تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
نظام فدرال راه نجات نویسنده: - ۱۳۸۸/۱٢/۱٠

 

حسن پیمان

 

                

نظام فدرالی دمو کراتیک،الترناتیف مثبت برای ختم (سیطره جوئیهای فاشیسم   

جنگ وفجائیع) در دورنمای افغانستان

پیوست به گذشته.....و

 

 

 

{قسمت پنجم}

ضرورت نهادینه سازی دموکراسی فدرالی

درروند دیگر گونیهای اجتماعی:و

پیاده نمودن دموکراسی ازهرنوعی که باشد به مثابه یک پدیدۀ نووسیستم رشد یابندۀ سیاسی دریک جامعۀ سنتی عقبماندۀ قبیلوی ومسلط باروابط کهن ارباب رعیتی مذهبی درادوار مختلف تأریخی با بسا مشکلات وممانعتهای تأریخی مواجه بوده وهمیشه با جهالت وخرافات سنتی وعقبگرایانه ومناسبات منحط وغیر عادلانۀ جوامع دست به گریبان بوده است.وبویژه نیروهای محرکه وتسریع کننده ودموکراتیک درتحقق اهداف وارمانهای دموکراتیک خود،شناخت درست وبرداشتهای عینی وعلمی ازپدیده های اجتماعی وچگونگی شرائیط ان،اگر نداشته باشند،این دموکراسی درنتیجۀ عدم درک ودریافت شیوه ها وروشهای موئثردرتحقق عملی وعلمی ان،بالاخره به شکست وناکامی وبدنامی وحتی به سر کوبگریهای خونین نیز منجر میگردد.وازهمینجاست که به (روشها وبه رفتارهای مرحله ای وتدریجی) نیاز پیدا میکند وبرای عملی این اندیشه به شناخت دقیق علمی ازپدیده هاوبویؤه به پدیده های اجتماعی مورد بحث،ضرورت مبرم می افتد.و

کلیۀ پدیده های(مادی،معنوی واجتماعی)که ما حول مارا فرا گرفته اند،ومحیط مارا احاطه نموده اندخارج از منطق علمی(ارتباط،حرکت،تضاد،تعغیر وتکامل)بوده نمیتوانند ویا وجود خارجی ندارند واحکام قوانین درونی ان در پروسۀ تکاملی هرپدیده(مطلق)است.ویا به عبارۀدیگر،پدیده ها پیوسته درارتباط، درحرکت،درتضاد ودرتکامل بوده ودراین پروسه ازتاثیرات متقابل یک دیگربرخوردارمیباشند.ورونددیگرگونیهای تکاملی انان قابل شناخت ودرک میباشد.قوانین عینی دیگرگونیهای این پدیده هابنا بر ویژهگیهای خود گردانی درونی خود قائیم بالذات بوده وواقعیت انها خارج ازذهن وتفکر ادمی انعکاس می یابند.ووقوع طبعی این واقعیتها کاملا عینی است،وپیوسته دردگرگونی بوده وجای خودرا به یک دیگرعوض مینمایند،مگرباتعغیرشکل به حیات خود ادامه میدهند،تکامل انها گاه مستقیم وگاه زگ زگ وپیچیده میباشد.وازهمین لحاظ احزاب مترقی بمثابۀجزئی از پدیده های اجتماعی تحت هرنوع فشار واختناق وسرکوب از بین نمیروند وبکلی نابود نمیشوند،چونکه ازبطن درونی همین جوامع میرویند وبیرون میجهند وپیوسته خودرا بیشتر ازپیش خوبتر واگاه تر ومسئولانه تر می یابند،وباهم فشرده تربه همسوئی ووحدت اهنین تروبا رفع ونفی عناصر وسلولهای مضر وغیرضروری خود رسالتمندانه ترو هدف مندانه تربه پیش میروند وبا ترد ودفع نواقص واشتباهات(میراثی پیشینۀ اتنیکی قومی وقبیلوی وتعصبات وسائیر امراض مزمن خلاف ارمانها وعقاعد وپرنسیپهای پذیرفته شده که دروجودشماری انتقال نماید)باگرمی وحرارت بیشتررفیقانه ویارانه به اغوش هم می درایند وبااعتماد کامل وبا امیدها وارمانهای تابناکتر وسرشارترازپیشینه وبا گامهای متین وسنجیده تربه اینده ها به پیش میروند ودوباره احیا وبه حیات سیاسی خود ادامه میدهند،که این روند دیگر گونی درونی در خصلت ذاتی هر پدیده نهفته است.بگونۀ مثال برمبنی این استد   لال، انسان در شناخت ماهیت این قوانین درطبیعت وجامعه که دربرگیرندۀ بخش عظیم ازاین پدیده هارا تشکیل میدهد،قادرمیگردد.اما نحوه وشیوۀ درک وتحلیل وشناخت وبرداشت ازقوانین عینی تکامل درونی این پدیده ها،میتواند به پایۀ عقلانی وعلمی ومنطقی استوار باشد،ویا هم میتواند بر خورد با انها به شیوۀ ها وذهنیتهای غیرعقلانی،بگونۀعشیرای وقبیلوی وبر پایۀ رفتارهاوذهنیتهای سنتی وخرافی وجهالت وغیرعلمی ویا بر مبنای  زور(لشکروشمشیر،زنجیروزندان)برعلیه روشهای مترقی ورفتارهای نوین ودموکراتیک وبر علیه فرهنگ ومدنیت وتجدد خواهی ،استوارباشد.وبا شناخت نادرست وجامد وغیراصولی ازین قوانین وبرداشت دگم وسطحی ازان ولغزش وجهش ازدرک وتحلیل مراحل تکاملی،به طفره روی به (چپگرائی افراطی) میکشاند،ویادرصورت تحلیل وبرداشت غیر علمی و(ذهنی)ازقوانین وموازین تکاملی این پدیده ها،انسانرا به محافظه کاری، عقبگرائی، کهنه پرستی وعدم عقیده به تعغییر وتکامل،به جهالت وسنت پرستی وبه یک( نیروی(راست افراطی وبازدارندۀتکامل ودگرگونی مبدل میسازد،وبویژه درجامعۀ مذهبی،تمام اهرامها ونهاد های راکد وجامد وکور وبستۀ خرافی سنتی انرا به زور نیزه در( جامۀ دین ومذهب)چون"شریعت ویژۀ طالبانی.ا؟"که زیر بنای خرافی جامعۀ قبیلوی-سنتی برای افتضاح وبد نامسازی شریعت واقعی غرای محمدی0(ص)که توسط "طالبان" به نمائیش گذاشته شد،بجای علم ومدنیت،وعقلانیت وفرهنگ رشد یابنده وتجددد خواهی ،ازادی وعدالت اجتماعی ودموکراسی واقعی،انرا زیرسازی ونهادینه مینمایند.بناأ هر پدیدۀ نوین ومترقی وفرهنگ پیشرفته ومدنی ورفتارهای روشنگرانه ودیگر اندیشانه دربدو مراحل ازمائیش دموکراسی،همیشه با این جهالت درهمچو جوامع باید به شدت وبا خشونت هرچه تمامترمواجه گردیده وبا ان دست به کریبان گردد.که به شهادت تاریخ پر اشوب  وپرشور میهن ما،روشنفکران،دیگراندیشان وترقی خواهان ما،ذهروپاد تلخ شمشیر عبقگرائی نیرو های پاسداراستبداد طرازفاشیستی وبازدارندۀ تکاملی را بارها وبکرات،دراین تأریخ چشیده اند وتجربه نموده اند.ا.ا.ا

