گسترش یافت و گروه های تبلیغی از بخارا، بغداد و دیگر مراکز اسلامی به باشقیرستان آمده و به آموزش خواندن و نوشتن به خط عربی، قرآن و شرعیات و دیگر مبانی دینی پرداختند.
در سایه تلاش روحانیت مسلمان، نخستین مکتب ها و مدرسهها گشایش و توسعه یافت بطوری که در سال 1865 در مناطق باشقیری و تاتاری اورال جنوبی بیش از 600 مکتب و مدرسه وجود داشت که در آنها حدود 20 هزار محصل درس می خواندند. در کنار این موسسات، آموزش خانگی هم رایج بود. مدارس اسلامی در طول حیات خود کم کم به مراکز فرهنگی و آموزشی با ارزشی تبدیل شدند که در آن کتابخانه هایی تشکیل شد و محلی گردید برای پرورش روشنفکران ملی.
* "آقا ملا " بزرگترین خدمتگزار به توسعه آموزش و پروش باشقیرها بود
به دنبال نفوذ روسیه در باشقیرستان و برنامه های حکومت تزارها مبنی بر نفوذ فرهنگ روسی در بین ملل غیر روس، از دهه دوم قرن 18 میلادی در باشقیرستان آموزشگاه های روسی نیز دایر شد. وزارت معارف عمومی در سال 1828 اقدام به تاسیس دبیرستان پسرانه و در سال 1860 دبیرستان دخترانه نمود.
تا آن زمان در میان باشقیرها فقط 2-3 درصد قادر به خواندن و نوشتن به زبان روسی بودند. این آمار با آغاز آموزش زبان روسی در ارتش به دستور مشریاکسکی فرمانده ارتش باشقیر و به شکل تصاعدی افزایش یافت.
در دهه های 3 و 4 قرن 19، حدود 300 نفر از جوانان باشقیری برای آموزش حرفههای مختلف به سنپترزبورگ، مسکو، اورنبورگ، ایژفسک و قازان اعزام شدند که این کار در کنار فراگیری علوم و فنون جدید، به توسعه زبان روسی هم کمک کرد.
از جمله بزرگترین خدمتگزاران به توسعه آموزش و پرورش باشقیرستان بر پایه فرهنگ و سنت های اصیل میتوان به مفتاح الدین کمال الدین اف اشاره کرد که در بین مردم به آکموللا ( آقا ملا) معروف است.
وی در خانواده ای روحانی در سال1831 به دنیا آمد. خواندن و نوشتن را نزد پدر خود که یک روحانی بود آموخت. سال های سال بعد از آن، در مکتب خانه های روستا ها و شهر های باشقیرستان علم آموخت و بعد، راهی پر فراز و نشیب را برای آگاهی دادن به مردم در پیش گرفت. در این راه سال ها به نقاط مختلف سفر کرد و به آموزش پرداخت. در این راه او دو نظریه را ارائه داد و از آن پیروی می کرد: " ملت باشقیر به عالِم نیاز دارد. چه ابلهانه است که ما را از حیوانات وحشی کوه های اورال می ترسانند اما از جهل نه. جهل از آن حیوانات وحشی خطرناکتر هستند. " وی همچنین اعتقاد داشت که " گام اول برای انسان سازی، تربیت است و آموزش باید گام بعد از پرورش باشد ".
* ملا پدر تعلیم و تربیت باشقیرستان است
نوع نگاه او به مقوله مبارزه با جهل و بیسوادی باعث مخالفت قدرتمندان بود. نباید فراموش کرد در آن زمان، وجود قانون " سرواژ " ( مالکیت مطلق فئودالها بر جان و مال کشاورزان و فروش آنها به همراه زمین به عنوان جزیی از زمین های کشاورزی) مانع بزرگی بر سر آموزش عمومی بود. این قانون اجازه نمیداد کشاورزان و فرندان آنها همچون دیگر شهروندان ، حق آموزش و تحصیل پیدا کنند. آکمولا سالیان سال آواره بود و حتی چند سال به زندان افتاد. امروز از وی به عنوان پدر تعلیم و تربیت باشقیرستان یاد می شود.
از سال 1870 در منطقه دبستان و دبیرستان های روسی- باشقیری، روسی-تاتاری، روسی- چواشی و غیره گشایش یافت. دبستان و دبیرستان های روسی و ملی بتدریج گسترش پیدا کرد.
این قضیه باعث تحولات جدی در قسمت های اسلامی آموزش و پرورش هم گردید و تعداد مکتب ها و مدارس بطور قابل ملاحظه ای افزایش یافت.
با تمام این احوال، بر اساس آمار و ارقام، سرعت پیشرفت آموزش و پرورش در سال های قبل از 1917 چندان جالب توجه نبود و منطقه اوفا در بین مناطق اروپایی روسیه جایگاه آخر را به لحاظ تعداد افراد باسواد را داشت. عده بسیاری از مردم نه تنها توانایی تحصیل در دانشگاه ها را نداشتند بلکه به دلیل شهریه بالای دبیرستان ها، نمی توانستند حتی تحصیلات متوسطه را آغاز کنند.
