تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
کلکانی باید مزاری داشته باشد نویسنده: - ۱۳۸۸/۸/۳٠
کلــــــکانی (رح) سلطــــان بلامــــکان درکشــورش
 

حاجی اخگر

 

مــن اگـــر برخیـزم،

تو اگـــر برخیـــزی،

همـــه بـرخیـــــزند

مـــن اگــر بنشینم

تـــو اگـــر بنشینی

چه کسی برخیزد؟

درین اواخرتلویزیون نورین پرده از چهره والی ننگرهار یکی از فاشیستان وهمسنگران نادرغداروشاگرد انگریزبربرداشت که، در جشن پیروزی کرزی بخاطر تحریک پشتونهافریادکشیدکه « ولایات مشرقی بایدبه یاد نادرخان (غازی!!؟) ودیگر پدران واجداد شان متحد شوند، مانند زمانیکه (سقاویهای بیگانه) را به جایشان نشاندند، دیگران را هم سبق دوره نادرخان غازی را بدهند» حالابایدبرخی رهبران ملیتهای دیگربگویندکه درین انتخابات ازکیهادفاع وحمایت کرده اند؟ودرخدمت کدامین تیم قراردارند؟

 

 أنچه راکه شیرزوی درخصوص امیرحبیب الله کلکانی گفت نظرشخصی اویانخستین بارنیست که نازیهای کشورما ازگلبدین تاحاجی علم کوچی وازپروفیسرهای خارج نشین تاشئونیستهای دربارازطلبة کرام تاملافضل الرحمان های پاکستانی همه وهمه بارهادرسخنرانیهاونوشته های خویش تشریح کرده اندکه (مالک افغانستان ماهستیم ودیگرملیتهاهمه اقلیتهای مهاجر، بیگانه، مزدوروجاسوس میباشند) مگرقلم الدین طالب نگفته بودکه: افغانستان وطن ماست وفارسی زبانان درملک مامهاجراندتاجکهابه تاجکستان، ازبکهابازبکستان، هزاره هابه چین وشیعه ها بایران بروندویامشرف پدروکیل قبائل نگفته بودکه پشتونها75% اندومسعودتاجکستانی مانمیتوانیم حکومت اقلیتهارادرکنارخودتحمل کنیم چون افغانستان سرزمین پشتونهاست؟

توهین به گروه های قومی ومذهبی دیگر، درکشورماریشة تاریخی داردشیرزوی فقط چیزی راکه همواره درمحافل خصوصی نازیهانیشخوارمیکنندتصادفاوشایدهم بنابرطرح خاص علناتکرارکرده وتنهاشهیدکلکانی رانه بلکه تمام ملیتهای غیرپشتون رابیگانه خطاب نموده است

 

 شیرزویهاکه ریشه واندیشة صیهونیستی دارندچنین تهاجمات سیاسی راعلیه دیگران بقدری گستاخانه میکنندکه نه احساس شرم میکنندونه هم هراسی دارندچون میدانندکه ملیتهای دیگرجزمرده های متحرک یامجسمه های مومیائی شده، توده های غافل وپراگنده ومحافظه کاری نیستندکه هیچ توهین وتهدیدی أنهارابیداروخشمگین کرده نمیتواندبلکه همواره جبن وجهالت سیاسی خودرازیرنام وحدت خواهی ومنافع ملی می پوشانند

 

ماچنین اهانتهاوتهمت هارا ازدوره عبدالرحمان سفاک خصوصامحمدگل مومندتاکنون همواره شنیده وخوانده ایم ولی واکنش ملیتهای دیگرچه بوده است؟ تجاهل وتوجیة توهین ها، تصفیه ها، غارتهاوخیانت های ملی زیرابقدریکه پشتونهاتجاوزگروغارتگروزیاده خواه اندملیتهای دیگرهم حقارت منش وتسلیم طلب وچاپلوس نیزبودندچنین روحیه وسرشتی رهبران قبائل راجرئت بخشیده تاهرأنچه ازتاراج وتعدی وتوهین توانسته اندبرین ملیتهاروادارندوازعواقب هیچ جنایتی تشویش نداشته باشندپس باچندمقاله نمیتوان پاسخ درستی باین قبائح وفجائع ننگین دادبلکه بایدمردم درخیابانهاریخته وعلیه فاشیزم واپارتایدوشئونیزم وبرتریخواهی فریادکشندتاچهره واقعی نازیهای افغانستان راکه درزیرعبای دین ودمکرسی خودراپنهان کرده اندافشاء کنیم ونیزدرواکنش باین توهین وکتاب سقاوی دوم أرامگاه شهیدکلکانی وشهیدعبدالخالق رابسازیم تابیش ازین گمنام نمانند

 

من واکنش دوستان رادرخصوص دشنام شیرزوی خواندم دفاعیة برخی دوستان ازکلکانی بدترازتوهین دشمنان باوبودنبایدهیچ مضمونی رابدون چندبارمطالعه ومشوره بادوستان فکری نشرکردبدترین توهین دفاع ناقص یاضعیف ازمتهم است سخن سنجیده گوای مرد دانایاخاموش

 

سال گذشته حکومت نژادپرست کرزی جسدمشکوک داودخان بنیانگذارتراژیدی افغانستان رابه خاک سپرد، ما گرچه مخالف چنین کاری نیستیم. ولی مصرف بودجه مردم باین عناوین درشرایطی که خودشان علف میخورند، خیانت توجیه ناپذیراست وخیلی اولویت های دیگری بودکه دولت بایدبأن می پرداخت تا قبرسازی وتابوتراشی.

 

ولی چراداودخان درین هشت سال به یادجناب کرزی نیامد؟مگراوهیچ شناختی ازین رهبرفقیدکشورش نداشت وزمانیکه برایش معلومات وقناعت دادندکه سردارداوداولین رئیس جمهور، شخصیت چنان مهم است اقدام ورزید؟ وچراداودخان راخیلی مجلل وپرشکوه تراز"بابای علت" تدفین کرد؟ أیاداودخان راستی ازظاهرخان بیشترحاکمیت کرده ومهم تربود؟مگرکرزی چنانکه ادعاکردبه سرداودخان عشق میورزدیافقط یک استفاده سیاسی ازین جسدموهوم بنام داودخان کرد؟

 

 پاسخ روشن است: جلالتمأب کرزی ازین هنگامه تبلیغاتی قبل ازاحترام باستخوانهای أغه لاله چندهدف مرموزداشت ازجمله نشان دهدکه اوپیروخط سردارداودوماننداین شخص مردأزاده ومستقل است، روح پشتونوالی رادرقبائل که به اجدادومردگان خویش عشق میورزندباردیگرتازه ودرأستانه برگذاری انتخابات ازین جسدبحیث کارت سیاسی استفاده کرد، بامطرح کردن داودخان وتحریک احساسات قبائل بسوی اوازمصطفی ظاهر، همایون شاه أصفی ودیگراعضاء خانواده شاهی انتقام گرفته ودرحقیقت جنگ وخصومت فراموش شده میان هردوخانواده وطرفداران أنهاراباردیگرتازه کرد-

