تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
کتاب سوزی را شنیده بودم و کتاب شوی را نی نویسنده: - ۱۳۸۸/۳/۱٠

ترس از کتاب، ترس از دانایی

اندازه متن Decrease font Enlarge font
image

در میانِ کتاب​هایی که به دامن​زدن در آتشِ تفرقة مذهبی و قومی متهم شده​اند، «نهج​البلاغه»،«اصولِ کافی»، «گلِ سرخ دل​افگار» نوشته​ی جواد خاوری، «شناسنامة افغانستان» نوشته​ی بصیراحمد دولت​آبادی، «پژوهشی در تاریخِ هزاره​ها» نوشته​ی حاج کاظمِ یزدانی و «هزاره​ها»، نوشته​ی حسینِ پولادی به چشم می​خورند

. نهج​البلاغه​ یکی از متن​های عمده در جهان اسلام است. علماءِ برجستة تشیع و تسنن همواره این کتاب را یکی از عمده​ترین میراث​های معنویِ خود می​دانسته و در طول حدودی هزار سالی که از تدوینِ​ آن می​گذرد، بیش از صدها شرح و تفسیر بر آن نگاشته شده اند. معروف​ترین و مفصل​ترین این شرح​ها  از آنِ «ابنِ ابی​الحدید» معتزلی است که خود از قله​ها و مشاهیر دانشمندانِ اهل سنت در تمام طول تاریخ است. اندکی پیش​تر از ابن ابی​الحدید، امام فخرالدین رازی نیز، چنان​که از تفسیرِ «مفاتیح​الغیب» او بر می​آید به سخنانِ امام علی پیوسته توجه داشته و در مکتبِ امام ابوحنیفه، مخصوصا حنفیانِ بلخ، اما علی قدوه و پیش​وای علم شناخته شده بود؛ و در دورانِ متاخر امام محمدعبده شیخ الازهر دست به شرحِ و چاپ نهج​البلاغه زد و جهانِ اسلام را به احیای این میراثِ مشترک دعوت کرد.

نهج​البلاغه یگانه کتابی است که نه تنها رنگی از تفرقه و اختلاف ندارد، بلکه در عوض سرشار از انسان​دوستی و احترام به کرامتِ ذاتی انسان است. امام در نامه به مالکِ اشتر آورده است که با خلقِ خدا نیکی کن، زیرا «یا برادرِ دینی شماست و یا همتای تان در آفرینش.» در واقع نهج​البلاغه تنها متنِ شیعی است که در آن از خلفاءِ راشدین ستایش شده است. یکی از معروف​ترین فرازهای نهج​البلاغه در باره خلیفة ثانی عمربن الخطاب است که در آن امام علی گفته است:«خدایش بیامرزد، در نشر اسلام تلاش کرد، کجی​ها را راست نمود و کمی​ها را جبران کرد، پارسایانه زیست و پارسا از دنیا رفت و اینک در غیبتِ او  مسلمانان بر سرِ چند راهی قرار گرفته اند.» این کتاب اکنون توسط والیِ نیمروز به آب انداخته می​شود تا تفرقة مذهبی به وجود نیاید.

اصولِ کافی مجموعة از اقوالِ امامانِ شیعه و یکی از کتاب​های اصلی در جهان تشیع است که در کنارِ «من لایحضره الفقیه» اثر شیخ صدوق، «تهذیب» و «استبصار» از شیخ طوسی، چهار کتابِ اصلی مذهب تشیع را تشکیل می​دهند. احادیثِ  این مجموعه بیش​تر اصولِ اخلاقی و اعتقادی را شامل​اند و حتی به مسایل فرعی و فقهی کم تر تماس می​گیرند. کتابِ اول این مجموعه کتاب «العقل و الجهل» نام دارد. اصولِ کافی با ستایش خرد آغاز می​شود و گونه​ی انسان​شناسی مبتنی بر عقل و جهل را بسط می​دهد. برخلافِ بسیاری از متونِ مذهبی که بر دو گانة  «کفر» و «ایمان» تاکید دارند، اصول کافی بر دوگانه​ی «عقل» و «جهل» تاکید ویژه دارد. از حامیانِ و حاملانِ جور و جفا و جهل و جبن و جنون، دشمنی با کتابی که گوهر آدمی را خردورزی می​داند، جای شگفتی ندارد. در میان مجموعه​هایی حدیثی اسلامی(صحاح سته در میان اهل سنت و کتبِ اربعه در میان اهل تشیع) اصولِ کافی خردگراترین متنِ حدیثی است. به دلیلِ همین ویژگی​ها اصولِ کافی پیوسته موردِ توجه فیلسوفانِ خردگرا، امثالِ ملا صدرا و ملا محسنِ فیض کاشانی بوده است. در این کتاب چیزی که مطلقا وجود ندارد اختلاف و تفرقه است.

گلِ سرخ دل​افگار، مجموعه​ی از  داستان​های محمدجواد خاوری است. این کتاب از معدود نوشته​های است که خواندنِ آن حس حضور در هزاره​جات را به خواننده القا می​کند. جدال بلقیس با هیولا در «شبی که نیکه را سایه گرفت» تجربه​ی تمامی بلقیس​های هزاره است؛ و کیست آن خواننده​ی که دهشتِ هزاره​جات را تجربه کرده باشد و در حین خواندنِ این داستان​ها صدای خرد شدنِ استخوان​های خود را نشنود؟ آثار حاجی کاظمِ یزدانی و بصیراحمد دولت​آبادی طلیعه​های آغازین تاریخ​نگاری هزاره​هاست؛ تاریخ نگاری که با نقد تاریخ رسمی، تاریخ را از نگاه قربانی روایت می کند و با فراهم کردنِ زمینه​ی حضورِ قربانی در دنیای متن، به تقابل قربانی و جلاد دامن می​زند و بدین سان خشم جلاد را بر می​انگیزد.  حسن پولادی کوشیده است فاجعه​ی را که حسنِ کاکر ستایش کرده و کوهزاد و حبیبی و غبار و فرهنگ از کنار آن با سکوت و بی​اعتنایی تمام گذشته بودند، روایت کند. بدین​ترتیب تمامی این نوشته​ها گونه​ی تلاش برای رخنه​کردن در سد سکندر تاریخ​نویسی قومی و افشاندنِ پرتوی بر روایتِ رسمی تاریخ افغانستان از دیدگاه «دیگری» است.

