فریاد قلم
از زمانه های بسیار قدیم باین طرف مورد استفاده انسانها بوده سهولت های زیادی را برای عالم بشریت فراهم نموده است.
از زمان پیدایش قلم انسان های نیک اندیش قلم را در راه خدمت به بشریت استعمال نموده اند. ولی آدم های مطمطع از قلم استفادهء ناجایز نموده آنرا وسیلهء رسیدن به امیال نامقدس خود ساخته اند. طوریکه هزارسال قبل حکیم ناصرخسرو بلخی گفته بود:
من آنم که در پای خوگان نریزم مر این قیمتی دُر لفظ دری را
از این گفته های حکیم ناصرخسرو پیداست که در زمانه های گذشته بودند کسانیکه (دُر دری) را بوسیلهء قلم در پای سلاطین مستبد و صاحبان زور و زر میریخته اند. در دورا معاصر قلم بصورت گسترده مورد استفاده انسانها بوده، آثار علمی و ارزشمندی بوسیلهء آن تهیه و تدوین گردیده است.
مخترعین، مکتشفین، فلاسفه ، پژوهشگران، فقها، محدثین، مفسرین، مؤرخین، معماران ، مهندسین، نقاشان، شعرا و نویسنده گان آثار جاودانی بوسیلهء قلم آفریده اند که این آفریده ها زمینه خوبی را برای ترقی و تکامل بشریت مساعد و مهیا نموده است.
با تأسف باید اذعان نمود که در دوران ما کم نیستند کسانیکه قلم را در جهت رسیدن به مقاصد شوم خود استعمال می نمایند. اینها قدرتمندان را مدح میکنند و برای کسب رضای آنها واقعیت ها را وارونه جلوه میدهند و به آفرینش مقالات، اشعار، رسالات و داستان های مملو از جعل و دروغ می پردازند.
کسانیکه وجدان شان تحت تأثیر خواهشات نفسانی کورشده است، پیوسته در فکر به آغوش کشیدن شاهد مقصود بوده قلم را در مدح آدمک های دلقک مانند و فرومایه به کار میگیرند.
چنین آدم های کوردل سعی می نمایند که سفید را سیاه و سیاه را سفید به نمایش بگذارند. در واقع زمانیکه قلم در دستان توانای ابن سینای بلخی و وسیلهء آفرینش آثارعلمی یی در علم طب، منطق ، فلسفه، تفسیر، تصوف، نعت، کیمیا و طبیعیات بود برخود می بالید.
به همین قسم زمانیکه قلم در دستان رسای مولانای روم، ابوریحان البیرونی، حکیم ناصرخسروبلخی، حکیم سنایی غزنوی، شیخ فریدالدین عطار، سعدی شیرازی و مرزاعبدالقادر بیدل وسیلهء معرفت انسان با عرفان و تفکراسلامی بود خود را خوشبخت احساس میکرد.
به همینترتیب هنگامیکه قلم در دستان اشخاص بیدار و با احساس چون علامه سیدجمال الدین، علامه اقبال لاهوری، علامه محمودطرزی، علامه صلاح الدین سلجوقی، استاد خلیل الله خلیلی وسیله بیداری مردم مشرق زمین بود احساس رضایت و مباهات می نمود. ولی زمانیکه قلم در دستان افراد متملق قرارگرفته و اسباب، اغوا، فریب، خیانت و ظلالت شده است سخت ناراحت و دل تنگ گشته است.
قلم میگوید:
"نمیخواهم که بروی صفحهء کاغذ طوری حرکت کنم که موجب خیانت و رذالت شوم، اما چاره ای ندارم. . . . آدمها ایکه در نهاد شان احساس انسانی مرده است به جبر بروی صفحهء کاغذ میکشندم."
این بیچاره قلم به شکوه های خود آزارش چنین ادامه میدهد:
" دلم نمیخواهد که وسیلهء مدح آدم های شوم که اصلاً اوصاف انسانی در وجود شان دیده نمیشود. نمیخواهم که وسیلهء نایل آمدن آزمندان به مقام، ثروت و عشق نامقدس شوم. بلکه میخواهم که اسباب خدمت، حمایت و محبت میان بنی آدم باشم. خیلی علاقه مند هستم که وسیلهء نجات بی گناهان از اعدام، رهایی مظلومان از قیدظلم و آزادی اسیران از اسارت شوم."
قلم فریاد میزند:
" ای بشریت آگاه و با احساس! به حکم وجدان تان مرا از چنگال نابکار مزویران، جعل کاران و متملقان سودجو نجات دهید."
بلی! قلم حق دارد که از بشریت سالم اندیش طلب استعانت نموده فریاد مظلومانه اش را بگوش انسان های بیدار وجدان برساند.
باینحال وجیبه یی ایمانی و وجدانی انسان های روشن ضمیر و نیک اندیش است که قلم را از دستان حُقه بازان معاصر و آزمندان سیری ناپذیر آزاد سازند.
حالا که چنین است چی باید کرد؟
آیا ممکن است قلم را از دستان ناپاک مداحان و متملقان نجات داد؟
اگر ممکن است چگونه و چطور؟
پاسخ سوالات فوق متوجه قلم بدستان رسالتمند کشور است.
دراخیر این را قابل سفارش میدانم که آنعده دوستانیکه دست اندر کار نوشتن دارند، رسالت وجدانی و انسانی خود و قدسیت قلم را ارج نهند و به آفرینش آثار با ارزش همت گمارند که چشم از دیدن آنها روشن و دل از شنیدن شان سیراب گردد.
دگروال امام جان عالمی
شهرکابل- برج سنبله 138