 

 هدف ازین کاردرین برهه ازتاریخ عمرسیاسی کرزی شکارهواداران سردارداود دریک کمپاین انتخاباتی بودچون دیگراززنده هاکمترمیتوانست استفاده سیاسی کندچقدرانسان حریص قدرت وازاحتمال موفقیت خودمأیوس باشدکه درکمپاین خودباستخوانهای مقتولین پناه بردچنانچه سارقین خلافت پیراهن خونین خلیفة مقتول رابرافراشته واحساسات عوام راعلیه خلیفة واقعی تحریک کردندگرچی شعار، عدالت ودادخواهی بودولی هدف میراث خواهی وخلافت، امروزهم داودخان ازبرکت انتخابات بعدازهشت سال یکباره یادتیم قدرت میأیدوبنامش تبه ومزارمیسازند؟

 

هدف دیگرکرزی انداختن تفرقه درمیان مردم افغانستان بودپس کرزی کوشیدکه مردم رادربرابرهم قراردهدتاهواداران سرداودجانب کرزی راگرفته وباورأی دهندولی داودیستهاچندان کرزی راجدی نگرفتندچون هیچ خصلت اوباداودخان که به هرحال یک رهبربزرگ بودقابل مقایسه نیست گفته میشوداوتنهافردی درمیان سرداران قبیله محمدزئی بودکه با برتانیا روابط سری ونامشروع نداشت درحالیکه کرزی ازسازمان جوانان حزب دمکرتیک خلق گرفته تا استخبارات پاکستان وامریکاوانگلیس روابط ضدملی وسودجویانه داشته است وامروزهم بخاطرقدرت باروسیه وایران واردمعامله شدبنابرین شخصیت هردورهبردربرابرهم قراردارندوغرورملی وهمت والای اورانمیتوان نه تنهادرکرزی بلکه درهیچ یک ازرهبران دیگرافغانستان یافت

 

 ما درمقاله مشروح توضیح خواهیم داد که داودخان با وجودیکه مرد وطن دوست بود ولی دیکتاتوروجاهل وعاشق قدرت وشهرت بود و با کودتاعلیه نظامی که میرفت تا بشکل طبیعی زمینه دمکرسی را در جامعه فراهم سازد مرتکب بزرگترین اشتباه وحتی خیانت شد که تا کنون پیامدش رامردم مشاهده ولمس میکنند"کودتای 26سرطان گرچی یک کودتای سفیدبودولی پیامدهای بسی خونین وسیاه داشت " و)آگاهان نیزمیگویند کودتای 26 سرطان 1356 که ناشی ازعقده های حقارت و جهالت سیاسی بود به ثبات طبیعی افغانستان پایان داده و سرآغاز فاجعه، خونریزی، خیانت، خاکفروشی وخفت شد)

 

اوعلاوه برین اشتباه، فرهنگ کودتاوبغاوت نظامی رادرافغانستان ترویج دادپروفیسوررنجبرنماینده مردم کابل میگوید: (کودتای 7ثور یک حادثه دردناک در تاریخ افغانستان بودعمده ترین عامل کودتای 7ثور نهادینه شدن فرهنگ کودتایی در اردوی افغانستان است. زمانیکه بعد از یک دوران طولانی حکومت ظاهرشاه توسط پسرعمویش سردارداوودخان دست به یک کودتازد. که این کودتا یک زنگ خطربرای نظام و اردوی افغانستان واز عمده ترین انگیزه کودتای هفت ثور بود" بنابرین خیانت اوبوطن ومردم نسبت به خدمات اش خیلی وسیع وبزرگتراست.

 

 سردارداودخان درحالیکه هیچ علاقه واعتقادی به عدالت اجتماعی، مشارکت ملی، دمکرسی ومردم سالاری نداشت، نظامش را جمهوری اعلان کرد چی کسی نداند که شاه خیلی دمکرات ترومردمی ترازین رئیس جمهورکودتابود؟داکتراکرم عثمان شخصیت معروف فرهنگی وسیاسی درشماره 289زرنگارمینویسد: درقانون اساسی سردارداودخان نخستین رئیس جمهورافغانستان بیشترین صلاحیت درمقام ریاست جمهوری متمرکزبودکه ازاختیارات گسترده ترنسبت به اختیارات شاه درقانون اساسی سابق برخورداربود"ماده 78"، هرچندقوه مقننه دردوموسسه ملی جرگه ولویه جرگه تمثیل میشدولی حکومت به گرفتن رأی اعتمادازمجلس مکلف نبودونه مجلس میتوانست ازأن سلب اعتمادکند، عزل ونصب وزراء ازصلاحیت های اختصاصی رئیس جمهوربه شمارمیرفت اما انحراف صریح ترازدمکرسی درماده "40" قانون مندرج بودکه نظام حزبی رادرکشوربه حزب واحدوهمچنان درماده " 49" که به موجب أن اعضای ملی جرگه نخست ازجانب حزب مذکورتعین شده وسپس به گونه تشریفاتی ازمردم رأی میگرفتند درحالیکه احکام بالابرمبنای تفکرسیاسی شخص رئیس جمهوردرقانون درج بود.دربالای أن احکام دیگری بارنگ وبوی مارکیستی مشاهده میشدکه ازموجودیت گروه فشاردیگری نمایندگی میکرد."پس معلوم نیست که اوچراجمهوری رایدک میکرد؟ شایدهم درفهم این واژه دچارتوهم شده بود روسومیگوید: هرنوع مشروعیتی جدای ازمشروعیت مردمی،نامشروع است" بلی ! هرنظامی که ناشی ازاراده مطلق توده های جامعه نباشدنامشروع است وداودخان حکومت نامشروع افغانستان راباکودتانامشروع ترساخت

 

 اوعلاوه براینکه خودش درک ودانش سیاسی، ملی وبین المللی نداشت، سخن هیچ کسی رانمی شنید، خودبزرگبینی وغرورعجیب داشت واحساس میکرد که عقل کل وبت مردم است. بنابرین چنانچه لودین مورخ افغان درکانادا مینویسد: افراد جاهل ترازخودش راهمیشه استخدام میکرد" که ازین خلاء کمونیستها استفاده کرده و اورا بیرحمانه وبرخلاف تمام معیارهای انسانی وبین المللی باخانواده اش کشتند

 

 اوخصلت های صدام حسین راداشت: هردودیکتاتوری یودند، یکدنده وخودخواه ولی میهن دوست. میگویند برادرش سردارنعیم باوگفت: به کمونیستهایکه ما را کمک کرده اند موتر، خانه وپول بدهید ودرسفارتها مقررشان کنید؛ ولی ازپست های حساس دولتی خصوصا نظامی أنها رادورسازید که که اعتباری ندارند وبوطن وشماخیانت میکنند. ولی رئیس جمهوربا خشم پاسخ داد: توبه من هدایت نده خود بهترمیدانم که چی کنم "بعدازین مشاجره خانوادگی تا که مردند رابطه دو برادرحسنه نبود وسردارنعیم بدوستان خودمیگفت: عقل أغه لالا فلج شده است " واحتمالادراندیشه کودتاعلیه برادرش بوده است، شایدهم ازترس سقوط افغانستان درلجنزارکمونیزم زیرابیشترازهرکسی خطرکرملین رادرک میکرد.

