| یکشنبه ، ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ ، ۲۲:۲۰ |
|
نظم پریشانی کارشان خوب است! عاقبت یک کله با کلاه ویک سر مشت زن
رهبران ازبک وهزاره و پشتون یکی ست جنگ جنگ اعتباراست، همنشینی میشود! یکسری غرق تفکر وز دراز روزگار! یکسری خام است درتدبیر وکا ر مردمی اندرین تصویرتنها یکسری راگوش هست یکسراینجا جای حکمتیاررا پرکرده است با دوریش ویک سبیل اینجا بلایی میشود بازی مردان چنین آمد، به نامردان درود آخرین حرف سیاست دشمنی های نواست گرچه کوششهای بی معنای قوم انتقام هرکرا اندیشه برتر، پایه محکمتر بود همچوایشان کس ندیده درتمام سرگذشت ماجرای عکس را تعبیر میباید که گفت:
سه نفر باسه نفر... سه نفر دربازی قدرت، کنار همد یگر سه نفر ازسه گروه ناتنی در این دیار سه نفر باسرگذشت ناخوشی از خویشتن سه نفر سی روز باهم گفتگو ها داشتند! سه نفر کزهمدیگر توهین ها بشنوده اند سه نفر مردم گریز و بیوفا و خودپرست سه نفر کز روزگار پیش دشمن بوده اند سه نفر هزاره وپشتون وازبک پیش ازین سه نفر بایک هدف تیر وتفنگی داشتند سه نفر باکینه ی پیشینه از دست ستم سه نفر در وادی خلوت بفکر جایگاه سه نفر کزهمدیگر دورند لیکن باهمند سه نفر مردان قوم ونامداران گروه سه نفر هماره درملک رفاقت بی وفا ----------------------------------------
شماهم تلخکهای خویش را برای این سه مرد ( احترام شخص شان محفوظ !) گریزان ازهم بسراید، زود باشدکه پریشان شوندو درخاک نرم ناباوری اگر نزدیک شده اند؛ دور هم بشوند. بقلم پساکوهی
|
برگرفته از خاوران

