تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
جناب وزیر صاحب نویسنده: - ۱۳۸٩/۸/٢٧


 

ل . کریمی استالفی: 26 عقرب 1389

اگر من جای جلالتمأب « رهین » بودم !

خواندم و تأسف کردم که ، جناب تیمور شاه اسحاق زی ، معین وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور گفته : ( افغان یو ، مسلمان یو بیا انسان یو ) .

جلالتمأب ، جناب آقای « رهین » ! .

دریک برسی تحلیلی ، موافق به اسلوب علمی و منطقی ، مبنی بر بینش نا بالغ آقای اسحاق زی معین شما ، که بیانگر واقعیت استعمار فرهنگی ، تطمیع دیگران و ایجاد خصومت و بدبینی مردم به مقابل همدیگر می باشد ، باید عکس العمل جدی انجام یابد و درین برسی مقدماتی ، باید به سوالاتی ، هم در بُعد سیاسی و هم در بُعد جامعه شناسی ، پاسخ همه جانبه ارائه شود . چون پایۀ و اساس این چنین حالت ها ، بیانیه ها بر حفظ امتیازات تک قومی استوار میگردد .  

جناب وزیر صاحب ! .

 ازین دغدغه ، که چه کنم و چه نکنم ، خود را برهانید و به اندرز های هراسناک و دروغین « وحدت ملی خراب می شود » برخلاف واقعیت ها ی موجود در کشور گوش فرأ ندهید . ما نمیدانیم بکدام سو میرویم ، بسوی یک نظام کاملاً بنیادگرایی اسلامی ، یا بسوی افغانیزه شدن کشور و یا بسوی یک نظام دموکرات ، فارغ از هر نوع ستم و تحقیر طبقاتی ، یا بسوی یک هرج و مرج تجزیه طلبانه !! .

در آغاز باید تعریفی از افغان ؛ مسلمان و انسان داشته باشیم .

1ـ  انسان : آدمی مردم و بشر .

2 ـ افغان : فغان ، فریاد ، زاری  و نام یک طایفۀ اوغان ساکن در افغان{ستان}.

3 ـ مسلمان : پیرو دین اسلام ، کسی که متدین بدین اسلام باشد.

آدم یا ابولبشر : اسم خاص ، که در قرآن ذکر شده و ما به تمامی نسل آدم و حوا ، آدم میگویم ، آدم از خاک است ، خاکی که ما روی آن پا میگذاریم و خروار ها مواد فضله را می اندازیم . این خاک سیاه و بوینده چگونه باعظمت شد ؟ برای اینکه روح شایسته و بزرگ خداوندی در وی دمید و گفت : من قرار دهندۀ خلیفه ای در زمین هستم » و فرشتگان آسمانی  دستور یافتند تا آدم را سجده کنند .

از آنجائیکه آدم و انسان را مترادف ذکر کرده اند ، اما انسان نسبت به آدم ویژه گیهایی دارد . آدم کامل ، انسان می شود ، به کسی باید انسان گفت ، که واجد تمام کمالات انسانی باشد ؛ یعنی دارای عاطفه ، تربیت ، ادب ، اخلاق نیکو ، « گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک »، دارای کرامت ، مکارم اخلاقی ، نگرش مثبت ، مسوولیت پذیر ، متعهد ، دارای قوه خیال و تعقل . انسان را حیوان ناطق و انس گیرنده هم تعریف کرده اند ، این یک اشتباه است ، حیوانات از قبیل سگ و گربه هم اُنس میگیرند و بسیاری از پرنده گان هم ناطق اند . اما انسان برعلاوۀ این همه صفات ، مسوولیت پذیر است ، حس مسوولیت پذیری در بسیاری آدمیان منجمد است ، که من به آنها کلمۀ انسان را نمیتوانم اطلاق کنم .

افغان : افغان در فرهنگ لغت ، فغان و داد و فریاد است ، اوغان یکی از طوائفی است که در افغان {ستان} سکونت دارند ، اگر ما بپذیریم که اول افغان هستیم بعد مسلمان و بعد انسان ، بدین معنیست که ، افغان بودن ، مقدم تر ، اصالتمند تر ، باارزش تر ، مقدس تر ، و بالاخره والاتر از اسلام و انسان است ، که من مخالف این طرز نگرش هستم . زیرا عظمت و جلال انسان والاتر از هر دو است ، ملائک به آدم سجده کرد ، قرآن نزد انسان آمد ، اشرف المخلوقات ذکر شد ، روح خدا در وی دمید ... وووو.

اگر این پارگراف را معکوس سازیم ، یعنی ملائک به افغان سجده کرده ، قرآن نزد افغان آمده ، روح خدا فقط در جسم خاکی افغان دمیده شده و افغان اشرف المخلوقات است . آیا شما این معادله چندین مجهوله را می پذیرید ؟؟!.

جناب اسحاق زی این شعار کاذبانه را با وقاحت و شعوری اظهار داشته ، زیرا میحط قبیلوی ، تعین کنندۀ شعور قبیلوی است ، او برای اینکه اطلاق و پذیرش کلمۀ افغان را بدون چون چرا بالای سایر اقوام تحمیل کرده باشد ، حتا به انسانیت و اسلامیت خود نیز خط بطلان کشید . پس ما چگونه خاموش و بیکار بنشینیم و ببینیم که عده ای با شعور قبیلوی ، که قرینۀ عینی برای تائید آن موجود نیست ، کلمۀ افغان را با فشار و زور گویی بالای دیگران تحمیل بدارد .

