| قیام هفتم ثور 1357 خورشیدی به استبداد فردی وخاندانی سلاطین شاهان وامیران افغان پایان بخشید | |
|
|
| نوشته شده توسط اکادمیسین دستگیر پنجشیری |
| یکشنبه ، ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ، ۱۰:۳۸ |
|
درین روزها گرداننده گان رادیو تلویزیونهای جهانی امریکاییان افغان تبار باز بگونهء فضای سیاسی دوران جنگ سرد، بدون رعایت کمال عفت کلام وخلاف ارزشهای دموکراتیک اعلامیهء حقوق بشر، به تبلیغات لجام گسیخته دشنام و نا سزا گویی آغاز کرده اند وبرای هوادار ان بخش ترورستی حزب اسلامی طالبان ومیراثخواران استعمار کهن ونیروهای واپسگرا دراینجا و آنجا زمینه های پخش ونشر چنین آراجیف سخت بیهوده واضطراب انگیز را از رسا نه های گروهی یک سر وهزاران زبان خویش فراهم میکنند. این لجن پراگنیهای جنون آمیز، غا لبا علیه قیام مسلحانه هفتم ثور 1357 وبرضد بیش از بیست حزب سیا سی ا ی سازما ندهی میشود که در شرایط حضور ونفوذ نیروهای نظامی امریکا ناتو و " جامعه جهانی " طبق قانون اساسی وقانون احزاب سیاسی ازسوی وزارت عد لیهء جمهوری اسلامی افغانستان را جستر شده اند. این احزاب سیا سی لاییک و هوادار غا لبا نطام صد ا رتی، برنامه ها واساسنامه ها ی مستقل خود را دارند و در ر وشنایی ارزشهای قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، اعلامیهء حقوق بشر، موازین دموکراسی و انتخابات به اصطلاح آزاد، سری کار زنده گی ودر پا رلمان وبیرون پارلمان مبا ر زه میکنند. اگر که بر اساس ارزشهای دموکراتیک اعلامیهء جهانی حقوق بشر قانونهای اساسی امریکا وافغانستان برأ ت ذ مه حالت اصلی است وهیچ شخصی بدون حکم محکمه مجرم شناخته نمیشود ولی گرداننده گان این رسانه های بی بند وبار ولجام گسیخته، با آگاهی نادرست وسطحی از قانون اساسی وارزشهای اعلامیه حقوق بشر، هزاران افسر وسرباز صفوف وفعالان خلق وپرچم و شاخه های پیوسته وپراگندهء انشعابی آنان را که به هنگام تجاوز مثلث القاعده ملیشه های نظامیگران پا کستا ن وطالبان، یکجا با جنبش ملی اسلامی وجبههء متحد مقاومت ملی فرمانده مسعود در راه دفاع از آزادی افغانستان نبرد عادلانه و قهرما نا نه کرده اند؛ سر داده اند ولی سنگر نداده اند معیوب ومعلول شده اند با کمال وقاحت وطن فروش وخاین بوطن خطاب میکنند و طالبان وتندروا نی را که زیر بیرق میراثخواران استعمار بریتانیا ی کبیر در(وزیر ستان وسوات) و عربستان سعودی بر آب وخاک ما تجاوز میکنند دختران وجوا نا ن دوسوی مرز دیورند را تازیانه میزنند سرمیبرند ذبح میکنند خودکشی و بیگانه پروری مینمایند، بنام "مجاهد!" یاد میکنند و این پالیسی وحشیانه وواپسگرایانه را میگویند " اسلامی وافغانی! " ولی به این تفاله های دوران جنگ سرد وبلندگویان آنان درینجا وانجا توصیه میکنیم که غوغاهای تبلیغاتی دوران جنگ سر د دیگر برعقول وقلوب ملیونها انسان بپا خاستهء قله های سرکش شمشاد پامیر بلند، کوه بابا، هندوکش بیدار منطقه و جهان ما چنگ نمی زند. نباید از پهلوی این واقعیتهای تلخ با چشمان بسته عبور کرد که قیا م مسلحانهء هفتم ثور یک عکس العمل (واکنش) آآگاهانه ترقیخواهانه و داد خواهانهء وزنجیر شکنانه مصیبت رسیده گان افغانستان مستقل در برابر عمل ظالمانه و ترورستی دشمنان صلح، آزادی و کنش (عمل) اشتبا ه آمیز سیاسی مرحوم سردارمحمد داود بوده است تا جاییکه بیاد دارم 31 سا ل پیش در شام 28 حمل 1357 خورشیدی دستگاه بی کفایت امنیتی مرحوم محمد داوود رییس جمهور تک رو وتمامیت خواه خاندان سلطنتی، نخست امنیت استاد میراکبر خیبر شهید را تاءمین نتوا نست وهمان رهبرانی را به غل وزنجیر کشید که در روشنایی را ه ورسمها وسنن پسندیدهء دینی وملی یکجا با دهها هزار از شهریان کابل واطراف آن، در مراسم تشییع باشکوه جنازهء یک عضو برجستهء رهبری حزب دموکراتیک خلق اشتراک فعال وصلح آمیز د اشته اند. سوم اینکه مرحوم سردار محمد داوود در برابر افسری که پیام نور محمد تره کی منشی عمومی جمعیت دموکراتیک خلق را پس از رسم وتعظیم عسکری و رعایت کما ل عفت کلام به او ابلاغ کرد بجای اینکه پاسخ شرعی، قانونی خردمندانه، و پدرانه بدهند بادریغ ودرد خلاف اینگونه سنتهای مدنی سینه آن افسربیگناه اردو را نشانه گرفتند و با گلوله شگافتند وزیر بار این اشتباهات پیاپی خویش شور بختانه، به زنده گی خو د فرزندان وفرزندان مردم ستمدیدهء میهن ستم روا داشتند. اینها همه اشتباهات آشکاری بوده است که اعضای خانواده ونزدیکا ن مرحوم سردار محمد داوود به آن گواهی داده اند. ولی اکنون به اشتباهات سیاسی پشت پردهء سردار محمد داوود خدا بیامرز در روشنا یی یا دداشتهای اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاه ایران اشا راتی میشود. تا فریفته گان ساده دل این کشور، به نقش " پیشوایان " خود ر أ ی وتک رو، خاندان سلطنتی اندکی از کثیر آگاهی یابند. ازجمله درصفحه 55 جلد پنجم سال 1354 خاطرات علم خوانده میشود که " موکب شاهانه به فرودگاه برای استقبا ل از رییس جمهور افغانستان آمد و باری رییس جمهور افغانستان وارد شد " وسپس یک تبصرهء استهزا آمیز کرده است که " به نظر من دیگر خیلی پیر شده و خیبر گیر، نیست. . . " (1) درپاورقی این صفحهء کتاب اسد الله علم وزیر