تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
نظام فدرالی راه نجات سرزمین است نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/۱٢

نجات از شر یاغیان قبیلوی ، با نظام فدرالی ممکن است !! .

                                               « یا غیگری به مقاومت ملی تبدیل می شود ».

                                                                                                « کرزی »

ل . کریمی استالفی .

حرف درد آور و نا پسندی که از تِه دل رئیس جمهور ما زیرکانه بزبان برآمد ، زنگ خطر دیگریست ، که ملت را به بسیاری از مسائل پشت پرده و بحران آفرین ،هوشدار می دهد .

    بگفتۀ آقای کرزی : « یاغیگری به مقاومت ملی تبدیل می شود . » جُمله ی واضح و پوزکنده .

هرگاه با تعمق ، مورد غور و ارزیابی قرار گیرد ، باین نتیجه میرسیم که جناب کرزی در قبال مسائل حاد کشور بیتفاوت بوده ، و مملکت را بطرف بحران های غیر قابل تصورسوق خواهد داد .

آقای رئیس جمهور درین اظهار نظر خواسته با دو هدف .

1 ـ در کوتاه مدت ، عنوان « شخصیت ملی » را کمایی کند .

2 ـ در دراز مدت ، حافظ بقای خود و حواریونش گردد .

وی آخرین تلاشهای خود را بخرچ می دهد ، تا خود را در جامعه ، بیک زعیم ملی غیر وابسته معرفی ، و بدلها عزیز سازد . و ازین طریق بتواند بدون دغدغه ، قبیله سالار و دست پروردۀ خود را از همین اکنون ، با برزگ سازی ها ، بالای ملت تحمیل ، و بعد از تکمیل چار سال آینده ، که به احتمال قوی سیستم ریاستی جای خود را به سیستم صدارتی عوض خواهد کرد ، آقای کرزی بحیث صدراعظم با صلاحیت انتصاب و رویکار آید .

    اما ؛ در دراز مدت قبیله گرایان سنجیده اند که ، با کنار رفتن آقای کرزی ، حصار گروپ مافیایی که صاحب ملیارد های دالر شده اند ، نیز متزلزل ، و فرو خواهد ریخت . و بسیاری از آنها بمحکمه کشانیده خواهد شد .

احیاناً اگر او نتوانست با این ترفند ها ، نه خود را در دلها عزیز سازد و نه جانیشن خود را بر ملت بقبولاند ، از همین حالا به مردم و دولت های ذیدخل در افغانستان گوشزد می کند که ، با ختم میعاد ریاست جمهوری ، اگر خواسته هایش قبول نشود ، به القاعده و طالبان می پیوندد ، و با پیوستن خود این یاغیگری را به « مقاومت ملی » تبدیل می کند .

سوگمندانه باید گفت : که قضاوت جناب رئیس جمهور ، بسیار شتاب زده و نا خوشایند بوده ، نمیداند که کلمۀ « ملی » در برگیرندۀ تمام اقشار جامعه می باشد . در حالیکه این یاغیگری صرفاً و صرفاً مربوط به اقلیتی از یک قوم ، و یک سمت می باشد ، و متباقی هرگز شامل این پدیده شوم نخواهند شد .

    بناً  ، بمنظور نجات از پدیدۀ شوم و ویروس یاغیگری ، که ناجوانمردانه قدم  بقدم آنرا از جنوب به شمال می کشانند ، و دامن سفید ش را می خواهند آلوده بسازند . بهتر خواهد بود برای سیستم حکومت فدرالی ، الی تکمیل میعاد ریاست جمهوری ، از همین اکنون آمادگی های لازم گرفته شود .

       بارها عرض کرده ام و بار دیگر میگویم : من در آن پله ای قرار ندارم که پند ، اندرز ویا نظریات فیلسوفانه ای ارایه بدهم ، اما وظیفهء ایمانی ووجدانی خود ، بنام یک  فرد افغانستانی می دانم ، تا درین لحظات بسیار نازک و فاجعه آفرین ، که هیولای نا هنجاری ها ی یک طبقۀ خاص در وطنم بیداد می کند ، صدای قلب خود را ، هم صدا با ملیونها انسان سرزمینم به گوش دست اندر کاران سیاستهای کاذبانه قبیلوی برسانم .

