| تاجیک ها " تورک تبار " نیستند |
| 27 خرداد 1388,ساعت 02:50:55 | |
|
مهدی نصیری فرستنده : دکتر کامران رستمی
پاسخ به کسانی که هویت های جعلی را به تاجیکان می چسپانند! یادداشتی پیرامون کتاب "تاجیکان، آریاییها و فلات ایران" ؛ شناسنامه فرهنگی- تاریخی تاجیکان نمی دانم زبان فارسی این قدر شیرین است یا هر زبانی برای کسانی که به آن سخن می رانند، همین شیرینی و گوارایی را دارد. در هر صورت، هر وقت یک کتاب فارسی تازه چاپ شده را می بینم، در من سرور و شادمانی مخصوصی پدید می آید. ولی این شادی موقعی که مندرجات کتاب از گفتار فصحای قدیم ایران باشد، دوبرابر است؛ مثل کسی که از ذکر مفاخر اجداد خود طبعاً مغرور و شادمان می شود. اگر کتاب دارای این مزایا، از خارج از ایران به دست بیاید، باز عزیزتر است."(1) آنچه ذکر شد، بخشی از مطلبی است که "سعید نفیسی" پس از انتشار کتاب "نمونه ادبیات تاجیک" (صدرالدین عینی/ چاپ مسکو 1926) در ماهنامه "شفق سرخ" به چاپ رسانده است.اما "تاجیکان، آریاییها و فلات ایران" را نویسنده و محقق تاجیک، میرزا شکورزاده پس از این کتاب و همچنین کتاب "تاجیکان در مسیر تاریخ" (میرزا شکورزاده/ انتشارات الهدی/1373) به چاپ رسانده که مشتمل بر دو فصل است.در فصل اول (تاجیکان در خراسان بزرگ) که شامل مقالاتی از "ولادیمیر بارتولد"، "آکا دمیسین باباجان غفوروف"، "دکتر صالح پرگاری"، "یوسف شاه یعقوب شاه"، "سیروس ایزدی"، "مجتبی مینوی"، "مصطفوی سبزواری" و "نادره بدیعی" است، سعی شده تا پس از بررسی مقدماتی تاریخی و فرهنگی و خاستگاههای سازمان یافته بر اساس مناسبات اجتماعی تاجیکان، به صورت جزئی تر به ویژگیهای فرهنگی و ادبیات و هنر آنان پرداخته شود. در این بخشها، بررسی و تحلیل تاریخ و فرهنگ تاجیکان بر اساس مشترکات اجتماعی و سیاسی با حکومت ایران و تأکید بر بن اندیشه های زبان فارسی، مهم و اساسی است. و در ضمن، همواره تاریخ سیاسی به عنوان کلیتی که خاستگاههای فرهنگی و ادبی دیگر مربوط به تاجیکان و ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده نیز مد نظر است.به عنوان مثال، در دومین بخش از این فصل بحث با عناوینی چون "سخنی درباره آریاییها" شروع می شود و با "واژگان تاخیا، هو، هون، هیان و تاجیک" و "واژه تات، تت و تاجیک" به پایان می رسد. به هر حال، به نظر می رسد آنچه مورد توجه و مطمح نظر بوده، بررسی و تحلیلی مختصر درباره خاستگاههای تاریخی و سپس تبیین مناسبتهای فرهنگی و هویت فرهنگی بر اساس آن است. فصل دوم کتاب نیز که با عنوان "سوگنامه بلخ و بخارا" آغاز می شود شامل مقالاتی چون "خیالبافی پان ترکیست ها- واقعیت تاریخی"، "از تاریخ سیاسی تاجیکان افغانستان" و... است که توسط نویسندگانی چون "عبدا... مرادعلی بیگی لنگرودی"، "لایق شیرعلی"، "محمد خان شکوری بخارایی"، "نماز حاتم اف"، "حضرت صباحی" و "سعید سعدی زاده سمرقندی" به رشته تحریر درآمده اند. در مقالات این فصل نیز مباحثی چون "مکتبهای تاجیکی در استان بخارا"، "مناسبات تاجیکان بخارا به زبان ملت خود" و... مطرح می شوند و خاستگاه های زبانی و فرهنگی و تاریخی مشترک قوم تاجیکان، مورد کنکاش قرار می گیرند. "نکته دیگری که باید یادآور شد این است که هر سه گروه در تقسیم بندی فوق در اسنادشان "ازبک" نوشته