روستار تره کی نخواتند
داکتر صاحب این را خوب می دانند که ، حرکت طالبان جهشی به قهقرأ ست نه
مقاومت ملی» ، مقاومت جهل است در مقابل علم و اینرا هم خوب می دانیم ! ، آنچه نوشته اند ، موافق به اسلوب علمی ، اندیشه وعقل سازگار نیست ، عاطفهء قومی وتباری مجبور شان ساخته !
یکی از علل واکنش های جدی روشنفکران ، علیه تاریک اندیشان طالبی اینست که ، آنها حاکمیت ارزشها ی ، عقلی و استدلال های منطقی را در معرض تهدید قرار داده اند ، آنانیکه از زیبایی علم چیزی نمی فهمند و زیبایی خدا و انسان را نمی دانند ، چگونه به آنها باور داشت ! .
با ابراز تأسف فراوان باید گفت! روزگاری آمده که عده ای از تحصیلکرده های مان بنابر رشته های قومی، زبانی انحصار جویی وفضیلت سازی در برخی از مسائل اجتماعی به شدت تمام نقطهء مقابل حقایق قرار میگیرند، این تاریک اندیشان به ظاهر روشنفکر، نه تنها عامل بوجود آورندۀ بدبختی در جامعه می شوند، بلکه برخلاف تمام قوانین وموازین اصول دموکراسی و جامعه شناسی به کذب وجعل حقایق غیر قابل انکار می پردازند، تا سیاه را سفید سازند .
در طول تاریخ وطن ما اکثریت تیره روزی هاییکه جامعه ما را از روند صلح دایمی، تمدن بشری و دموکراسی باز داشته، همانا فتوای چلی هاییکه دین وشریعت را از دیدگاه خود شان وبه نفع خود شان می بینند، می باشد. و چه درد آور که دانشمندانی ازین قبیله هم به تائید آنها قلم می زنند، تا یگانه هدف برتری کاذب استحکام پذیرد .
گرچه ازین هذیان گویی ها بسیار شنیده ایم، نمی خواستم با گذاشتن انگشت انتقاد طبیعت مبارک داکتر صاحب را مکدر سازم! اما در بعضی مواقع خصوصاً روی مسائل اجتماعی، قضاوت ها وتمایلات یکجانبه بلاخره شلاق خوردگان را وادار می سازد تا بدفاع از«حاکمیت ملی» بر خیزند .
مقاله ای را از داکتر صاحب روستار تره کی زیر عنوان «افغانستان تا چه وقت تنور سوزان آتش جنگ های دیگران باشد» در سایت وزین پیمان ملی خواندم، ایکاش ! نمی خواندم ! .
داکتر صاحب چشم بسته چیز چیز هایی که بمزاج خود شان برابر است نوشته اند، در حقیقت نوشتن همچو چرندیات
جامعهء روشنفکران را سخت می آزارد .
در اینجا لازم می بینم تا فشرده ای از هر پاراگراف مقاله را بخط درشت ارقام و داوری را بدست اربابان با بصیرت بگذارم .
داکتر صاحب می نویسد : طالبان بمثابهء بزرگترین قوت اجتماعی تأمین کننده صلح وثبات سیاسی... [؟!] . چقدر جای شرم است که، داکتر یک کشور، گروهکی از عقب گراترین پای لچ های نعل شده را که از واژهء های زیبای صلح وثبات سیاسی یک کلمه را هم نمی دانند، بزرگترین قوت اجتماعی می نامد .
داکتر صاحب ! گپ بین خود ما خواهد ماند ! آیا واقعاً این جمله را از ته دل می نویسید، یا اینکه دستیست بالای دست تان ! وگرنه همه می دانند که طالبان متشکل از یک گروه کوچک قومی اجیر شدهء آی اس آی، عرب های فراری جاهل، پاکستانی های لاشخور، تروریست های القاعده که بخاطر تأمین منافع پاکستان وویرانی کشور ما سازمان داده شده اند و در ساختار این گروه اجیر هیچ یک از اقوام فرهود وآزادهء کشور ما سهم ندارند، چطور نا منصفانه آنها را بزرگترین قوت اجتماعی نامید ! در حالیکه طالبان عامل عمده واساسی باز دارندهء روند صلح وثبات در کشور ما می باشند .
هر گاه صلح وثبات وامنیت آوردن بزور سرنیزهء و شمشیر و سر بریدنها حاصل شود، به گفتهء بزرگان : حکوماتیکه با استفاده از سر نیزه وشمشیر برای مدتی آرامش بیاورند، این آرامش بمنزلهء سکوت قبرستانی است که زنده ها همچون مرده های متحرک زندگی کنند . نتیجهء آن جز بدبختی ارمغان دیگری نمی آورد .
کشور ما اکنون تشنهء امنیت است و امنیت در بعضی مواقع بهتر از آزادیست، مردم ما اجازه نخواهند داد زیر نام آزادی، امنیت به معنای تأمین کنندهء حکومت قوم خاصی بر ملت باشد .
