فهرست لست مظنونين عامل کشتار های دسته جمعی
در بدخشان در سالهای ۵۷-۵۸ تهيه شد
بر اساس گزارشات واصله مردم ولسواليهای مختلف بدخشان لست افراد مظنون به کشتار دسته جمعی را در اختيار هئيت پارلمان گذاشته اند که بعد از توحيد لست نهای ازان ترتيب گرديده است اين لست که شامل يک صد تن ميگردد به سه کتگوری تقسيم شده است.
کتگوری نخست که مظنونين درجه اول را شامل بوده و تمام ساکنين بدخشان از ولسواليها و مرکز به طور متفق الرای اسم آنها را داده اند در صدر آن نام منصور هاشمی . خليل فرهنگ مستوفی وقت. بصير همت مدير معارف وقت فعلاً مقيم لندن. رشيد سلام قاضی وقت.نوروز خليق سارنوال وقت. رضی الدين قوماندان جبهه عملياتی شمال شرق فيض آباد ( لايابه). نصر الله شاروال فيض آباد.انور سمندر. حفيظ عبد الحسن. واحد سياه. حبيب الله کرور.کوچی ولسوال جرم. اتمر قوماندان امنيه وقت.خواجه امير فعلاً مقيم کانادا.سيف الله مدير خاد جرم.محسن جهانی والی وقت ديده ميشود.
کتگوری دوم شامل کسانيست که حد اقل در بيشتر از پنج لست داده شده از سوی ولسواليهای مختلف نام شان درج است و کتگوری سوم کسانی اند که اسم شان در لست کمتر از ۵ ولسوالی درج است
**************
اعلاميه
بسم الله الرحمن الرحیم
اعلامیه کمیسیون مستقل وارثین شهدای مظلوم بدخشان(18 حمل 1386)
دیده باشی لکه های دامن قصاب را
کشف گور دسته جمعی واقع دشت قرغ نمایانگر به کرسی نشستن وعده خداوندی مبنی بر رسوا نمودن ظالمان و ستمگرانست .
بیاد داشته باشید این گورستان تمام گمشده های ما از تمام ولسوالیها و مرکز بدخشانست که نه باید به بزرگترین زیارتگاه مبدل شود اینجا میعاد گاه عاشقان و عارفانست اینجا گور پاکترین ، زیباترین ، جوانترین ، پرهیزگار ترین ، شجاع ترین، عزیزترین و بهترین فرزندان بدخشانست
****************************
پیام کمیسیون مستقل وارثین شهدای مظلوم بدخشان
گور خونین شهیدان به تو آواز دهد آتشی را که فروزان شده خاموش مکن
کشف گور دسته جمعی واقع دشت قرغ که باید بعد ازین بنام"دشت شهدا" مسمی گردد مردم بدخشان را یکبار دیگر بیاد دوره خونبار و تاریک حاکمیت حزب خلق افگند نسل جوان که دران زمان هنوز به دنیا نیامده بود امروز از دیدن اینهمه استخوانهای پوسیده کشف شده در دشت شهدا
( دشت قرغ)به حیرت میرود و از خود میپرسد که چرا اینهمه انسان بدینگونه بیرحمانه کشته شده اند و این خود مارا بران وا میدارد تا مروری بر حوادث آن روز های سیاه نمائیم کشف گور دسته جمعی بیک سوال پاسخ عملی داد که چرا مردم افغانستان دست به سلاح بردند و با ترک خانه و دیار راهی کوه و صحرا شدند. آن روز های که جنایتکاران نامرد برای نخستین بار در تاریخ معاصر کشور سلاح را از محدودهِ قطعات نظامی و دست سر بازان کشیده ، بدست غیر نظامیان دیوانه و سادیست سازمان اولیه ، سازمان جوانان ، گروه بدنام وطنپرستان، سپاهِ انقلاب و دفاع خودی دادند و همگام با آن جواز قتل مردم بیگناه را به دستور ترکی ، به این قاتلان حرفوی دادند. همان بود که شکار انسانها توسط سازمانها ی جهنمی " اکسا" " کام " و " خاد" بهمکاری وسیعی عده ِ از اعضای سازمان اولیه ، سازمان جوانان ، سازمان زنان ، سپاهِ انقلاب و جواسیس مخفی آغاز شد. ده ها هزار انسان بیگناه توسط این جانیان سادیست از صنوف درسی ، ادارات دولتی، قطعات نظامی ، شفاخانه ها، مدارس دینی ، منابر مساجد و عبادتگاهها ، مزارع و دهکده ها ، دکانها و حتی عقب کراچی ها دستگیر شده، بدون محاکمه در کشتار گاههای مرکز وولایات زنده بگور شدند. شاید آن آقایون که امروز بر اریکهِ قدرت تکیه زده اند آنروز ها را فراموش کرده باشند، آنروزگاران که شنیدن رادیو بی بی سی ، صدای امریکا ، صدای آلمان و دیگر رادیو ها خود کافی بود تا ضد انقلابی بودن بیگناهان را ثابت نموده آنها را بجوخهِ اعدام بسپارد. آنانکه امروز از آزادی بیان حرف میزنند ، فراموش کرده اند روزگارانی را که اگر کسی کودتای ثور را انقلاب نمیگفت بقتل میرسید؟ که میداند که همین حالا هزاران هزار جوان بلند بالا و ستبر سینه ، پیره مرد فرهیخته و قامت خمیدهِ این مرز و بوم به شمول داکتر و انجنیر ، قانونگذار و حقوقدان، استادو محصل ، معلم و متعلم ، عالم دین و کسبه کار ، افسر و سر باز ، آمر و مامور، کارگر و دهقان ، شیعه و سنی ، تاجک و پشتون ، اوزبک و هزاره ، بلوچ و پشهِ ، زن و مرد ، بدون اختلاف و تعصب در زیر آوار های خاک ، در پولیگونهای پل چرخی ، کشتار گاهِ کراله ، گورستانهای هرات ، دشتها و سنگلاخهای بدخشان و ریگستانهای فراه ، عاشقانه در کنار هم خفته اند که همه جرم مشترک داشتند ایمان بخدا ، عشق بوطن و خدمت بمردم. در حالیکه قاتلان آنها فارغبال و بیخیال ، یا در آنسوی مرزها با خاطر آرام از حقوق پناهندگی بر خوردار شده اند یا اینکه غسل تعمید گرفته دو باره بر میگردند تا بگونهِ دیگری مردم درد دیدهِ ما را از پشت خنجر بزنند. و عدهِ دیگر تلاش دارد تا با عبا و قبای تازه در لباس خیرخواه مردم ، فرهنگی ، تاجر ملی ، متخصص و کارشناس نه تنها خود را از میز محاکمه کنار بکشد ، بلکه دعوی امتیاز هم بخاطر اجرای اینهمه جنایت دارد و جالبتر اینکه بیشتر آنها همین حالا در رده های بالای دولت و شاید مشاور ریس جمهور مصروف کار اند. تنها در ولایت بدخشان بیشتر از ده هزار انسان بیگناه و چیز فهم را در جریان یکسال دستگیر نموده ، متعاقباً وحشیانه به شهادت رسانده اند. شیوه های که در قتل این افراد به کار رفته آنقدر وحشیانه بود که حتی تصور آن برای انسان مشکل است. باندی جنایتکاری که درراس آن منصور هاشمی ، دژ خیم نابکار قرار داشت هزاران انسان فرهیخته و اندیشمند را بعد از اعمال شکنجه های هولناک به شهادت رساند. همان عدهِ از اعضای فعال آن باند جنایت پیشه با خیال راحت در سایه بال دموکراسی لمیده اند و هراس ازان داریم که جایزهِ نوبل هم برایشان داده نشود.عدهِ را از ارتفاعات پیشتر از 2000 متری زنده از هیلیکوپتر در سنلاخها انداختند ، گروهی دیگر را در قطار های 8-10 نفری با سیمها ی خارداربسته ، زنده بدریای کوکچه ریختند در حالیکه در کمر آنها سنگها را میبستند تا روی آب نیایند بعد ازینکه اجساد در لایابه بیرون آمد بقیه افراد را که تعداد آنها به ده ها هزار تن میرسید شبانه به بهانه اینکه به کابل می فرستند از زندان خارج نموده و در کشتار گاه های دشت شهدا( دشت قرغ) و دیگر گورستانها زنده به گور نمودند که گورستان دشت شهدا( دشت قرغ) یکی ازین کشتار گاه هاست. اسناد کتبی و لست تمامی این قتلها بعد از شش جدی بدست اعضای حزب پرچم در فیض آباد افتاد ، هر لست شامل صدها نفر بود که کمیسیون تصفیه تعین شده از سوی هاشمی بعنوان ضد انقلاب از هاشمی هدایت تعین سر نوشت آن خواسته بودند، هاشمی در زیر این لستها نوشته بود که بر خورد انقلابی ( اعدام) شود.سران حزب در بدخشان موضوع را بکابل گذارش دادند ، هیتی که از کابل آمد بعد از مشاهده اسناد ، تمام آنها را با خود بکابل برد. اعضای باند هاشمی همین حالا بسوی باز ماندگان قربانیان دهن کجی میزنند و در بسیاری موارد در پستهای خوب دولتی جابجا شده اند. "کمیسیون مستقل وارثین شهدای مظلوم بدخشان" که بعد از کشف گور دسته جمعی ایجاد گردیده است جهت رسیدن به اهداف زیرکارخویشراآغازمینماید:
* مسمی نمودن دشت قرغ به نام دشت شهدا
*ادامه کاوش گور های دسته جمعی بدخشان تا کشف آخرین جسدشهدا
* شناسای شهدا توسط وارثین آنها در صورت امکان
*تهیه لست مفقودین و محبوسین سالهای 1357- 1359 در تمام ولسوالیها و مرکز بدخشان
*جستجوی گورستانهای دسته جمعی دیگر در نقاط مشکوک و کاوش آنها
*باز تاب دادن وسیع موضوع در رسانه های ملی و بین المللی .
* تهیه تسهیلات لازم برای ژورنالیستان داخلی و خارجی جهت تهیه گزارش از محل
*تهیه لست عاملین جنایت و سپردن آنها به محکمه
*اعمار مسجد و آبده تاریخی بنام شهدای مظلوم بدخشان در محل کشف اجساد
* ایجاد موزیم اجناس بازمانده از شهدا جهت معرفی عمق جنایت به نسلهای امروز و فردا
* ایجاد البوم مصور شهدا همراه با سوانح آنها
* اختصاص دادن یک روز به نام روز شهدای مظلوم بدخشان
* ایجاد کانون فرهنگی وارثین شهدای مظلوم بدخشان جهت تهیه اسناد تصویری و صوتی در مورد ابعاد این فاجعه.
برگرفته از ویبلاگ صدای بدخشان