دربار، دربا رهء سردار محمد داوود نوشته شده است که: 1- سردار محمد داوود ((1978- 1909) پسر عموی محمد ظاهر شاه، که با ایران وپاکستان میانه ی خوبی نداشت دردوره نخستین صدارت خود (1963 – 1953) پای روسهارا به افغانستان بازکرد. ) سپس علم بسیار سبک نظرانه نوشته است: " روز چهارشنبه 10/ 2 / 54 سردار داوود شرفیاب شد که ناهار دونفری درپیشگاه شاهانه بخورد. یاد داشتی تقدیم کردم که استخلاص عبدالولی خان (داماد شاه سابق) را فراموش نفرمایند. از داوود بخواهید. حالا که این قدر به داوود کمک می شود لا اقل یک منفعتی هم بدهد " (یاد داشتهای علم. جلد پنجم ویرایش از علیتقی عالیخانی ص65) علم در پنجشنبه 24 / 7 / 54 13به هنگام گزارش روزانهء خود به شا هنشا ه چنین نوشته است: - بعد صحبت پا د شاه افغانستان پیش آمد. ماهانه ده هزار دلار به او مرحمت میفرمایند. به علاوه برای خو د ود خترش دومنزل در رم خریدیم. ماهی دوهزار دلار هم به دخترش مرحمت میکنند. . . . شاهنشاه فرمودند، خوب این بیچاره را هم که اداره میکنیم عرض کردم خیلی شکر گزار است به خصوص که داماد او، ولیخان هم آزاد شد و آن را از چشم اعلیحضرت هما یون می بیند. فرمودند، ما به هر صورت، هم به این کمک کردیم ومی کنیم وهم داوود خان را تقویت میکنیم. چون غیر ازین راهی نیست وکارما صریح وبدون غل وغش است. عرض کردم فکر میکنم هر دو طرف { قدردانی } appreciate بکنند (یادداشتهای علم ج ص 65) از " کشف تلگر ا ف رمز سفارت شاهنشاهی ایران - بغداد " به اداره رمز و محرمانه دربار شا هنشاهی ایران این اطلاعت مخابره شده است: جناب آقای امیر اسد اله علم وزیر محترم دربار شاهنشاهی. محترما به ا ستحضا ر عا لی میرساند شب گذشته استاد خلیل الله خلیلی سفیر افغانستان در بغداد به دیدار اینجانب آمد. صحبت از وضع افغانستان وموقعیت رژیم فعلی پیش آمد. سفیر افغانستان با لحنی که حاکی از کما ل تاءثر بود اظهار داشت متآ سفانه آینده افغا نستان بسیار تاریک ونگران کننده است و اگر دیر یازود پای سردار داوود خان از میان برود هیچ شکی نیست که کشور به چنگ عناصر کمونست خواهد افتاد و کار یکسره خواهد شد. گفت یگانه راه نجات افغا نستان دردست اعلیحضرت شاهنشاه ایران است مردم وطنپرست وشاه دوست افغانستان چشم بکمک ویاری شاهنشاه ایران که اورا شاهنشاه خود میدانند،دوخته اند سفیر افغانستان کرارا درمیان صحبت، شاهنشاه ایران را پادشاه ومخدوم خود خواند وگویا به شرف غرض مبارک ملوکانه رسانیده است که اگر روزی کابل وقندهار وضعی شبیه سمر قند وبخارا را پیداکند وضع مشهد چی خواهد بود. گفت آینده افغانستان و ایران وسایر کشورهای منطقه به این بستگی دارد. ویگانه کسیکه میتواند آینده این منطقه بخصوص افغانستان را از هم اکنون براه راست رهبری کند واز سقوط آن جلوگیری بعمل آورد فقط وفقط شهریار معظم ایران است. گفت چه بسا سردار داوود خان هم در باطن خود بی میل نباشد که در افغانستان وضع دگرگون شود ورژیم پا د شاهی در آن مجددا مستقر شود زیرا او ندانسته پا در راهی گذاشته که مشکلی بزرگ برای خود ومیهن ببار آورده است. گفت این مطلب را صریحا موقعیکه داوود خان به بغداد آمده به اوگفته است لیکن اوجوابی نداشته تا به اوبدهد. سفیر افغانستان طی صحبت، چند بار با عبا رت مختلف این نکته را بازگو کرد که که با ازبین رفتن داوود دفن وسقوط افغانستان در دامان کمو نیزم،تمام منطقه در خطر خواهد افتا د واز هم اکنون باید بفکر وچاره بود. داوود زنده گی جاویدان ندارد استاد خلیلی تبصره ها وتشویشهای در باره مهاجرین افغانستان نیز داشته است که به سرنوشت حاکمیت سردار محمد داود چندان پیوند ی نداشته است این عرایض استاد خلیل الله خلیلی باقید قسم به وزیر دربار فرستاده شده بود تا به حضور شاه هنشاه تقدیم شود درپای این پیام، با عرض ارادت – شهید زاده نگارش یافته وتاریخ نگارش آن 27 / 11 / 1354حورشیدی بوده است " ولی هنوز سه چها ر سال ازین تصورات اغراق آمیز استاد خلیلی سپری نشد که از دامن شاه عظمت طلب واز خود راضی ایران نه تنها گردی به سود توده های شهید پرور ایران و خلق آزادی دوست افغانستان بر نخاست بل دربرابر جنبش اخوندی ایران باهمه قوای هوایی وزمینی وبحری نیرومند خویش بزدلانه زانو زد چند روزی هم مقاومت نتوانست و سرانجام به بارگاه فرعونهای مصر پناهنده شد. وامید استاد خلیلی نیز پیرامون نجات افغانستان برباد رفت. در سراشیب عمر پر رنج وعذاب خویش چشم به تنظیمهای تندرو وابسته به امارات عربی و نظامیگران پاکستا ن دوخت ولی ازین نمدها نیز " کلاه دلکشی " برای سخنور نامدار خراسانزمین ساخته نشد و با هزاران دریغ درشهر پشاور با همه آرمانهای سرکوفتهء خویش نومیدانه درکنار رحمان بابا، جاودانه شد. (یادداشتهای علم. ج پنجم صص 457- 465) علم دربارهء یادداشتهای مهم روز پنجشنبه 12/1 / 1355 خورشیدی خود نوشته است که: " راجع به مسا فرت {شاهنشاه به} افغانستان عرض کردم که داوود اصرار میکند. فرمودند. با آنکه علیا حضرت شهبانو ما یلند برویم. ولی بهتر است بگویی امسال چون سال پهلوی است. ما تصمیم گرفته ایم از کشور خارج نشویم. خیلی گرفتاری داریم. عرض کردم جواب خیلی مدبرانه است. راجع به وضع داخلی افغانستان واین که داوود اشتباه