بدیهیست که یکی از موانع همگرایی فرهنگ ها ، نگرش قوم گرایانه است ، این نگرش غلط ، که تمام مسائل جامعه را از پشت عینکهای دودی فرهنگ عقب ماندۀ قبیلوی می بیند ، مسبب قوم گرایی ، رشد نژاد پرستی ، تبعیض نژادی و تفوق طلبی می شود ، در جامعۀ کثیرالملیتی چون افغانستان ، به ایجاد تفرقه و هرج ومرج می انجامد . 

اصطلاح کلمۀ افغان ، با وجود جبری بودن و واهی بودن آن ، تا هنوز در کشور مان وقار و حیثیت ملی را بخود نگرفته . هرگاه از همین آقای اسحاق زی بپرسیم که از کدام قوم هستی ، میگوید ، پشتون ، اگر پشتون است پس افغان چیست . اگر هر دو یکیست ، پس نباید دیگران را با این نام دو وجهی ، که در مجالس رسمی سیاسی و در مجالس قومی یعنی مترادف با پختون است ، فریب داد .

آقای آدم خان یوسف زی یکی از نویسندگان پشتون پاکستانی می نویسد : این حقیقت روشن میگردد که افغان یک نام مستعار قبیلوی بوده و ظرفیت رسانیدن هویت ملی را ندارد . درینصورت غیر از پشتونها ، سایر اقوام ضرورت و مجبوریت ندارند ، تا هویت بسیار قدیمی خود را فدای یک نام خالص قبیلوی کرده ، خود را افغان بنامند .

سوالی دیگری که از آقای اسحاق زی داریم اینست : لطفاً کلمۀ افغان و افغانستان را تعریف و بگویند ، زائیده چیست ؟ کنه ، مفهوم ، مقصود و معنی آنرا با افتخاراتیکه در آن نهفته است روشن سازند ؟ اگر معنی حقیقی و حقوقی را که مورد پذیرش عام قرار گیرد و ارزشمندی آنرا داشته باشد تا از دیدگاه فلسفی و حقوقی ارجحیت بر سایر کلمات گیرد خوب ، وگرنه اعتراف کنند که ، هرگاه جوهر معنی وجود نداشته باشد کلمه نیز وجود ندارد .

بهتر است شما به  این مُبهمه ، بدون جانبداری و تعصب نگری ، مبنی بر وجه تسمیۀ ثبت سجل کشور به اسم بی مسمآ ، که در برگیرندۀ تمام اقشار جامعه نبوده و یکی از بحث بر انگیز ترین مسائل کشور شده و روی انگیزه های سلطه جویی ، غیر منطقی ،غیرعلمی وغیر فلسفی جایگزین اصل قرار گرفته است ، پاسخ بدهید .

مسلمان : در مورد مسلمان فقط با یک فرد شعر حافظ اکتفأ میکنم و عاقلان خود دانند !! .

گر مسلمانی همین است که « ما داریم » ـــ وای اگر از پس امروز بود فردایی .

 جناب وزیر صاحب ! .

شما شاهد عملکرد های تنگنظرانه و متعصبانۀ کریم خرم وزیر قبلی بودید ، که کلمۀ دانشگاه را غیر اسلامی گفت و اکنون شاهد گفتار بی مسوولانۀ معین این وزارت هستیم ، که افغان را مقدس تر از اسلام و انسان میداند ، آن سبو بشکست و این پیمانه ریخت .

بالیدن به نام افغان ومدعی برتری بر دیگران بودن ، ذاتاً و ماهیتاً سیاست های فاشیستی و الیگارشی است ، که برخی میخواهند با وارد کردن تاریخ تصنعی همچون « پته خزانه » مردم را با وحشت و بربریت وادار به بعیت سازند .

بزرگمردی میفرماید : مقدم بر همه چیز ، باید به انسان پرداخت ، با انحطاط او زیبایی تمدن و عظمت جهان و ستاره گان از بین میرود .

دانشمند گرامی آقای « رهین » صاحب ! .

میخواستم درد دل بیشتری را بنویسم ، اما مقاله ای را تحت عنوان ( جناب الکو ! استفاده از قانون جرم است ) بقلم جناب حاجی اخگر در سایت وزین فراتر از مرز ها خواندم ، در مقالۀ یاد شده درد دل من و توده های ملیونی افغانستانی ها انعکاس یافته بود ، به این لحاظ این مقال را کوتاه ساختم . کوتاه سخن اینکه ، اگر من جای شما بودم ، هئیت رهبری وزارت را با تنی چند از بزرگان علم و ادب دعوت و کشف بزرگ معین صاحب را با حضور داشت وی در میان می گذاشتم ، تا در باره گفته هایش پاسخ میداد ، اگراعتراف کند ، که این در فشانی را فقط به قوم و تبار خویش استعمال کرده ، آنگاه ما اعتراضی نداریم ، در غیر آن ، در صورت عدم احترام به هویتهای ملی و سیاسی دیگران ، با نپذیرفتن تحقیر ها و تا اعاده نشدن عدالت اجتماعی و تا برآورده نشدن حقوق شهروندی ، ناگزیریم در جهت رفع این خود سازی ها و ویران سازیهای دیگران ، از طریق لازم ، مبارزۀ حق ، علیه باطل ، را ادامه خواهیم داد . باحترام

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من