همسایگان و عقده گشایی ناسالم
گفته های اهانت آمیز رییس مجلس شورای ملی ایران، با واکنش اعضای هیات افغانی شرکت کننده در همایش «میراث مشترک ایران و افغانستان» در تهران مواجه گردید. واکنش افغان ها به سخنان آقای علی لاریجانی نشان دهنده این است که اهرم های فشاری که دولت ایران در جهت مقابله روانی با ایالات متحده در افغانستان بدانها متوسل می شود، کارآیی خود را از دست داده اند.
بر اساس گزارش های نشر شده در رسانه های جمعی، علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی ایران، در جریان همایش میراث مشترک ایران و افغانستان در تهران، افغانستان را کشوری حقیر و اشغال شده خوانده است. این اظهارات با واکنش اعضای افغانی شرکت کننده در این همایش روبرو شده است. بر پایه گزارش ها، یکی از شرکت کنندگان افغان در این همایش، گفته است که حضور نیروهای بین المللی در افغانستان بر اساس فیصله بین المللی صورت گرفته است و یکی از کشورهایی که موافقت نامه بن را به عنوان سنگ بنای افغانستان جدید امضا کرده است، دولت ایران بوده است.
خبرگزاری های دولتی ایران نیز اهانت رییس مجلس شورای اسلامی ایران به افغانستان را تایید کرده اند. سایت خبری ایسنا «خبرگزاری دانشجویان ایران» در گزارشی، بخشی از گفته های رییس مجلس ایران را چنین منعکس کرده است: «رییس مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به تحولات دهه اخیر در افغانستان افزود: سیاست اشغالگری و یک جانبه گرایی امریکا توام با معیار دوگانه در مبارزه با تروریسم، موجبات تشدید ناامنی منطقهای را پدید آورد و آلام زیادی را برای مردم افغانستان به ارمغان آورده است.»
ایرانی ها با به کارگیری عبارت های حساسیت برانگیز، به دنبال برهم زدن آرامش در داخل افغانستان می باشند. به رغم این که حضور امریکا و نیروهای بین المللی در افغانستان، جواز بین المللی دارد و حتا دولت افغانستان در قالب یک معاهده استراتژیک با ایالات متحده امریکا، همکاری های موجود را مورد تایید قرار داده است، با آن هم ایرانی ها سعی می کنند تا با اشغال شده خواندن افغانستان، جامعه افغانی را تحقیر کرده و به ایجاد حساسیت در برابر شرایط کنونی دامن زنند.
به کار بردن این عبارت ها از سوی ایران که مدعی همکاری با دولت افغانستان است و دارای بلندترین سطح روابط دیپلوماتیک با آن می باشد، دقیقا همکاری فنی و تخنیکی با طالبان می باشد. طالبان حضور نیروهای خارجی در افغانستان را اشغال تلقی می کنند. ایرانی ها نیز همین عبارت را به کار می برند. هدف اختیاری طالبان از به کار بردن عبارت «اشغال افغانستان»، تحریک اذهان مردم علیه نیروهای خارجی و دولت افغانستان و به نفع خویش است. به نظر می رسد، در این هدف، ایران با طالبان در یک صف قرار دارد. هدف ایران نیز از به کار بردن این عبارت ها، تحریک اذهان عامه علیه حضور نیروهای خارجی در افغانستان و پیوستن به صفوف گروه طالبان می باشد.
به نظر می رسد دو کشور همسایه با افغانستان، در سیاست حمایت از طالبان و رساندن این گروه به قدرت، نظر مشترک دارند. از یک سو دولت پاکستان یک کمپاین بین المللی را برای مذاکره با طالبان به راه انداخته است و در همسویی با انگلستان، در پی قانع ساختن ایالات متحده امریکا و وارد کردن فشار از این ناحیه به دولت افغانستان در جهت مذاکره با طالبان می باشد، و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران نیز با ایجاد ذهنیت منفی در جامعه و اشغال شده خواندن افغانستان، در پی دامن زدن به احساسات منفی علیه حضور نیروهای خارجی در افغانستان و پیدا کردن جای و جایگاه برای طالبان به عنوان گروه مخالف با حضور این نیروها در افغانستان می باشد.
اما آنچه قابل بحث است، این است که دیده می شود دولت افغانستان به صورت رسمی در برابر به کارگیری این عبارت ها، واکنش خاصی نشان نمی دهد. آقای احمدی نژاد در سفیر اخیر خود به کابل، با به کارگیری همین عبارت ها در ارگ ریاست جمهوری، افغانستان را تحقیر کرد، اما بدان پاسخ مناسب از سوی دولت داده نشد. تنها فعالان رسانه ای و تحلیلگران مستقل به پاسخگویی در برابر گفته های رییس جمهور ایران پرداختند.
آنچه سوال بر انگیز می باشد، این است که دیده می شود نه تنها اراده پاسخگویی و اعتراض در برابر این گونه مداخله جویی ها از سوی مقامات ایرانی در نزد رهبری دولت افغانستان وجود ندارد، بلکه شخص رییس جمهور نیز با راه اندازی و حمایت وسیع از پروسه مذاکره بدون حد و مرز با طالبان، باعث می گردد تا این ذهنیت در میان مردم به وجود بیاید که گویا رییس جمهور با گرایش به سمت مذاکره با طالبان، در پی مقابله با حضور نیروهای خارجی در افغانستان می باشد.
این در حالی است که طالبان همواره به تحرکات جاری از سوی رییس جمهور روی خوش نشان نداده اند. اخیرا به نقل از سخنگوی گروه طالبان در رسانه ها آمده است که وی طالبان را در حالت رسیدن به پیروزی عنوان کرده و مذاکره با دولت از نظر این گروه را منتفی دانسته است. این امر، نشان می دهد که سیاست مذاکره با طالبان بدون تعیین یک حد و مرز، باعث ایجاد احساس پیروزی در نزد رهبران طالبان و شجاع تر شدن افراد این گروه شده است.
به نظر می رسد یکی از عواملی که در راستای ایجاد این زمینه توانسته است، نقش مثبتی در تقویت طالبان بازی کند، سیاست گذاری های مشابه جمهوری اسلامی ایران و حکومت پاکستان بوده است. حکومت پاکستان به این دلیل که به نقش بازی خوب طالبان اطمینان دارد، در پی تقویت این گروه می باشد و جمهوری اسلامی ایران نیز به دلیل مخالفت های سیاسی که با ایالات متحده امریکا دارد، در پی آن است تا با ترویج ذهنیت منفی علیه حضور امریکایی ها در افغانستان، به طالبان کمک کند.
٨صبح