شده اند، زیرا مأموران دولتی هیچ گاه هنگام آمارگیری، به کدام قوم متعلق بودن شهروندان را از آنها نمی پرسند و هر کسی بخواهد در شناسنامه منسوبیت قومی خود را "تاجیک" بنویسد، از دریافت آن محروم خواهد شد. حتی منصب داران شهرستانهای "وابکند" و "رامتین" در سالهای 1963-1962 میلادی، نسبت به مؤلفه این مقاله چنین رفتاری از خودنشان داده بودند. از این رو، همه بخاراییان برای دریافت مقام و منصب، خود را در شناسنامه "ازبک" ثبت کردند." (2) گردآوری و چاپ تاریخ از طرف تاجیکان که همواره در معرض تهاجمها و ویرانگریهای ترکان و مغولها بوده اند و سالهای سال نیز از جانب شورویها سرکوب و تهدید شده اند، می تواند اندکی از تحریفهایی را که ترکان صحرانشین در مورد این منطقه و تاریخ آن اعمال داشته اند، برطرف ساخته و واقعیتهای تاریخی را برای این قوم آریایی روشن سازد. "وقتی عشایر ترک این مناطق سرحدی، به دین اسلام وارد شدند، وضع تغییر کرد و این اقدام که با نهایت پافشاری و کمال تعصب از طرف سامانیان به عمل می آمد و ترکان را به دیانت اسلام وادار می ساخت، به ضرر خود سامانیان تمام شد؛ زیرا درهای جامعه های مسلمان به روی ترکان باز ماند و رؤسای قبایل ترک هم واقعاً از قبول اسلام، جز این منظوری نداشتند که جنگ و مقاتله خاتمه پذیرد و آنها هم با جامعه اسلام زندگی کنند."(3) در حقیقت، اولین مقاله فصل دوم با عنوان "خیالبافی پان ترکیست ها- واقعیت تاریخی" که به اهتمام عبدا... مرادعلی بیگی لنگرودی نوشته شده نیز جوابیه ای بر تحریفهای کذب ترکان است که سالهای سال در قالب اقوام پراکنده بادیه نشین این سرزمین را مورد تهاجم قرار داده و ویران کرده اند و حالا در پی جعل واقعیت و هویت سازی برای خویشند. و تاجیکان که تا به حال در سیطره سرکوب حکومت کمونیستی، اجازه دفاع از هویت و تاریخ خود را نداشته اند، حالا با نگارش مستند تاریخ، قصد جواب دادن به تحریفهای غیرمنطقی سایر اقوام را دارند که حتی نژاد آنان را مورد تردید قرار داده اند. "جعل تاریخ و در کنار آن سب ملتهای غیر ترک، چونان دو اصل اساسی تفکیک ناپذیر نظام فکری پان ترکیسم، سرتاسر کذب نامه های مورخان پان ترکیست را انباشته است. کوشش پان ترکیستها برای ترک نژاد جلوه دادن اقوام باستانی، با این هدف انجام می گیرد که بتواند با جعل حضور تاریخی برای مردم ترک نژاد در سرزمینهای قلمرو آن اقوام، رؤیای کاذبه موجودیت ملت واحد ترک، از دریای سیاه تا سواحل اقیانوس آرام را بر پایه به ظاهر موجه تاریخی تحقق بخشد." (4) در هر صورت، کتاب "تاجیکان، آریاییها و فلات ایران" بخشی از شناسنامه ملت تاجیک است که به حوزه فرهنگ و ادبیات این قوم نیز مربوط می شود و بویژه به واسطه مشترکات فرهنگی، نژادی، تاریخی و زبانی برای ما جالب و مفید خواهد بود. پی نوشتها: 1- سعید نفیسی "سرزمین پاک نیاکانم". تاجیکان در مسیر تاریخ (نشر تهران،1373)، ص9. 2- تاجیکان، آریاییها و فلات ایران/ میرزا شکورزاده (سروش/1383) ص271. 3- رنه گروسه، امپراتوری صحرانوردان، ترجمه عبدالحسین میکده، چاپ دوم (تهران انتشارات علمی فرهنگی 1365) ص247. 4- تاجیکان، آریاییها و فلات ایران/ میرزا شکورزاده (سروش/1383) ص197. منبع : تارنمای " قدس " . فرستنده : دکتر کامران رستمی |
برگرفته از تاجیکام