 

 اشتباه دیگرسردارسرخ نزدیکی بیش ازحداوبه کرملین بوداینکه برخی ازمورخین درباربخاطرتابوسازی ادعاکردندکه برهبرشوروی چنین گفت وچنان، دروغ محض است واین جعل تاریخ فقط انگیزه سیاسی داردبدبختانه حتی درهمین قرن بیست ویک نیزافغانهاتاریخ راجعل نموده وبانگیزه های سیاسی رویدادهای تاریخی رارقم میزنند

 

من چندی قبل اردووسیاست نوشته جنرال عظیمی راخوانده ودرین کتاب چنان دروغ های بزرگ رایافتم که باورنکنیدجالب تراینکه کسی بنام قدوس لودین که اوهم بزعم خودتاریخ معاصرافغانستان رازیرنام "کی مارابدبخت ساخت" مینویسدباین گفته هاوچرندیات حاقدانه ترازسیستانی استناد ورزیده وبعدهم نتیجه گیری میکندکه عامل تمام بدبختی های مردم افغانستان (جبهه متحدملی) برهبری احمدشاه مسعوداست "اماطرح ائتلاف شمال که توسط روسهاریخته شدوبوسیله پرچمی های کارملی تطبیق گردیدتوانست تمام أرزوهای مردم افغانستان راباخاک یکسان سازد" لودین درشماره 42زرنگارازقول عظیمی مینویسدکه جنرال مومین مانندیک فاتح وسردارمشهوری باتبخترو----ماراگفت شماازیک فاشیست ویک پشتون متعصب که میخواهدسلطه فاشیزم پشتونهارابالای اقلیتهای غیرپشتون بقبولاند دفاع میکنید---من ازقوم خویش فرقه ساختم وحیرتان رابه شهرمصئون وپرجمعیت تبدیل کردم مابه تواحترام داریم ولی هیچوقت تسلیم نجیب وفاشیزم پشتونهانمی شویم "

 

 علاوه برتناقضات أشکاردرهمچو افتراهامگرعقل سلیم باورمیکندکه کسی بگوید: من ازقوم خودشهری ساختم وبعدروبروی یک رهبرپشتون قومی اوراچنین توهین کندوبدترازهمه نجیب راکه درسراشیب سقوط قرارداشت وأخرین نفسهایش رادرقدرت میکشیدبگویدکه اومیخواهدسلطه فاشیزم پشتونهارابالای "اقلیتها؟ " وبعد توجیه گلبدین رابراکت باران کابل نوشته که میگوید: من میخواستم دولتی ازاشخاص بیطرف تشکیل شودوانتخابات رابرگذارکندولی (جمعیت) طرح مارابرهم زد"

 

حکمتیاریکه حتی احزاب جهادی راتحویل نگرفته ومیگفت:جهاد واقعی ما تازه شروع شده است وتاباغروربرکابل داخل نگردیده وخلافت اسلامی را احیاء نکنیم سلاح رابزمین نخواهیم گذاشت " اجازه میدادکه افرادی ازغرب وشرق أورده شده وقدرت رابرهبری سازمان ملل بدست گیرند؟مگراونخستین افغانی نبودکه طرح ملل متحدراتوطئه علیه اسلام خواند؟ وقتی اوباطرح بنین سوان مخالف بوداشخاصی راکه برای همه افغانهاخصوصاتنظیم های جهادی وکمونیستها وملیشه هاقابل پذیرش باشندکدامین مرجع وازکجاپیدامیکرد؟ وچنین ادعای راچندسال بعدازسقوط کابل گلبدین میکند؟

 

 من ازلودین و امثال اومی پرسم اگرکارمل أنقدرمهارت داشت که باطرح خودهم نجیب راسقوط دهدوهم مجاهدین رابدنام سازدوهم اتتلافی رادرشمال ساخته وبقدرت رساندپس چراتازمانیکه درقدرت بودقادربدفاع ازخودهم نگردید؟ مگرهمین روسهامشاورش نبودند؟مسعودکارمل رادراوج قدرت اوتحویل نگرفت مگردراوج قدرت خودازچنان اسیرذلیل دستورمیگرفت!؟ حتی غروردوستم برایش اجازه نمیدادکه خودرامرهون اسیرش سازد!؟

 

 هدف، توهین باحمدشاه مسعود وخورد شمردن او"رح" است طوریکه لودین هشت ثوررادرمصاحبه باتلویزیون نورخیلی بدتروخطرناکترازهفت ثورخواندحالانکه هشت ثورمولودهفت ثوربود درشرایطی مجاهدین کابل راتصرف کردندکه 90هزارمسلح داشت وجنرال رفیع دروزارت داخله فقط تذکره مراجعین رادیده وهرکی پشتون بودیک میل سلاح برایش میدادتامانع ورودمسعودشوندومجرمین رانیزاززندانهارهاکرده ومسلح ساختندبنابرین حوادث بعدازهشت ثورهم توسط خلقیهاوطرفداران گلبدین، تنی، نجیب، خوانین قبائل واستخبارات پاکستان سازمان دهی شدونفاق ونفرت قومی رانه مسعودوربانی بلکه نجیب وکارمل پشتون تباردرزمان خودشان باتشکیل ملیشه های قومی بوجودأورده وگلبدین باتحریک مردم پکتیاعلیه مسعودبروش نادرخان توسعه بخشید

 

مگرشورای همأهنگی راکی علیه ربانی تاجکتبارتشکیل داد؟ این حاقدنژادپرست مانندسائرنژادپرستان قوم خویش که میخواهندازهروسیله وبرچسپی بخاطرمتهم وبدنام کردن شخصیت های ملیتهای دیگراستفاده کنندیک خبرواهی مسکینیارگرداننده تلویزیون أریاناافغانستان رامبنی براینکه احمدضیاء مسعودوقانونی بایک میلیون دالرومقداری الماس درترمنیال دوبی دستگیرشدندبدون تحقیق ودرنگ وباشاخ وبرگ های حیرت انگیزی بحیث یک رویدادتاریخی درج تاریخ گهربارش کردویک باردیگربرعقل وفراست مردم خندید

 

