م.سلطانپور
گالَه گنجشک میخورَه ، لَته بودنه!
تبصرهء کوتاهی بر تصامیم سرمنشی ملل متحد و ریس کمیسیون انتخابات افغانستان))
بالاخره کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی یافته های خود را اعلان کرد و کرزی نیز در نهایت ناامیدی و ناگزیری و زیر فشار امریکا و اروپا نتایج آنرا پذیرفت و انتخابات به دور دوم کشانیده شد.
حالا به همگان واضح گردیده است که تقلب سالاران اصلی چه کسانی هستند.
در راس این تقلب کاران شخص حامدکرزی، کای ایدی نمایندء ملل متحد در کابل وآقای لودین رئیس کمیسیون به اصطلاح مستقل انتخابات قرار دارند و در قدم بعدی برخی روسای کمیسیونهای نمایندگی ملل متحد، والیان و مسئولین امنیتی برخی ولایاتیکه در انها تقلبات اشکارا و اگاهانه صورت گرفته است.
ولی بسیار جالب است به عوض آنکه این متقلبین آفتابی توبیخ شوند برعکس از آنها تقدیر صورت میگیرد و در عوض چند مامور پایین رتبهء دولتی و یا توظیف در کمیسیسونهای مربوطه ملل متحد بنام متقلب و جعل کار از وظایف شان سبکدوش میگردند.
اخیرآ سرمنشی ملل متحد اعلام نمود که 200کارمند ملل متحد که در تقلبات انتخاباتی دست داشته اند از وظایف شان سبکدوش میشوند، همچنان آقای لودین نیز موازی با ان طی مصاحبه یی اعلان نمود که ان عده اعضای کمیسیون مستقل انتخابات که در تقلب و جعل کاری آرای انتخاباتی دست داشته اند توبیخ و از وظایف خود سبکدوش خواهند شد.آقای کرزی نیز ازتوبیخ کارمندان دولتی که به نفع این یا ان کاندید به تقلب دست یازیده اند حرف زد. عجب دنیایی است! خود دزدی میکنند و مزدور خود را زندانی!
ضرورت به گفتن نیست که یک مامور پایین رتبهء دولتی و یا کارکن عادی ملل متحد که برای یافتن نفقه خانواده اش از صبح تا شام مصروف خدمت و مزدوری به دیگران است چه منفعتی در تقلب کاری به نفع این یا آن نامزد انتخاباتی خواهد داشت؟ در بدترین حالت آن شاید او به امر آمرانش و بخاطر رضائیت خاطر مقام مافوق اش تا وظیفه و نان بخور نمیر خانواده اش را از دست ندهد، دست به این کار زده باشد که درین حالت نیز مجرم اصلی آن شخصی است که این هدایت را صادر کرده است نه آن مامور بیچاره که مجبور به اجرای آن امر است.
متآسفانه در افغانستان همیش همین طور بوده است، عوض مجرم راه رو روی جاده را به پایهء دار کشیده اند.
آنانیکه ملیون ها دالر و ملیاردها افغانی از بودجه مردم را میدزند هرگز دستگیر و به محاکمه کشانیده نمیشوند بلکه باید آن مامور پایین رتبه شاروال را دستگیر کرد که مبلغ 50افغانی را بخاطر سد جوع شکم فرزندانش و از نهایت مجبورت از کسی طلب کرده یا گرفته است. همین اکنون قاچاقبران حرفوی مواد مخدر که ملیونها دالر از ان عاید دارند کشور را اداره میکنند و از احترام و عزت خاصی برخوردار اند ولی باید ان کسی را محاکمه کرد و به دادگاه کشاند که چندگرام تریاک از جیبش ( یا برای مصرف شخصی خودش یا برای تهیه لقمه نانی برای فرزندان گرسنه اش) پیدا میشود.
تصمیم سرمنشی ملل متحد و نمایندهء ان در کابل و رئیس به اصطلاح کمیسیون مستقل انتخابات مبنی بر برکناری دوصد تن از کارمندان محلی کمیسیون انتخابات آدم را به یاد همان ضرب المثل قدیمی می اندازد که میگوید:" گاله گنجشک میخوره و لته بودنه!" ورنه چه منطقی وجود دارد که باید آنانیکه منبع و منشهء اصلی تقلب اند از قبیل شخص آقای حامدکرزی، کای ایده نمایندهء سرمنشی ملل متحد در کابل، آقای لودین رئیس کمیسیون انتخابات و منشیان مربوطه وی کماکان در وظایف خود باقی میمانند و حتی تقدیر نیز میشوند ولی مامورین زیردست آنها جزا میبینند؟ تمام شواهد قبل از شروع انتخابات، در جریان انتخابات و بعد از یافته های کمیسون شکایات انتخاباتی و تا اکنون دال بر این حقیقت است که در جریا انتخابات این افراد که به شکلی از اشکال بآ آقای کرزی منافع مشترک دارند، درین تقلبات گسترده و بیشرمانه دست داشته اند و باید نه تنها از وظایف خود برکنار شوند بلکه باید به محاکم ملی و بین المللی جهت تحقیق معرفی و در صورت تثبیت جرم باید مجازات گردند.
این حقیقت را حتی یک کودک نیز میداند که مامورین پائین رتبه و زیردست در کمیسیون انتخابات هیچ ضرورت و منفعتی برای پر کردن صندوقهای آراءبه نفع این یا آن کاندید ندارند. آنها اگر به این کار هم دست زده باشند، آنرا به امر آمرین خود انجام داده اند و مطابق عرف و مقررات اداری کشور گناهکار شمرده نمیشوند. گناهکار آنانی اند که این تقلبات آشکار را مهندسی و بعدآ توسط زیردستان خود عملی کرده اند. باذکر مطالب فوق من از سرمنشی ملل متحد آقای بانکی مون تقاضا میکنم تا این مامورین بیچاره را دوباره در وظایف شان ابقا کنند و آن چهاریا پنج تن محدودی را که طراحان اصلی این دزدی تاریخی اند سبکدوش و مجازات نمایند.
