م.ظ (برلاس)
افکار و اندیشه هایی( باعث ) در چکاد مبارزات ملی مردم ما قراردارد
طلوعی بود در پهنای تاریک
که پرتو بر شب دیجور میداد
همی سوخت مثل شمعی درشبستان
فضایی زندگی را نور میداد
( ب )
مولانا بحرالدین ( باعث ) شخصیت کم نظیری بود که با کار و پیکار خستگی ناپذیر خویش یاد و خاطرات جاویدانه و ماندگاری را در سینه های مردم ما به یادگار گذاشت او بسان شمعی در شبستان تیرۀ سرزمین استبداد زدۀ ما مدتی کوتاهی پرتو افگند اما برای لحظۀ هم سایۀ سوزنده و شوم شلاق غداران خونخوار رژیم های مستبد سلطنتی ، جمهوریت وبه اصطلاح جمهوری دمو کراتیک از دور سرش بیرون نشد ، تا اینکه ستم باره گان اورا مثل سایر چراغ داران راه تیره و تارزندگی مردم ما به گلوله بستند وازآسمان آرمان های زحمتکشان به زیر کشیدند ، جای گاه ( باعث ) در خوری هرگونه تعریف ، تمجید و ستایش است . او حق دارد چون یک آرمان بزرگ در سینه های مردم جای و مقام داشته باشد برای اینکه او عقل خرد ، دانش و زندگی خود را قهرمانانه وقف مردم نمود ، از همه لذایذ زندگی چشم پوشید این حد اعلای فداکاری یک قهرمان است . تاکسی اورا ندیده باشد به بزرگی اوبا خوانش ستایش نامه ها و با شرح و بیان کلمات معمولی پی نخواهد برد .
من درحوزۀ روشنفکران نام مولانا بحرالدین ( باعث ) را شنیده بودم اورا مثل سایر استادان محترمم ( یادشان گرامی باد) مخدوم شاه جان ، مولوی خلیفه ، ملامحمد صدیق ، ملا نورالله و مولوی عاشور محمد که دارای ریش بلند عمامه سپید با جامۀ دراز و کشاد بودند تصور می کردم. تا اینکه با او ازنزدیک ملا قات نموده با افکار و اندیشه اش آشنا شدم برعکس تصورم او ریش نداشت قامت میانه موی میگون چشمان میشی مایل به سبزی قاقمۀ شتری به تن ولنگی سپید برسرداشت او خیلی جوان بود وداشتن القاب ودرجۀ مولوی گری برایش زود مینمود . در یک روز نوروز به معییت وی وتعداد از جوانان به شهر نو فیض آباد محل برگذاری روز نوروز رفتیم تعدادی از معززین مامورین استادان وشاگردان مکاتب وعدۀ زیادی از اهالی شهر و قرا ء اطراف آن به شمول والی ولایت بدخشان روشندل وردک درآن جا جمع آمده بودند . تا با نشاندن نهال روز نوروز را افتتاح ومیلۀ بهاری و روز دهقان را که شامل نمایش وسایل ، ابزار آلات و محصولات نمونوی زراعتی و بز کشی عنعنوی بود آغاز کنند .
بعد از صحبت والی ولایت از مولانا بحرالدین (باعث ) دعوت به عمل آمد که بمناسبت روز نوروز و روز دهقان سخنرانی و موعظۀ ایراد نماید ، (باعث ) بروی ستیژ برآمد . او بر خلاف معمول بدون اینکه از والی ولایت و حکومت داران تعریف نماید از مردم از زحمتکشان و ازدهقانان که تولید کنندگان نعمات مادی جامعه و زندگی هستند با ارائه آیات و حدیث متعدد وتیوری نوین انقلابی ستایش نمود . او دستگاه حاکمیت کنونی را بمثابۀ وسیله و ابزار ظلم و استبداد وبحره کشی بیرحمانه از زحمتکشان به نفع استثمار گران وزمین داران بزرگ وسرمایه داران نکوهش کرد همچنان اربابان ومتنفذین پیرامون حکام را بسان زالو ها وانگل های طفیلی معرفی نمود که خون مردم را می مکند وآنها را شایسته و مستوجب عذاب درد ناک اخروی وانمود ساخت . در این اوضاع و احوال جای تعجب این بود که با وجود این همه ملامتی و نکوهش والی ولایت وقوماندانان ارباب ها و متنفذین محلی اطراف وی کدام عکس العملی نشان ندادند و در جریان سخنرانی (باعث ) که درد های پنهان مردم را بیان می کرد کسانی را دیدم اشک از چشمان شان جاری شده بود با فش لنگی یا دستمال چشمان خویش را پاک مینمودند بعد ختم سخنرانی روشندل وردک با زیرکی خاص باعث را در آغوش گرفته و رویش را بوسید ، با طبعییت از والی اشخاصی که در اطراف والی بودند با ( باعث ) مصافحه نمودند ، سپس همۀ حاضرین به جایگاه نهال شانی رفتند و والی ولایت از باعث تقاضا نمود با نشاندن نخستین نهال روزدهقان را تبرک بخشد .