بزرگی روی خود خواهی کرد، قدری صحبت شد. (یادداشتهای علم ج ششم، صفحهء 28 سال 1355 خورشیدی. ) و علم به روز شنبه 28/1 / 1355 خورشیدی به شاهنشاه عرض کرد که {ماهانه } برای والاحضرت بلقیس حواله میکنیم 2500 دلار است فرمودند. پس 0 100دلار هم علیحده به عنوان پول جیبی برای عبدالولی خان به فرست وباز عرض کرد که. توقع خانه ای که خریده ایم ودرانجا زنده گی میکنند هم دارند. فرمودند خوب اگر رفتنی از رم نشدند چاره نیست باید بدهیم وخواهیم داد. (یادداشتهای علم ج ششن صفحهء 51-52 سال 1355) علم وزیر دربار آر یا مهر، به چهار شنبه 1/2/1355، پس از برگشت خود از حضور شاهنشاه این یا دداشتها را نوشته است: "(سردار زلمه محمود قاضی) (1) سفیر افغانستان را پذیرفتم سفیر افغانستان برای دعوت شاهنشاه در ماه شهر یور گفتگو کرد که داوود استدعا میکند سری به من بز نند. گفتم شاهنشاه با آن که ما یل هستند وخیلی هم میل دارند تشریف ببرند ولی امسا ل را به مناسبت سال پهلوی جایی تشریف نخواهند برد. ولی او خیلی التماس کرد. گفتم به هر صورت به عرض مبارک شان میرسانم. بعد شمه ای از وضع داخلی گفت واین که: داوود اصرار دارد افسران چپی را از کار برکنار کند وخیلی میل دارد که نعیم برادرش نخست وزیری افغانستان را بپذیرد. گفت میخواهد از اعلیحضرت همایونی استدعا کند که به نعیم این امر را به فرمایند. به اوکفتم که به هر حال ما میل داریم تا آن جا که ممکن است به داوود خان کمک کنیم. از نظر ما فعلا او آخرین شانس است هر چی هم که بشود برای رژیم او کرد ((ولو نخست وزیر شدن برادرش) میکنیم. این همه پول که به شما داده ایم، مگر شوخی است؟ گذشتهای که دربارهء هیرمند کرده ایم وشما باز هم قبول ندارید. مگر شوخی است. همه را تصدیق کرد وگفت: دربارهء قرار هیرمند هیچ حرفی نداریم. خیلی هم راضی هستیم " (1) مراد از { سردار زلمه محمود قاضی } " سردار زلمی محمو د غازی " سفیر کبیر افغانستان وفرزند شاه محمود صدراعظم متوفا می باشد. (یدداشتهای علم ج ششم صفحه 58) علم وزیر کهنکار دربار ایرا ن. به روز یکشنبه به حضور آریا مهر شرفیاب شد وگزارش سفیر افغانستان را به عرض رسا نید. " فرمودند جوابی که داده بودی خوب بود. ما نمی توانیم برویم، از لحاظ امنیتی هیچ اعتمادی نیست. عرض کردم بآ آ نکه افسران چپی را کنار گذاشته اند؟ فرمودند. البته نمی شود اعتماد کرد. داوود دست چپیهای شناخته شده را کنار گذاشته، ولی باین بی بند وباری دستگاه آنان از کجا می تواند دیگران را به شناسند؟ فرمودند این مطلب را به او حالی کن. " (یادداشتهای علم ج ششم صفحه 61). صبح جمعه 12/5/1355 خورشیدی وزیر دربار درکاخ سعد آباد نزد شاهنشاه حضور یافت واین موضوع تازه را عرض کرد: " {ذوالفقار علی بوتو } استد عا کرده، به کسینجروزیرامور خارجه امریکا به فرمایید که به افغانها جدا بگوید با اوکنار بیایند فرمودند این کار را میکردیم جوابش را بده که بسیار خوب. (یادداشتهای علم؛. ج ششم ص187) به یک سخن؛ درنتیجهء این همه بازیهای پشت پردهء شاه ایران، سردار محمد نعیم وکسینجر، سیاست خارجی دولت جمهوری افغانستان بسوی پاکستا ن عربستان سعودی مصر و امارات عربی خا ورمیانه روزتاروز گرایش قهقرایی یا فت وشوربختانه درحال حاضر نیز " همان آش است وهمان کاسه " و همان اژدهای یک سر وهزاران زبانی که در پشت پرده سیاست نفتخوار ان جهان زیر نام وشعار القاعده و طالبان خود کش وبیگانه پرور درحریم امنیتی جمهوری خلق چین، روسیه فدراتیو وکشورهای آسیای میانه ود ر دل آتشین آسیای بیدار ودر دوطرف خط دیورند خزیده وبدون ترس از اشتباه، میدانها نفت خوزستان ایران و بحیرهء خزر ویو را نیوم قزاقستان را نشانه گرفته اند. به هرحال با آگاهی ا ز ین بازیهای آشکار وتجارتهای سیاسی پشت پردهء ابر قدرتها تصاد فی نبوده است که وزیران خارجه ودفاع پاکستا ن به وسا طت شاه ایران در 3 فبروری – 14دلو 1974 به کابل آمدند ودعوت نامه ذالفقار علی بوتو صدراعظم پاکستا ن را به محمد داوود خان تقدیم کردند درین دعوت نامه به اشتراک رییس جمهور افغانستان درکنفرا نس سران ممالک اسلامی در لاهور ا شاره شده بود. در 8 اپریل- 20 حمل 1976 ذوالفقار علی بوتو صدر اعظم پا کستا ن، در یک بیانیه اند وه خویش را دربارهء سیلابهای ویران کن افغانستان ابراز کرد وکمکهای بشری را به سیلاب زده گان وعده داد. در 7می – 17 ثور 1976 وزارت خارجهء افغانستان بطور غیر مترقبه اعلامیه ای را به نشر رسانید ودر آن از کمکهای بشری پا کستا ن به سیلاب زده گان افغا نستا ن با قدر دانی یاد نمود وآنرا گامی مثبت در راه عادی شدن روابط بین افغانستان وپاکستان خواند. در7جون – 17 جوزا 1976 ذوالفقار علی بوتو برای یک دیدار رسمی با رییس جمهور افغانستان به کابل آمد ودر 15اگست - 24 اسد محمد داوود رییس جمهور افغانستان برای اشتراک در کنفرانس کشورهای غیر منسلک به کولمبو پایتخت سریلانکا رفت. در 20 اکست – 29 همانسال (1976) محمد داوود رییس جمهور افغانستان از راه کولمبو به پاکستان رفت وبا ذوالفقار علی بوتو صدراعظم آن کشور ملاقات کرد. در 12 اپریل - 5ثور 1977 محمد داوود رییس جمهور افغانستان برای مذاکره با رهبران شوروی به مسکو رفت ولی این بار،از دامان برژنف رهبری شوروی گردی