تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
احمدشاه هم بنام شمله داشت نویسنده: - ۱۳۸۸/٤/۳
شملۀ میرویس نیکه و احمدخان ابدال را بخاک مالیدند! PDF پرینت ایمیل
نوشته شده توسط لطیف کریمی استالفی   
سه شنبه ، ۲ تیر ۱۳۸۸ ، ۱۵:۱۱

 

تاریخ، آن گلوله باران سنگین هفتم مارچ 1990 را که، شهنواز تنی بر پیکر زخمی شهر کابل، بخاطر تضاد های فکری، انتقام جویی های شخصی، حزبی و قبیلوی، از دوکتور نجیب الله، براه انداخت، هرگز فراموش نخواهد کرد. این شخص پُررو، با بیشرمی تمام، بعوض اینکه بپای میز محاکمه کشانیده شود، بر عکس خود را کاندید ریاست جمهوری کرده است.

ریاست خ. ا. د، در دسمبر 1989 بسیار دقیق و مؤثق اطلاعاتی بدست آورد، که یکتعداد خلقیها بوساطت سازمان جاسوسی گلبدین «شفا» ارتباطات تنگاتنگی با استخبارات نظامی پاکستان برقرار ساخته اند، دوکتور نجیب الله ناگزیر شد، تعدادی از آنها را تحت نظر، و عده ای را دستگیر نماید، تنی نیز شامل این لست بود، به بهانۀ حمایت از خلقیها دست به کوتای خونین و نافرجام زد.

 

خاطرات تلخ روز های شانزدهم و هفدهم حوت را، نتنها شهریان شریف کابل، بلکه تمام مردم افغانستان به حافظه دارند، که در نتیجۀ کودتای خشمگینانه و نا عاقبت اندیشانۀ تنی، به حمایت آشکار استخبارات نظامی پاکستان، خسارات بس سنگین وهنگفتی به قصر دارالامان، میدان هوایی بگرام، گارنیزون کابل، کلوپ عسکری، بالاحصار کابل، رادیو کابل، ارگ، چار راهی پشتونستان و غیره دارایی های عامه وارد ساخت، و ده ها انسان مظلوم جام شهادت را نوشیدند.

در جهان کودتا های زیادی اتفاق افتاده، که بسیاری از آن بخاطر منافع ملی بوقوع پیوسته، نظام های استبدادی، سلطنتی و ضد مردمی را به سیستم های جمهوری دموکراتیک تبدیل ساخته، اما کودتای تنی گلبدین نتنها بمنافع ملی ما نبود، بلکه ضربۀ شدیدی بمنافع ملی، دسترسی پاکستانیها به نقشۀ دفاعی کشور، و توهین بزرگی بمرد م با عزت ما بود. این کودتا به نوع خود یکی از خصومت های فردی بخاطر بقای خلقیها و تداوم حاکمیت قومی، بدستور آِی اس آی پاکستان، بهمکاری گلبدین طرح ریزی شده بود، که در نتیجۀ شکست مفتضحانۀ آن، عده ای از جنرالان غیور (افغان؟!)، بشمول جنرال عبدالقادر اکا، جنرال حمزه، نیازمحمد مومند، جنرال غلام رسول پیلوت و تعداد دیگری ازین گروه، شملۀ میرویس نیکه و احمد خان ابدالی را بخاک مالیده، خود را با لباس های جنرالی و هوا پیمای نظامی افغانی، بدشمن تاریخی پنجابی تسلیم دادند.

گرچه این شمله ها در طول سه صد سال حکومات حلقه بگوش بیگانه و فرزندان نا خلف ووطنفروش احمد خان، بار بار بخاک مالیده شده بود، اما سوگمندانه باید گفت که: معامله گریهای اینبار، ذلتبارتر از گذشته ها بود، عمل نامردانۀ جنرالان چند ستاره ی ما، پنجابی ها را چنان باغرور و سرمست ساخت که، خروج شوروی ها را حاصل مبارزات خود درج کتابهای تاریخی کردند، و متیقن شدند که سرسخت ترین مخالفان سیاسی و عقیده وی شان تطمیع میگردد، نا حق در یکصدسال گذشته از شعار های میان تهی (دا پختونستان زموژ) افغانها ترسیده بودیم !!.

