مفهوم واژه " تاچیک "

بسم الله الرحمن الرحیم
درمورد مفهوم واژه تاجیک احتمالات فراوانی داده شده و معانی متعدد، متفاوت و بعضاً متضادی نقل شده است . در این نوشتار بدون هیچ قضاوت و پیش داوری تنها تعدادی از این احتمالات و معانی نقل می گردد . امیدوارم در آینده نزدیک بارجوع به منابع و ماخذ دست اول و بهره گیری از مستندات متقن و همکاری و مساعدت دوستانی که این مطلب را مطالعه می کنند، بتوانم این نوشتار را کامل نمایم.
1-در لغتنامهٔ انگلیسی آکسفورد تاجیک را «یک پارسی» و کسی که نه عرب و نه ترک باشد٬ تعریف شدهاست.
2-روان شاد پروفسور «مارکوارت» آلمانی واژهی «تاجیک» را سرشته از دو بهر «تا»(= زیرست) و «چیک»(= ادات تصغیر ترکی) دانسته، آن را «زیردست کوچک» معنی کرده است و میگوید که ترکان مردم زیردست خود، به ویژه ایرانیان را با این نام خواندهاند و از این جا است که گروهی از ایران نژادان و پارسی زبانان ِ ورارود (ماورالنهر) که اکنون بیرون از مرزهای سیاسی ایران به سر میبرند، با همان نام «تاجیک» که از سوی همسایههای ترکشان به آنها داده شده است، نامیده میشوند.
3-طبق داده های صدرالدین عینی و مجتبی مینوی ، تاجیک واژه ای است که فرهنگ و باورهای قدیمی مردم این سرزمین را بیان می کند .
4-علاوه بر اثار ایرانشناسان در فرهنگهای پیشین و امروز از جمله منتخب اللغات، دایرةالمعارف فارسی، برهان قاطع، سراج اللغات، نظام الاطباع، فرهنگ عمید، فرهنگ معین، لغت نامه دهخدا و... واژه تاجیک و مفهوم لغوی آن مورد بررسی قرار گرفته است. بیشتر پژوهشگران بر پایه اسناد و مدارک با ارزش ،تاجیک را قوم غیر عرب و ترک معرفی کرده و آنان را از نژاد ایرانی دانسته اند که در ایران بزرگ شده اند.
5-محیط طباطبائی (ص 104) تاجیک را صفتی برای ایرانیانِ فارسی زبان دانسته و نسبت داشتن آن را به قبیلة طی رد کرده است.
6-واژة تاجیک در دیوان اللغات ترک به صورت تَژِک ذکر شده است (کاشغری ، ذیل «تژک »).
7-«تازیک – غیر عرب و غیر ترک» (شرفنامه منیری)
8-«تازیک و تاژیک بر وزن و معنی تاجیک است که غیر عرب و ترک باشد» (برهان قاطع)؛
9-برخی تاجیک را برگرفته از واژة « تاج » ذکر کرده اند (عینی ، ص 41؛ شکوری ، 1996، همانجا؛ گدازاده ، ص 97ـ 98؛ جاوید، ص 204ـ 205؛ عمرزاده ، ص 268).
10-بعضی ، کلمة تاجیک را برگرفته از نام قبیلة «تاج » (داعی الاسلام ، همانجا؛ ذهنی ، ص 216) و برخی دیگر آن را برگفته از نام قبیلة عربی «طی » (سوندرمان ، ص 51؛ ماهیار نوابی ، همانجا؛ میراحمدی ، ص 237) و نیز برگرفته از نام قوم «جاط » (یا جَت / جط ) ــ که در ایران و پاکستان ساکن اند (سجادیه ، ص 177) ــ دانسته اند.
11-تاجیک به معنای قومی آریایی نژاد از ریشة « تات » است (ماهیار نوّابی ، ص 446). نام «دایتیا» (رودی مقدّس در ایران ویج ) در اوستا ، به احتمال قریب به یقین با واژة تات و تاجیک هم ریشه است .
12-تاجیکها را مانویانی دانسته است که به فارسی نو صحبت می کنند و از قرن سوم / نهم ادبیات مانویِ برجسته ای به فارسیِ نو آفریده اند. همچنین تازک مخفف تازیک یا تاجیک است که ترکان به ایرانیان اطلاق می کرده اند (بیهقی ، ج 2، ص 520، حواشی خطیب رهبر، ص 609؛ داعی الاسلام ، ذیل مادّه ).
