بیانه ی بخش جوانهای کنگره ی ملی افغانستان
تاریخ نهم اردی بهشت ماه سال هشتاد و هشت
پس از گذشت چندین سال، با وجود حمایت گسترده ی نیرو های اشغالگر از این رژیم نتوانستیم حداقل شگاف زبانی، منطقوی، فرهنگی و امنیتی را که مقوله ی اصلی دولت ملت شدن است؛ بدست آوریم. و این از بحران های جدی جهان مدرن است که سرنوشت این انسان ها را رقم زده است.
همین حالا با این همه لاف و گذاف عاملین استعمار متاسفانه بیکاری بی داد می کند، اقتصاد جنگی و قاچاق اعم از قاچاق مواد مخدر و سایر کالاها، امنیت اقتصادی و اجتماعی مردم را به خطر جدی مواجه ساخته است. جنایات سازمان یافته ی اجتماعی، تجاوز، فساد اداری بی سابقه، افزایش خیلی گدا ها در شهر، روز افزون قمیت ها مردم را در تنگنا قرار داده است. جهان در عصر زندگی می کند و ما را در عصر دیگری و در جایگاه دیگری قرار داده، این در حالیست که رژیم دست نشانده طرح و پروژه ی ملی و مترقی و توسعه ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی برای بیرون رفت از بحران ارایه نکرده است. به سخن دکتر پدارم، افغانستان هم بز است و هم میدان بزکشی در همان موقعیت ژیوپولتیک خود. مردم افغانستان هم نظاره گر و هم قربانی این بازی اند، بازی بی رحم و خون ریز مثل خود بزکشی. بنابراین ما را در وضعیت قرار داده اند که با غیاب مردم در تعیین سرنوشت شان مواجه هستیم، دیگران بی حضور ما سرنوشت ما را رقم می زنند. برای شما گوش زد می کنیم، متوجه برنامه های کلان امپریالیستی اشغال گران باشید که چگونه تصمیم می گیرند، مثل گذشته باز هم افرادی را تراشیده ی و صیقل خورده بر ما می گمارند. اگر بر نامه های امپریالیستی را ندانستیم و مطالعه نداشتیم گذشته ی استعمار را باز نگران نامزدان غربی در مقام ریاست جمهوری نباشیم؛ چرا که منطق امپریالیسم منطق سود جویی و اشغال گریست. ما از سال ها پیش آن زمانی که همه خوشبین و مشغول سرگرمی های فریبنده این و آن بودند وضعیت تاسف بار امروزی را پیش گو بوده ایم و با طرح نظام فدرال، آوردن نظام اقتصادی مختلط، حل مساله ی ملی که این هم در چارچوب یک حکومت دموکراتیک فدرال امکان پذیر است، خروج نیرو های ناتو، اسکان کوچی ها و حل مساله ی خط دیورند وغیره مسایل که امروزه دامن گیر انسان های این کشور گردیده است بوده ایم.
افغانستان در وضعیت بد امنیتی قرار گرفته که این هم یکی از الیمان های سیاسی غلط حکام در چند سال پسین است. به قول فروغ فرخزاد: هیچ گاهی به پیش نرفته ایم، فرو رفتیم. ما در این سر زمین هیچ گاهی به طور واقعی و حقیقی دولت نداشتیم و نداریم. در سرزمین که 1400 کیلو متر مرز آن معلوم نیست، مورد مناقشه است چگونه می توان از دولت و ملت واحد سخن گفت؟ خط دیورند پایگاه آشکار مداخله در برابر کشور های منطقه است، و به اصطلاح دارند با تروریزم می جنگند که حزب کنگره ی ملی افغانستان با چنین تعریفی از تروریزم موافق نیست. امروز در کشور ما میلون ها انسان از گرسنه گی جان می دهند، اطفال زیر سن پنج سال بجای رفتن به دبیرستان ها در خیابان های کشور دست به گدای میزنند و صدا می زنند نان! نان! زنان تن فروشی می کنند تا برای فرزندان شان لقمه نانی بدست آورند و یا فرزندان خود را در مقابل پول ناچیز می فروشند، این است منطق سرمایه داری وحشی. اما در پهلوی دیگر قصرها زیاد شده و بانک های سرمایه داری برای خود سرمایه گزاری می کنند. باید چارچوبی ایجاد شود که تمام اقوام برادر در این کشور بدون امتیازات برتری طلبانه قومی و سمتی بتوانند در آغوش یکدیگر زندگی نمایند. بگذریم از برتری طلبی و آن چه که متون دینی ما به ما حکم می کند؛ بیایید در عمل پیاده کنیم «ای مردم ما شما را شعبه شعبه، قبیله قبیله قرار دادیم تا یک دیگر را بشناسیم، گرامی ترین شما در نزد خداوند با تقوا ترین شما ست.»
- جوانهای حزب کنگره ی ملی افغانستان، تعهد می سپارد در برابر هیچ گونه اشغال، زور گویی، تفوق طلبی، برتری جویی قومی، زبانی و مذهبی تسلیم نمی شود.
- جوانهای کنگره ی ملی افغانستان، خود را در برابر خدا و خلق خدا و مردم افغانستان مسوول می داند و با توجه به این مسوولیت عمل می کند. بناء هیچ قدرت جهانی نمی تواند ما را وحشت زده بسازد. بار ها گفته ایم زندگی سعادت، خوشبختی و بدبختی در دست خداوند است، ما به جز از خدا از هیچ قدرت هراس نداریم.
بناء پیام ما به همه مردم افغانستان به ویژه جوانها این مرزبوم از هر قوم و ملیتی هستید؛ این است که آگاه باشید باز شما را به سوی نا بودی می برند، رسالت انسانی تان را در برابر این سر زمین فراموش نکنید؛ و به چهار پول این و آن نامزد، کشور تان را مفروشید. یک بار بیایید مسوولانه گام بر داریم و باز اشتباه بر سر اشتباه نکنیم و دوباره سر افگنده و مورد تعن تاریخ قرار نگیرییم، چرا که فردا در قبال همه ی این وضعیت ها در برابر نسل های آینده ی مان پاسخ گو خواهیم بود.
با سپاس
بخش جوانهای حزب کنگره ی ملی افغانستان

