هموطنان عزیز!
شما بهتر ازمن، شخصی را بنام گلبدین «حکمتیار» معروف به «راکتیار» از زمان نوجوانیش؟! تا حال می شناسید، او زمانی بیشتر سر زبانها افتاد، که بخاطر عبادت از صبح صادق تا شام غریبان، شهر و شهریان کابل را به توپ و راکتهای ثقیل بست. و بقول خودش: آنانیکه بی گناه کشته شوند به بهشت و کسانیکه گناهکارند، بگذار به جهنم بروند. جالبتر آنکه {راکت های او همانند خودش، گناهکار و بی گناه را نیز تشخیص میدادند}.
روی این برداشت نادرست، با شلیک راکتهای سریع السیر خود، بیست پنجهزار انسان بیگناه را از کابل به بهشت فرستاد. او بخاطر رسیدن بقدرت از هیچ نوع زبونی، سازش، پابوسی و قتل و قتال دریغ نکرد، آنگاهیکه شمشیرش بُرنده می بود، خود می بُرید، زمانیکه کـُند میشد، با سر سخت ترین دشمنانش ائتلاف، و با شمشیر آنها به قلع قمع چپ و راست میپرداخت، حینکه مقاصد پلیدش انجام می یافت، آنها را نیز بگور میفرست.
گلبدین خود را رهبر بلا منازعۀ پشتونها می شمارد، اما برخلاف، حلقۀ غلامی دشمن پشتونها را بگوش دارد، او شخصیست که بغیر از خود به هیچ کسی اعتماد نمیکند، خود پسند، بیرحم، یاغی، بی احساس، شقاوت پیشه، قدرت طلب درهر شکل آن، می باشد.
او هیچگاهی به وطن دلسوز نبود و نمی باشد، هر زمانیکه آرامش نسبی بملت دست داده به نحوی از انحا در بی ثباتی آن اقدام عجولانه و نا عاقبت اندیشانه بخرچ داده، تا جائیکه کشور را به هرج و مرج کشانیده است.
او قبلاً چنین شعار میداد: حزب اسلامی تا خروج نیرو های خارجی با دولت گفتگو نخواهد کرد، اما با گرفتاری برخی از سران طالبان عرصه را به خود تنگ دیده، از روی بیچارگی، ناتوانی و سرافگندگی مثل دفعات قبل، هیأتی را با شرط و شروطی بکابل میفرستد، تا جای پایی در بربادی آخری این کشور پیدا کند، او در لست سیاه سازمان ملل متحد درج است، در حالیکه وی را ملت افغانستان در ده نمیگذارد، میگوید: اسبش را در خانۀ ملک ببندند.
او پانزده شرط دارد، که از جمله دو شرط عمده و اساسی آن عبارتند از:
1 خروج قوای خارجی در شش ماه
2 تشکیل حکومت مؤقت از افراد بیطرف
گلبدین، این بنیاد گذار مکتب افراطیت و پدر معنوی طالبان در افغانستان، و این مؤذی دم بُریده، که عمل انتحاری را جواز میداند، با آن ثابت گرایی های موهوماتی که در ذهن دارد، در زمان صدارت نیمبند خود، خروج قوای شوروی، خروج ملیشه های دوستم، خروج بی قید و شرط مسعود، خروج قوای بابه جان، خروج عظیمی و خروج ووو.... را بهانۀ ساخته کابل را راکتباران می کرد، و اینبار خروج قوای بین المللی ناتو را.
شاید روزی که بر سریر قدرت تکیه بزند، خروج بی قید و شرط تمام ساکنین کابل را اعلام بدارد.
در هنگام تشکیل حکومت مؤقت مجاهدین، همه رهبران جهادی و قوماندانان یکطرف، و او با اسخبتارات پاکستان یکطرف شد. و بلاخره این شخص مفسد را که بمرض روانی و تیره گی فکری گرفتار است، سازمان جاسوسی پاکستان بالای ملت ما بحیث نخست وزیر بزور قبولاند. در سال 1992 در حالیکه هزاران نفر از مردم بیدفاع کابل با نا امیدی دلهره گی و یأس، انتظار مرگ درد انگیز و نابهنگام را می کشیدند، تنها در سه هفتۀ ماه اگُست، طبق آمار صلیب سرخ جهانی، به تعداد دو هزار انسان مظلوم را توسط راکت های کور خود به قتل رسانید. اگر از دوران « جنون جوانی » اش که با تیزاب پاشی آغاز یافته بگذریم، فجایع، شکنجه های مهیب، قتل و کشتار، خاکستر کردن شهر کابل، داغیست بر دلها ماندگار، زخمیست نا سور و فراموش ناشدنی.