از همان ایامی که طالبان مطرح شدند نه به نداء های صلح خوا هانه طرف های دیگر وقعی نهادند ونه بهایی برای دیگران قایل شدند، با استفاده از اعمال خشونت، نسل کشی، قتل عام، دست و پا و سر بریدن و اندیشه های ناسیونالیستی، امکان وحدت ملی را از جامعهء ما گرفتند، رفتار وحشیانهء آنها سبب شد تا بجز از یکی دو کشور حامیان شان دیگران از برسمیت شناختن افغانستان اباء ورزند .
داکتر صاحب ادامه می دهد : حکومت کابل محصول مداخله خارجی است . فکر میکنم داکتر صاحب اصلاً تاریخ را نخوانده اند ! اگر تاریخ را مطالعه میکردند، حتماً می دانستند که از 250 سال بدینطرف هیچ حکومتی به رأی عموم ملت بمیان نیامده، اگر آمده کدام است ؟هرگاه از حکومات بابا ها، اتل ها، شجاع ها، غازی ها، فاتح ها شروع و تا امارت امیر المومنین شما؟ ! محاسبه کنیم، می بینیم که همه محصول مداخلهء خارجی ها ست، پس چه جای گله وشکایت از حکومت فعلی .
شرم آورتر از همه، داکتر صاحب شرارت های یک گروه تروریستی را که بخاطر برآورده ساختن آرمانهای اجانب، قبیله و منافع شخصی، کانون های علم وفرهنگ را که باعث عزت و هویت کشور ما می شود آتش می زنند، ژور نالستان، معلمین، دوکتوران وحتا ماین پال ها را سر می بُرند، ومسوولیت همه خونریزی ها را بدوش میگیرند،
« دنباله رو جنگ های آزادی بخش تاریخی مردم افغانستان» می نامد و با نوشتن این جملهء غیر منطقی جنگهای ملی و آزادیبخش مردم افغانستان را آلوده وبد نام می سازد .
شاغلی تره کی صاحب !
اطلاع داریم که شما چند سالیست بدینطرف وطن گریز هستید و در قفس طلایی دموکراسی فرانسه زندگی با عیش ونوشی دارید ، صدای دُهل از دور برای شما لذت بخشیده، از حقایق داخل وطن هیچ اطلاعی ندارید، بکدام صلاحیت و میعار های مطبوعاتی گروه قومی طالبان را متشکل از «اقشار مختلف اجتماعی» اعم از دهقان، روحانی و پیشه ور ثبت و به عنوان هستهء
«مقاومت ملی» ! یاد آور می شوید، شما از کدام دهقان، کدام روحانی، کدام پیشه ور مینگارید ؟ از دهقانی که کوکنار می کارد، از روحانیی که مدرسه «دیوبند» را تمام کرده، از پیشه وری که قاچاق موادمخدر را در دو طرف خط دیورند سازماندهی می کند، یا از توده های ملیونی کشور که خواهان صلح اند، نه جنگ، از کدام یک !!! .
واه ! داکتر صاحب واه ! چه گل گفتید و چه دُر سفتید ! من با این پاراگراف زیرکه شما چنین نگاشته اید،
«نزدگروه های شامل مقاومت [طالبان) دفاع از ارزش های چون دین، وطن، ناموس و غیره اصالت طبعی و اولی خود را حفظ کرده است و با فرصت طلبی و معامله گری
«روشنفکرانه» آلوده نشده است . صد در صد موافقم.
واقعاً که طالبان «دین» را با اجرای اعمال قوم لوط، عمل انتحاری، سر بریدن بی گناهان، سوزاندن مکاتب، منع تحصیل طبقه اناث در دنیای اسلامی وغیر اسلامی سرفراز ؟! و« ناموس» داری را بحد عالی آن که عبارت از : اختطاف دختران، شلاق زدن در سرو صورت ناموس مردم، ازدواج های اجباری صغیره ها به اعضأ گروه، سنگسار وشگافتن جمجمهء زنها در
محضر عام ذریعه کلا شینکوف ؟! و«وطن» را با ترک حب وطن دو دسته تقدیم بیگانگان، چور وچپاول آثار تاریخی کشور، انهدام تندیسه های بودا و سر انجام اصالت تاریخی و اولی شانرا بزور شمشیر و بیگانگان حفظ کرده اند ؟! .
اینست اصالت طبعی و اولی، به تائید قول داکتر صاحب،که طالبان حقیقتاً از گذشته های دور تا کنون، بسیار سر سختانه حفظ وبرای داکتر صاحب عزت و آبرو کمایی کرده اند .
با آنچه گفته آمدیم یک نکتهء دیگری را به شاغلی داکتر صاحب یاددهانی می کنم و آن اینست که، اگر خروج عساکر ناتو را باساس نظر طالبان «مطالبهء مشروع وبر حق»می دانید، آیا ضمانتی وجود دارد که بعد از خروج آنها جای شان را خواهر زاده های عربی ما و پنجابی ها پر نکند !!
دوکتور نجیب الله بار ها میگفت : من عساکر شوروی را می کشم، بشر ط آنکه جای شانرا امریکایها، عربها، پاکستانی ها وغیره نگیرد ! آخر چی شد ؟.