      گر چه بعد از سقوط امارت جهل طالبانی ، و استقرار حکومت آقای کرزی ، دانشمندان وقلم بدستان ما همه سخن از انتقاد گفتند وسخن از راه حل کم ، مگر زمان آن نرسیده که علی الرغم تمام نا بسامانیها بخود آئیم وکمی خرد مندانه تر ، علمی تر ومنطقی تر برای مردم عذاب کشیده ووطن بلا دیدهء خویش از بدبختیها ، راه نجات را جستجو کنیم ، اگر ما  نا باوریها ، نا برا بریهای دیروز را با بد گمانیها و استخوان شکنی های مخالفین عقیده وی امروز ، اضافه کنیم ، حاصل آن جز « مصیبت » چیز دیگری نمیشود و هرگز قادر نخواهیم شد تا بر مشکلات عظیم اجتماعی ودشواریهای ناشی از جنگ های ظالمانۀ طالبان و « نیو طالبان » غلبه کنیم .

در این مقاله  میخواهم روی حل یک مسالۀ اساسی ، که همیشه در ذهنم پرو بال می زند ، ابراز نظر نمایم .

آیا واقعاً در صورت فدرالی شدن ، کشور بسوی تجزیه می رود ؟ .

   در حقیقت که نه .... درد مردم را کسی عمیق درک می کند ،  که درد دیده باشد ، جهان امروز تابع یک سلسله واقعیت ها شده ، انسانها باید برای فردا های تابناک و نسلهای آینده خود طرحها ونقشه های بسیار عالی  وارزشمندی را تصویر کنند ، در کشور ما لازم است تا در قدمه اول یک انقلاب ریشه ای هم در روابط اجتماعی و هم در اندیشه ها انجام پذیرد ، تا کاملاً بد گمانی ها  از بین برده شود ، آنجاست که نقشه ها و طرحها بصورت درست تطبیق میگردد . ما  باید بدانیم که فدرالیزم چی را از ما میگیرد و در عوض چی را بما می دهد ؟ .

    چاره ای نیست ، جز اینکه خود مان دست بکار شویم و برای فردای عاری از همه محرومیت ها ، منطقی باندیشیم که چطور زندگی انسانی را در جامعۀ فقر زده و به غم فرو رفتهء خویش بسازیم .

 در این اواخر گروه عظیمی از پژوهشگران ، تحقیقات فراوانی در باره فدرالی شدن کشور انجام داده اند ، و بیقین که یکی از را ه های  خوشبخت ساختن جامعه ، پیاده شدن  سیستم دموکراتیک فدرالی  در کشورمی باشد .

در حکو مات فدرالی ، قبیله سالاریها ، جای خود را به انسان سالاریها می سپارد ،  نا برابر یها در مقابل برابریها زانو خم می کند ،  اعتماد ملی ، عدالت اجتماعی و حقوق شهر وندی تأمین میگردد . مردم حاکم سرنوشت خود می شوند ، اشخاصیکه از طرف مردم انتخاب می شود ، یک حرکت سازندگی و قدرت اجتماعی را ایجاد و احساس مسوولیت بیشتری می کنند ، هر قوم احساس آزادی فردی در خانه خود ، در بین قوم خود کرده ، احساس ذلت واحسا س اقلیت رخت می بندد ، بانشاط و غرور، احساس کرامت انسانی می نمایند ، رقابت های سالم بین ایالات در نو ساز ی آغاز می یابد ، اندیشه های تاریک و عقیده های برتری قومی ، تصفیه قومی ، حاکمیت مطلق قبیلوی ،  اجباراً بالای اقوام دیگری تطبیق نمیگردد .

   وقتأ که حکومت فدرالی این همه زیبایی ها را هدیه ، و در مقابل زشتی ها یی را از ما میگیرد ، در حالیکه در تمام کشور های دنیا سخن از تحولات شنیده می شود ، پس ما چرا از تحول و تکامل گریزان باشیم .

  برخی آئینه را بر عکس گرفته صورت شانرا نمی بینند ، فکر می کنند گناه از آئینه است و تصور شان براین است که ، اگر سیستم فدرالی در کشور پیاده شد ، ولایاتی که از ناحیۀ فرهنگی ، اقتصادی عقب مانده و گرایش های فکری ، مذهبی و سیاسی متفاوتی از بیگانگان در سر دارند ، بطرف فقر رفته ، و ولایاتی که دارای همه چیز هستند ،  اگر عدم تعاون بوجود آید ، کار بکجا خواهد کشید ، روی این نظریه و هراس ، نظام فدرالی را رد و تجزیه ء کشور را عنوان می کنند ، که این یکی دیگر از اشتباهات غلط آنهاست .