بسود پلانهای بلند بالای رشد اقتصادی و- اجتماعی محمد داوود رییس جمهور افغانستان برنه خا ست وبه گفتهء صمد غوث موءلف سقوط افغانستان ومدیر عمومی سیاسی وزارت امور خارجهء جکومت محمد داوود خان مذاکرات رهبران هرد و کشور در فضای اعتماد متقابل پایان نیا فت گذشته از دیگر بهانه جوییها، رهبران شوروی از نزدیکی محمد داوود با ایران و عربستان سعودی وکشورهای امارات عربی ، مصر، پاکستان بویژه از برخورد غیر دوستانه و تصفیهء بیش از دوصدو پنجاه تن از افسران تحصیلکردهء شوروی از اردو، تشکیل دولت تک حزبی انقلاب ملی و گرایش نیرومند نشنلزم پر حرا رت طراز فاشیستی رییس جمهور افغانستان سخت مشوش ونگران بوده اند. وا ین نگرانی رهبران شوروی چندان ذهنیگرانه وتصادفی هم نبوده است زیرا در 25 می – 1977ع وطی کمتر از یک هفته پس از سفر مسکو؛ محمد داوود رییس جمهور افغانستان به ایران رفت ودر آنجا با شاه ایران ملاقات کرد. د ولت ایران اعتبار مبلغ دو ملیارد دالر را به خاطر راه آهن افغانستان وسایر پروژه ها وعده داد. وبا چنین واکنشهای بلند پروازانه رهبران مغرور هردو کشور افغانستان وایران عمر خودرا با آهنگی پرشتاب کوتاه کردند. و به گفتهء امیر عبدالرحمان هردو رهبر دوپهلوی افغان و ایران " عازم آخرت شدند " و آرمانهای سرکش هردو رهبر مغرور عظمت طلب وتمامیت خواه ایران وافغانستان دریغاکه ازقوه به فعل نیامد واز گفتار به کردار مبدل نشد وعدهء دوملیارد دالر شاهنشاه ایران پرد ا خت قرضه های شوروی و تمدید خط آهن سپین بولدک قندهار هرات خاشرود - ایران وهرات و آسیای میانه نیز تحقق نیافت د ر 11اکتوبر – میزان 1977 جنرال ضیاء ا لحق رییس حکومت نظامی پا کستان جهت گفتگو با رییس جمهور افغانستان وارد کابل شد وبا محمد داوود ملاقات کرد. در 16 نوامبر - 25 عقرب 1977 علی احمد خرم و زیر پلان افغانستان در دفتر کارش توسط مرجان معلم مکتب علی آباد کندز به قتل رسید و بیدرنگ در شاه شهید توسط پولیس گرفتار محاکمه ومحکوم به اعدام گردید این معلم اگرکه از سوی حفیظ الله امین استاد ش به کمیتهء ولایتی کندز معرفی شده بود ولی به اساس تجقیقات هیأ ت کنترول حزبی که من خود ریاست هیآت را به عهده داشتم به گواهی بیش از100 تن از فعالان کمیتهء حزبی ولایت کندز، این ترورست یکی از نفوذیان سربکف حزب اسلامی حکمتیار بوده است و به مقصد تحریک وبر انگیختن محمد داوود رییس جمهور فعال مایشا ی افغانستان علیه جریان دموکراتیک خلق از سوی پاکستا ن سازماندهی شده بود. در 5 مارچ - 13 حوت 1977محمد داوود رییس جمهور افغانستان به دعوت جنرال محمد ضیاء ا لحق به پاکستا ن ودر فرجام در 17 اپریل - 13 حمل 1978محمد داوود رییس جمهور افغانستان، جهت مذاکره با رهبران عربستان سعودی،کویت و مصر مسافرت کرد وهمزمان با این تلاشهای موذیانهء دیپلوماتیک مثلث شاهنشاه ایران ذوالفقار علی بوتو صدرا عظم پاکستا ن رهبران سعودی مصر و د یگر کشو رهای امارا ت عربی، محافل رهبری کنندهء انگلیس وامریکا نیز برای نیل به منا بع گاز ونفت آسیای میانه وجلوگیری از نفوذ وحضور بیشتر جمهوری خلق چین وشوروی، وضع سیاسی افغانستان را از مجاری اقمار منطقه یی خو د روزتاروز پیچیده تر، آشفته تر وبحرانی تر کردند ازجمله در 13مارچ –21 حوت 1973 معاهده استفاده از آب هیلمند میان افغانستان وایران درکابل به امضاء رسید این قرارداد توسط محمد موسی شفیق صدراعظم افغانستان وامیر عباس هویدا نخست وزیر ایران امضاء شد. احزاب سیاسی مترقی دموکراتیک میوندوال،خلق،پرچم گروه کار افغان ملت ودیگر سازمانهای سیاسی، برضد امضای این قراداد مظاهره نیرو مندی را درپارک زرنگار سازماندهی کردند - در 22سپتامبر – 31 سنبله 1973 محمد هاشم میوند وال صدراعظم مستعفای دههء دموکراسی افغانستان به اتهام کودتا علیه نظام جمهوری محمد داوود دستگیر شد وگویا در سلول زندان دست به خودکشی زد و به بهانهء این اتهام ارکانحرب جنرال خان محمد مرستیال وشماری از جنرالان وافسران میهن پرست اردو وکیلان شورا یملی وعارف شینواری گرفتار وبدون محا کمهء علنی وقانونی اعدام شدند - در 4 می – 14ثور 1974 استاد غلام محمد نیازی رهبر نهضت اسلامی افغانستان وشماری ار طرفدارانش به وسیلهء پولیس ونیروهای امنیتی زندانی گردیدند. توطیه کودتای حبیب الرحمان نجرابی کشف شد ودرهم شکست - در 21جولای – 30 سرطان شاخهء نظامی نهضت اسلامی بالای ولسوالی سرخرود ولایت ننگرهار شبخون زدند دوایر حکومتی را اشغال وپس از زد وخورد مختصری فرارکردند. - در 23جولای – اول اسد 1975 گروههای نظامی نهضت اسلامی بالای دوایر حکومتی پنجشیر از چندین جناح حمله کردند ولی درنتیجه مقاومت مسلحانه محمد افضل خان تحویلدار فرزند ملک جانخان شصتی و خلیفه عبدالقدوس درایور نوه نجیم خان سبید موی بخشی خیل و درنتیجه پخش شعارهای تبلیغاتی نخستین حوزه های جمعیت دموکراتیک درمیان معلمین وشاگردان لیسهء رخه پنجشیسر درزمینهء وابسته گی این گروه به پا کستا ن تبلیغات گسترده صورت گرفت و درنتیجهء تاکتیک تبلیغاتی این شاخه نظامی وموج پیشا هنگ نهضت اسلامی نیز از سوی مردم آگاه رخهء پنجشیر سرکوب، تار وما ومجبو ر به عقب نشینی وپراگنده گردید - درین سالها جنرال میراحمد شاه رییس توپچی وزارت دفاع