تاریخ حافظهء بزرگی دارد و هیچ مسئله یی را از یاد نمیبرد. حالا اگر فرضیه را بر این بگیریم که آقای کرزی در دور بعدی پیروز ساخته خواهد شد و همه این تقلبات آفتابی و اهانت به ارادهء مردم افغانستان و دموکراسی نوپا در کشور به باد فراموشی سپرده میشود؛ آیا چنین خواهد شد؟ من اعتقاد دارم که نه چنین نخواهد شد.امسال پایان تاریخ نیست. پنج سال بعد باز دورهء دوم حاکمیت اجباری آقای کرزی به آخر خواهد رسید؛ در آنوقت است که حکومت جدید افغانستان قانونآ و اخلاقآ مکلفیت دارد تا عاملین این اهانت بزرگ و دزدی تاریخی را به دادگاه ها و میز محاکمه بکشانند.
اگر چندی که کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی کار خود را بدرستی انجام داد و بعد از تثبیت تقلبات گسترده آرای کرزی را به زیر 50فیصد رساند و انتخابات را بدور دوم کشاند ولی متآسفانه در یافته های آنان نیز بنابر ملاحظات سیاسی دست کاری صورت گرفت. کمیسیون در آغاز اعلان کرده بود که از هرسه رای اقای کرزی یکی آن جعلی است که بدینصورت باید مجموع آرای کرزی به 36 فیصد پائین می آمد ولی چنین نشد و کمیسیون انتخابات مجموع آرای کرزی را بیش از49 فیصد اعلان کرد. معلوم است که همه این ارقام تقلبی با در نظرداشت معاملات سیاسی اند تا برای آقای کرزی این تقلب سالار قرن آبروی کذایی ساخته باشند. غافل از آنکه همه مردم افغانستان و عالم میدانند که کرزی از کم ترین محبوبیت حتی در زادگاه خودش هم برخوردار نیست و نام او با جعلکاری، تقلب، مواد مخدر،فساد اداری و رشوتخواری، بی امنیتی و چپاول مال بیت المال مرادف شده است. اگر آقای کرزی به اندازه سر سوزن هم به ارزشهای افغانی و جوانمردی معتقد میبود باید در دور دوم انتخابات شرکت نمیکرد چون خودش گفته بود که "اگر تثبیت شد که بنفع وی تقلب صورت گرفته است، نام او را از کاندیداتوری خط بزنند." حالا دیده میشود که او به قول خود نیز صادق نیست و به خاطر حفظ قدرت به هر معامله و جعل کاری آماده است.
کذا در راپور اولی کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی آمده بود که سایر کاندیدان بشمول دکتور عبدالله، دکتور رمضان بشردوست و دیکران نیز تقلب نموده اند ولی هرگز نگفتند به چه پیمانه، درکجا و چگونه؟ منطق نادرستی این مسئله بسیار واضح است: سایر کاندیدان چگونه میتوانستند دست به تقلب بزنند؟ در حالیکه حکومت و کمیسیون انتخابات و همه امکانات و وسایل تقلب صرف در اختیار یک کاندید است و او هم رئیس مجهور بالفعل کشور است. حالا بالفرضی قبول کنیم که در یگانه ولایت افغانستان یعنی ولایت بلخ که والی آن طرفداری خود را از دکتور عبدالله اعلام کرده بود، بنفع داکتر عبدالله و به هدایت والی آن ولایت تقلب صورت گرفته باشد که در گزارش کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی از آن چیزی دیده نمیشود؛ ولی چگونه ممکن است آقای بشر دوست، اشرف غنی احمدزی و سایر کاندیدان به تقلبکاری دست یازند؟ در حالیکه کمترین امکان جعل کاری را در اختیار نداشته باشند. نفس این تبلیغات نیز بنیاد سیاسی و مصلحتی دارد زیرا درست همه میدانیم که زمانیکه آقای بشردوست خود به دادستانی و مراجع قانونی کشور مراجعه کرد و برعلیه انانیکه او را در تقلب کاریها شریک دانسته بودند اقامه دعوا کرد، " باد همهء شان رفت" و با سکوت اختیار کردن عملآ حرفهای تبلیغاتی خود را پس گرفتند.
باید حقیقت قضیه این باشد که نه دکتور عبدالله، نه دکتور بشردوست، نه دکتور احمدزی، نا یاسینی نه خانم فروزان فنا، نه جنرال تنی و نه دکتورمنگل و نه هیچ کس دیگری از کاندیدان تقلبکاری نکرده اند و امکان آنرا نیز نداشته اند. شاید طرفداران ایشان در برخی مراکز رای دهی مرتکب اشتباهات و تخلفات انتخاباتی شده باشند که این مسئله با تقلب کاری فرق فاحشی دارد. تقلب تنها از جانب تیم برسر اقتداریعنی آقای کرزی و حمایتگران خارجی و داخلی آن صورت گرفته است.
لازم است تا همه کاندیدان دور اول ریاست جمهوری یک صدا برکناری این تیم تقلب کاران از وظایف دولتی و بین المللی و کشانیدن ایشان به محاکمات ملی و بین المللی را مطالبه کنند تا هم از حق خود و حق مردم افغانستان دفاع کرده باشند و هم از اصول دموکراسی، بخصوص دموکراسی نوپا و شکننده در کشور.
یــــــــــــــــــــــا هـــــــــــــــــــــــو
م. سلطانپور
سوم عقرب سال 1388
برگیرفته ازتارگاه رستاخیزملی