13-تاجیک در لغات ترکی به معنی اهل فارس نوشته اند" (غیاث اللغات، آنندراج).
14-دربارة اصل ونسب قوم تاجیک نظرهای گوناگونی مطرح شده است ، از جمله : فرزندعرب که در عجم زاده و بزرگ شده است ، طایفة غیرعرب ــ که با مطلب قبلی تناقض دارد ــ و طایفة غیرترک (برهان ، ذیل «تاجِک »؛ شاد؛ غیاث الدین رامپوری ؛ علی اکبر نفیسی ، ذیل مادّه )، نام قومی از ترکها (سامی ، ذیل مادّه )، غلامِ آزادی که کشاورز باشد (علی اکبر نفیسی ، همانجا) و نسل ایرانی و فارسی زبان (داعی الاسلام ، ذیل مادّه ). محمد یوسف خان در تاریخ یوسفی ، تاجیکها را مغول دانسته است ، در حالی که مغولها غیرخود را تاجیک می گفته اند (آقه باش قاجار، ص 271).
15-آ. برنشتام پیدایش نام تاجیک را قبل از دوران عرب دانسته آن را به زبان تاجیکی کهن مردمان تخارستان به هزارساله قبل از میلاد نسبت میدهد و نام تاجیک را از ریشه «تژی» در زبان سکایی میداند.
16-تاجیک صفت منسوب است از نام قبیله عربی «طای».
17-تاجیک صورت دیگری از «تازیک» و «تاژیک» به معنای «عرب» است
18-عدهای از دانشمندان غرب و چند تن از دانشمندان روس بر اساس شکل فارسی میانه واژهٔ تاجیک یا تازیک به معنای «عرب» نام تاجیک را نیز به عرب نسبت دادهاند. اما این همگونی یا شباهت آوایی در ربط دادن نام این دو مردم مختلف را گروه دیگر دانشمندان با آوردن دلیلها رد میکنند.
19-عرب ها ی مسلمان، تاجیک ها را (اوگانه) می نامیدند.
20-از قدیم الایام زینت " سر " در نزد مردم این سرزمین اهمیت فراوان داشته است و این زینت به صورت کلاه و یا کلاه آرایشی (تاج) بوده و اکنون نیز هست و اینان با داشتن چنین سنتی خودشان را تاجیک می گفته اند .
21-واژه تاجیک از سه بخش تشکیل شده است: بخش اول (تاج) که زینت بخش سر پادشاهان و نشانه پادشاهی انان بوده، بخش دوم (ی) نسبیت است مانند بخارایی، سمرقندی و بخش آخر(ک) را دستک گویند.
22- احتمال دارد که واژة تاجیک از ریشة داد به اضافة پسوند ایک ( دادیک به معنای بسیار دادگر) در فارسی تاجیکی باشد، مانند خَندانیک (کسی که بسیار می خندد).
23- ارتباط نام تاجیک با «تات» نیز از نگاه زبان شناسی و تاریخی رد گردیدهاست.
24-تاجیک از «تای» است و همریشه با کلمه یونانی «تگاس» به معنای پیشوا و «ددیک».
25-تاجیک از ریشه «تژی» در زبان سکایی است.
26-تاجیک نام قبایل «داها» بوده، پارتها و اشکانیان «دئی»، «تاجیک» و «دجیک» خوانده میشدند.
27-تاجیک ها تا کنون به نام های: تاجیک، تازیک، تاژیک، تژیک، تاجک، اوگانه، پارسیوان، تاجیکی، تات، تجگی، سرت و ... خوانده شده اند.
28-تاجیک ها در افغانستان (پارسیوان) در جمهوری فدراتیو روسیه(تاجیکی) در زبان ترکی (قزلباش، کزلباش) در خاور ایران (تاجیک) و در باختر ایران (تات) و درسیستان به (تجگی) سر شناسند.
29-تاجیک همریشهاست با نام مردم ایرانی «تات».
30-تاجیکان از کهن ترین مردم نژاد آریایی ایرانی الاصل و پارسی زبان هستند که از دیر باز در این سرزمین به سر می برند. از این رو سرزمینی که در آن سکونت گزیده اند به (تاجیکستان) معروف شده است.به بیان دیگر، نام کشور جمهوری تاجیکستان از نام قوم آزاده، رشید و پاک اندیش تاجیک گرفته شده و آن را تاجیکستان نامیدند.
