لطیف پدرام، محیی الدین مهدی و احمد بهزاد خار چشم فاشیسم شده اند
لطیف پدرام، محیی الدین مهدی و احمد بهزاد خار چشم فاشیسم شده اند
طرح ترور این سه وکیل خارج از ذهن نبوده و آنها باید مراقب امنیت خود بیشتر از قبل باشند
آقای کرزی برنامه دارد تا پروسه ء جذب طالبان را سرعت دهد. ایشان طبق برنامه ای اس ای پاکستان و کار گروهی طالبان، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، افغان ملت و احزاب پاکستانی پشتون تبارعمل کرده و تا بهار سال آینده زمینه سازی لازم برای تغییر فضای سیاسی و نظامی را آماده میکند. وارد نمودن تغییرات در ساحه ء نظامی شمال و مرکز و کشاندن ناامنی به این مناطق جزو اولویت های گروه مشترک طالبان، حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، افغان ملت و احزاب پاکستانی پشتون تبار است. وارد کردن صد ها نفر از افراد وابسته به القاعده و طالبان تحت عنوان کوچی در بهار سال آینده ازمسیر راههای ولایات دایکندی، غور، میدان، غزنی، پروان و نورستان، لغمان و پنجشیر داخل مناطق صفحات شمال و مناطق هزاره نشین مرکزی کشور یکی از این پلانها است. بهانه تسلیمی تعداد قابل توجه افراد طالبان به دولت و مسلح سازی دوباره آنها در قالب اردو و پولیس ملی پلان دیگری است که این گروپ کاری دنبال میکند. مشروعیت دادن به طرح مذاکره با طالبان از طریق ایجاد شورای صلح با عضویت رهبران غیر پشتون و پیشبرد این طرح از مجراهایی غیر از آن پلان دیگر این گروه کاری است.
در طی پانزده روز گذشته صد نفر از طالبان در ولایت بادغیس و صد نفر دیگرشان در شمال افغانستان با بهانه پیوستن به پروسه ء صلح شامل دولت شده تا برای مرحله بعد برنامه ای اس ای و گروه کاری آقای کرزی، طالبان، حزب اسلامی، افغان ملت و پشتون های پاکستانی در قالب نیروهای دولتی مسلح سازی شوند. پروسه ء جذب طالبان و مسلح سازی در قالب دولت تا بهار سال آینده با سرعت ادامه پیدا کرده و صد ها تن از تروریستان پوشش دولتی بخود میگیرند.
در طی ماههای گذشته جلسات مشترک و مخفیانه مابین ای اس ای و عوامل آنها در افغانستان به نتایج خود رسیده و کار عملی در استقامت های مختلف آغاز شده است. آقای کرزی بخاصر اینکه به سرنوشت داکتر نجیب الله دچار نشود با برنامه ای اس ای و عوامل آنان در داخل کاملا همراهی میکند.
یکدست کردن پارلمان افغانستان به نفع قوم خاص از کوششهای آقای کرزی بود که تااکنون با شکست مواجه شد و ایشان همه ء توان خود را به خرچ داده تا مانع از ورود برخی وکلای موفق شود. پارلمان یکدست و مطیع در پیشبرد طرحها و پلانهای ای اس ای خیلی ها مفید بوده میباشد.

آقایان داکتر محیی الدین مهدی از ولایت بغلان، عبدالطیف پدرام از ولایت بدخشان و آقای احمد بهزاد از ولایت هرات وکلای موفق هستند که به پارلمان دوم راه پیدا کرده و هماهنگی آنان با سائر وکلای مخالف سیاستهای قبیلوی دولت و استعمارگرانه ای اس ای، این سیاستها را با ناکامی برابر میکند. دولت همه ء کوشش خود را بکار برده تا مانع از ورود این سه وکیل به پارلمان دوم شود. در روزهای آینده آنها هدف حملات تبلیغاتی بیشتر شده و مزدوران قلم بدست قبیله در تلویزیونها، رادیوها، روزنامه ها و سایتهای اینترنتی آنان را آماج قرار میدهند. پرونده سازی و اتهامهای ناروا و فشار آوردن از طرف دادستانی شکل گرفته و آنان تحت فشار روزافزون برای انصراف دادن از پارلمان قرار میگیرند. طرح ترور این سه وکیل خارج از ذهن نبوده و آنها باید مراقب امنیت خود بیشتر از قبل باشند.
برای آگاهی یافتن از نظرات این سه وکیل پارلمان دوم فراز هایی از نظرات آنان را درباره حوادث جاری متذکر میشوم.
