تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
مشکل سرزمین ما همین اندیشه های خرمی هاست نویسنده: - ۱۳۸٩/۸/۱٦


این جمله می تواند یک فرآیند مردم سالارانه که ملیون ها دالر خرچ برده است را تخریب کند. این جمله می تواند اقوامی که درافغانستان سال ها با هم زندگی پر از صفا داشته اند را به کشمکش و منازعه بکشاند. این جمله بیشتر به همان « جنگ ناخنک « می ماند که تنبل ترین شاگردان صنفی که تنبل ترین معلم در دوردهء ابتدایی آن را اداره می کند، انجام دهد.

افغانستان زیستگاه اقوام مختلف بوده و هرازگاه این اقوام در آنچه مربوط همهء کشور می شده است به عنوان یک مشت واحد عمل کرده اند.

همین مشت واحد همیشه نشانه یی بوده است از وحدت همه یا همانا وحدت ملی. زیرا افراد همیشه از گرایش فردی و قومی برون می شده اند و این گرایش ها را نگرش های کوچک از نبود و کمبود فرهنگ می دانسته اند.

میرمسجدی خان کوهستانی ، عبدالله خان اچکزی، میربچه خان کوهدامنی ، محمد جان خان وردک، ملک محمد اصغر خان کابلی و غازی محمد عثمان خان تگابی زمانی و... که همرزم در مقابل نیروهای متجاوز می جنگیندند، فقط وطن، دین و وظیفه را می دانستند و هر بهانه دیگر را به قول مرد سخن صوفی عشقری با سه سنگ طلاق کرده بودند.

نکونامی این بزرگ مردان هم همانا بزرگ اندیشی و راست اندیشی شان بود در کاری که انجام میدادند. اندیشه های فردی، قومی و زبانی در نزد اینان، کار فرومایه گان دون صفت را می ماند که مایهء ننگ بود.

این بزرگمردان همیشه به این گفته می اندیشیدند که « اندیشه های دون و فرومایه از ذهن کسانی برون می زند که خود دون و فرومایه اند.»

اما در کشور ما به خصوص در دههء اخیر فردگرایی و قوم گرایی، که زمانی مایهء شرم بود ، به یک افتخار مبدل شده است.

فردی ملی گرا حساب می شود که پیرو پست ترین اندیشه های هزارهء سوم است، اندیشه های گرایش به فرد، قوم و زبان.

این معضل هراز گاهی این طرف و آن طرف سو سو می زد؛ اما دراین اواخر و به خصوص بعد از انتخابات دوم مجلس نمایندگان بیشتر محسوس است.

باری رئیس جمهور رسمأ اعلان داشت که وحدت ملی در خطر است؛ زیرا نتایج ابتدائی انتخابات دوم مجلس نمایندگان نشان می دهد که از مردم به صورت درست نمایندگی نشده است. اگر به این گفتهء جناب رییس جمهور دقت شود، می توان به دو تا مشکل عمده دراین گفته پیدا کرد.

اول. اینکه نتایج ابتدائی آن طور که از نامش پیداست، آخر کار نیست که ابتدای کار است و قضاوت درمورد این برآیند، کاری دور از ذهنیت زعیمانهء مقامات بلند پایهء حکومت است.

دوم. فرآیند انتخابات و برآیند آن و قبول این برآیند به عنوان پدیدهء برون شده از یک راه دور و دراز قانونی، یکی از وجایب هر شهروند است و هرکس این را نپذیرد، گویا قانون اساسی را نپذیرفته است و آنکه قانون اساسی را نپذیرد .......

از سوی دیگر ریاست جمهوری نباید وقت گران بهای شان را دراین سپری کنند که رابطهء یک فرآیند شفاف را چگونه می شود با وحدت ملی تعریف کرد و این فرآیند را وارونه جلوه داد.

ملت افغانستان از ریاست جمهوری خود نظرات به مراتب بالاتر و والاتر را توقع و نیاز دارند.

این ملت هیچگاهی خواهان غرق شدن ریاست جمهوری شان در گرداب مسایل قومی و زبانی و ...... نیست. اما پایان کاروان این نیست و این باغ بر دیگری نیز دارد؛ آقای عبدالکریم خرم وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ نیز دراین اواخر مواردی را دراین زمینه ارائه نموده اند.

آقای خرم در گفتگو با یک صفحهء انترتنی گفته است که برخی مناطق پشتون نشین در روز انتخابات دوم ولسی جرگه به صورت عمدی ناامن شده بودند. به گفتهء آقای خرم تعدادی خارجیان می خواهند که با پارلمان جدید افغانستان را از هم جدا کنند؛ اما واضح نشده است که چگونه.

از همه مهم تر اینکه آقای خرم گفته است که « سالمیت افغانستان زمانی متوجه تهدید می شود که پشتون ها خود شان را در نظام نبینند و از آن روگردان شوند»

این جملهء اخیر آقای خرم بیشتر به یک متن املائی می ماند که یک معلم ناشی و بی سواد به شاگرد خود در ابتدیی ترین صنف دورهء ابتدائیه گفته باشد. به این معنا که خود قید اختراع کرده است و خود نوع جدیدی از جمله را به کار برده است و خود دکترین جدیدی داده است.

اما در پشت این جمله، می شود به یک نکتهء تاریک دیگر پی برد و آن اینکه این جمله می تواند یک فرآیند مردم سالارانه که ملیون ها دالر خرچ برده است؛ را تخریب کند.

این جمله می تواند اقوامی که درافغانستان سال ها با هم زندگی پر از صفا داشته اند را به کشمکش و منازعه بکشاند. این جمله بیشتر به همان « جنگ ناخنک» می ماند که تنبل ترین شاگردان صنفی که تنبل ترین معلم در دوردهء ابتدایی آن را اداره می کند، انجام دهد.

از سوی دیگر زمانی از نظام تعریف می نمائیم، نظام تنها پارلمان نیست، هرچند نظام مردم سالار بدون پارلمان نمیتواند نظام باشد.

آقای خرم باید شرح دهد که هدف ایشان از « در نظام ندیدن « چیست؟ اما پیش ازاینکه جناب شان دست به این کاربزنند باید با یک چوت یا ماشین حساب، تعداد مسوولین بلند پایهء این نظام را بشمارند و بگویند که هرکدام مربوط به کدام قوم اند و اگر ممکن باشد بشمارند که چه تعدادی از قومی که جناب خرم می گویند « در نظام خود را نمی بینند» وجود دارد.

من از قومی نام نبردم؛ زیرا می شرمم که ملتم را به قوم ها تجزیه نمایم، حد اقل پیش خودم.شهریار آسیون 

 شهریار آسیون

روزنامه ماندگار 

                                            برگیرفته از کوکچه پرس

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من