داکتر صاحب باز هم چنین دُر فشانی می کنند : ... مردم را به این واقیعت تلخ متقاعد ساخته که بهتر است تحت حاکمیت قرون وسطایی آنچه قوای ائتلاف طالب مینامد
[ که چنین نیست ] «زنده» بماند تا اینکه زیر بیرق دموکراسی خوانده می شود «بمیرد».
راستی داکتر صاحب ! از کجا مطلع شدید ! که مردم چنین تقاضایی دارند، شما که در فرانسه تحت حاکمیت دموکراسی زندگی می کنید، آیا علم غیب هم می دانید که از دلهای مردم نیز واقف هستید! تا جاییکه تمام مردم دنیا می دانند، ملت ما میگویند : حاضریم بخاطر امنیت، ودموکراسی واقعی خونهای خود را بریزیم، نه اینکه لحظه ای تحت حاکمیت وحشت زندگی کنیم ! زیرا مردم ما تا هنوز قتل ها و نسل کشی های سال 1998، راکت باران کابل، سر بریدن های قزل آباد و آتش زدن دارو ندار مردم شمالی را از یاد و حافظه ها نبرده اند، اگر شما به مقاومت نا ملی طالبان عقیده مند هستید و باور دارید که آنها بخاطر عقیده، ایمان، ناموس ووطن می رزمند، لطفاً شمولیت خود را رسماً اعلان کنید، در غیر آن برداشت ما چنین است ! یا اینکه شما در خور این واژه های معصوم نیستید ! ویا اینکه چیزیکه می نویسید به آن عقیده ندارید !
پژوهشگران ومورخین بایست همیشه مستند بنویسند، داکتر صاحب تعداد تلفات مردم را از شروع عملیات علیه تروریزم تا
کنون، پانزده هزار مینگارد، در حالیکه این رقم در هیچ نوشهء از مورخین خارجی وداخلی به نظر نمی رسد .
جناب داکتر صاحب تره کی !
هر قدر شما گنگ بنویسید، ما هدف و مطلب را می دانیم، نتنها شما«مقاومت سچه افغانی» میگوید، بلکه همه می دانند این بغاوت، سُچه سُچه وسُچه است .از خداوند بزرگ تمنا داریم، هیچ قومی از اقوام کشور ما مشمول این مقاومت سچه نشده ! در دنیا وآخرت روسیاه نگردند، تا باشد مردم دنیا خوب را از بد تمیزکنند . لهذا «نبشته های شما خاک انداختن است به چشم کسانی که خواهان دانستن اند. داکتر صاحب تمام مصالح ساختمانی را رویهم انباشته است اما تا هنوز نمی داند چه می سازد.
در باره طالبان همینقدر کافی است که بدانیم آنها ثمرهء زحمات بنظیر بوتو، سعودیها، امریکایها، انگلیسها و دیوبندیها هستند، ما می توانیم بابررسی از اعمال و کردار طالبان، آرمانها، ارزشها و باور های آنان را در یافت کرده، داوری نمایم.
طالبان تمام آلات، افزار و وسایل لازم را برای ایجاد یک حکومت قومی مطیع پاکستان فراهم می کنند، ا ستراتیژی طالب وپاکستان اینست که نشان دهند، هیچ قدرتی در افغانستان پیدا نشود که در برابر آنها خود نمایی کند، ناکامی ها و شکست های پاکستان در قبال افغانستان که یک حکومت وابسته را بخود میخواست باعث شده یک دوره خونین دیگری را شروع کنند .
دشمنی وکینه ورزی تلخ وتاریخی پاکستان نسبت به کشور ما فرو کش نکرده ، همکاری آشکارا وپنهان پاکستان با طالبان نشانهء دیگری ازین دشمنی ها محسوب می شود .
شاغلی تره کی صاحب !
بیائید صادقانه بپذیرید! که گرایشات قومی ورگ غیرت تباری شما بجوش آمده ! هرگاه این اعمال غیر انسانی را یکی از اقوام دیگر این سرزمین انجام دهند، آیا شما آنرا مقاومت ملی می نامید ؟ هر گز نه !.
در خاتمه بعرض جنابعالی میرسانم که، ما در عصری زندگی میکنیم که تمام تنگ نظری ها، خشونت ها، درشت گویی ها، تند رویی ها، تفوق طلبی ها، ماجراء جویی ها جای خود را برای گفت و شنود ها، همسویی ها، برادری وبرابری ها در چارچوب دموکراسی خالی کرده است، وشما یکسره آنرا نفی میکنید، در حالیکه افکار غلط طالبان بدرد جهان امروز نمی خورد .
بناً از جناب داکتر صاحب روستار تره کی خواهش می نمایم تا دیگر با نوشتن همچو چرندیات، خاطرات تلخ ونکبتباردوره نحس طالبان را یکبار دیگر در ذهن ها زنده نسازد ! .
در خاتمه باید گفت : هیچگاه ! هرگز ! و ابدا ً! درین تند باد حوادث، سر زمینیکه همیشه میلرزد، خیمهء سعادت روی یک پایه استقرار نخواهد یافت !!!
منبع غزال دربند .