چنانچه درشماره 290زرنگارهم ازقول حسن شرق مدیر قلم مخصوص زمان صدارت داوودچنین میخوانیم که من تره کی رانزدرئیس جمهوربردم اودرین دیدارازداودخان پرسیدکه: شمادرباره خداودین اسلام چی نظردارید؟ محمدداودکه بصورت غیرمنتظره باچنین سوالی مواجه شده بودکمی ازجاتکان خورده گفتند: أقای تره کی ! من به خداوندبزرگ ایمان دارم وپیرودین مقدس اسلام هستم " درحالیکه همین سردارسرخ هرکسی راکه علیه کمونیزم بودونامی ازدین میگرفت زندانی ودرزیرشکنجه کشت

 

بازتره کی سوال میکندکه: شمادرباره کسانیکه به خدا ایمان ندارندچی فکرمیکنید؟ داودمیگویداین یک مسئله شخصی است - تره کی گفت: حزب ما ازشخص شماسپاسگذاراندزیراشماروابط نزدیک ودوستانه راباشورویهااساس گذاشتید داودمیگوید: چی من باشم یاکس دیگری ازهرکشوری کمک بی قیدوشرط خواهدگرفت وقتی تره کی ازخانه داودخان برأمدگفت فکرنمی کنم روابط وشناسائی این شخص ودوستان اوبرای حزب مالازم باشدویامفیدگفتم: بلی ازصحبت های اوشان به خوبی معلوم شدکه باشماهرگزعقیده وراه مشترک نخواهند داشت وداودخان نیزبرای من فردایش گفت: داکترجان همچواشخاص "تره کی" نه بدردوطن میخورندونه بدردخودشان زیراطوریکه دیده شداینهابه خداوندوکشورعلاقه ندارند درست برعکس أنچه تاروپودمراپوشیده است "

 

 تصورمیکنم هربیسوادی میداندکه این کلمات چیزی جزیک نوع خوش خدمتی به داودخان ازطرف کسیکه اوراتاعمق وجودش دوست میداردنیست درین ادعانامه دیده میشودکه داودخان وتره کی مانند دوفردی باهم روبرومیشوندکه هیچ شناختی ازهم ندارندحالانکه همین داودخان توسط نظامیان حزب دمکرتیک خلق قدرت رابدست گرفت وچنین کاری بدون تفاهم وموافقه بارهبری سیاسی حزب محال بودوجنون واگرهردوجناح حزب درین امرتوافق نمی داشتندکودتانیزافشاء وخنثی میشدچراکه کمونیستهادربرابرشاه موضع واحدی داشته وازکارواسرارهم خبربودند

 

بعدتره کی میگویدازشماسپاسگذاریم که شما اساس دوستی باشورویهاراگذاشتید" حالانکه یک رهبرهرقدراحمق هم باشدچنین خودش را أنهم درپیش حاکم کشورش مزدورودلباخته کشوردیگری نشان نمیدهدوأنهانیزکشورشوراهامیگفتندنه شورویهاجالب تراینکه هیچ أجندای تره کی جزاینکه بداندرئیس جمهورافغانستان مسلمان است یاکمونیست وسپاسگذاری ازداودخان درین دیدارنداشته است بلکه اولین سوال اوبگفته غربی هاStupid Questionاست وبعدسردارمیگوید: چی من باشم وچی کسی غیرازمن !؟ باتمام دنیارابطه نیک ودوستانه برقرارنموده وکمک های بلاعوض راخواهدگرفت گویااودرنقش سخنگوی کرزی گپ زده است!

 

جالب تراینکه تره کی رئیس جمهوررادرخانه خودش وپیشروی نزدیکترین یاورش این شخص خطاب نموده ومیگویدبرقراری ارتباط باوی بیهوده است وداودهم باین یاورخودمیگوید: قصه این دیوانه هامفت است ---"جالتراینکه علی گل پیوندنخستین مسئول روزنامه هفت ثورهم بتاریخ 27مهرازبی بی سی میگوید: من کتابی بنام رقاصه پیرتألیف نموده جلداول أن رابه تره کی صاحب بردم درأن اسم لینین بودتره کی صاحب گفت نبایداین نام رابکارمی بردی بخاطریکه مانمیخواهیم اهداف بسیاربزرگ راباکلمات چنین کوچک زیرسوال بریم زیرامردم مادربرابراین نام هاحساسیت دارند) کسی ازملانصرالدین خرطلب کردملاگفت خرم دیشب مردناگهان خرش عرث کردنفرپرسیدکه ملاصاحب چرادروغ میگوئی؟ ملاگفت توگپ أدم راقبول نداری ولی صدای حیوان راباورمیکنی؟ امروزامین رانیزمیگویندبخاطردفاع ازاستقلال وحاکمیت ملی شهیدشدوشخص ملی گرابودکسیکه درعمرش جاسوس بوده چگونه میتواندشخص ملی ومدافع وطن باشد؟

 

جنگ قدرت درافغانستان تاریخ درازی دارد اگراندک جلوتربرویم درشماره "296" پیام روزبقلم داکتردانشورمیخوانیم: درهندتوسط هندوهاهزارویک نوع ظلم وفجائع برمسلمانان میرفت تاکه شاه ولی الله دهلوی باحمدشاه بابانامه فرستاده وازاوخواست که مارا ازین مظالم نجات بدهیدوقتی احمدشاه بابانامه رامطالعه میکردلرزه براندامش مستولی شد(گویانویسنده درصحنه بوده )ودیگریک لحظه أرام نگرفته دربرج جنوری 1761بدفاع ازمسلمانان هندی پرداخت که فقط دریک روزاز500هزارعسکردشمن تنها22هزارش زنده ماندوخیلی چرندیات دیگرکه درتوجیه جنایات احمدخان ابدالی وتجاوزش به هندوستان خلفای اواختراع کرده اند

 

حالانکه اگردرقرن 17یک روحانی هندی توانست ازحاکم خراسان کمک بخواهدچرادرقرن 19مردم هزارستان نتوانستندازحکام فارس درحالیکه قتل عام میشدندکمک بخواهند؟اگریک بارازاحمدشاه ابدالی شاه ولی دهلوی کمک خواست ولی یازده باردیگرش راکی ازاوکمک خواسته بود؟ اگراحمدشاه به درخواست شاه ولی برهندحمله کردولی غزنوی وافشاربه درخواست کیهاتجاوزومردم بیدفاع هندراقتل عام کردند؟ نادرافشارهم درتوجیه تجاوزش به مراجع قم مینویسدکه به امام رضاقسم جزبخاطراسلام وتشیع واردهندنگردیدم درحالیکه أنقدرمردم راکشت که شاعری گفت: دیگربایدزنده کنی وبازکشی وهرچی یافت ماننداحمدشاه غارت کردونامش راگذاشت "جهادفی سبیل الله"،

 

 مگرشترهاوقاطرهای غنائم راباکنیزهاونوکرهانیزدهلوی بابدالی جی بخشیده بود؟تاریخ افغانستان جزجعلیات حکام نیست که بخاطرتخدیرعوام وایجادغرورکاذب دراهل معارف تنظیم شده است واقعیت این است که نه تنها بادیگاردنادرافشاربلکه تمام خوانین قبائل درتجاوزوغارت وکشتاروخیانت نبوغ ومهارت تاریخی دارندمگرحوادث امروزشاهدمدعانیست؟