مولانا فیضانی وغلام حضرت کلکانی بدون محاکمه علنی وقانونی اعدام شدند، جنرالان افسران وکارمندان عالیرتبه لشکری وکشوری وفادار به شا ه وسردار عبدالولی از خدمت در اردوی ملی، بازنشسته طرد وتجرید گردیدند - شیر آغای مهندس و کپتان گران پیلوت این دوتن از عناصر قابل اعتماد سردار محمد داوود ازسوی چریکان شهری نهضت اسلامی ترور گردید ازهمه غمناک تر اینکه به سرنوشت تلخ و رنج زندان نزدیک به بیست سا ل حبس عبدا لملک عبدالرحیم زی وزیر مالیه نیز تمکینی نشد، در آخرین سالهای حاکمیت بیروکراتیک نظامی سردار محمد داود زنده یاد مجید کلکانی در دل ودامان تاکستانها و ودره های کوهدامان شناور بود و مرحوم عبدالقیوم وکیل مردم پنجشیر فرزند کرنیل نواب یکی از اشتراک کننده گان پیشگام جنگ استقلال افغانستان نیز بر ضد دولت مرکزی به نا فرمانی آغاز نهاده بود - پیدایی شگا ف ژرف تشدید تضادهای سردار محمد داوود با شاه مخلوع، سردار ولی سلطنت طلبان وپیشوایان طریقه های نقشبندی قادری مشا یخ قلعهء جواد ونهضت اسلامی جوانان، - برداشتن، تجرید نظر بند تبعید و تبددیل رهبران قیا م 26 سرطان 1352و مهره های درشت اردو از جمله جناب محتاط زنده یاد زنده یاد فیض محمد وزیر داخله و پاچاگل وفادار وروانشاد توره خان پنجشیری که درفلج کردن سیستم مخابره وعصب دولت نقش فعال ایفاء کرده بود و بیک سخن تمامی زینه های که سردارمحمد داوود را در 26 سرطان 1352 به قدرت رسا نید ه بود ه اند همه وهمه زمینه های زوال دو لت خود مختار مرحو م محمد داوودرا فراهم کرد ند. - آخرین ضربه های مرگباریکه پایه های نظام شاهی قبیله سالاری و زمینداری اربابی را برای نخستین بار در افغانستان در 17 اپریل برابر به 28 حمل 1357 به لرزه در آورد ترور وشها د ت استاد میراکبر خیبر یکی از بنیاد گذاران رهبران حزب واحد دموکراتیک خلق افغانستان وسازمانده برجسته شاخهء نظامی قوای مسلح درجادهء متصل مطبعهء دولتی بویژه آغاز وانجام پیرو زمندانهء مراسم باشکوه تشییع جنازه میراکبر خیبر شهید و قیام هفتم ثور 1357 خورشیدی به تاریخ 30حمل بوده است درنتیجهء این قیام برمناسبات زمینداری- اربابی وبرفیودالزم برای نخستین بار ضربهء نیرومند واردشد. سلب ما لکیت کننده گان برای نخستین بار د رتاریخ بسود دهقانان وبه اشتراک دهقانان بی زمین وکمزمین سلب مالکیت شدند. این سنت در دوران حاکمیت تنظیمها مشروعیت یافت و ملیونها هکتار زمین سلطانی دولتی وخانان زیر نام غنیمت به تصرف عمدتا دهقانان وفرمانده هان خورد وبزرگ بی زمین وکم زمین وبی خانه وباغ جهادی در آمد وبه این صورت پایه های اجتماعی نظام سلطنتی در روستاها فروریخت وبه قول زنده یاد محمد انور نومیالی " امکان پادشاه گردشیها درافغانستان ازمیان رفت " و این یگانه دست آوردهای تاریخی سیاسی واجتماعی مثبت قیام ثور باهمه کارنامه های تراژیک، خام جوشیهای رهبران ناقابل وناکرده کار آنان بود است واینک بخش اول این نوشتهء پژوهشی -تاریخی بکمال اما نت داری دردسترس خوانندهء گرامی قرارمیگیرد تا در روشنایی پیش زمینه ها و شرایط ملی منطقه یی وجهانی، پیرامون انگیژه های قیام مسلحانه هفتم ثور واشتباهات تاریخی عاقل ترین دیوانه گان خاندان سلطنتی بدون غرض ومرض شخصی وهیجانات سیاسی سازمانی ملی قومی ومذهبی داوری دقیق تاریخی وعادلانه نمایند. " تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد " شب 28 حمل پایه های لرزان دولت بیروکراتیک کهن به آهنگ بسیار شتابنده وپیش چشمان باز شهریان کابل ودر روز روشن فروریخت. - حاکمیت پوسیدهء خاندان سلطنتی برای نخستین با ر درتاریخ افغانستان منسوخ اعلان شد والیان،فرماندهان اردو پولیس واداره های محلی قدرت دولتی با گسیل پیامها ی تبریکی همبسته گی داوطلبانهء خودرا با مرکز فرماندهی قیام انقلابی در کابل وولایات اعلان کردند مسأله اساسی و مرکزی این تحول تصرف قدرت ودیگر گونی سیاسی طی یکی دوروز به مقیاس ملی حل گردید. دوایر دولتی به سرپرستی معینان وزارتخانه ها بصورت منظم به کار خود ادامه داد ند و همانگونه که رهبران بزرگ انقلابهای ضد فیودالی وضد امپریالستی در سدهء بیستم جهان نوشته اند تصرف قدرت آسان بود ولی دشواری کار واقعا پس از تصرف قدرت سیاسی، بتاریخ 9 ثور 1357 خورشیدی آغاز یافت. استقرار دولت نوین نظم نوین اقتصاد وفرهنگ نوین در دستور کار رهبری قرار گرفت. به مقصد اجرای اهداف دموکراتیک سیاسی اقتصادی، فرهنگی واجتماعی وافزایش نقش رهبری کننده حزب دموکراتیک خلق افغانستان، باید دستگاه نوین کمیتهء مرکزی وشعب آن متناسب به شرایط نوین ایجاد میگردید. مقامات مورد منظوری کمیتهء مرکزی وکمیته های حزبی ولایات مشخص میشد. رهبران فعالان و اجراکننده گان فعال سیا ست داخلی وخارجی حزب، با رعا یت اصول مرامی و خطوط اساسی وظایف انقلابی مواد اسا سنامه و موازین مقاما ت مورد منظوری، بویژه براسا س شایسته گی تخصص کفایت وتجربه کاری، به مقامات قدرت دولتی وحاکمیت خلق انتخاب یا انتصاب میشدند ولی با تأ سف باید یادکرد که ازهمان آغاز انقلاب موازین اسا سنامه، ضابطه ها واصول حزبی به شیوه نظامیگرانه نقض شد کشمکش زور آزمایی مانور سیاسی وقدرت نمایی آغا ز یا فت دگروال قادر هراتی فرمانده قوای هوایی ومدافعه هوایی در