تعجیل طفل خویان کارخطاست بیدل

لغزش به پیش دارداشک ازدویده رفتن

"حضرت ابول معانی بیدل"

مبارزات تلخ تاریخی خلقها(ودرسهای کبیر میهنی)،بازگو کنندۀ انست که،جنبشهای انقلابی پیوسته ازجانب افراطگرائیها ولغزشکاریها،تند رویها وکند رویهاِی"راست وچپ افراطی"سازشکاروماجراجو،شدیدا مورد حمله قرارگرفته است،دراین زمینه رسالت روشنفکران ازاداندیش وترقی خواه دراین مقطع زمانی ویا درنظامهای دموکراتیک اینده انست که،تا بادرک این واقعیتها وتجارب تلخ گذشته تأریخی وشناخت عینی وعلمی از قانونمندیهای درونی تکامل روابط اجتماعی،بدون لغزشها وشتابزدگیها که تحت شعارهای بیمار گونه چپ و وراست افراطی وبا شناخت عینی ازعملکردهای خرافی سنتی قبیلوی وعقبگرایانۀافراطی ان،باید تناسب منطقی وعلمی واصولی این دو روش(درظاهر متضاد ودرباطن واحد.ا؟)ومرگزا وکشندۀ نهضتهای انقلابی را به درستی شناخته ودرروشنی ان با درک عینی ازچگونگی شرائیط ان برداشتهای اصولی وعلمی نموده درتحقق اهداف وارمانهای والائی ودموکراتیک خلقهای ستمدیده وماتم زدۀ این سرزمین بربادرفتۀ ماگامهای سنجیده واصولی واگاهانه بر خواهند داشت.زیراکه جنبشهای نوین وترقی خواه ورژیمهای مترقی ودموکراتیک،همیشه درطول تأریخ ازهمین دودست ویا دوطرف به خطرات جدی وجبران ناپذیری مواجه بوده اند وازطریق همین اپورتنیسم راست وچپ مورد حمله قرار گرفته اند.که بادرنظرداشت این دو خطرجدی ودو اپورتنیسم دارای روش واحد وبازدارندۀ رشد واوج نهضتها وجنبشهای انقلابی،شعارپیاده نمودن(مرحله به مرحلۀ دموکراسی واقعی)رامتناسب بااوضاع واحوال وشرائیط عینی وذهنی جامعه برای ایجاد حاکمیت پارلمانی فدرالی،بخاطردگر گون سازی این مناسبات منحط وغیرعدلانه ورژیم(فاسد-فاشیستی)قلابی وفرمائیشی ضدملی وضد دموکراتیک وغیر مشروع ان که ازطریق تدویرکنفرانسهای فرمائیشی درخارج ازکشور،بویژه چون(نشست لندن)ودورازنقش واراده بالفعل مردم افغانستان که،میخواهند به "طالبان"مذدوریعنی به پاکستانیها بسپارند،تبلیغات گسترده نموده وتمامی نیروهای مادی ومعنوی وانرژی انقلابی خودرامتحدا باید بکاراندازند.وبویژه علی الرغم فریادهای سینه چاکان اجیربه "طالبان"ومدافعینیکه(ازهستی وحضور"طالبان"درجامعه وبه  نمایندگی ازقدرت  نمائی انها تحت شعارهای مقبول وزیبای "مصالحۀملی.ا؟"وسپردن دوباره این جامعۀبه یغمارفته ما به این جانیان فساد افرین وبیگانه به مردم افغانستان وتأمین کنندۀ منافع -ای-اس-ای وپاکستان)اگاهانه دفاع مینمایند(ازاینکه دردور اول ریاست جمهوری اقای کرزی چندان بخت برایشان یاری نکرد واکنون با دفاع از طالبان جانی واجیر(دستگاه جهنمی استخبارات ای-اس-ای-وانگلیس)وباقدرت رسانیدن انان خوابهای ریزه خوری خوان طالب والقاعده وای-اس-ای رادرمخیله دارند.ا؟ -علیه کلیۀ این پای دوان ومیراثخواران غربیها وانگلیس وپاکستان،باید متحدا نیروی تبلیغاتی خودرا برا ه اندازند.--.وبویژه علی الرغم تمامی تلاشهای مذبوهانه وضد ملی وضدمیهنی گروه افغان ملت(افغان نازی)فاشیست وخدمتگاران ای-اس-ای وپیروان هیتلری وسائیر دنباله روان نوکر منش انان وبویژه کاسه لیسان کهنه کار انگریزی وچاکرچاکران که،تحت هر اسم ورسمی بگونۀاسلاف نژاد پرست پیشینۀ خود به(جامۀ اسلام درامده.ا؟)وبا"استخارۀ قران"واستعمال انرا منحیث ابزارسیاسی توسط حضرات انگریزی(چون صبغت الله مجددی)ازدوران زمامداریهای احمد شاه ابدالی،امیر  عبدالرحمان خان،غازی امیرامان ا لله خان،نادرشاه وظاهرشاه"طائیفۀسلطنتی" وامروزهم اقای کرزی،برای به قدرت رسانیدن ویا ازقدرت به زیرکشیدن سلاطین وزمامداران در(جامۀدین ومذهب.ا؟)به دستور ملا هاواخوند های (دیوبندی انگرزی)نقش عقبگرایانۀ ضدملی ،ضد مردمی وضد ترقی وتکامل را بخوبی بازی نموده اند که،در تأریخ تیزبین کشور ما اظهر من الشمس است.ا؟(1)-که گاه ازطریق تدویرکانفرانسها ویا جرگه های فر مائیشی ونشستهای مصلحتی،باصدورودیکتۀ خارجیها برخلاف ارادۀ با القوۀ مردم افغانستان وعدم سهم فعال ومشارکت مستقیم اقوام وملیتهای تحت استبداد وبازی باسرنوشت ملیونها انسان این جامعۀ هست وبود سوخته وبرباد رفته ومردم بلا کشیده ومصیبت زدۀ این سرزمین،ازطریق بی نقش نمودن مردم درسرنوشت خودش ودفاع علنی واشکارا از فساد واستبداد وقاچاق وخیانت ملی در(جا مۀ اسلام.ا؟)وبرائت دادن به انان وبالاخره سرکوب خونین مردم بیگناه چون حادثه الم انگیز(افشارکابل)که هزاران انسان همه ازملیت شریف هزاره بودند ، درزیرریش جهادیان  وتیکه داران اسلام وجنت.ا؟ به خاک وخون غلطیدند، وده ها مثال دیگری که این اجیران ای-اس-ای(دستگاه جهنمی استخباراتی پاکستان وملایان دیوبندی)بالای این ملت تعمیل گردیده وهنوز هم تعمیل میگردد.که مردم مظلوم وتحت استبدادما دراین تاریخ جز ازاین قربانیها نصیبی دیگری برای شان نبوده است.ا.ا