 

منظورم ازین مثالها این است که تاریخ کشورماچقدرباجعل وتحریف رقم خورده ورویدادهاچگونه دستخوش اغراض وسلیقه های شخصی افرادمریض شده است؟ کسی بعدازسالها میأیدبنام یک مرده ی استخوان پوسیده کتابی مینویسدسراپادروغ ومبالغه درحالیکه یک مورخ اولابایدفردی باشدکاملابیطرف، صادق وامین که هدف اومحکوم یاتبرئه کردن کسی نه بلکه محض بیان واقعیتهای تاریخی باشدازپیشداوری وتحمیل نظریات شخصی خودبعنوان یک رویدادتاریخی پرهیزنمایدحالانکه مورخین وروشنفکران شئونیست وکمونیست قبل ازاینکه تاریخ بنویسندمیکوشندعلیه حریفان خویش دوسیه بسازندیادوستان خودراتبرئه نمایندوقهرمان سازند

 

میگویند: اولاگوینده رابشناس وبازگفتارش رابشنوزیرا" دروغگوراهمین کافیست که هرچی ازهرکی شنیدباوروتکرارکند" خوشبختانه امروزاصول علمی تاریخ نویسی مانندهرعلم دیگرازخودقواعدی داردکه اگردرهرنوشته تاریخی نقض شودأن نوشته دیگرفاقداعتباربوده ونمیتواندمدارقضاوت مردم قرارگیردبنابرین قواعدومعیارهاوشروط نوشته های خیلی ازافغانهاجزیک افتراء نامه بشمارنخواهندرفت

 

 واقعیت این است که داودخان باموافقه شوروی وتوسط همین کمونیستهاقدرت رابدست گرفت ولی کرملین بعدازاینکه دیگردردولت کابل ریشه دوانده بودوبراوضاع افغانستان تسلط خودراباسرکوب نهضت اسلامی توسط سردارداودتوسعه بخشیده بود چون میدانست که بنابراختلافاتیکه با پاکستان دارد نمیتواند مورداعتمادوتوجه غرب قرارگیرد اوراجدی نمی گرفت وفقط برایش وعده میداد بلکه تلاش میورزید تا شرایط برای بقدرت رسیدن کمونیستها قبل ازمرگ داودخان وخلافت سردارنعیم مهیاء شود.بنابرین طرفداروخامت اوضاع درافغانستان وانزواوتضعیف داودخان بود.

 

 خیانت دیگرداود بافغانستان پشتونستان خواهی وشئونیزم اوبوداین خان قبیله بقدری درین توهم غلوکردودرین لجنزارغرق شدکه بالاخره باعث تباهی افغانستان شدوخودهم درحقیقت قربانی همین فزون طلبی وعدم درک عصرش گردیداوروحانیون ومبارزین ملی رابیرحمانه سرکوب کردوصدهاوشایدهم هزاران مسلمان ودیگراندیش درزندانهاوشکنجه گاه های جهنمی رژیم اوتعذیب وشهید شدند درحالیکه کمونیست هارافوق العاده رشد میداد ونوازش میکردوبلکه برمقدرات کشورحاکم سازد

 

 اگرداودخان مردسیاسی وهوشیاری بودعوض تصفیه وسرکوب نهضت اسلامی هردوحریف رادربرابرهم قرارمیدادوازین رقابت های أیدیالوژیک بهره جسته وتوازن سیاسی رادرکشورحفظ میکرداین خودیک نوع دمکرسی رانیزبه نمایش میگذاشت ولی تصفیه نهضت اسلامی باعث شدکه کمونیستهاتمام نیروی خودرادربرابرخودش ترکیزداده وپهلوان یکه تازمیدان باشند قرارگرفتن اوعلیه نهضت اسلامی ودیگراندیشان تبرپاکستان رانیزدسته کردوزمینه تجاوزدشمن درکمین خفته رافراهم ساخت.

 

 به سخن دیگراوباحمایت ازکمونیستهادست کرملین رادرامورافغانستان بازگذاشت وباسرکوب نهضت اسلامی وعلماء برای پاکستان ملیشه فرستادوباتکتازی وانحصارقدرت زمینه تراژیدی رافراهم کردوباکودتاعلیه شاه معادلات اجتماعی رابرهم زده وافغانستان رادریک انزواقراردادنه درکودتاتیم کاری اوهم فکرش بودندونه دردولت تیم اومانندخودش أرزوهای بزرگ ترقیخواهانه داشتنداودرانتخاب تیم خودکاملاناکام بودوازتشخیص چهره هابرعکس شاه کاملاعاجز، مانندکرزی فقط چاپلوسی رامعیاراخلاص وصداقت پنداشته وروابط شخصی رابرنیازهای ملی ترجیح میداد میگویند قبل ازکودتاهمیشه بدوستان خوداوخاطرنشان میساخت که شاه قدرت رابه تاجکهاداده است وازین ناحیه که چرایک تاجک صدراعظم شد سخت رنج می بردوزمانیکه قدرت رابدست گرفت حتی فرمان صادرکردکه هزاره نبایدواردنظام شوداوبنابرگفته اهل دربارش حساسیت وصف ناپذیری دربرابرهزاره داشت واگرکاری هم کردمانند کرزی بیشتردرجنوب بود تا مناطق دیگرافغانستان.

 

 ولی باجوداین همه اشتباهات بزرگ، طرفدارپیشرفت ورفاه ملی بودواگرأرامگاهی باو بسازند سزاوارش است. سازمان تروریستی امانیه که دوصدهزاردالربرای ترورمخالفین رهبران وخوانین قبیله جائزه تعین کرد باید ازین مدارک موادمخدربرای اعمارقبرسردارداودهم چیزی هدیه میکرد بخاطریکه اگرعوض تمویل وتجهیزتروریستان به اعمارمقابرومساجدومدارس پرداخته شود مفیدتراست.

 

 اگرتاجکهاخصوصا مردم شمالی غیرت وغروری داشته باشند وقت أن فرارسیده که جسدخونین شهید کلکانی را نیزکه خیلی مظلومانه تربدست دژخیم انگریزتیرباران شد یافته وبرای اوهم که یکی ازشاهان هرچند فقیرزده وبی یونیوفرم کشورش بودأرامگاهی سازند.

 

تابوت امیرحبیب الله بایدبامراسم خاص دولتی دریک تپة کابل بخاک سپرده شودتاوحدت ملی مصداق یابداوأزایخواه ترین پادشاه بعدازامان الله بودکه هم انگریزوهم برتانیادربرابرش توطئه کردندچقدردردناک است که چنین رهبری درکشورش حتی یک أرامگاه نداشته باشد

 

 چندی قبل درانترنت خواندم که کسی هنوزهم محل دفن اورامیداندوأمادگی نشان داده که اگرمردم شمالی وخانواده اویادولت درنظرداشته باشند میتواند درین راه کمک وهمکاری کند. خبرشدیم که محل دفن خانواده وشخص داودخان راکسی نشان دادکه أنهاراخودبدست خویش دفن کرده بودولی کسیکه مدفن کلکانی رامیداند محل رابرایش مامورین سابق دولت نشان داده اندوازمخلصین اوست شایدهم اشخاص دیگری ازین زجرستان خبرباشند.