جلسه ای که پیرامون نامگذاری دولت، تعیین رییس شورای انقلابی معاون شورای انقلابی وصدراعظم افغانستان دایر شده بود؛ طرحی را غا لبا به نماینده گی بخشی ازگروههای چپگرا ی قوای هوایی ومدافعه هوایی به پیش کشید که: منشی عمومی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، نام "جمهوری خلق افغانستان " را طرح وپیشنهاد کرد ولی ببرک کارمل منشی ح. د. خ. ا نام " جمهوری دموکراتیک افغانستان " را بسود تقویت پایه های اجتماعی سیاسی سازمانی ملی دولت ارزیابی نمود. من نیز نام دومی را با اهداف ستراتیژیک و غایی حزب دموکراتیک خلق، سازگارتر یافتم بنابرین طرح ببرک کارمل را تایید نمودم. پس از مباحثات اصولی نورمحمد تره کی و د یگر اعضای شورای انقلابی به نام نوین " جمهوری دموکراتیک افغانستان " همنوایی کامل نشان داده شد. شایسته گفتن است که؛ در لویه جرگهء دوران نجیب الله، علیه ترکیب " دمو- کراتیک " (مردمسالاری) کود تا شد و نام " جمهوری دموکراتیک افغانستان " به پیشنهاد پشت بردهء سلطنت طلبان، حضرت صبغت الله مجددی ورهبران بخشی از تنظیمهای کندرو ومیانه رو به " جمهوری افغانستان " تبد یل، قربانی سیا ست مصالحه ملی و ازمحتوای دموکراتیک و مردمسالاری آن تهی گردید. ولی من درین لویه جرگه تصویب قانون اساسی افغانستان علیه طرح نام " جمهوری افغانستان " با حذ ف ترکیب و واژ ه های " دمو- کراتیک " آن، بصورت علنی با دکتر نجیب مناقشه و با یک رأی مخالف، ارادهء آزاد وتاریخی خودرا باردیگر بیا ن و روی همان نام آغاز انقلاب ضد فیودالی وضد استبدادی ثور (جمهوری دموکراتیک افغانستان) آگاهانه پافشاری کردم. هرچند این پایه داری و " رأی مخالف " ومناقشهء من در جلسهء عمومی لویه جرگه، دکتر نجیب لله،را سخت برافروخته خشمگین وتلافی جوی ساخت و به بهای زنده گی آزاد من تمام شد مرا. زندانی شکنجهء روانی تجرید اخراج غیابی از حزب ومحکوم به مرگ کرد ولی ای کا ش رهبر جوان حزب وطن بدست میرثخواران استعمار کهن ونظامیگران پنجاب به دار آویخته نه میشد وغرور سالم خلق افغانستان جریحه دارنه میگردید و فرزندان مردم ستمدیدهء وطن تا مرز کنو نی؛ احسا س استخوانسوز حقارت خصومت وانتقام را، درد لها خونین و سرهای پرشور خویش نه می پروده اند وفرایند جدایی سیاسی، سازمانی رهبری ملی واجتماعی تبعدیان ومهاجران میهن ما بگونهء امروز ژرفا وپهنا کسب نه میکرد. به هر حال دردهم ثور7 135 خورشیدی نخستین جلسه شورای انقلابی " جمهوری دموکراتیک افغانستان " درقصر صدارت عظما دایر شد مبارزه برای تقسیم قدرت بازهم یک روز تمام ادامه یا فت درپایان چانه زدنهای طولانی بین رهبران خلق وپرچم، سرانجام سنگ پایهء نخستین حکومت جمهوری دمکراتیک افغا نستان درفضای تیره وتار ناباوری متقابله توسط معماران نا کرده کار قیام نهاده شد وداغ زوال ازهمان نقطهء آغاز، درسرنوشت غم انگیز این حاکمیت نقش بست ودر همان روز نخستین تقسیم قدرت سیاسی شوربختانه، همه ارزشهای قبول شدهء سند 12سرطان 1356 خورشیدی بین نماینده گان دو جناح قبلی خلق وپرچم فاقد اعتبار وازسوی حفیظ الله امین و فرمانده " سپیده دم انقلاب! " پنبه شد. درنخستین بهار انقلاب به علت نقض نا بهنجار موازین سازمانی رهبری اصول مرامی وارزشهای اعلامیهء جهانی حقوق بشر مبارزهء درون حزبی تشدید یا فت رهبران جناح پرچم درنتیجه یک تفاهم با منشی عمومی حزب و حفیظ الله امین نخست به سفارتها تعیین و عملا تبعید وسپس تصفیه شدند هنوز دوماه تمام سپری نشده بود که سلطان علی کشتمند وسلیمان لایق جنرال رفیع وزیر فواید عامه، جنرال قادر هراتی وزیر دفاع وجنرال شاه پور احمد زی لوی درستیز به گناه اذان نا بهنگام خویش درجلسه نهم ثور 1357شورای انقلابی وظاهرا به اتهام توطیهء کودتا علیه حاکمیت خلق زندانی وشکنجه شدند همزمان با آغاز اختناق سیاسی علیه رهبران پرچم، رهبران وفعالان سازا درپیشا پیش آنان محمد طاهر بدخشی و دکتر زرغون عضو رهبری استاد بایس هراتی و صد ها تن از رهبران فعالان جناحهای ی خلق پرچم سازا وهودارا ن اندیشه های دموکراتیک نوین یکی پس ازدیگری در راه رهایی مردم زندانی ودردل زحمتکشان وطن جاودانه شدند ظاهر افق نیز به علت اختلاف اصولی قبلی وانشعا ب خود با حفیظ الله امین بزنجیر کشیده شد. دست آوردهای قیام مسلحانهءهفتم ثور از دست آوردهای دموکراتیک قیام پیروزمند هفتم ثور،علیرغم داوریهای یکسونگرانه منکران قوانین تکامل تاریخ، فرمانهای شورای انقلابی آن بوده است به اساس این فرمانهای پیاپی شورای انقلابی ج. د. ا د برای نخستین بار درتاریخ قدرت سیاسی از خاندان سلطنتی به نماینده گان آگاه طبقات واقشار زحمتکش وفرزندان اقلیتهای ملی ومذهبی کشور انتقال یافت فرمانهای دموکراتیک شورای انقلابی بر منا سبا ت کهن قبیله سالاری، زمینداری- اربابی اشرافیت فیودالی سودخوران داخلی ونفتخواران امارات خاور میانه وشرکای جهانی آنان، ضربات خورد کننده وارد کرد و پایه های اجتماعی فیودالزم را به لرزه در آورد این گرایشهای ترقیخواهانه تحولات تند و نوین اجتماعی فرهنگی وساختمانی، بویژه نهضت صنفی برابری حقوق زنان با مردان جنبش جوانان اتحادیه کار گران و دهقانان هنرمندان و جنبش سواد و سواد آموزی، درآغاز جلوه های خوشایند بیدار ی بخش