سنت به قدرت رسیدن

 زمامداران فاشیست قبیلوی:و

سوال اساسی اینجا مطرح میشود که،این شیوۀ به قدرت رسیدن زمامداران فاشیست کنونی،باسلاطین جباروفاشیست سلف پیشینه ایشان برای استفادۀ ابزاری ازدین ومذهب،ازهم چه تفاوتی دار.ا؟که در ماهیت خود هیچگونه تفاوتی ندارند.بگونۀ مثال،:امیر عبدالرحمان خان دراغازبه قدرت رسیدنش بااستفادۀ ابزاری ازشعائیر دین اسلام میگوید که،صدای پای لشکرغیبی را میشنود که اورا همراهی میکنندا.؟ واوخود مینویسد:"اثارغریبی ازطرف خداوندی مشاهده نمودم وشنیدم صدای بگوشم میرسد،اسپ های زیادی که تقریبأ بیست هزارمحسوس میشد،بطور نرمی عقب سرم میایند،چون نزدیک تر امدند،صدا بلند ترگردید،تا اینکه بمن چنین معلوم شدکه انها با همرای من ملحق شدند.(2)و

اینجا به وضاحت دیده میشود که"امیر"برای رسیدن به قدرت وگول زدن مردم در(جامۀ روحانیت.ا؟)داخل میشود وخودرا به حدی تقرب به خدا می نمایاند که صدای پای رسیدن بیست هزار عسکررا گویا ازغیب میشنود،ووحی ازطرف خدا(ج)برایش نازل میگردد.وبااین دعوای روحانیت وپیغمبری.ا؟وبااین نیرنگ وریا ودروغ که درحقیقت امراین جلاد خونخوار برای اینکه به پیشۀ جلادی وقتل وغارت وخونریزی وفساد وفجائیع خود مشروعیت داده باشد،وبا استفادۀ ابزاری ازدین خودرا بالای این جامعۀ بی نقش،تحمیل مینماید.ا؟ یعنی که تحت پوشش(صدای غیب والهام از خدا ودرزیر" سایۀ"ان،خودرا مصئون وبا دست بازبه هزارها فساد وجنایات ونسلکشی وچپاول دست می یازد،تا کسی واحد من الناسی ازاین به اصطلاح روحانی به خدا رسیده فاسد،کوچکترین حق بازپرس وداد خواهی را درروی زمین ازوی نداشته باشد.ا؟که البته اخرت این قصاب انسان بیگناه واخوندهای دین فروش ومشروع دهندۀ دروغین این سلاطین قدرت پرست، نه خدا پرست؛دیگر ازقبل معلوم است،وخوانندۀ عزیز همچوعملکرد های ضد اسلامی را خوبترارزیابی خواهند نمود.ا؟ودرجای دیگری برای بد نام سازی اسلام،امیرعبدالرحمان خودرا چنین معرفی مینماید:"خدا وند مرابه جهت خدمت خودش خلق نموده است تا ازملتی که به من سپرده است حراست نمایم..."(3)-.ودراینجا نیز میبینیمکه به قول خود "امیر"،خداوند صرفأ امیر عبدالرحمان  این دزد وفاسد،جلاد وجبارواین قصاب نهضتهای های ازادیبخش ملی وضد استعماری انگلیسی رابرای حراست این جامعه وهم به خدمت خودش خلق مینماید.ا؟.اماهمین ("امیر" یا شاه ویا سایۀ خدای دیگری مثل ان)که به رغم ارادۀ پروردگار خود،نه تنها ازین ملتی که "برایش سپرده است حراست نمیکند وازمنافع ومصالح وازمال وجایدادهای عامۀمردم حفاظت ودفاع نمینماید،بلکه برقصد ان به ان چشم دوخته،به قتل وغارت،چوروچپاول که"بیست هزار عسکرکمربستۀ غارتی دیگری نیزازغیب .ا؟ به این منظوربرایش میرسد وبرای چوروچپاول وغارت وقتل عام ونسلکشی،فجائیع وفساد وجنایات بیشتر وی)اورا همرائی "مینماید.ا؟ وبه این ترتیب از دین ومذهب واز" ارادۀ پروردگارخودمنحیث ابزار سیاسی برای مقاصد واغراض شوم وضد انسانی وضداسلامی خود،و برای به قدرت ماندن وبقای استبداد وفساد وفجائیع خود،این خائین نا مسلمان،جباروفاسد واین دزد وجلاد بیرحم،انراعملا مورد استعمال واستفادۀخود قرارمیدهد.ا؟وهمچنان برای اثبات فساد وجلاد خون اشام بودن واستبداد طرازفاشیستی وقصاوت قلب وبیرحمی"امیر"ازاین  گفتۀخائینانه اش برای ایجاد ترس وبیم درجامعه وگسترش استبداد،بوضاحت نمایان میگردد،وبه کتاب تاج التواریخ خود به یک حکم کله ممنارسازی ان چنین امده است:"...ازسرها کله مناربسازند،تا باقی افرادجامعه خائیف شود..."(4)-دراینجا نیات درونی فاشیستی"امیر"برای گسترش استبداد وفساد وتنفیذ ورائیج سازی ظلم،ترس وبیم درعمق جامعه را اشکارا بیان میدارد که "امیر"پیوسته درفکرواندیشۀ رائیج سازی"استبدادپذیری ومستبد پرستی.ا؟"وبقأ وادامۀ حاکمیت طرازفاشیستی خود،شب وروز پلان مسنجیده است،وبا سر کوب خونین مردم با استفاده ازنام خدا زیر پوشش"سایۀخدا"با کله منارسازی،خوف وجبن،بیم وترس را به روحیۀ مردم این جامعه دمانیده،وبعدا به کشتارهای دستجمعی ودزدی وغارت وفساد وجنایات دست یازیده به زمامداریهای ننگین خودادامه میداده است.تا اینکه مردم بنام"سایۀخدا".ا؟ازظلم واستبداد وازتمامی فساد ان استقبال نموده وازهمچو(ظالم ومستبد وفاسد باید پرستش نیز بعمل اورند.ا؟).و