درنتیجه، کودتاچیان یک سرافگندگی تاریخی را بملت ما به ارمغان گذاشتند.
 با وجودیکه در سرشت افغانها مرگ صد بار باشرف تر از تسلیمی بدشمن است، اما اینها با نا توانی طبعی ارثی خود اینکار را کردند.

تنی بر علاوۀ طیاره نظامی ملکیت افغانستان، نقشۀ دفاعی و راز و رمز نقاط استراتیژی کشور را نیز به آی اس آی تسلیم و رسماً به عنوان جاسوس آنکشور ثبت نام نمود.

آی اس آی پاکستان از «تنی» استفادۀ خوبی بعمل آورد، او را ملا برادر نام گذاشت !! با عبا و قبای طالبی، جهت شناسایی دوکتور نجیب الله و مقر نمایندگی سازمان ملل متحد، در شب پیشروی طالبان بکابل فرستاد، و پیام نصیرالله بابر را که در مورد پناهندگی رئیس جمهور بود، به سمع دوکتور نجیب الله رسانید، داکتر نجیب الله از پشنهاد ی که بوی فرومایگی، بی عزتی و بیغرتی را می داد، بخشم آمد و با مُشت گره خورده خود روی تنی را متورم ساخت، تنی دانست این مرد با غرور تسلیم پنجابی ها نمی شود، با قنداق تفنگ بیگانه بدن رفیق یگانۀ خود را سوراخ سوراخ و به رگبارش بست، و هدایت داد تا جسد او را به چاراهی آریانا بدار بیاویزند.

جامعۀ تحصیلکردۀ کشور در تعجب اند که، وزارت عدلیۀ با در نظر داشت کدام معیار های قانونی، برای همچو یک شخصیتی اجازۀ فعالیت حزبی را بنام (دافغانستان د سولی مرلی غورحنگ) داده و تاکنون چرا دادستان کل کشور یا مدعی العموم، بجرم خیانت ملی و جبران خسارات وارده بر کشور، علیه این وطنفروشان قانوناً و شرعاً اقامۀ دعوی نکرده، جای تأثر و تأسف عمیق است.

از آنچه که گفته آمدیم، البته هدف روی کاندیدان ریاست جمهوریست، که مردم به کی رأی بدهند.

تحولات و مصائب سی سال پی در پی، در کشور، باید سطح آگاهی و درسهای آموزنده ی برای مردم ما بجا مانده باشد، ملت نباید منبعد قرون وسطایی باندیشند و عمل کنند. پیش از هر تصمیم باید از فرجام آن نیز خود را آگاه سازند.

رأی دادن به کرزی (همفکورۀ طالبان) ملا راکتی (قوماندان قول اردوی کندهار رژیم طالبان) و تنی (ملا برادر) بمعنی امضأ کردن حکم اعدام ملت، مرگ شایسته سالاری و عقلانیت است، اگر ما سرنوشت خود را به کسی که در سال پار، بد آزمودیم با ز بسپاریم، به یقین که مقام والای آدمیت و اندیشه های پُر بار انسانیت را تحقیرو توهین کرده ایم، زیرا ما دیدیم که نظام ریاستی آقای کرزی، همانند نظام های طاغوتی، از تفرقۀ مردم استفادۀ خوبی بُرد.

حکومت آقای کرزی بجای مصالح و منافع جامعه، بمصلحت خود و یارانش اندیشیده، وزرأ و والیان را، نه باساس شایستگی، بلکه باساس علایق و اندیشه های قومی، زبانی و سمتی نصب نموده.

کرزی با انتخاب دو معاون جدیدش، دو قوم برزگ کشور ما را در نزد مردمان متفکر و چیز فهم دنیا، مبنی بر نبود رجال برجسته و دانشمند در میان این دو قوم فرهود، عمداً توهین و تحقیر کرده است. و ناگفته نباید بگذریم که مارشال فهیم قسیم، کسیکه در زمان پست ریاست امنیت خود، شخصاً کرزی را بجرم همکاری به استخبارت پاکستان (آی اس آی) دستگیر و مورد بازپرسی قرار داده بود، امروز چه معجزه ی رخ داده که این دو رقیب سر سخت باهم یارو یاور میشوند. (نفرین باد بر قدرت پرستان).

جناب کرزی در روز مراسم تحلیف، به قرآن سوگند یاد کرد که، حافظ قانون بوده از منافع علیای کشور حمایت می کند، اما هیهات !! که اینکار را نکرد !!. بلکه جعل و تصرفاتی نیز از طرف او و باندش در وثیقۀ ملی ما صورت گرفت.