وآگاهی آفرین داشت موجز اینکه فرمانها ی شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان خلاف تبلیغا ت میان تهی سکون پرستان کج آهنگ همه بسود زحمتکشان کشوروبا رعایت دقیق احکام دین اسلام وسنن پسندیده ملی ومذهبی مردم میهن تساوی حقوقی ملل ومردمان بویژه برابری حقوقی زنان با مردان و تآمین عدالت اجتماعی وضع شده بود. برای آگاهی بیشتر ماهیت دموکراتیک وعادلانه بودن فرمانهای شورای انقلابی ا ینک به ایجاز کامل نوشته میشود که: - به موجب فرامین نمبر یک ودو نورمحمد تره کی به حیث رییس وببرک کارمل به حیث معاون شورای انقلابی و کابینه جمهوری دموکراتیک افغانستان تشکیل شد - به موجب فرمان شماره 3 قانون اساسی دوران سردا ر محمد داوود ملغا ومحاکم ملکی ونظامی تشکیل گردید. - قیود استعداد کش کنکور صنف هشتم منسوخ اعلان شد. - اکادمی علوم ج. د. ا برای نخستین بار درتاریخ کشورما بنا نهاده شد. - درس اجباری زبان پشتو ملغا گردید. ومرکز زبانهای پشتو فارسی ودیگر زبانهای ملی کشورما در چهار چوب اکادمی علوم جمهوری دموکراتیک افغانستان با کیفیت نو گشایش یافت. - حقوق کوپون آرد ودیگر مواد اولیهء زنده گی کارگران با کارمندان دولت یکسان گردید واز چها ر سیر به هشت سیر ارتقا یافت. - جنبش ساختمانی وخا نه سازی وکارهای داوطلبانه، روان جامعه را دیگر گون ساخت - مکروریونهای شهر کابل فابریکه خانه سازی بلاکهای سارندوی واردو کوپراتیف مسکن و شبرغان پنجصد فامیلی وسره مینه (کارته شهیدان) ودیگر شهر ها ی افغانستان فهرست ناقص کارهای خانه سازی دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان بوده است. تعداد این اپارتما نها ی عصری ای که از سوی دولت به کارگران و کارمند ان بیخانه وبه افسران سارندوی، اردو استاد ان معارف دانشگاه وکارمندان دستگاه کمیتهء مرکزی وشهر کابل به قیمت ارزان وبه اقساط دراز مدت درمرکز وولایات توزیع گردید به هیچ رو کمتر از ده هزار اپارتمان نبوده است طی شش ماه کار ساختمان چها رصد مکتب بصورت اساسی وپخته تکمیل گردید وهفت صد مکتب جدید گشایش یافت. اگر خاندان سلطنتی در پنجاه سال 1900از شاگردان ممتاز اشراف شهری وبروکراتان وکارمندان دولت را جهت فراگیری تحصیلات عالی وتخصص به کشورهای پیشرفته اروپا فرستاده بود وزارت تعلم وتربیت حکومت جمهوری دموکراتیک افغانستان به اسا س پروکوتولهای جدا گانه با شوروی ودیگر کشورهای سوسیالستی وهند هر سال شش صد شاگرد ممتاز لیسه های مرکز وولایات کشوررا بدون تبعیض جنسی جهت تحصیلات عالی به خارج فرستاد، ولی پس از شکست ودیگر گونی حاکمیت هفت ثور 1357 به 8ثور 1371 خورشیدی، اگر که سه ملیون جریب آبی للمی و جنگلا ت خلاف پلانهای شهری وموازین بهبود محیط زیست دراطراف شهر کابل هرات بلخ ننگرهار پکتیا ودیگر شهرها ی بزرگ ومراکز ولایات از سوی روستا ییا ن مسلح خانواده های شهیدان معلولان ومعیوبان افسران بازنشسته جنگسالا ران زیرریش امیران تنظیمها ی جهادی چور و خط اندازی و طی سالهای 1371 - 1388 به آهنگی پرشتاب آباد گردید، و لی این اصلاحات هزاران بار عادلانه تر از روند توزیع آگنده از فساد وکند شهرداری های ضد دموکراتیک دستگاه دولت اسلامی امریکاییان افغان تبار به مقیاس ملی میباشد تا جاییکه رییس جمهور، وزیر شهر سازی، شهردار کابل ووالیان، سلطنت طلبان واشرافیت کهن، در رسانه های گروهی افشاء گری واعتراف کرده اند؛ فرایند غصب ملکیتهای سرکاری، ملا کان فیودال وبیروکراتان رشوه خوار، دردوران حاکمیت تنظیمهای اسلامی ساخت پاکستا ن وایران و دولت اسلامی حامد کرزی ازسال 1371- 1388 خورشیدی پنج برابر دوران فرکسیونهای خلق وپرچم ژرفا پهنا و شتاب خود به خودی داشته ا ست اگر از بطن این مناسبا ت تولیدی، شبکه های سازمان یافته کشت ترافیک و تاجران مواد مخدر ویک ملیون معتاد سربلند نه میتوانست واین نیرو بسود تشکل ورهایی دهقا نا ن کارگران وزحمتکشان شهر ها وروستا های خراب و مهاجران اجباری افغانستان سمت وسوی آگاهانه می یافت بدون ترس از اشتبا ه تحریک طالبان بخش ترورستی حزب اسلامی واپسگرایان درون دولت اسلامی به زیر درفش مقاومت جبهه متحد ملی خرد وخمیر وراه رشد انقلاب ملی ودموکراتیک افغانستان مستقل متحد دموکراتیک وتجزیه ناپذیر ما کوتاه وروشن میشد ولی نباید از مکافات عمل غافل شد که به گفتهء سخنوری " گندم ازگندم بروید،جو زجو" اشرافیت نوین و صاحبان ثروتها ومالکیتهای بادآورده سی سال آخر نیز دیر یازود توسط اردوی بیکاران شهرها ودهقا نان فقیر، معتادان معلولان معیوبان لشکر ملاهای بی زمین وکم زمین مساجد، استاد ا ن معارف وکارمندان پایین رتبهء دولت سلب مالکیت خواهند شد. کاخ نشینان شهر ها، بطور کلی طفیلیان تاریخ نیز اگر چور نشوند ولی درافغانستان به آرامی نفس نخواهند کشید زیرا درکشوری که ستمگر باشد ستمکش نیز برای دوام وبقای زنده گی وآزادی خویش به زیر تیغ ستمگران فریاد داد خواهانه خواهد کشید و به گونه دختران آزاده دره های سوات، از سوی طالبان عربی وافغانی تازیانه خواهند خورد با شعله های سرکش آتش خواهند سوخت ودرکام امواج خروشان دریا ها فرو خواهند رفت وبه گونهء خواهر جورجانی ما ذبح خواهند شد ولی طوفان خشم زنجیر شکنانه عصیا نگرانه ودادخواهانه ملیونها