واین ادامۀ روشهای سنتی خرافی همان نظامهای "فاسدفاشیستی"پیشینه قرون وسطئی قبیلوی ایستکه نحوۀجنایات وفساد ان دیروزدروجود گروه متحجروبی فرهنگ بنام"طالبان"در(جامۀ شریعت غرای محمدی(ص)با نحوخشونت امیزوبرخلاف"شریعت واقعی" به نمائیش گذاشته شد.که دراین جا،برای پیروان اعمال وشگردهای جنایتکارانه وفساد افرین این نیروی وحشی واهریمنی جامعۀ سنتی قبیلوی که تلاش دارند دوباره به قدرت برسانند،ازهزاران جنایات وفساد وفجائیع انها صرف،یکی انرابگونۀ مثا ل ا زداستان غم انگیز که در ستدیم ورزشی کابل درمحضرعام صورت گرفته بود ازکتاب وزین وبا محتوای علمی اقای"دای فولادی"چنین نقل مینمائیم:"...موجودیت عنصروحشت درجامعۀ قبیلوی،بیانگرعدم تکامل این جامعه به جانب عقلانی شدن ساختارهای اجتماعی انست.ملاحظه میشودکه،"طالبان"به عنوان دولت،کارد گاو کشی را به دست زنی میدهند ومردی(قاتل شوهرزن)رامثل گوسفند زیرقدمهای این زن،دست وپا بسته می اندازند،واما زن(مظهر عطوفت ،ومهر)،باخشونت پنجه درموهای قاتل شوهرش می اندازد وبدون اندکترین لرزش دست،انسان زیر پایش را ذبح میکندوبعد ازان،اندک اندک خون مقتول را ازروی کارد به دهن چهارطفلش میدهد وقطره های ازخون رانیزبرفرق انان میپاشد.این تماشای عام است که هزاران نفربرای دیدن ان جمع میشوند....واستدیم ورزشی یک ملت به مکان اجرای خشونت جهت انتقام فردی ازمجرم،تبدیل میشود.وجالب اینست که،ده ها هزارنفرازجامعه برای تماشای این گونه کنش بدوی تطبیق جزابه مجرم جمع میشوند وناظراند که چگونه فرد سالمی ازجامعه،با اجازۀمراجع قضائی،پیشروی خلق الله به ادم کش تبدیل میشود.ا  این تمرین ادم کشی بالای جامعۀقبیلوی تحت پوشش"اجرای شریعت"بیان کنندۀجنبۀ اعتقادی جامعۀقبیلوی درمورد نحوۀ برخورد جامعه با مجرم است.زن معمولی که شاید مرغ را حلال نکرده باشد،پیشروی هزاران نفروچهارطفلش انسانی راحلال میکند وازخون این انسان به اطفالش نیز میخوراند.این عام کردن خشونت و(عام بودن خشونت)درجامعۀ قبیلوی(نیمه وحشی)است وعادت دادن جامعه به تماشای حلال کردن انسان،عام کردن کنشهای وحشت انگیز درسطح قانون جزائی جامعۀقبیلوی است...(5)و

بنابراین استدلال وحقایق اشکار وتکذیب نا پذیرفوق ایا "طالبان" وجلادان ایشان  باز هم حق دارند؟که ازطریق کانفرانس لندن به پیشنهاد اقای کرزی وبه پشتیبانی انگلیس این شیطان کهنه کار تاریخی ازلست سیاه خارج ساخته شوند،وازتمام فساد وفجائیع انها اغماض گردد وبعد ازهزاران کشته ونسلکشی های بی شمار وهزینۀ ملیاردها دالر جنگهای وحشتزا وویرا نکن وبا زیر پای نمودن وهدرنمودن خون هزاران شهید بیگناه،پیر وجوان،طفل وعیال،یتیم وبیوه،با هزاران نیرنگ شیطانی انگریزی دریپش چشم روشن جهانیان دوباره به قدرت رسانیده شوند؟.ا

دراینجا ملاحظه میشود که،سیطره استبداد فاشیستی دراهرامها ودرزیربنای فرهنگی جامعۀ قبیلوی-سنتی به حدی عمیق وگسترده است که ارادۀجامعه را مطلقأبی نقش نموده،وهردزد ورهزن وهر اوباش وقطاوا لطریق وفاسد،وهر فاشیست وادم کش وقاچاقبروغیره،توسط هرکسیکه خواسته باشد(داخلی ویا خارجی)میتواند توسط این جامعۀ "بی نقش"در(جامۀ دین ومذهب وروحانیت و...).ا؟،یکروز به قدرت برساند وازان (مطابق میلش(بتی برای سجدۀاین جامعۀبی نقش) بسازد ودرروز دیگر اگر خواسته باشد با همین شیوه وروش سنتی انگریزی اورا از مسند قدرت به زیر بکشد.بدون انکه کوچکترین تغیری درمناسبات مسلط واستبداد فاشیستی-قبیلوی این جامعه وارد گردد،ودر هردو صورت،زمامداربرای به قدرت رسیدن خود(به جامۀ دین میپیچد.ا؟)وازان ابزار سیاسی میسازد.وبه سیطره جوئی واستبداد خود ادامه میدهد..ر