او سیاستمداریست حیله گر، خوش باور، معامله گر و سازشکار، بدین ملحوظ در تصمیم گیری هایش متزلزل و در سیاست هایش نا توان و به وعده هایش بیوفاست. از اینجاست که نگرانی های مردم روز تا روز ازین هم فرأتر می رود.

بی اعتمادی ملت از آنجا نشأت میگیرد که، در همان روز های نخستین تدویر لویه جرگه، مسألۀ سرود ملی را به دو زبان رسمی کشور، به استثنی انگشت شماری از فاشیستان، همه تائید و بیشتر از 230 نفر رسماً امضأ نمودند، کرزی نیز تائید کرد، عده ای از حلقات مشکوک، به گمان قوی افغان ملتیها بگوش کرزی صیب چیزی گفتند، لحظاتی بعد جناب از تصمیمش منصرف شد، و چنان شعری بیمایه و بی محتوایی را انتخاب نمود که، جای شرمساری و سر افگندگی در مقابل کشور های همسایه نصیب مان گردید، در فرجام توده های ملیونی کشور باین باور شدند، که با انتخاب کرزی، دیگر ما نه دولت ملی، نه هویت ملی و نه سرود ملی خواهیم داشت.

آقای کرزی در چندین مورد مسایل کاملاً حاد اجتماعی سخت از بی پروایی و بی تفاوتی نا بخشودنی کار گرفت، که قابل یاددهانی است.

1 در تبادلۀ ژورنالیست جوانمرگ، اجمل نقشبندی.

2 اغماض و مهر سکوت برلب، در قتل ژورنالیست دیگر کشور (روحانی) مظلوم.
 
3 در مورد اتهام علیه احمد غوث زلمی و پرویز کامبخش دو انسانی که گناه شان بیگناهی است، و هیچ جنایتی چون تنی و رفقایش مرتکب نشده اند، برای هر کدام 20 سال زندان جزائیست بس سنگین، یکی در کبر سن، شاید زندگیش را در سلول های زندان پدرود گوید، و دیگری ایام شباب خود را به کهولت برساند، مگر برادر دادالله که سر می بُرید، با ده ها قوماندان دیگری از طالبان و نوجوان انتحاری پاکستانی با تحفه و سوغات، از طرف کرزی صیب رها گردید، آنها دو باره به گروپهای سربُر پیوستند، و به اعمال قتل و خونریزی و مکتب سوزی ادامه دادند، و اما زعیم کشور در قبال غوث زلمی و کامبخش، لال، بی خاصیت و منجمد باقی ماند، درعوض از قلم خودکار و دستگیر دروازه، ساخت افغانستان در تلویزیون هنرمندانه ریکلام داد.
او با وجودیکه خوب میدانست، حُکم صادره در مورد این دو تن سراسر ظلم است، با هراس از افراطیون اسلام گرأ، خموشی اختیار و مسوولیت نپذیرفت.

4 آقای کرزی اصل شائسته سالاری را فدای بقای قوم سالاری و خانوادگی کرده، اکثریت وزارتخانه ها، شانزده ولایت کشور به والیان قوم گرأ و حزب اسلامی حکمتیار، و وزارت مالیه را به حزب افغان ملت، سپرده است.

5 پارلمان کشور هر تصمیمی که اتخاذ کرد، اگر جزیی ترین مخالفتی به گروپ کاری کرزی داشت، پارلمان را به نحوی از انحأ تطمیع و بمسخره گی کشانید.

6 حکومت جناب کرزی تطبیق برنامه های سقوی دوم را نسبت به قانون اساسی کشور بسیار خوب رویدست گرفته و عملی میدارد، بطور نمونه: در کتاب سقاوی دوم آمده است:« بخاطر اینکه دست ایران بکلی از افغانستان کوتاه شود، تمام آثار فرهنگی، علمی و مذهبی و غیره که از ایران وارد می شود از طرف کمیسونی بدقت دیده شود، آنچه که ضد مذهب حنفی باشد اجازه داده نشود ».
 اخیراً هموطنان ما شاهد اند که با پیروی ازین نظریۀ 3500 جلد کتاب را که از ایران وارد کشور می شد، بدستور کریم خرم، وزیر فرهنگ ستیز، بدریا هیرمند در نیمروزغرق گردید.