   در کشوریکه فدرالیزم بر بنیاد علمی ومنطقی استوار گردد ، سه ارگان با اهمیت ، ارتش ، خارجه و اقتصاد در انحصار دولت مرکزی قرار داشته باشد و از طرف شورای متشکل از نمایندگان با صلاحیت ایالات در حکومت مرکزی رهبری شود ، هیچگاهی نه فقر نه تجزیه نه جدایی بار می آورد ، بلکه نزدیک شدنها ، صمیمیت ها و رفاه عامه را نوید بخش می بخشد .

تاریخ نشان می دهد که بسا از کشورها ، منجمله  هندوستان قبل از استقرار حکومت فدرالی ، با درگیری ها خونین به قسم ملوک الطوایفی و شهزاده نشین اداره می شد ، اما  با پیاده شدن نطام فدرالی می بینیم که ، سرتا سر کشور هندوستان در یک اتحاد وهمدلی ، تحت لوای حکومت فدرالی بسوی تمدن رفته ،  مردم آن سرزمین با عشق و وطنپرستی  ، زندگی می کنند .

رد کنندگان سیستم فدرالی در حقیقت حیات سالمی برای جامعه ما  نمی خواهند ، در حالیکه 90 در صد کشور های جهان به سیستم فدرالی اداره می شود ، نه بطرف فقر رفته اند ، ونه بطرف تجزیه .

      به نظر فدوی ، اگر نماینده گان ایا لات خود مختار ، در سر نوشت کل کشور ، شرکت مساویانه ، بدون در نظر داشت مسایل اقلیتی و اکثریتی ، قومی ، نژادی ولسانی داشته باشند ، ومرجع عالی تصمیم گیری کل کشور ، ناشی از اختلافات ایالات در سطح مشارکت را دادستان کل (ستره محکمه ) داشته باشد ، به یقین که  بهترین راه حل برای پایان دادن به مشکلات کنونی کشور، همانا نظام فدرالی بوده میتواند وبس ، مشروط براینکه شخصیت حقوقی کشور فدرال در مسایل بین المللی باید دولت مرکزی شناخته شود .

مشارکت و رقابت های سالم ، مشروعیت حکومت مرکزی را بالا برده ، و توده های ملیونی مردم زحمتکش از تحت سلطهء یک نظام خاندانی ، یا یک قوم خاص  نجات می یابند ، و زمینه نظارت مستقیم تمام اقوام در انتخابات نیز فراهم میگردد .

     در اخیر قابل یاد آوری می دانم که ، باید  تفاوت ها ، حساسیت ها ، قومیت ها ، خصوصیات منطقوی ، زبانها ، فرهنگ ها را در ایجاد حکومت فدرالی ، با دید فراخ علمی ومنطقی در نظر بگیریم ، زیرا هیچ قومی در شرایط کنونی حاضر نمی شود ، تا تمام افتخارات ، آرامش و اندوخته های تاریخی وفرهنگی خود را بدست یاغیان یغما گر بسپارند .

لازم است گفته شود که ، فرهنگ تمام مردم افغانستان یک قسم نیست ، بعضی خواهان « ساختن » اند ، و بعضی خواهان « سوختن » ، آنهایکه خواهان سوختاندن اند  حق ندارند تا دست آورد ها ودست داشته های  دیگران را چون تندیسه بودا  منهدم سازند ،  همین اکنون می بینیم ، خرد ورزان مکتب می سازند ونابخردان مکتب می سوزند ، تفاوت از کجاست تا بکجا .

 در خاتمه بعرض می رسانم که : اگر پیاده شدن سیستم دموکراتیک فدرالی باثر پافشاریهای قبیله سالاران در کشور تحقق نپذیرد ، پس تکلیف مردمی که سالها به زنجیر اسارت سنت های قبیلوی بند هستند چه خواهد شد ، یا برای همیشه از آرمانهای انسانی شان  چشم پوشی کنند ، یا به ذلت ابدی تن دهند .

*بیائید با عقل سلیم و تفکر عمیق ، تمام قدرت خود را برای مقابله با آنچه که امروز ما را از هم می پاشد آماده کنیم ، قلمهای خود را از تهمت ، تحریک احساسات ، تحریف و ناسزا ببندیم ، و آنرا شمشیر گونه در راه تأمین امنیت وعدالت اجتماعی و بر ضد اندیشه های پوچ قبیله گرایی بکار گیریم ، تا خدا بخواهد ، جلو ویروس یاغیان دولتی وغیر دولتی را از دامان پاک سر زمینهای پدری مان گرفته و نگذاریم قدم های نا پاک آنها امنیت نسبی ما را اخلال ، آتش جنگ را برای نسل کشی در خانه های ما  شعله ور سازند . بااحترام

 

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من