وبه همین ترتیب مثال دیگرامروزی را درپیشروی چشم جهانیان بوضاحت بیشتردیدیم که:دراین عصر تسخیر کیهان وطبیعت،اقای کرزی دردور دوم انتخابات ریاست جمهوری خود بعد ازسپری نمودن موئفقانۀ.ا؟"ده ها تقلب ومداخله وجفا درحق این ملت ستمدیدۀ افغانستان.ا؟"بسنده ننموده،بشیوۀانگریزی توسط حضرات معلوم ام "الحال اقای صبغت الله مجددی با استخارۀ قران مجید"درجامۀاسلام وقران "مانند اسلاف شان به قدرت رسانیده میشود.دربحبوبۀ دور نخست انتخابات ریاست جمهوری اقای "مجددی"درجمع خبرنگاران اعلام کرد:"..بسیاردقت کردیم واستخاره ها کردیم...وبعد از بسیار تحقیق وبخششهای عجیب وغریب اخر به همین نتیجه رسیدیم که به کرزی نظر مثبت دهیم...استخاره کردیم وبما اشاراتی ازطرف خدا شد که به کرزی رائی بدهید.ا؟...""مطالب زیادی دربارۀ حضرات وپیرامون شجرۀ حضرات کوچۀ شوربازار کابل که حدود پانزده هزارفامیل کمیت انهاست،ازطریق رسانه ها وتارنماها درمورد مشکوک بودن وگماشته بودن ایشان ازاوانیکه ازهند برتا نوی به افغانستان غیر مرموزامدند،نشرات موجود است.صبغت الله مجددی یک تن ازروهانیون سر شناس کشوراست وشهرت خودرا بیشتر مدیون انتساب خود به یکی ازسلسسله های تصوفی است..ودرگذشته هم ازبازیگران سیاسی افغانستان بوده اند،ونمونه های زیادی از عوام فریبی ودین فروشی ازاین خاندان دربایگانی تا ریخ کشورما به ثبت رسیده است...درکشورما وقتی امان الله خان پادشاهی را بدست اورد،دست به یکسلسله  اقدامات تحولطلبانه زد ازطریق همین دست ملا ها بنام ملحد برضد وی به مخالفت ها برخواستند.ومخالفین مدعی دین داری،دریک دست خود"قران کریم" وبه دست دیگر"قانون امانی"راحمل نموده وبه مردم گفتند کدام یکی ازاین دو را می پذیرید:کلام مجید را یا قانون امانی را؟طبعا تمامی مردم درپاسخ میگفتند:ما قران را میپذیریم،هیچ کس نبود که بپرسد،قانون امانی چه تضاد وتناقض با قران مجید دارد که ازمیان این دویکی رابرگزینیم ودیگری رانفی کنیم....واین نوع ملایان نادان وتا جران دین برای تخریب وبی ابرو سازی اسلام تاحال عمل نموده اند..برخی علمای مذهبی ما تا هنوز زمامداررا"سایۀ خدا درروی زمین میدانند واز"حق الهی سلطان"سخن میگویند.ویا وقتی پای منبرخطیبان درمساجد بنشینی، این حدیث ساختگی را میشنوی که"اسلطان ضلل الله فی الارض" یعنی پادشاه سایۀ خدا درزمین است،فرقی نمیکند که این پادشاه(حاکم)قدرت را ازچه راهی بدست اورده است،ازراه تزویر وتقلب،وغیر مشروع ویا ازطریق زور"لشکر وشمشیر"ویا ازکدام راه نامشروع دیگر.(6)و

ویا به مثال دیگری توجه میکنیم که ،ازبازی سیاسی شخصی بنام "صابر شاه"کابلی روحانی زاده حکایت میکند که بر میگردد به دورۀبه قدرت رسیدن"احمد شاه ابدالی".وقتی دریک "مرکه یا جرگه" که برای به قدرت رسانیدن شاه برگزار میگردد،برای حل معضلۀ تعین  زعیم خود بعد از جر وبحثهای زیاد وبی نتیجه بالا خره  ازمیان این گروه قومی،صابر شاه کابلی برمیخیزد یک خوشۀ گندم را میگیرد وبر سر احمد شاه ابدالی نصب مینماید تا منا قشه ختم گردد،وبه این ترتیب همه دست به دعا برده وبا این اقدام وفیصلۀ روحانی زاداه که باید حرف وی دراین جرگه حرف اخری وفیصلۀ اخری باشد.ا؟که به اساس ان حاضرین درجرکه ازاحمد شاه بعیت خودرا اعلان نموده،هر کدام ریسمانی بر گردن وعلوفۀسبز بر دهان گرفته بمانند حیوانات علامۀاطاعت،خدمت وتسلیمی را به احمد شاه درعمل تمثیل مینمایند،واحمد شاه به این ترتیب به  پادشاهی میرسد.ا؟وبه این ترتیب به سرنوشت جامعه حاکم گردیده وبسا جنایات وفجائیع وفسادهای بعدی را،دردوران زمامداریهای ظالمانه وبیرحمانۀ خود مرتکب گردیده وبه حافظۀ تأریخ میسپارد،که این گونه رسیدن به قدرت ها،هیچگونه مشروعیتی نداشته است.ا؟(7)و

بنا بر ان تمامی این تحلیلها وارزیابیها وحقائیق تکذیب نا پذیرتأریخی بما یک مطلب وحقیقت را بیان میدارد وان اینکه:زمامداران فاشیست قبیلوی برای سیطره جوئیهای قومی وقبیلوی وحفظ انحصار قدرت مرکزی وجلوگیری ازتقسیم قدرت سیاسی بر سائیرملیتها واقوام وجلوگیری از سهم ومشارکت وسیع انان از(ازدین منحیث ابزار سیاسی امیخته با فاشیسم ونفاق ملی،تکیه بر قوۀ ملیتاریستی ونظامیگری وبه زورلشکر وشمشیر قومی وخارجی ویا تن دادن به هرنوع اجیری ومذدوری وجاسوسی وغیره....ا؟)خیانتهای ضد ملی وضد میهنی دست یازیده وبا متفرق نمودن جامعه وبراه انداختن نفاق ملی درتمامی نها دهای ان،به حاکمیت تک قومی فاسد فاشیستی واستبداد قبیلوی خود ادامه داده اند،وتا امروز که به چشم سر میبینیم همچنان ادامه میدهند.ا