پس از آن بار ها زمینه فراهم شد با باعث صحبت نموده از دانش و معلومات او کسب فیض نمایم ، ویژه گی عمدۀ که دراویافتم علاوه بر خرد و اندیشه عالی شجاعت در حد اعلای او بود که در پندار نمی گنجید وباور نکردنی بود . او ترس را زادۀ جهل می دانست .
از اینکه برخی رسانه ها و سایت های برون مرزی سی ومین سالگرد شهادت ابر مرد خرد ودانش ورزم وپیکار مولانا بحرالدین ( باعث ) را با نشر سلسله مقالات از زندگی نامه خاطرات و یادمان های همرزمان ، پیروان و هوا خواهان او برگزار نموده اند . دراین گفتمان ها بسیار ناگفته ها گفته شد که همۀ آن قابل تعمق و اندیشه است. اما در برخی از موارد دوستانی براساس گفتگی ها و شنیدگی ها اظهارات غیر واقعی نموده اند که ولو باحسن نیت هم باشد قابل تصحیح است. بطور مثال این گفته : « مولوی بحرالدین در جریان رخصتی های زمستانی ( 1351 ) درشهر فیض آباد تظاهرات مردم قریه جات ارگو بدخشان را یکجا رهبری نمود ....بیک اشارۀ مولوی بحرالدین باعث دروازۀ هنگرهارا شکستانده گندم را در بین خود تقسیم نمودند ... و تعداد مظاهره کننده گان رادو هزار تخمین کرده اند . »
از اینکه این قلم با دیگرفعالین مظاهره ازاول تا آخیرطرح راه اندازی و انجام مظاهره و جریان آن سهیم بودم بمنظور روشنی انداختن پیرامون این رویداد ضمن توضیح چشم دید هایم آنچه را که بیاد مانده وهمچنان بخاطر گرامی داشت از یاد و خاطرۀ بحرالدین باعث نقطه نظر هایم را بیان داشته و هم برای دقیق ساختن مسأله گفت و شنودی را با قیام الدین قیام یکی از یاران و هم بند های اوانجام دادم که در این رابطه توضیحات لازم ارائه خواهند داد .
قبل از اینکه به گفت و شنید با وی بپردازم بیو گراف مختصر او را که تحت کلیشۀ در شماره پنج سال ( 1359 ) نشریه مرکزی سازمان انقلابی زحمت کشان افغانستان نشر شده به خوانش گرفته در ادامه روی داد های بعدی را از خودش میشنویم :
و مدتی هم بحیث منشی کمیته ولایتی بدخشان س ، ا ، ز ، ا و بعداً به صفت منشی دفترمرکزی ومسوول تشکیلات کمیته مرکزی س ، ا ، ز ، ا اجرای وظیفه نمودم بعد از استقرار دولت اسلامی افغانستان ( 1373 ) ه ش به تاجیکستان مهاجر شده دوازده سال در آنجا بسر بردم در تاجیکستان هم زمانیکه بحیث منشی وسر پرست کمیته پناهندگان مقیم تاجیکستان انجام وظیفه می کردم به نسبت دفاع از حقوق پناهنده گان افغانستانی در آن کشور که برخلاف موازین انسانی واعلامیۀ جهانی حقوق بشربر ضد پناهندگان از طرف نیروهای امنیتی وپولیس و برخی مقامات دولتی تاجیکستان صورت میگرفت مراجع بین المللی را درجریان این تخطی ها قرار میدادیم ادارۀ مهاجرت که بنام دفتر گریزه ها نامیده می شد کارت مهاجرت مرا بی اعتبار ساختند و از آن پس تحت حمایت اداره ملل متحد قرار گرفتم و با کمک اداره ملل متحد وبعد پذیرشم بحیث پناهنده توسط دولت کانادا به ایالت انتریوی کانادا منتقل شدم مدت بیشتر ازسه سال است با فامیلم درشهر لندن کانادا هستم و بحیث عضو انجمن اجتماعی و فرهنگی افغانهای شهر لندن انتر یوی کانادا اجرای وظیفه مینمایم .