 

 وظیفه ماست که ازپول شخصی خودچنین اقدامی کنیم وأنقدرترسو، بی احساس وبی همت نباشیم ونه منتظردولت که هرگزحاکمان قبیله چنین نخواهند کرد شاید برخی رهبران ومتنفذین تاجک ازین هراس داشته باشندکه این کارهم مانند گلواژه های فارسی به مصلحت ملی (!!!) نیست یا وحدت ملی (!؟) رابرهم میزندوفقط باید به أرامگاه خوانین ورهبران قبیله گل پاشیدومرثیه خواندولی باید پرسید که امیرحبیب الله خان کلکانی لااقل هیچ خانواده وخویشی ندارد که روح اوراشادویادش راماندگارسازدمعلوم میشودکه منگلی های غارتگروسفاک هیچ یک ازوابستگان اورازنده نمانده اند که امروزنام کلکانی رامیگرفت.

 اگرچنین قدمی برداشته شودخانواده ماچندهزاردالربرین پروژه اعانه میدهند. زیراکه أنهاخیلی مظلومانه وددمنشانه شهیدوبابرچه شئونیزم تکه تکه شدندکه چنین جنایتی هرگزسزاواریک پادشاه وعیارخراسان نبودشاهی که هیچ جرم وخیانت ملی رامرتکب نشده بود وحتی خانواده امان الله را باکمال امانت وعزت پاسداری کردوحرمت گذاشت

مارشال سی میلیون دالردرکمپاین رهبرشئونیستهامصرف کرداگرشهامت وجرئت دفاع ازکلکانی رانداردچندهزاردالربخاطراعمارأرامگاه اوخواهدبخشید؟هرگزچنین نخواهدکردچون کرزیستهاوشیرزویهاواحدیهاخشمگین میشوندواورامتهم بوحدت شکنی میکنندفهیم کسی نیست که وحدت ملی ومنافع ملی رازیرپاکندمگراوبخاطروحدت ملی برمجاهدین ومردم شمال خیانت نورزیدوباخون مسعودریشة قبیله راسیراب نکرد؟بعقیده اورنجاندن برادربزرگ وعدم پذیرش رهبری خوانین قبیله خیانت ملی وگناه کبیره است وهرگزاشتباه حبیب الله کلکانی رانیابدتکرارکرداشتباهی که یک غلامزاده قبیله حرمت بادارمیشکندودعوای پادشاهی میکندبلکه بایدهمواره (غلام بچه) ماندتاهمه چیزجزوقاروشرف دراختیارت باشداوباچنین منطقی ازکرزی حمایت کردو30 ملیون دالرش راوقف تبلیغات علیه عبدالله ودفاع ازخان قبیله ساخت تاشیرزوی، احدی، خرم، اتمر، یون، وردک، داودزی، همدرد، الکو، شینواری، مرستیال ودیگرفاشیستهاهمچنان درقدرت مانندچون اگرپروسة پشتونیزه سازی افغانستان توقف یابدوحدت ملی ومنافع ملی نیزخدشه دارخواهدشد

 

ولی امیرحبیب الله عیاری بودفرهیخته وفداکارجزاودیگرتمام حکام افغانستان توسط خارجی هابارگ پرتاب شده اندتقدیرازاوتقدیرازیک قربانی بخاطردین وسرزمین ماست تقدیرازکسانیکه سرمیدهندولی نام وننگ خودرانه، شمادوره کوتاه اورابادوره امان الله، نادرشاه وبرادران وکرزی وتیم فاسدش مقایسه کنیدبازقدراین روستائیزاده ساده وبیسوادرامیدانیداوتنهارهبریست که درپاورقی هیچ خیانت وزدوبندی مهروامضاء نکرده است تادرقدرت باقیماند

 

گرچه امیرحبیب الله کلکانی عیاری بود محروم ازسواد ولی نجابت، شجاعت، أزادگی، پاکی وصداقت اوبادوست محمد رهزن وزناکاراین جاسوس حقیروابلیس که حتی به خواهرولی نعمت خود تجاوز وخیانت کردوپای نماینده انگلیس را بوسید قابل مقایسه نیست. ولی مشکل بزرگ وغم انگیزش این بودکه ازتبارمحکوم جامعه سرکشیدوجاسوسی ومعامله بادشمنان کشورش رانیزیادنداشت.

 

کلکانی هنوزهم چهره درنقاب اتهامات قبیله سالاران داردوهیچ کسی اوراتاکنون باحکام سدوزئی ومحمدزئی مقایسه نکرده است بلکه هنوزهم چیزهای رادرموردش تکرارمیکنندکه دربارتبلیغ وبرمردم تلقین میکردمگرکلکانی ازخودنام نداشت که هنوزهم بنام بچة سقاویادمیشود؟ وچرا؟ وقیح ترین نوع کشتار، ترورشخصیت اشخاص مطرح است که میتواندبانواع مختلف وبتدریج انجام پذیردترورشخصیت یعنی خلع وقارواعتباراجتماعی انسانهابانگیزه های سیاسی،

 

 کلکانی باساس فتوای روحانیون ومشایخ علیه امان الله شوریدوبایک انقلاب مردمی قدرت راگرفت امابانیرنگ وتعهد جنرال نادرمستخدم انگلیس وتضمین مجددی نه تنها قدرت رابدشمن خود سپرد بلکه باونیزتسلیم شد ولی کاشکه اوراباکابینه وهمسنگران وفادارش دریکروزویا فقط یکبارمیکشتند. جالب تراینکه امروزوارث وخلیفه مجددی علیه مخالفین امان الله نیزفتوامیدهد ولشکرنادربدفاع ازین لات دیروزشان می پردازند یعنی لاتی، قدیس شده است ومجددی، ندیم.

 

 دروجوداین مجاهدزاده(پدرش سقاومجاهدین جنگ اففان وانگلیس بود) دهاتیکه همواره باخوانین سودخوارومجرمین دولتی درنبردبودهیچ اثری ازنیرنگ ونفاق وسوء اخلاق سراغ نداشت مردی بودساده وخوشباورولی متدین، میهن پرست ومردمی بدشمنان خود نیزاحترام داشت. بقدریکه وقتی برخی هاباوگفتند: دارالامان رابنام خودسازدپاسخ دادکه چرامانند شاه امان الله خان قصردیگری بنام خودنسازیم که نام اوراتغیردهیم؟ درحالیکه مولف تاریخ تشیع بعدازبرشمردن تخریب حسینیه های افغانستان توسط عبدالرحمان سفاک مینویسد: اگربرای تخریب قلاع وحسینیه های مخالفین توجیه ی وجود داشته باشد برای تخریب مصلای هرات که شهکارهنری ومعماری به حساب میأمد نمیتوان توجیه ی یافت جزاینکه بگوئیم: امیربخاطرحسادت شدیدیکه دروجودش بود نمیتوانست شهکارسلاطین ودودمان های گذشته راببیند.