پس این شیوه وروشهای نا مشروع به قدرت رسیدن خلاف ارادۀ مردم وجامعه درپیشینه ها با به قدرت رسانیدن سلا طین وامرای جبار وادم خواران قرن بیست وزمامداران "فاشیست"امروزی دوران حامد خان کرزی چه تفاوت کلی دارد.ا؟واگر شفافترپاسخ ارایه گردد،درماهیت خود هیچ تفاوتی ندارد.وحتی میخواهند این اسپ لنگ وزخمی خودرا دراینده ها نیز بیشتر بدوانند.ا؟--پس چه باید کرد؟وچگونه چهار چوبه های سنتها وروشهای غیر مشروع وغیردموکراتیک انحصارقدرت تک قومی ولانه های فاشیستی قدرت مرکزی را درهم کوبید وراه رشد نیروهای موئلده ومناسبات نوین ودموکراتیک را هموار نمود؟-که بدون شک این رسالت عظیم روشنفکران دیگراندیش،گروه ها ونیرو های تحول طلب،احزاب مترقی ودموکراتیک دراین بر بررهه حساس تاریخی است.تابرغم تمامی محافظه کاران،عقبگرایان،جبونان جامد وکور اندیش وسنت پرستان خرافی بویژه"طالب پرستان" شوئنیست ونژاد پرستان وفاشیستان قبیلوی وقبیله سالاران وقاچاقبران این دشمنان درجه یک دهقانان درین مقطع زمانی ،دشمنان تولیدات ومحصلات کشاورزی،که با کشت وتولید وپراسس وقاچاق مواد مخدره،ساحۀ کشت زراعتی وسطح تولیدات  انرا سال بسال به شدت کاهش داده ومحدود ساخته اند.ا.ا-ولقمۀنان این ملت مظلوم را باین عمل  خائینانۀ خود ازگلونش میربایند وبیشترازپیش محتاج واحتیاج نموده اند،که باید بطوربی امان افشا ومبارزه هدفمند نمایند. که این معامله گران تریاک ،وتیکه داران اسلام وجنت وقاچاقبران وادم ربایان ودزدان میخواهند منافع شخصی وگروهی،قومی،قبیلوی وزبانی ونژادی وسمتی واتنیکی خودرا،بالا تراز منافع ملی ومصالح کشورقرارداده برای استقراروتحکیم حکمیت فاسد-فاشیستی یک قومی غیر مشروع ودست نشانده وصادر شده بگونۀ دوصدو پنجاه سالۀاسلاف پیشینه تا امروز که،همه دریک جبۀ واحد ونا مقدس،همدست با دشمنان داخلی وخارجی وبویژه با(ای-اس-ای- این دستگاه جهنمی ودوزخی استخبارات پاکستان.ا؟)،برای به قدرت رسانیدن مذدور مذدوران خویش  این(طالبان فاشیست وفساد افرین وابسته به القاعده وسائیر تروریستان)درحکومت ایندۀ افغانستان برطبق پلانهای دوزخی پاکستان این یگانه دشمن سوگند خوردۀ مردم مسلمان افغانستان تجزیه ناپذیر،شب وروز مذبوهانه تلاش میورزند که؛اظهرمن الشمس است.وذریعۀ انها میخواهند فساد وجنایات وفجائیع نه تنها از فرق سراین جامعه ورژیم بیکاره ومزدوران ده ها متر دیگرهم  بالابرود.ا؟بلکه با فریب محیلا نۀ با داران وحامیان بین المللی خودکه شکست خودرادراین اواخر درائینۀ اعمال خود دیقیق وشفاف میبینند،نیز بیشتراز پیش درعمق گردابهای این فساد وباطلاق جنایات،درگیر نمایند که،هیچ تأریخی چنین پندی را در پیشینه ها تکرار وتجربه نکرده باشد.ا؟روی این اصل وظیفۀ تاریخی همگان است که بخاطر افشای ماهیت این رژیم(ما هتأ طالبی)وفساد افرین وپای دوان وپیروان کوراندیش انان به تبلیغات وسیع وافشا گری گسترده دست یازیده وازهر طریقی که ممکن است تمامی نیروهای خودرا دراین راستا برعلیه(پلانها وتوطئۀ خائینانۀ دوباره به قدرت رساندن طالبان وحزب اسلامی افراطی حکمتیارکه وابسته به القاعده هستند)بسیج نمایند.وبخاطر جلوگیری ازاین دسائیس انگریزی ومهارسازی فاجعه های بعدی ان،انتخابات ازاد ودمو کراتیک توسط مردم وارادۀ ازاد مردم،درسرا سرکشوربه شعارهای روز مبدل گردد.وازپیاده نمودن دموکراسی واقعی به مقابل دموکراسی قلابی وفرمائیشی وبد نام ومنفور رژیم فاشیستی،سرسختانه دفاع به عمل اید وبرای اگاهی وبیداری شعورسیاسی وطبقاطی واتحاد وهمبستگی ملی ومیهنی انان دربرابرهرنوع ستم واستبداد(طبقۀ حاکم فاشیست یک قومی)مبارزۀ بی امان ونبردهای نستوه براه انداخته شود.و

جوانان میهن دوست ومبارزین صدیق ودیگر اندیش،روشنفکران انقلابی،وقلم به دستان وفرهنگیان بااحساس ودانشمند،ژورنالیستان ونخبه گان ورجولان سیاسی وطنپرست وشخصیت های ملی واجتماعی وروحانیون روشن ضمیروروشن اندیش،دراین راستا ودراین مرحلۀ حساس تاریخی درزمینه های فوق،مسئولیتهای عظیمی رادارا .میباشند.وبویژه مبارزین اگاه وقلم بدستان صدیق وبا احساس وبی الائیش وبی تعصب برادران  پشتون مابیشترازهمه برای افشای واقیتهای عینی که درپیشروی چشمان ایشان شب وروزبا شفافیت وبمثابۀ یک فلم مستند سیر میکند،بیشتراز همه مسئولیت دارند،تا درراه ایجاد اعتماد سائیر ملیتها وایجاد وحدت ملی،ازاین طریق گامهای وطنپرستانه وبرادرانه بردارند.تا این واقعیتهای زنده وتلخ تاریخی امروزی را همان طوری که هست وزنده به چشم میبینند،صادقانه وبا احساس عالی وطندوستی از زاویۀ ایجاد اعتماد بین ملیتها ووحدت ملی،نه ازموضع تنگ نظرانۀ اتنیکی،به پیشگاه مردم ازهم رمیده ورنجیده وستمدیده ومصیبت وماتم زدۀ ما درسراسرافغانستان ،مردانه وبا شهامت  انقلابی وبدون کوچکترین بیم وهراس افشا وبر ملا نمایند.ومسئولیتهای  تاریخی را در زمینه ودر این راستا ادا نمایند.زیرا درچهار چوبۀ قبیله سالاری وقومپرستی وزبان ستیزی وتعصب کور،نمیتوان افغانستان مترقی وپیشرفته ،ازاد ومستقل ودموکراتیک رااعمارنمود.وقرنهای دیگرمنتظر نشستن در تحت بهانۀ نبود شرائیط مساعد وبهانه اوردن عقب مانی های عینی وذهنی برای تحقق تدریجی ومرحله ای دموکراسی که ،دیگر ان شرائیط سکوت ورکود سیاسی پیشینه تغیر نموده است،بصورت اگاهانه ویا نا اگاهانه در موضع حفظ حالت نا بکار ونا هنجار فعلی رژیم وتحکیم مواضع ان دراینده قرار گرفتن است، وازجانب دیگرجفای بزرگی بر حق این این خلق به زنجیرکشیده بوده ودر راستای مدافع عقبگرایان وقبیله پرستان بودن وتقویۀ مواضع انان وادامۀاستبداد است.وهرقلم بدستی که فرهنگی هست یاخیر؟ اگربدون تفنن وفضل فروشی و بجای تاخت وتاز بالای یکدیگروبدون حسادت وحساسیت ،اگرحرفی را برای بیداری واگاهی وبه منافع این جامعه به خور مردم میدهد،بدان که به کوچۀ فرهنگ وفرهنگی داخل ومیخواهد ازاین راه عبورنمایدکه،باید بیشترتشویق هم گردد.ا-و