7 در مورد بروز خشنونت دانشگاهیان دانشگاه کابل و بلخ، مبنی بر نصب لوحۀ دانشگاه، ده ها دانش آموز لت وکوب، زندان و شکنجه شدند، اما یکروز مسوول اول کشور ما درین قضیۀ عمیق ملی دلسوزانه مداخله نکرد و هدایت صادر ننمود که زبان پارسی زبان رسمی کشور و دارای قدامت بسیار طولانیست، نصب این لوحه هم مطابق قانون است وهم بار آورندۀ وحدت ملی، پس بگذارید این لوحه هم در پهلوی پوهنتون زینت بخش جبین دانشکده ها کشور ما باشد، با نصب این لوحه نه آسمان فرو میریخت و نه کرۀ زمین می ترکید.

8 سیزده تن از هموطنان ما توسط جمعه خان همدرد والی قبلی جوزجان مربوط گلبدین، فجیعانه بقتل رسید، قاتلین به میز محاکمه کشانیده نشد، چقدر درد آوراست که خون مرجانی ازبکها در کوچه های خاکی رنگ جوزجان خشک نشده بود، همان قاتلین، با ترفیع و پُست های بلند تری از طرف رئیس جمهور انتخابی شان تقدیر شدند.

9 پروندۀ حادثۀ قبلاً طرح شده در بغلان، و بخاک و خون کشانیدن تعدادی از دانشجویان، وکلای پارلمان بشمول کاظمی و هموطنان بیچارۀ ما در حکومت آقای کرزی زیر خاک شد.

10 قتل و قتال مردم هزاره جات توسط طالبان زیر نا م کوچیگری، و لاینحل ماندن پروسه حل و فصل عادلانۀ دایمی میان این دو قوم، عمداً از طرف رئیس دولت، باعث پریشانی هزاران خانواده هایی شده است که منتظرند در سال آینده چقدر اولاد های دیگر شانرا طالبان بقتل می رسانند، و صد ها خود کامگی، مصائب، حیف ومیل ملیارد ها دالر کمک کشور های غربی، بیکاری، فقر، ناامنی، بی کفایتی های سیاسی، بی سر نوشتی مهاجرین عودت کننده، تاریک بودن فردا های نیامده، همه وهمه نمایانگر دولتیست که از بهترین فرصت ها، بدترین استفاده ها را کرد.

سر انجام سیستم ریاستی آقای کرزی که مدعی تبار بلند است، بما ثابت ساخت که این سیستم، کشور را قصداً بطرف تباهی و قوم گرایی سوق نموده و از صف بندی ملت به سه قطب متضاد روشنفکران، سنت گرایان و قوم گرایان، اثرات بس ناگواری از خود بجا خواهد گذاشت.

راستش را اگر بگویم، هستند شخصیت های در بین کاندیدان که، همه چیز را می فهمند، اما هیچ چیز ندارند، و هستند قابل ملاحظه ی از کاندیدان که، همه چیز را دارند، اما هیچ چیز را نمی فهمند.

در هفت سال گذشته تمام پلان های دولتی که وزارت پلان ندارد، بی خریطه فیر کردن بود، پس بصراحت گفته میتوانم: دولتی که، پلانی و طرحی در ذهن ندارد، اصلاً هدفی برای ساختن ندارد.

در افغانستان سه عامل برجسته در تعین رئیس جمهور رول بسزایی دارد. 1 زور 2 زر 3 حلقۀ غلامی بگوش کردن. درینصورت کامیابی کرزی نیز متصور است.

پس بیائید با اتحاد و همبستگی و درایت، در تأمین حاکمیت قانون و منافع علیای کشور، حمایت از اصل تساوی و برابری حقوق شهروندی، طلسم جادوگران زر و زور را برای ابد بشکنیم، و برای شخصی رأی بدهیم که با اراده، باکفایت، دلسوز بوطن، با تجربه در امور سیاسی باشد، تا دیگر اشک های مان بیهوده سرازیر نگشته و از هفتاد تن نمایندگان پارلمان که علیه کرزی شکایت درج کرده اند حمایت و پشتیبانی نمایم.

در خاتمه امید واریم، اگر جناب کرزی خواهان جاه و جلال و قدرت نیستند، لطفاً داوطلبانه جای خود را به شخص موفق تری از خود خالی، و با پسرک شان که عمرش دراز باد، در پناه خدا باشند.

بااحترام

                                                 برگرفته خاوران 

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من