شــعری برای دهمین سالگرد کشته
شدن فرمانده مســـعود
از لطیف پـدرام
بیا "حـــله" و"نینــــوا" را بخــــوانیم امشب
و از بــاغ هــا، باغ هـــای معــلق بگــوییم
و از بصــره، بغــداد، کــرکـتوک
چیــزی بگـــوییم:
حماسه، رباعی، دوبیتی-مراثی بخوانیم
مراثی ی آلاله هایی که خفتندبرخاک
مراثی مردانی سختی که رفتندتادورها
دوردستان توحید
ودستان تادوردست شهادت
وآیات"یاسین"بخوانیم؛یاسین را، شیخ را، پیررا،
وآن لیل، آن خلد، خالدرا
واقراباسمک ربک
فانذراین دیورا- بوش را
تهی دست مان کردی ای مرد، ای دوست، مسعود.
کجایی، کجایی، که جای تو خالی ست
به اندازه این جهان جات خالی ست.
سه دهه تونشناختی شان کیانند-
که این روبهان ناکسانند؟
واین جغدها، زاغ ها، کرگسان
وپتیاره گان فرومانده برباشگاه تنعم
وخرخاکی های گرفتارپستی، زبونی
وکفتاروامانده براستخوان قدیمی
کلاغان وبوی گند لئیمی...
دریغا ازآن رادی، آزاده گی کج کلاهی
وواحسرتازین زبونی، فرومایگی، ناتوانی
واین نوکری شان برای دوتاخارجی-آمریکایی!
پیامبرکجاشد خدامان کجاشد؟
وتسبیح مان، نذرهامان، دعامان کجاشد؟
نگفتید حرفی زلبنان نگفتید
کلامی برای فلسطین نگفتید....
کجایی تومسعودجای تو خالی ست
به اندازه ی این جهان جات خالی ست
کجایی که ازصدق قرآن بخوانی
براین سرزمین بازفرمان برانی،
صداسردهی رادی، مردانگی را
سرودی بخوانی، آزاده گی را...
حماسه زن