قبیله پرستان، نژادپرستان وخود محوربینی اتنیکی حاکمیتهای مرکزی درطول سده ها وقرنها به این طرف نشان داده اند که،به نفع هیچ قوم وقبیله ونژاد خاص خدمت شایانی ننموده اند وبا این مشی مبتذل وبی پایه وبی مایه فاشیستی ضدملی خود نه تنها خدمت کرده نمیتوانند،بلکه با امدن(طالب،ونیمه طالب،وتروریستهای گلب الدین حکمتیار وسائیرتیروریستهای مربوط به القاعده وبی فرهنگ وبی دانش وقطاوالطریق بیکاره وباردوش جامعه ودزد وجاهل)شاید دوصدو پنجاه سال دیگر نیزکشور ما دوباره به عقب برود.ا؟ وبجای چسپیدن عقب یک گروه مذدوروساخت دشمنان خارجی مردم افغانستان بنام"طالبان.ا؟"که جزتأمین کنندۀ منافع خارجیان وحامیان بین  المللی والقاعده،دیگرچیزی درمخیله ندارند.چرا درراه پیاده نمودن(مرحله به مرحلۀ دموکراسی)،ازطریق  انتخابات ازاد پارالمانی وازتقسیم قدرت انحصارغیرمشروع مرکزی،به محلات،شهرها،ولایات وذونها وازاستقرار یک نظام ملی ودموکراتیک که ممثل ارادۀ تمامی مردم ومشارکت وسیع تمامی اقوام وقبایل را منعکس بسازد،اگر دفاع ومطرح نمائیم،چه خطری متوجه میگردد؟ وبسوی اعمار جامعۀعدلانه تر،باثبات تر،ارامتر،وصلح امیز ترومتحد تر ومستقل ترشعارهای ما باید همنواگردد.ودراین راستا برای بیداری شعور سیاسی وطبقاتی توده ها با گامهای سنجیده ومتین ومرحله به مرحله وبه تدریج وزینه به زینه ،همه نیروی مادی ومعنوی وقلمی خودرا بسیج نمائیم.ا--وصرف انحصارگران قدرت مرکزی ازتحقق دموکراسی واقعی بیم دارند،وان به معنی انست که(ازاتحاد وهمبستگی مردم واز دحدت ملی)بیم دارند، زیراتحقق دموکراسی واقعی ،ضامن اصلی وحدت ملی است یعنی درحقیقت امر از(انتقال وتقسیم قدرت انحصاری سیاسی تک قومی مرکزی)به شوراهای محلات،ولسوالیها،وولایات وشهرها وبه سائیر واحد های اداری،ازطریق مردم وبرای مردم،بیم وجبن وترس نشان میدهند که،باطرح وپیشنهاد این مطلب پشت شان میلرزد ودرفکرازدست دادن قدرت سیاسی قومی میگردند،(وتنها زین کهنه وشکستۀ اسپ لنگ سالخورده خودرا قائیم گرفته اند،که اگر این اسپ هرطرف بتازد،پایمال کند،بدود ، وبچرد ،وبچرخد،ازان باکی نیست،باید که زین این اسپ وسوارکارانش اسیبی نه بینند.ا؟)و

درحالیکه درعصر حاضرکلیه ای این نهاد هاواهرامها درهمه عرصه ها ودرمناسبات اجتماعی،علی الرغم تلاشهای انحصار گران قدرت وبرترجویان قبیلوی ودرک وبرداشت دگماتیستی وسطحی ایشان وخشونتهای اتنیکی  نسبت به هروقت دیگربرای پذیرش تحولات دموکراتیک،دارد بطورروز افزون مساعد میگردد،ومردم ما هرنوع رژیم وهرنوع پالیسی وروشهای زمامداران را دراین تاریخ درطول سده ها تجربه کرده اند.مردم ازادیخواه وتحول طلب ما تشنۀ صلح وامنیت ودمو کراسی واقعی وعدالت اجتماعی وانتخابات واقعا دموکراتیک که (بدون تقلب ومداخله.ا؟باشد)،که تمثیل کنندۀ وتطبیق کنندۀ برخی مهم از اهداف وبرنامه های نظامهای   دموکراتیک پارالمانی یا فدرالی هستند.-ومردم ما با اندیشۀ جامد عقبگرایانه وخشک وانحصار گرایانه بی مایه وبی فرهنگ قیبلوی-سنتی فاشیستی"طالبان"،هیچگاه نمیتوانند سازش نمایند،بویژه(زنان محروم ومحکوم کشور ما که بیش ازشصت درصد جامعه را تشکیل میدهند)،دیگرنمیخواهند حاکمیت فاشیستی وضرب وشکنجه،فساد وجنایات وتجاوز،درسر نوشت این جامعۀ بیدفاع ،دوباره حاکم ومستولی شود.ویا بازهم دولت مرکزی نا کام فاسد ومتعصب وتفرقه باز،بگونۀ دوصدسال پیشینه را،به زور وبرسر نیزۀ خارجیان،دوباره وتکرارا به تجربه بگیرند.ا؟..مردم ما میخواهند تا درتمام عرصه های زندگی اگاها نه وشرکت فعال داشته باشند.ملیتهای محکوم وتحت استبداد،بویژه(تورکان افغانستان)،سیاستهای تصفیۀ قومی وبه حاشیه راندن وبر خوردهای تعصب امیزونفاق انگیزانه وتجزیه طلبانۀ رژیم فاسد-فاشیستی را طی اعلامیه های جدا گانه،چندین بار محکوم نموده اند.ملیتهای محکوم وتحت استبداد افغانستان(تورکان)همان طوریکه درکسب استقلال دربرابرغول استعمارواستیلا گران خارجی،متحدا با سائیر ملیتها ومردم غیور ورزم اور این سرزمین مرد خیز،یک جا سربازی،وفداکاری نموده،وقهرمانانه ازننگ ونا موس وازتمامیت ارضی این خطۀ باستانی،باریختاندن خونهای پاک خود ازوجب وجب خاک این سرزمین مقدس وتجزیه نا پذیر،دفاع مردانه نموده اند، بنأدرقدرت سیاسی،ودرسهم ومشارکت ملی ودرتوزیع همه ای نعمات مالی ومادی ورشد متوازن فرهنگی،اقتصادی واجتماعی وغیره نهاد های مهم وکلیدی نیز خودرا متساوی الحقوق میدانند،که علی الرغم تمامی دهان کجی ها ودندان خواهی های برترجویان قومی ونژادی وطرفداران وهواداران حاکمیت طرازفاشیستی یک قومی ویگانه راه حل این بحران کنونی(معضلۀ ملی ویا حل دموکراتیک مسئلۀ ملی)که عامل اساسی وقوع این خونریزیها وفجائیع وفساد که،انحصار قدرت سیاسی قومی در محور اهداف ان قرار دارد،تشکیل داده وصرف ازطریق رائیج نمودن"دموکراسی فدرالی"ازطریق انتخابات ازاد ودموکراتیک وگزار مسالمت امیز ودموکراتیک قدرت سیاسی انحصاری مرکزی به شوراهای(محلات،علاقداریها،ولسوالیها،ولایات وشهر ها ومراکز)با سهم ومشارکت وسیع وفعال مردم وبا تعین وانتخاب نماینده گان واقعی وشائیستۀ خویش،بدون مداخلات وتقلب وخرید وفروش رأی مردم ،می باشد.و