حکمتیار خواهان تکرار تاریخ، اما مردم از تکرار آن شدیداً متنفر و در هراسند، و تا نابودی کامل این جانیان آرزو ندارند، قوای ناتو حتا یک قدم از کشور شان پا بیرون نهد. کی تضمین میکند، با خروج قوای ناتو، باز به همت، جد و جهد حکمتیارصاحب، عرب های جاهل، پنجابی هایی لاشخور و تروریست های جهان، یکبار دیگر کشور ما را محل تجمع خود، و از افغانستان تختۀ خیزی علیۀ کشور های منطقه نسازند.
گلبدین 30 سال است که در ایجاد حکومت مؤقت گلو پاره می کند، ما نفهمیدیم که مزایای حکومت مؤقت در چیست؟. ارمغانی که حکومت مؤقت مجاهدین از خود بجا گذاشت و کشور را به تباهی کشانید، برای هفت نسل آیندۀ ما کفایت می کند.
و اما سوال اینجا ست، گلبدینی که نه اندیشۀ ملی و نه جبهۀ قوی دارد، کی است!! که برای یک ملت 32 ملیونی تکلیف حکومت مؤقت می کند، تعین حاکمیت حق مردم است، نه از یک شخص خائین ملی، ناقض حقوق بشر و جنایتکار جنگی.
در حالیکه جامعه جهانی وملت افغانستان همه میدانند، طرحها ی گلبدین وابستگی عمیقی به استخبارات پاکستان، وعطش تسکین ناپذیر انحصارگرایانۀ قدرت، چیز دیگری نیست. سیاست های حکمتیار، عوامفریبانه، خواسته های شخصی و کمی پیشرفته تر خواسته های گروهی و قومیست، که بمنافع ملی ما جداً ارتباط نمیگیرد.
نقطۀ نظر مشترک و آرمان مشترک طالبان، گلبدین و القاعده همان است که، قوأ ناتو خارج و بعوض آن قوای مشترک تروریستان جایگزین گردد.
هرگاه گلبدین لجوجانه به این مسأله استناد کند، که من باساس وظیفۀ شرعی خود، بخاطر آوردن صلح، به تشکیل حکومت مؤقت فتوأ می داده ام، اینهم دروغ محض و خلاف شرعیت است. او بکدام مجوز دینی و استناد شرعی، دولتی را که بنام جمهوری اسلامی مسماست، و عملاً اکثریت اعضای حزب اسلامی حکمتیار، و برادران جهادی وی، در دولت جناب کرزی، بیشتر از همه احزاب دیگر شامل هستند، و مو بمو دساتیر رهبر شان را بالای ملت جبراً تحمیل می کنند، خلاف شرع اسلام می داند. یگانه چیزیکه از حزب اسلامی درین دولت کمبود میباشد، حضور شخص حکمتیار است و بس. بیاد داشته باشید!! [ اگر او از در رسید، آقای کرزی گلیم خود را جمع و از دریچه فرار خواهد کرد ].
بآنچه که گفته آمدیم، در هیچ آیه و حدیثی، دستورالعملی مبنی بر ایجاد حکومت مؤقت یا غیر مؤقت داده نشده، شخص پیامبر از ابتدای بعثت تا رحلت، هیچ وصیتی برای جانشینی و تأسیس حکومتی نکرده، بناً پشنهاد و طرح گلبدین براساس موازین عقلی و شرعی، استحکام لازم ندارد، و درین طرح پانزده ماده ای، شکل، محتوأ وتعریف حکومت مؤقت نیز مُبهم است، استدلال نشده که منافع ملی درین طرح چه میباشد، صرفاً از اشخاص بیطرف نام بُرده، در حالیکه سه دهه جنگ عصبیت، شخص بیطرفی را نخواهی یافت، اگر یافت شود، بندرت خواهد بود.