 

 فکری سلجوقی درین باره میگوید: یکی ازأثارباستانی وأبدات تاریخی هرات عمارت مصلی بودکه بدبختانه در1304بدستورامیرعبدالرحمان ویران شد که عبارت بود از مدرسه گوهرشادأغا، مسجدجامع گوهرشاد، مدرسه سلطان حسین بایقراء، خانقاء سلطان حسین، مسجدجامع امیرشیرنوائی، دارالحفاظ، دارالشفاء، خانقاء اخلاصیه ومدرسه اخلاصیه که همه این عمارات مجموعابنام مصلی یاد میشد بانوگوهرشادأغانخستین بانی مصلابوداین ملکه معظمه مدرسه ومسجد جامع بزرگی رادرهرات بنانهاد که خواند میردروصف أن میگوید: مدرسه شریفه مهدعلیا(گوهرشاد) بانواع زیب وزینت محلی أراسته است وبوفورفسحت وکثرت متانت ازاکثربقاع این بلده جنت صفات ممتازومستثناست مسجد جامع مهدعلیاگوهرشادبیگم درغایت نزاهت وتکلف ونهایت عظمت ولطافت است وهرجمعه درأن جمعیت تمام دست میدهدوبه صفت رفعت ووسعت وبه حلیه تکلف وزینت مزین ومحلی است وامامدرسه سلطان حسین بایقراء که به " مدرسه میرزا" معروف بوده وتفصیلات رادرص170تاریخ تشیع درافغانستان بخوانید. شخص امیردوست محمد نیزعین جنایات رامرتکب شده ومجسمه های بامیان راتخریب کردچراکه شهکارکنیشکاپادشاه کوشانی بود ولی کلکانی با تقدیروخوشی ازدارالامان دیدارکردوأرزونمودکه خودنیزمانندشاه امان الله بتواند چنین شهکاری کندوتوصیه نمود که این قصردلنشین راخوب مواظبت کنند اومواصفات نیک دیگرواعمال خوبی دارد که مورخین ازترس رژیم أل یحی نوشته نکرده اند.

 

 میگویند کسانیراکه طواغیت بکشند تاریخ زنده میسازد قاتلان اوهنوزهم یکه تازقدرت اندوبروی تربت أنهاجولان میکنندولی هنوزهم هیچ کسی ازهم شهریان وخویشاوندان اوجرئت ندارد که نام این دلاورمظلوم اسلام رابزبان راند. تا مبادامورد خشم رهبران قبیله قرارگیردوازچشم درباربیأفتد. هنوزهم گرفتن نام او، عبدالخالق شهید، میریزدان بخش وهمسرفداکارش ودیگرعیاران تاریخ ماجرم وجنایت بشمارمیرود ولی تعریف ازعبدالرحمان سفاک وحدت خواهی ودفاع ازرهبران ملی !؟

 

اوسمبول مطلومیت درتاریخ کشوری بنام افغانستان است که به جرم مبارزه علیه حاکمیت قبیله تیرباران شدگرچه یکه وتنهامانندفرزندش مسعودتاب وتوان مقاومت راداشت ولی أماج توطئه ونیرنگ دجال شدوفریب مشایخ راخوردچون نمیدانست که این مشایخ نقابداردردستگاه اسخبارات انگلیس بزرگ شده اندوبرای دشمن کارنموده وبانادرخان یکروح دردوجسم اند

 

قتل وحشیانة اودرهمان شرایط درحقیقت قتل تمام پارسیگویان بودقتل فکری ومعنوی وروانی همه مخالفین قبیله سالاری جنرال نادرکه بعدبنام نادرشاه معروف شدباقتل وحشیانة امیرحبیب الله ویاران اودرحقیقت باقوام دیگرنشان دادکه بادشمنان خودچگونه برخوردمیکند؟ اوباچنین جنایتی روحیة مقاومت رادرملیتهای دیگرکشت وباتهاجم وحشیانة قبائل گرسنه وبی فرهنگ وملیشه های انگریزبرشمالی باین ملیتهای اسیرفهماندکه باچی لشکروحشی وسفاک وغارتگری برمخالفین حاکمیت قبیله خواهدتاخت؟جنایات منگلیهای وحشی درشمالی وکابل درحقیقت نمائش قدرت نادرشاه بودتادیگرکسی درفکرمقاومت ومصاف بادولت نامشروع وضدملی اونشود

 

محمدگل مومندنماینده خاص نادرشاه درقطغن وشمال کابل دربرابرسرهرخان ومتنفذقومی جائزه تعین کردوهرناقل وجاسوسی مردم رابیشترمیکشت جوائزبهتری بدست میأوردنادرخان باچنین کاری تهداب نفاق ملی راگذاشت که تاکنون پیامدش مردم افغانستان راشکنجه میکنداوراهی راکه عبدالرحمان سفاک أغازکرده بودادامه دادتاکه گلبدین وظالبان درین راه سیرکرده وامروزهم کرزیستها، شیرزویهاوملاعمرهامیکنندعبدالرحمان ونادرخان همواره رهرودارندواین راه همیشه لبریزازدشمنان عدالت ودمکرسی وحقوق بشرخواهدبودکه سواربرتوسن قبیله برکاروان حق وانسانیت میـتازندوازمظلومین باج میستانندوهرکجاضعیف وعاجزی رایابندمیخورندچون قبیله کانون خیانت سازمانیافته وتروریزم وتجاوزومصدرتراژیدی خراسان مسخ شده است

 

نازیهای افغانستان تمام تاجکهاراسقاوی میگویندربانی ومسعودرانیزسقاوی دوم نامیده وبزورازکابل کشیدندولی ازغیرت وغرورماهنوزهم خبری نیست کسانیکه دم ازانقلاب کارگری میزنندمگرحبیب الله نماینده وسمبول کارگران وبرخاسته ازمتن جامعه نبودکسانیکه ازدیداسلامی باومینیگرندمگرکدام خلیفه تحصیل یافته بود؟بلکه کدامین حاکم افغانستان تاکلکانی رابه جرم بیسوادیش توهین ومجازات کنیم؟

 

مگرامروزعبدالرحمن لوطی (هتلرافغانستان) ونادرغدارهم درکشورمامدافعین دولتی دارندوبنام أنهامحلات وسرکهاگذاشته میشودولی هنوزهم حتی برخی شهداء قبری ندارند!؟ ازحوادث تاریخی نبایدشکایت کردبلکه بایدعبرت گرفته وازین تجارب استفاده کنیم کرزیکه وارث داودبودچقدرباتکریم واجلال جسدش راکشیدوبراوقلۀ بلندی رایخشید؟ولی کلکانی که وارثینی چون فهیم داردهنوزهم جسدخونین اودرزیرپای عابرین فریادمیکشدکه: هل من منجی؟