31-در اوایل سده 20م واژه تاجیک در اتحاد جماهیر شوروی بابر با (سرت) به معنی جمعیت اسکان یافته آسیای مرکزی به کار می رفت.
32-در دورهٔ صفوی٬ «تاجیک» به مدیران و نجیب زادگان دربار اطلاق میشده که به جنبش قزلباش مرتبط بودند.
33-در زبان کردی «تاچیک» به معنی : خارجی، بیگانه و بیابانی است
34-در سال ۱۸۲۳ م. کلاپروت در یک مقاله اش «در مورد مردم بخاراً با استناد به تحقیقات به چاپ نرسیده ژ. سن مارتن آورده که «تاجیک» (فارسی زبانان ساکن فارس، افغانستان، تخارستان و ماوراء النهر) همان نام قبایل «دئی» بوده، پارتها و اشکانیان که «دئی»، «تاجیک» و «دجیک» خوانده میشدند، با این نامها یاد میگردیدند. سه شکل آوایی این نام «دئی»، «تاجیک» و «دجیک» از نگاه آواشناسی قابل قبول است. از این جا چنین برمی آید که پارتها خود را تاجیک مینامیدند.
35-ریشهٔ نیاکانی تاجیکها به ایرانیان شرقی یعنی باختریها٬ سغدیها٬ پرنیها و داها میرسد٬ این بدین معناست که نیاکان تاجیکها در عهد باستان به زبان پارسی کهن یعنی زبان کهن ایرانی جنوب غربی سخن نمیگفتند بلکه زبانهای شرقی ایرانی نظیر سغدی، باختری، خوارزمی، سکایی و دیگر رایج بودند.
36-کلمه تاجیک همردیف و هم معنای آزادگان و دهقانان می باشد . به زبان امروزی تاجیکی ، تاجیک به معنای تاجدار عالی تبار است . برگشت و تکیه به این کلمه در زمان تازش تازیان بیشتر بود .
37-گروهی دیگر از دانشمندان بر این باورند که «تاجیک» واژۀ ایرانی شرقی است٬ که شاید توسط باشندگان آسیای میانه بر عربهای فاتح منطقه اطلاق میشده و ریشۀ این واژه به طایفهٔ عربی «طای» (تازی) برمی گردد و این واژه از قرن یازدهم به بعد به مردم ایرانی مشرقی اطلاق میشده. این فرضیه با آوردن چندین دلیل قاطع در آغاز سالهای ۵۰ رد شد. یکی از دلیلهای استوار در مورد ارتباط نداشتن نام تاجیک با تازی (عرب)٬ نامیدن تاجیک بر ساکنان آسیای میانه (همسایگان مردم چین) و (حتی باشندگان داخل ایران) توسط تبتیها میباشد که این دلیل قبلا نامعلوم بود.
38-واژه «تاجیک» در ادبیات کلاسیکی فارسی زیاد کاربرد شده و کاربرد آن غالبا در برابر ترک و عرب صورت گرفتهاست:
مثلاً سعدی میگوید:
شاید که به پادشاه بگویند، ترک تو بریخت خون تاجیک.
و یا جامی اشارهای دارد در باره علیشیر نوایی که:
او که یک ترک بود و من تاجیک، هردو داشتیم خویشی نزدیک.
و باز سعدی در جای دیگر میگوید که:
نگار ترک و تاجیکم کند صد خانه ویرانه، به آن چشمان تاجیکانه و مژگان ترکانه.
همین طور، وقتی که ما به متون چه نثر و چه نظم فارسی مراجعه میکنیم، درمی یابیم که در تمامی این متنها، از روزگار سعدی به دوران ما، کلمه «تاجیک» جایگزین کلمه «پارسی» و «فارسی زبان» بودهاست. نه کلمه «پارسی» یا «ایرانی» یا «فارسی زبان» بلکه محض کلمه «تاجیک کاربرد شدهاست.»
بر این اساس واژهٔ تاجیک میتواند مترادفی برای «پارسی» باشد و تاجیکها زیرگروهی از اقوام ایرانیتبار و اقوام ایرانیزبان هستند
39-واژه تاجیکستان از دو بخش "تاجیک" و "ستان" تشکیل شده است که به معنای «سرزمین تاجیکها» است.