لطیف پدرام
در چند سال اخیر می بینیم که یک کلمه جدید وضع شده است به نام افغانستانی ها. اگر شما از یک تاجیک یا هزاره بپرسید که کجایی هستی؟ می گوید افغانستانی هستم، نمی گوید که من افغان هستم. دلیلش این است که این بحث تغییر نام و رسیدن به نامی که دربرگیرنده همه اقوام در افغانستان باشد از مدت ها پیش در بین نیروهای سیاسی مطرح بوده است. در جریان مبارزات انتخاباتی مطرح بود، قبل از آن مطرح بود و الان هم به شدت جریان دارد. اگر شما به نشریات افغانستان نگاه کنید، بسیار روشن به این موضوع پرداخته می شود. در بعضی نشریات، یا گروه ها و سازمان ها، وقتی گفته می شود افغان، جلو آن پرانتز باز می کنند و می نویسند پشتون. این بحث وجود دارد. این بحث هم مطرح شده است که نام دیگری برای کشور انتخاب شود حالا یا باختران یا خاوران یا آریانا که دیگر این مشکل حل شود.
***
فدرالی که ما داریم مطرح می کنیم فدرال قومی نیست. ما می خواهیم ایالت های مختلف در شمال افغانستان تقسیم بشود و اینها بتوانند در داخل خودشان حاکمشان را انتخاب بکنند، بتوانند ریس استانشان را انتخاب بکنند، والیشان را انتخاب کنند، شهردارشان را انتخاب بکنند و در عین حال صلاحیت قانونگذاری داشته باشند یعنی این طوری نباشد که شما فقط یک والی را انتخاب کنید در یک استان به عنوان والی منتخب ولی صلاحیت کاری نداشته باشد، صلاحیت قانونگذای نداشته باشد، یعنی این باید همراه باشد با یکسری قانونگذاری های محدود. مساله ای که الان ما در رابطه با طالبان داریم همین است. می گوییم ما می خواهیم با طالبان گفت و گو کنیم، خوب کجا می شود با طالبان گفت و گو کرد؟ خوب باید یک جایی به آنها امتیاز داده شود یک جایی را باید گذاشت که برای خودشان قانونگذاری کنند، در غیر این صورت می گویند کل نظام باید منتفی بشود و کل قانون اساسی باید منتفی بشود خوب شما حالا چه جوری مساله طالبان را حل می کنید؟ حالا اگر طالبان در مناطق تحت کنترل خودشان و در حد خودشان بتوانند قوانینشان را اجرا بکنند مبتنی بر خواست مردم، یعنی اگر مردم در جنوب افغانستان اینها را قبول می کنند و حمایت می کنند و ....
داکتر محیی الدین مهدی:
میدانیم پشتونها در مجموع و قبایل آزاد بطور خاص، سنتی ترین و مذهبی ترین اقشار اقوام ساکن در افغانستان را تشکیل می دهند. درصد اعظم دانشجویان و مدرسین موسسات دینی پاکستان را، طالب العلمان متعلق به اقوام پشتون تشکیل می دهد. این طالب العلمان کم دانش و کم سن، بیشتر از سایر اقشار جامعه، در برابر تبلیغات و تحریکات دینی و قومی، آسیب پذیر هستند. اینجاست که اولین موجه های جنگجویان طالب، از میان همین جوانان و نوجوانان قبایل انتخاب شدند. قبایلی که آخرین سنگر مبارزه برای آزادی پشتونستان بحساب می آمدند، بطور ناخود آگاه و از روی احساسات دینی و قومی، به مبارزه ی- در حقیقت علیه هستی و استقلال خود کشانیده شدند؛ و از این به بعد، برای دسترسی به اسلحه و شرکت در برنامه ی جهاد! ناگزیر حضور بیشتر دولت پاکستان را تحمل کنند و بتدریج در آن نظام حل شوند.
***
نظام های توتالیتر حزب دموکراتیک و طالبان نیز به امر توزیع قدرت و وجود صدر اعظم در رأس امور اجرایی، معتقد بودند. نظام سیاسی موجود، تقلید ناقص و قیاس مع الفارقی از نظام امریکا است. در حالیکه بهترین برهه ی نظام سیاسی امریکا، همین «عدم تمرکز قدرت» در آن است، که اولاً توسط توزیع آن در سطح افقی- میان نهادهای پارلمان و ریاست جمهوری- به نمایش در آمده؛ ثانیاً با اعطای اختیارات و صلاحیت ها به ولایات- در سطح عمودی- آنرا مرعی داشته اند.