 

مابقدرمردم هویت باخته وبی فرهنگ وتاریخ شدیم که نه مناری ازامثال فردوسی، مولاناو--- داریم ونه مرقدی ازابومسلم، حکومت های نژادپرست وتکقومی درتاریخ کمترین توجه به مفاخرهویت سازملیتهای اسیرومظلوم نکرده اند. اگرقبر ناصرخسرو در بدخشان روبزوال است مرقد سلطان محمود بت شکن نیزدرغزنی وضع بهترازین مخروبه قرون وسطی ندارد ودرحالیکه میخواهندهروجب ازین خاک رابنام یک پشتون یادشود تا برای خود تاریخ وفرهنگ سازند حتی لوحه ابن سینارا ازدانشکده طب کابل به پشتوعوض کردند چی کسی نداند که هرقومی باهویت وتاریخ وفرهنگ ومفاخرش زنده وباقیست ومسخ چنین ارزشهای جنوسایدتاریخی وفرهنگی وخیانت ملی بشمارمیرود

 

 شایدروزی درجستجوی جسد خونین خادم دین رسول الله برأمد که دیگرشاهدان محل دفن اودرمیان مردم نباشند وتلاش باین خاطرهیچ سودی نداشته باشد. بنا برین هنوزهم امیدی برای یافتن جسدش باقیست وجزیک همت وحرکت شجاعانه وانسانی دیگرهیچ چیزی نیازندارد و شاید هم میلیونها افغانی طرفدارانش درداخل وازسراسردنیا پردازند. قدم درین راه هم ثواب خواهدبودوهم خرماگرچه میگویند: عقل تاجک بعد بعد چنانچه تازمانیکه توطئه علیه ما پیاده میشودوحریف پیروزخاموش میمانیم سپس همچوزنان عجوزبه گریه وانتقاد شروع میکنیم.

 

چقدرغم انگیزاست که درزادگاه تروریستهاترمینال ودانشگاه وشفاخانه وفابریکه ساخته میشودولی درزادگاه مسعودوامیرحبیب الله زندان شایداین زندانهابخاطری اعمارشوندکه طالبان وقتی برگردندبامشکل فرارمردم روبرونشوندمگرمردم شمالی حیوان بودندکه اجازه دادندتاچنین زندانی درپروان باشد؟ اگربخاطرتروریستهاطرح شده مگرزادگاه وقرارگاه تروریزم شمال است که درینولازندان میسازنداگردرجنوب یک زندان را أیساف وناتوعلاوه برنیروهای امنیتی افغانستان اداره کرده نتوانندتروریزم راچطورمحوخواهندکرد؟ تأثیرمرگبارمنظره چنین زندان وسیع وهولناک بروحیة نسل های شمال خصوصاپروان چقدرفاجعه أمیزاست وقتی شما ازکناردانشگاه ومسجدی بگذاریدچه احساس میکنیدیا درمسیرزندانی بروید؟ ازمردم غافل شمالی بایدپرسیدکه این زندان چه افتخاری به شماخواهدبخشید؟ مگرتوطئه وخیانت دیگرقبیله سالاران بولایات شمانیست؟ مردم شمال بعدازین یازندانی میشوندیازندانبان تامانع بدمستی هاوغارتهاواسکان ناقلین وغصب اراضی شمال وفعالیت مافیای قدرت وموادمخدرنگردیده باشند

 

 نه فقط تاجکهابلکه رهبران ونخبه های ملیتهایکه هنوزهم برشد وبلوغ سیاسی وخودأگاهی قومی نرسیده اند برخلاف پشتونها چنین مرض روانی دارند: فرارازواقعیتهای ناگوار اجتماعی عوض مقابله وتغیرشان، حفظ حالت جاری ازترس بدترشدن، تجاهل ازتجاوزات وجنایات گذشته قبیله، خودبزرگبینی وکم بهاء دادن بأنچه مردم خودشان ازأنها رنج می برند، بزعم وحدت خواهی ومصلحت ملی مثلا پست های کلیدی کشورامروزدراختیارقوم بخصوص است. حتی رئیس ومعاون کمسیون باصطلاح مستقل انتخابات وپرسونل اداری ولایت کابل یا درحالیکه ملیاردها دالربرای انکشاف جنوب تاکنون مصرف شده هیچ اثری دربرخی مناطق دیگرافغانستان ازبازسازی نمیتوان یافت.

 

شما وقتی ازجنوب به شمال یا هزاره جات بروید تصورمیکنید که از اروپا بافغانستان واقعی تشریف برده اید. ولی کسی نه درشورای ملی ونه درشورای وزیران درین مورداعتراض میکند. حالانکه وقتی مسعود خواست سرک میان تخار- پنچشییر راهموارسازدپشتونهادرسراسرجهان فریادکشیدندکه چرافقط پنچشیر؟  امروزهم بایدازکرزی پرسیدکه چرا فقط سردارداودخان؟ أیا شهدای شمالی، بامیان و مزارهم حق ندارند که مناره ومرقدی داشته باشند؟ مگرامیرحبیب الله خان ازین سرزمین نیست؟ اگراوهم پشتون می بود تاکنون درمسلخ جنایتکاران حرفوی منتظرمیماند؟ چرانباید امروزکلکانی وعبدالخالق ودروازی نیزمقبره وأدرسی داشته باشند؟

 

 حالانکه أرامگاه حتی شاه شجاع واضح است وبرای وزیراکبرخان که درحقیقت بنیانگذارحکومت هندبرتانوی درافغانستان بعدازجنگ مستقیم افغان وانگلیس است، جان وردک ودیگرشخصیتهای پشتون درپنج وده جریب زمین قبه هاوزیارتگاه های أنچنانی اعمارمیشودوقبرنادرغدارچندین باره ترمیم وبرای قبرودفن ظاهرشاه چنان مصارف گزاف وکمرشکنی. چراکلکانی شهید هم حق نداردتاحداقل یک قبرأبرومندوأشکاری درکشورش داشته باشد؟

 

 اگردیگرشاهان وشهزادگان هزاران جریب زمین وقصرهاومیلیونهادالربارث بردند خیلی دوراز انصاف است که امیرحبیب الله کلکانی لااقل یک قبرهم نداشته باشدخیلی دردناک است که هزاره هاتاکنون هیچ قدمی برای عبدالخالق بت شکن سده نزدهم نبرداشتندمگراونیزچنین مظلوم بوده است؟ افسوس برماکه در بیگانه پرستی غرق وازخود بیگانه هستیم وماعلیناإلاالبلاغ

 

 

 

حاجی اخگر

26أبان 1388

تورنتو--کانادا

                                                               برگیرفته از تاجیک میدیا 

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من