این یک طرح روشن وکاملا ساده وشفاف بوده ومردم ما تشنۀ تحقق وعملی ان هستند..ا-واما به یک شرط که بعد از این اگر به بالای مردم اعتماد گردد.ا--بس است که مردم تا حال بالای این زمامداران قلابی ودروغین ونا مشروع تا این دم به حد کافی اعتماد نمودند وتا  امروز ازاعتماد مردم ما این زمامدران فروخته شده خائینانه استفادۀسوئء نمودند.ا؟ زمانیکه به بالای مردم حد اقل اعتماد صورت گیرد و طبقۀ حاکمه حد اقل به مردم مراجعه نماید ومشروعیت خودرا ازمردم بگیرد وبه تدریج خودرا مردمی بسازد،درهمین جاست که یک بخشی ازیک مر حلۀ دموکراسی عملی گردیده است،بنا هرگامی مثبت که به نفع مردم وجامعه گذاشته میشود همسوئی با دمو کراسی دارد. واین جامعه طوری معتاد گردیده که امروزهر نوع مشی سیاسی را میپذیرد.ا؟وچنان به جان ریسده اند که جز ازتیروریستان وطالبان والقاعده ورژیم فاشیستی فاسد،به قبولی هر نوع رژیم دیگر تن درخواهند داد.ا؟

به یکی از نامه های سر کشاده عنوانی اقای اوبا ما رئیس جمهورامریکا که توسط یک  نویسندۀ عزیز وبا احساس ارقام یافته است،در بخشی از ان امده است که:"...انگیزۀ تشکیل یک حکومت فدرالی متشکل از همه اقوام میتواند ازولایات درمقابل افراطیون وتیروریستها ایستادگی نمایند،تا بنیان القا عده ازافغانستان ریشه کن گردد..ملا عمرخسر وداماد او اوسامه بن لادن طرف ضرورت قوم پشتون نیست،برادران پشتون،درافغانستان حثیت قومی ووقار خودرا حفظ کرده اند،بسیار به خوبی میتوان با اقوام دیگرافغانستان ،ازاد وسرفراز،حمایه واحترام به حقوق یک دیگر،در قبال القاعده دفاع نما*یند،تا تمامیت ارضی،ومنافع علیای ملی،افغانستان درامان باشد...".(8)و

وانحصارگران قدرت سیاسی باید صادقانه به صدای مردم خود گوش فرا دهند که،اذعان مینمایند:یگانه راه نجات ازاین بن بست وختم سیطره جوئی های فاشیستی وجنگ وفجائیع وفساد وبدبختی اجتماعی در(حل دموکراتیک مسئلۀ ملی) که تمامی اوضاع واحوال وشرائیط مسلط کنونی را مطلقا تحت شعاع خود قرار داده است.با تحقق(مرحله به مرحلِۀدموکراسی)واقعی ازطریق فدرالیسم پارالمانی میدانند.مردم ما میخواهند تا حکومتی یارژیمی دارای ماهیت ملی ودموکراتیک که زمامداران ان حد اقل به مفهوم واقعی دموکراسی   از هرنوعی که باشد باید بلدیت داشته وحد اقل سواد سیاسی را داشته باشند،مستقرسازند.واما رژیم فاسد-فاشیستی که ماهتا ضد ملی وضد دموکراتیک میباشد،نه تنها چیزی از دمو کراسی در مخیله ندارد،بلکه بر ضد دموکراسی وبرای بد نام سازی دموکراسی تلاش میورزد.ا؟

بعضی نخبه گان ورجولان سیاسی نیز به این باوراند که:"...اگردولت مرکزی،فاقد اهلیت حل قضایا ومشکلات باشد،بائیست قدرت را غیر متمرکز ساخت،این اغازمجدد بحث سیستم فدرالی است،که درنبود دانش وبینش عمیق،درک ان برای عدۀای دشواراست،بحث برسر ادارۀملی،پروگرام ملی وملت بود،درجامعۀما یک وکیل ،شورا وقتی قابل تأید است که به زبان مشخص صحبت نماید،فرقی نمیکند که این وکیل ملا راکتی باشد،ملا عمر باشد،ملا حکمتیار باشد ویا ملا ربانی ویا ازهر قماش دیگری که باشد..وچه سوابقی را داشته باشد،یک زعیم  ورهبر وقتی مشروعیت دارد که،ازمنطقه وقبیلۀ خاص باشد،فرقی نمیکند که با توسل باچه وسائیلی به مسند قدرت رسانیده باشد،مصلحت ملی،مستلزم عقب راندن همۀ پدیده های قومی،زبانی،منطقوی ومذهبی میباشد،ایا جامعۀما با این صلاح مجهز میباشد..."(9)و

دپلوم انجنیر حسن پیمان

 

فبروری/19/10

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من