زن ومرد وکودک تحت ستم واستثمار تبعیض و تبعیدیان میهن ما منطقه وجهان ما سرانجام پایه های لرزان حاکمیت نفتخواران و صاحبان صنایع جنگی جهان وشرکای منطقه وافغانی آنا نرا لرزان تر خواهد کر د نتیجه فقط در آستان چنین شرایط و ا و ضاع آشفته و پرتب وتاب سیاسی جنرال ضیاءالحق رییس دولت نظامی پاکستان به هنگام سفر رسمی خود به ایران؛ بتاریخ 18سنبله 1357 (9سپتمبر 1978 م) به میدان هوایی کابل، فرود آمد وبیدرنگ نزد نور محمد -تره کی رییس شورای انقلابی افغانستان در مهمانخانه تابستانی دولتی درپغمان شتافت هرچند درین مهمانی غیر رسمی رییس جمهور پاکستان دعوت نشده بودم؛ ولی به اساس گزارش شفاهی نور محمد تره کی منشی عمومی کمیتهء مرکزی درجلسهء دفترسیاسی جنرال محمد ضیاء الحق رییس جمهور پا کستا ن، پس از ابراز امتنان تعارفا ت دیپلوماتیک وسپا س از مهمان نوازی رهبر حزبی و دولتی، به نورمحمد تره کی اطمینا ن بخشید که "رویداد های افغانستان مسأله داخلی افغانستان است وپاکستان دران دخالت ومداخله نخواهد کرد ولی دولت پاکستان از مساعدتهای انساندوستانه و بشری به مهاجرین افغانستان دریغ نه میکند " همچنین محمد ضیاء الحق رییس ادارهء نظامی پا کستان برای حل وفصل عادلانهء همه مسا یل مورد اختلاف ومنازعه بین افغانستان وپاکستان سترسرحدات (پوشش خط دیورند) را یگانه امکان عملی وصلح آمیز ارزیابی کرد ومتذکر شد که هرگاه افغانستان توافق داشته باشد جا نب پاکستان این توانایی را دارد که وظیفه ستر سرحدات مشترک را با جابجا کردن هشتاد هزار سرباز اردوی منظم وملیشه ها ی پاکستانی بعهده گیرد همان طرح استراتیژیک ادارهء نظامی پاکستان 27 سال پس توسط جنرال مشرف به حامد کرزی رییس دولت اسلامی افغانستان و "جامعهء جهانی " به شیوه آمرانه دوباره "دیکته " و تکرار گردید خلاصه. جنرال محمد ضیاء الحق در لابلای این واژه های غیر رسمی گوهر اهداف ستراتیزیک دولت نظامی پا کستا ن و برسمیت شنا خته شدن خط استعماری دیورند را خیلی ظریفانه مطرح کرد ولی نورمحمد تره کی رییس شورای انقلابی افغانستان در برابر این طرح ضیاءالحق با صراحت کامل واکنش نشاند اد وگفته بود که " این مرز یک خط استعماری است بگو نهء شمشیری درپیکر افغانستان توسط استعمار بریتا نیا فرورفته و ملل ومردمان دوسوی مرز استعماری دیورند را ازهمدیگر بصورت غیر طبیعی جداساخته است،دردناک تر اینکه: به هنگام تجزیهء هند و تشکیل دولت پاکستان (1947م)، به مردم پشتونخوا وبلوچستان حق خود ارادیت داده نشد درفرجام نورمحمد تره کی رییس شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان بدون رعایت ظرافتهای دیپلوماتیک به رهبر ادارهء نظامی پاکستان این پیشنهاد خودرا صاف وپوست کنده مطرح کرد ه بوده اند که: " به مردم پشتون وبلوچ آنسوی دیورند این حق وامکان عادلانه را فراهم کنید تا مقدرات تاریخی خودرا از طریق انتخابات دموکراتیک وآزاد تعیین کنند و هرگاه حق خود ارادیت خلق پشتونخوا وبلوچستان ونام پشتونخوا در قانون اساسی پاکستان برسمیت شناخته شود دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان نیز به اساس ارادهء آزاد مردم پشتونخوا وبلوچستان این خط را برسمیت میشناسد واسناد وتوافقهای جدیدی را درین زمینه به شمول حق ترانزیت کالای تجارتی افغانستان از بندر کراچی وخاک پاکستان امضاء میکند " ولی واکنش دولت نظامی پاکستان همان خیمه بندی در نوار استعماری دیورند از چترال تا بلوچستان، درامتداد (0 264) کیلومتر وپناه دادن به دشمنان گونه گون عربی وعجمی اروپایی افریقایی امریکایی و مخالفان گونه گون تندرو کند رو ومیانه رو افغانی وسرانجام صدور ضد انقلاب، طالبان سیاه،(خاکستری سفید!) القاعده ونیروهای خودکش بیگانه پرور ودرنهایت " تیرورزم بین المللی! " وخاشخاش سالاران وجامعهء جهانی درکشورما میباشد. هرچند حفیظ الله امین نخست وزیر (لومری وزیر) در دومین جشن استرداد استقلا ل افغانستان پیش از آ غاز رسم وگذشت شاگردا ن معارف در ستدیوم چمن، خلاف معمول بجای وزیر معارف، سخنرانی بلند پروازانه کرد، و پشتونهای آنسوی خط دیورند را به شیوهء تحریک آمیزی فراخواند تا از،مکاتب دانشگاهها مراکز فرهنگی وتعلیما ت عالی در افغانستان استفادهء مجانی کنند ولی پس از شهادت فاجعه آمیز نور محمد تره کی از زمین وآسمان از داخل وخارج، از سوی ابر قدرتهای دور ونزدیک،دوستان ودشمنان ودولتهای واپسگرای منطقه زیر ضربات هماهنگ ومرگبار قرار گرفت حفیظ الله امین برای نجات ازین وضع دشوار به آزمایش راهها، و سا یل و طرح سیا ست داخلی و خارجی فرصت طلبانهءنوینی آغاز کرد. به انجام مذاکره وحل مسایل مورد اختلاف با دولت پاکستان تن درداد. بگونهء تمامی حکومتهای دوران سلطنت و سردار محمد داوء و د را ه سازش وچپگرد تند را در پیش گرفت مشتاق پذیرایی گرم از سوی آغا شاهی وزیر خارجه پاکستان شد ولی درنیمه راه این تند پیج سیاسی و معامله گری با محافل حا کمهء پاکستان ازسوی مارگیران ویژهء امنیتی شوروی درقصر تپهء تاج بیگ مسموم با هجومی برق آسا سرکوب خونین و قدرت بی لگام خودرا قربان بازیهای سیاسی با ابرقدرتها وبلندپروازیهای سیطره جویانهء قومی خود کرد.
|
برگرفته از سایت خاوران





از مـــرگ و زوال انقـــلاب وطنـــم