حملهی بزدلانه با گاز سمی بر دختران مکتب
8 صبح : اگر نمونه و مثالی برای یک عمل بزدلانه بتوان سراغ کرد، مسموم کردن اطفال دانشآموز و ایجاد ترس و وحشت در میان خانوادهها و مردم افغانستان است که گمان نمیرود منفعتی برای هیچ یک از جریانات مسلح و غیرمسلح داشته باشد. در چند موردی که در زمان حکومت کودتاگران هفت ثوری ما شاهد چنین رخداد شرمآوری بودیم و در این اواخر هم تکرار آن را مشاهده کردیم، هیچ حزب یا جریانی حاضر نشد مسوولیت انجام چنین کاری را بر عهده بگیرد. در زمان حکومت کارمل همه احزاب جهادی را عقیده بر این بود که حکومت حزبی برای ایجاد نفرت نسبت به مجاهدین به چنین کاری دست میزند و این ادعا تا حد زیادی درست هم بود، اما آنچه درست نبود تصوری بود که توسط حکومت مسلط دامن زده میشد و آن اینکه این مساله ممکن است ذهنیت عمومی را نسبت به دشمنان حکومت و جریانات جهادی، تغییر داده و موجب بدنامی آنان گردد. برای مردم افغانستان آنچه معیار و ملاک قرار میگرفت، طرزالعمل مستبدانه، دروغزنانه و حرافیهای پر از دغلبازی حاکمان شیاد و ناصادق و فریبکار بود و نه ادعاهای آنان. طالبان به صورت معمول حاضر نشدهاند مسوولیت این کار را بر عهده بگیرند، اما از نظر اکثریت مردم افغانستان، اتهام ارتکاب چنین اعمالی متوجه طالبان و متحدین افراطی آن است که به تعبیر رییس دولت به هیچ اصل و قاعدهای باور ندارند. شرارتپیشگانی که میخواهند به هر ترتیبی شده است خود را بر افغانستان و مردم آن تحمیل کنند. در این مسیر هیچ کاری برای آنان غیرمجاز نیست. کشتن اطفال، پیرمردان و پیرزنان عاجز، ملاامام مسجد، کارگر عادی، مردم ملکی بیگناه برای طالبان امری است عادی، زیرا طالبان در راه رسیدن به هدف و مقصد هر کاری را به شیوه استالین مجاز میدانند. همانگونه که در سواستفاده کردن از عنوان مقدس مذهب تردیدی به خود راه نمیدهند. در حالی که بسیاری از عملکردهای آنان با بدیهیترین اصول و ارزشهای اسلامی، در تقابل قرار دارد. اما از جانب دیگر بیتوجهی حکومت را نمیتوان یکسره از نظر انداخت زیرا این دفعهی اول نیست که اطفال معصوم و کودکان بیگناه ما در معرض تهدید گروهی سنگدل و عاری از عواطف انسانی قرار میگیرند و خانوادههای آنها در نگرانی و تشویش به سر میبرند. اینکار فقط میتواند نشاندهنده وحشیگری و سبعیت باشد و جهان را متوجه گرداند که مردم افغانستان با چه تهدیدی مواجه است. تهدیدی که اگر در افغانستان جلو پیشروی آن گرفته نشود، متوجه همه بشریت خواهد شد و هیچ کسی از خطر آن مصوون نخواهد بود. طبیعی است که موازی با این مساله ناتوانی دولت در پیگرد و تعقیب عاملان چنین عمل وحشیانه و بیشرمانه و ضداسلامی هرگز نمیتواند کماهمیت نشان داده شود. حالا کوشش برای مصالحه و آشتی با چنین جریانی تا چه حدی موجه است؟
٨صبح