حکمتیار هیچگاهی از سر اخلاص با هیچ دولتی نپیوسته، اگر پیوسته، باعث سقوط آن شده، لهذا طرح پشنهادی حکومت مؤقت، تهیه کنندۀ لوازم سرنگونی دولت فعلی خواهد شد. حکومتی که با تمام کاستی ها و کمبودی هایش، توانسته با کمکهای جامعۀ جهانی آرامش نسبی بیاورد.
مصاحبۀ ملا قطب الدین « هلال » با آقای « فیاض » که اخیراً از طریق تلویزیون آریانا به نشر رسید، سیمای هاج واج، حرکات، طرز گفتار، لکنت زبان ذبذبه گونه او به تماشاگران به اثبات رسانید، آنچه که میگوید، همه و همه از روی نیرنگ، فریب، ریأکاری و حتا تظاهر به تمدن پذیری، مبنی بر اشتراک زنان در امور اجتماعی، مشروط به شرعیت دیکته شده است، و کدام طرح تازه ای که منافع علیای کشور در آن متصور باشد نبود.
در دید و باز دید وی، با جناب کرزی، به احتمال قوی تقاضأ بعمل آمده، تا اسم حکمتیار را از لست جنایتکاران جنگی حذف نمایند، و گلبدین بتواند با نفس راحت، برای راندن مخالفینش از دولت، و سهمی در لویه جرگۀ آینده، که آقای کرزی و گلبدین هدف مشترکی در اکثریت سازی قومی این مجمع ملی دارند، داشته باشد.
. لهذا هیچ عقل سالمی اجازه نمی دهد، بخاطر ورود یک جانی معلوم الحال، که غالباً احوالش متغیر و اعمالش قابل پیش بینی نیست، یک حکومت مستقل، بهر حال انتخابی! و مستحکم نابود، و زمینۀ الیگارشی و هرج و مرج میها گردد، قانون اساسی تغیر کند، پارلمان مسدود گردد، انتخابات دوباره با مصارف بس هنگفت، که توان پرداخت آنرا نه حکومت افغانستان و نه جامعۀ جهانی خواهد داشت، صورت پذیرد، وکُلاً پایه های اساسی و محکم دولت متزلزل، و خلای قدرت بوجود آید.
در خلاصۀ کلام از کشور امریکا تقاضا میکنیم، بمردم افغانستان، صادقانه خط اصلی خود را روشن سازد، تا بدانیم که امریکا با متحدینش برای مُسلط ساختن بنیادگرایان و تروریستها بر ملت افغانستان آمده اند، یا اینکه برای محو و نابودی آنها؟؟.
از آنجائیکه در تمام حکومتهای جهان مخالفین وجود دارد، و مخالفین از راه مبارزات قانونی و انتخاباتی برای پیروزی خود مبارزه می کنند، و جنایت کاران جنگی هم بعد از سالیانی دستگیر و بمحاکمه سپرده میشوند، جای بس تأسف است، که در کشور های جهان سوم و مظلوم، با جنایت کاران جنگی، و قبول پیش شرط ها مذاکره و مفاهمه، برای استحکام بخشیدن مقاصد اهریمنی بعمل می اید.
اگر چنین باشد که شما در مقابل تروریستان شکست خورده اید و یک بینی خمیری و فرار آبرومندانه برای خود تدارک می بینید، وای بحال این ملت ناآگاه، که گاهی شورویها می آیند، و در آخر خط متحدین خود را رها کرده فرار می کنند، و اکنون شما هم با سیاست های دو گانه خویش، پرورش یافتگان خود را بدست قاتلین شان می سپارید، و این ملت بخون تپیده را، یکبار دیگر در غم و اندوه می نشانید. ملت مظلوم ما چاره ای جز این ندارند که بر شما و اهداف نا میمون تان نفرین، و تا قاف قیامت به هیچ ابر قدرتی اعتماد نکنند.
طرح گلبدین، طرح آی اس آی پاکستان است، که مردم ما بخوبی میدانند، و ضد آن عمل خواهند کرد.
سر انجام، صادقانه، شریفانه با صراحت لهجه میگویم که: با صلح کاذب از طرف شخص کاذب بصوب انجام کاذب خواهیم رفت.
بااحترام