پس از تحولات سال 1917 نظام آموزشی زیر رو رو شد و برنامه از بین بردن بیسوادی در میان بزرگسالان و تامین امکان تحصیل اجباری برای کودکان سرعت رشد تعداد باسوادان افزایش چشمگیر یافت.
* 1951 ریشه بیسوادی در باشقیرستان از بین رفت
در 1921 قانونی در شوروی به تصویب رسید که بر اساس آن کلیه افراد باسواد باید در آموزش افراد بیسواد شرکت می کردند. این حرکت جدی توانست طی نزدیک به 30 سال بکلی ریشه بیسوادی را در دور افتادهترین نقاط شوروی از جمله جمهوری باشقیرستان برکند.
اما این پیشرفت نیزبر اساس سیاست خاصی بودکه حکومت شوروی پیگیری می کرد. کلیه اقوام و ملیتهای محصور در مرزهای شوروی بتدریج باید در قالب فرهنگی " انسان شوروی " قرار می گرفتند. به همین دلیل راه های مختلفی برای این یک دست شدن طرحی شد. یکی از راه های رسیدن به این مقصود، روشی بود که در ترکیه نیز انجام شد و به نتیجه رسید: تغییر حروف الفبا. این کار در طول زمان، باعث قطع رابطه با فرهنگ سنتی می شد. در باشقیرستان، آموزش خواندن و نوشتن از دیر زمان با استفاده از حروف عربی انجام می شد. هریک از اقوام مایل بودند آموزش فرزندانشان بر پایه زبان مادی صورت گیرد.
در اواخر دهه 1920، بر اساس تصمیم دولت، خط عربی به خط لاتین تغییر کرد. چند سال بعد یعنی در 1939 طبق فرمان هیئت رئیسه شورای عالی جمهوری شوروی باشقیرستان، بار دیگر خط در باشقیرستان عوض شد و الفبای سیریلیک جای حروف لاتین را گرفت. این تغییر حروف در رشد باسوادی مانع ایجاد کرد و باعث کندی حرکت آن شد.
با ورود ارتش آلمان به روسیه و قرار گرفتن کشور اتحاد شوروی در وضعیت جنگی، وضعیت آموزش و پرورش در باشقیرستان نیز دچار دشواری های خاص دوران جنگ گردید. بطور مثال طی سال تحصیلی 44- 1943 بسیاری از مدارس به عنوان بیمارستان نظامی به کار گرفته شد. در عین حال، کمبود بیش از یک هزار معلم شرایط تحصیل و کار آموزشی را سخت می کرد. از سوی دیگر با وجود تلفات جنگی، نیاز به پرورشگاه ها برای بچه های یتیم و بی سرپرست را بیشتر کرد.
پس از پایان جنگ، روال کار آموزش با آماده سازی کادر مورد نیاز، روز به روز گسترش یافت. اما محتوای کتابها، در جهت دور کردن مردم از فرهنگ بومی خود بود.
* با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باشقیرستان به فرهنگ بومی بازگشت
به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی و آغاز به کار مراکز و موسسات غیر دولتی، مراکز آموزش عالی غیر دولتی نیز در باشقیرستان آغاز به کار کردند. در کنار این مردمی شدن آموزش و پرورش، انجمن های فرهنگی و گروه های مردمی شکل گرفت تا بار دیگر بازگشت به آداب و فرهنگ بومی را زنده کند.
* استقبال باشقیرها از آموزش خط فارسی
از حدود دوسال قبل رایزنی فرهنگی ایران با اعزام یک استاد به اوفا سر منشأ حرکتی فرهنگی شد که مردم آن دیار منتظرش بودند: فراگیری خط کهن و نیاکان. طی دو سال گذشته نه تنها آموزش خط فارسی- عربی در بین اقشار مختلف مردم از کودکان دبستانی تا ائمه جماعات و افراد کهنسال علاقمندانی را جذب کرده است بلکه خوشنویسی نیز نزدیک به یکصد هنرآموز داشته است.
امروز مردم با عشق زیادی در کلاس های آموزش فارسی حاضر می شوند تا با یادگیری الفبای فارسی بتوانند قرآن و متن های عربی را بخوانند. توجه به خط قدیمی به عنوان یک رستاخیز در باشقیرستان در بین اقشار مختلف دیده می شود. یکی از دلایل روی آوردن به فراگیری خوشنویسی فارسی در بین اقشار مختلف باشقیرستان، وجود همین فکر احیای فرهنگ اسلامی و خط سنتی است.
روسلان سیاخف معاون آموزشی اداره روحانیت و مفتیات باشقیرستان معتقد است که این رویکرد از علاقمندی مردم به اسلام سرچشمه می گیرد.
او می گوید: "دلیل اینکه مردم به خوشنویسی علاقمندی نشان می دهند نشات گرفتن این هنر از اسلام است. خوشنویسی، نقطه تلاقی و به رسیدن هنر و اسلام است. نقطه وحدت معنویت و هنر است. این هنر آنها را به اسلام نزدیکتر می کند. خوشنویسی کمک می کند به طرف خدا هدایت شوند. نمادی است از تقرب به الله. "
آریای