در افغانستان نیز، اندکی پیشتر از دهه ی دموکراسی، اداره ی ملکی کشور به هفت ایالت بزرگ، زیر نام «ریاستهای تنظیمه» سپرده شده بود که هر ریاست یک شورای ولایتی به نام «مجلس مشوره» داشت. حال می توان همان تجربه را بصورت ابتدایی آن از سر گرفت. هر چند رؤسای تنطیمه انتخابی نبودند، و در مواردی مستبدانه و خودکامه عمل می کردند؛ ولی دارای صلاحیت های لازم در امور اداری و مالی بودند.
برای بازگردانیدن نظام به مجرای اصلاحات، و ایجاد یک حکومت جوابده، ممکن است پیشنهادات آتی مفید واقع شود:
شخصی با دانش و در تجربه با سمت صدر اعظم، از جانب رئیس جمهور موظف به تشکیل کابینه گردد:
1- صدراعظم و اعضای کابینه اش، از ولسی جرگه رأی اعتماد گیرد.
2- کسب رأی اعتماد، می تواند تیمی (گروهی= Package) و یا انفرادی باشد.
3- عزل صدر اعظم به پیشنهاد ثلث اعضای ولسی جرگه و تائید رئیس جمهور، یا با رأی دو ثلث اعضای ولسی جرگه اجرا گردد.
احمد بهزاد:
البته خود من از همراه شدن با کار سیاسی اهداف مشخصی را تعقیب می کردم و در اثر مطالعاتی که داشتم به نتایجی رسیدم که افغانستان از زمانی که شکل گرفت و کشوری به نام افغانستان در جغرافیای سیاسی جهان عرض اندام کرد، از یک درد تاریخی و یک درد مزمن رنج برده است و آن آفت استبداد زدگی است.
متاسفانه ریشه تمام نابسامانی های سه دهه اخیر، هم کودتای 7 ثور و هم جنجال های عصر مجاهدین و بعدا ناملایمات عصر طالبانی همه به نوعی ریشه در تاریخ استبداد زده 250 ساله افغانستان دارد. مردم افغانستان عمدتا نقشی در تعیین سرنوشت کشور خود نداشتند و این خاندان های حاکم بودند که همه چیز در تحت قدرت آنها بود و آنها تعیین می کردند که افغانستان چگونه باشد و مردم افغانستان حق چه نوع زندگی را داشته باشند. بدیهی است که در سایه حکومت استبدادی، ملت و مردم رنج های بیشماری را متحمل می شوند و یکی از آن رنج ها تبعیض است.
متاسفانه ما درافغانستان یک پیشینه سیاه بنام تبعیض قومی، نژادی، مذهبی، سمتی و لسانی داریم، اینها به هم تنیده شده است. یکی از دلایل فقر و عقب ماندگی افغانستان خصوصا در 130 سال گذشته یا در 5/1 قرن گذشته مساله، اعمال سیاست های سیستماتیک تبعیض آمیز بوده است.
حاکمیتی که با امارت امیرعبدالرحمن خان در افغانستان شکل می گیرد، برای اولین بار مرزهای افغانستان ترسیم می شود، مرزهای کنونی افغانستان یک حاکمیت قوی در افغانستان بوجود می آورد که همزمان با قتل عام های گسترده در افغانستان است. یک بخش وسیعی از مردم افغانستان در اثر اعمال سیاست های تبعیض آمیز، استبدادی و ظالمانه قتل عام می شوند. بعضی از اقوام 63% از جامعه خود را از دست می دهند. یک قسمت وسیع دیگری از مردم افغانستان آواره می شوند. شما امروز می توانید که آواره های افغانستان را در ایران، پاکستان و حتی در ترکمنستان مشاهده کنید. این گونه هست که هدف من از همراهی با سیاست آن بوده که ما در افغانستان قبل از هر اقدام دیگری باید تلاش کنیم تا سیاست را انسانی سازیم. آنچه به عنوان سیاست های شیطانی در افغانستان مطرح است، آمیخته با تبعیض، ظلم و ستم است. ما باید آن را به شکل یک شاهراه سالم در آوریم که آن سیاست انسانی است. هدف کلی من این است ولی باز در جزییات وارد می شوم که باید چه راهکارها و چه مکانیزم هایی را ارایه کنم؟
منابع:
1: مصاحبه لطیف پدرام با بی بی سی
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2...
1: سایت داکتر مهدی
2: مصاحبه آقای بهزاد با خبرگزاری پامیر