واقع این است که اختلافاتِ مذهبی و نژادی افسانه​ی فقیری است که چنین قربانی​های بزرگ می​گیرد. قربانیِ این اسطورة موهوم تنها می​تواند کتابِ هزاره( گلِ سرخ دل​افگار، شناسنامه افغانستان، پژوهش تاریخِ هزاره​ها و...)، ناشرِ هزاره(شریعتی)، نویسنده​ی هزاره(دولت​آبادی، یزدانی، خاوری، پولادی...) و میراثِ معنوی و مذهبی هزاره(اصولِ کافی و نهج​البلاغه) باشد؛ دیگران هرچه کنند آزادند. اسماعیل یون کتابِ «سقاوی دوم» را نوشت که در آن طرح کوچِ​اجباری ساکنانِ شمالی و بامیان و جای​گزین شدنِ ایشان با مردمانِ مشرقی و جنوبی مطرح شده است. در این کتاب ممنوع شدن تکلم به زبان فارسی و تعمیم زبان پشتو به تمام ساکنانِ افغانستان پیش​نهاد شده است. اما، این​ها هیچ یک از نظر وزیرِ فرهنگ قبیلوی خلافِ وحدتِ ملی نیست و به اختلافات قومی دامن نمی​زنند.  اسماعیل یون (به​نام مستعار سمسورِ افغان) قبلا مشاور ملا امیرخان متقی وزیر اطلاعات و فرهنگِ طالبان بود و اکنون مشاور ارشد فرهنگی رئیسِ​ جمهور است و کتابِ سقاوی دوم او نیز به دو زبان فارسی و پشتو در همه جا به وفور یافت می​شود.

به هرحال کتاب​های بسیار به دستور یک فرد بی​مسئولیت، بی​سواد و مطلقا بیگانه با دانایی در روشنایی تمدنِ جدید، در قرنِ بیست و یک، در برابر چشمان مردم جهان، بدون کوچک​ترین احساس ترس و مسئولیت به آب انداخته شدند و ذره ذره تجزیه و نابود گردیدند.  آیتالله​هایی که بر سر همخوابگیِ زن و مرد تا چندی پیش چپ و راست فتوای تکفیر صادر می​کردند، اینک چشم به عطایی رئیس قبیله نهاده و در حمایت از او با همدیگر مسابقه گذاشته و وجدانِ نداشته​ی مذهبی خویش را به متاعِ قلیل امتیازسیاسی به فروش رسانده، در برابر نابودی اصول کافی و نهج​البلاغه در قعر دریا سکوت پیشه​کردند؛ مقامات ارشد حکومت، رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و فرهنگ، وزیر تحصیلاتِ عالی و وزیر روشنفکرِ خارجه، با خون​سردی هیولاوار بر فاجعه ذبح فرهنگ خندة مستانه زدند و مهر خاموشی بر لب نهادند؛ رسانه​ها نیز در صلاح خویش ندیدند و یا شعور آن را نداشتند که سر بریدن فرهنگ را به دست نابکاران بی​فرهنگ مورد اعتراض قرار دهند؛ مثل همیشه نخستین​بار این بی​بی​سی بود که این خبر را به گوشِ دیگران رساند.

کتاب​ها هیچ​گونه اختلافات مذهبی و نژادی را دامن نمی​زنند، اما به هرحال کتاب است و چیزی از سنخ دانش و دانایی در آن وجود دارد. و همین دانایی است که بزرگ​ترین دشمنِ بینش​ قبیله​ی است. این کتاب​ها هیچ مشکلی ندارند، اما در چارچوبِ پندار محدود و تنگِ قبیله​ای که از بد حادثه اینک بر تقدیر فرهنگ و سیاست در این سرزمین چنگ​انداخته است، نمی​گنجد. تمامی این تباهی​ها و تیرگی​ها در توحش بدوی قبیله ریشه دارند:

قبیله چه باشد که شاهی کند؟

 به هرجا رود او تباهی کند.

 به آبش​خور رخش اشتر زدند

 نه اشتر که خود را به آخور زدند.

                                                            برگرفته ازجمهوری سکوت

به دستورِ غلام​دست​گیرِ آزاد والیِ نیمروز صدها جلد کتاب به آب انداخته شد. او، علت ریختنِ کتاب​ها را در آب، نگرانی از تشدید اختلافاتِ قومی و مذهبی در افغانستان دانسته است که گویی مضامینِ این کتاب​ها به آن دامن می​زند. والی همچنان ناخرسندیِ سناتورها و عالمان مذهبی و پا فشاریِ آن​ها را دلیل این کار عنوان کرد است.

با توجه به اینکه غلام​دستگیرِ آزاد فرمانده دون​رتبه​ی گروه طالبان بود و سواد بالاتر صنفِ پنجم ابتدائی ندارد و حتی در خواندنِ نامه​های فارسی و پشتو مشکل دارد، دلیل دوم که او به تحریکِ سناتورها و علماء مذهبی این کار را کرده باشد، درست​تر به نظر می​‌رسد.

  نظرات ()
مطالب اخیر بررسی تهاجمات سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من