آقای قیام طوریکه در جریان قرار دارید چندی است سلسله گزارشات بیاد بود از زندگی ویاد و خاطرات مولانا بحرالدین باعث در تعدادی از سایت های برون مرزی راه اندازی شده شما که از جملۀ روشنفکران شناخته شده و پیشگام چهار دهۀ اخیر هستید ومدتی هم با باعث به ارتباط مظاهرۀ که به خاطرتوزیع عادلانه گندم ودیگر مواد امدادی در ولایت بدخشان راه اندازی شده بود زندانی بودید می توانید در این موارِد به برخی پرسش ها جواب بگویید؟
جواب : با تشکر از شما که سبب می شوید دریک مسألۀ جدی سهیم گردیده واز رویداد مهم تاریخی یاد آور شوم .
اقای قیام ! طوریکه آگاه هستید و درجریان قرار داشتید به اثر خشک سالی وقحطی سال ( 1351 ) عدۀ زیادی مردم بدخشان به ولایات همجوار آواره گردیده عدۀ فرزندان خویش را فروختند ویا رایگان به مردمانیکه زندگی بهترداشتند واگذار شدند وروزانه تعداد چشمگیری از گرسنگی میمردند برخی مرده های شان را بخاطر جلب توجه هیأت موئسسات خیریه کشور های خارجی که مقر شان کلوپ نمبر یک بود می آ وردند ومن که محل کارم آنجابود این صحنه های تراژیک را می دیدم ، جامعۀ جهانی بادرک این رویداد و حوادث ده ها هزار تن گندم و دیگر مواد غذایی را به منظور امداد رسانی به مردمان بدخشان انتقال داده در گدام ها ، هنگر ها ومندوی فیض آباد ذخیره نموده بودند ، بعداً هیأت موئسسات خیریه با صدها پیکپ و تیوتا وارد فیض آباد گردیده در پهلوی کار مندان دولتی توزیع گندم ودیگر مواد غذائی را به مستحقین آغاز کردند مدتی از پروسه این کار نگذشته بود غلام علی آیین والی ولایت بدخشان بنا بر خصلت ضد ملی که مانند دیگر مسوولان هیأت حاکمه داشت با تفاهم مقامات مرکزی در زد و بند باچند تن ازمتنفذین محل تجویز گرفتند گندم ودیگر مواد امدادی را دربدل کار توسط تیکه داران وقرار دادی ها به مصرف برسانند وکسانی که موتر ترک وگاز روسی داشتند باقراردادی قرارداد بستند که در بدل هرمتر مکعب ریگ و جغل که در سرک می رساندند گندم بگیرند وکسانی هم باقرار دادی قرار گذاشتند با هموار کردن ریگ وجغل ریخته شده در سرک های موتر رو مقداری گندم دریافت کنند این قراردادی آخری هم چند نفر مزدورکار چاق و باقوت را اجیر می نمود تاریگ و جغل را در موتر بار وجغل ریخته شده را هموار کنند بدینگونه گرسنه گان بیوه ، یتیم ، زنان ، پیرمردان ، آنانیکه قوت کار را نداشتند وعامۀ مردم مهتاج وگرسنه ازاین مواد امدادی محروم شدند .
زیرا موتر های ترک سنگ کش وجغل کش درآن زمان انگشت شمار بود بنابرآن با ظرفیت موتر های موجود تعداد معدودی باوسیله ، واسطه و بامزد ناچیز درکار جذب شدند واکثریت مردم همچنان ازگرسنه گی عذاب میکشیدند ومیمردند وگندم امدادی از گدام ها ی دولتی به گدام وذخیره گاه های شخصی منتقل میگردید وجغله اندازی که به صورت غیر فنی عملی می شد با گذشتن چند موتر بار بری به دوبغل سرک پاشان می شد درنهایت حاصل این کاراحمقانۀ هیچ بود ومردم مستحق کمک همچنان ، مظلومانه تلف میشدند ، هزاران خانواده مردم گرسنه از قراء قصبات چون یفتل ها ارگو درایم خاش شهر بزرگ ولسوالی ها و علاقه داری ها بخاطر گرفتن مواد امدادی در مرکز ولایت جمع آمده بودند تا از مواد امدادی مستفید شوند . با وصف موسم سرما پیر مردان زنان واطفال در دشت ها و ویرانه ها می خوابیدند بادمیدن آفتاب کسانی را که از گرسنگی وسرما زده گی مرده بودند با کمک مردم محل دفن میگردید وهمچنان گندم امدادی درگدام های شخصی سرازیر میشد .
در چنین اوضاع واحوال تعدادی از کادر ها وفعالین س ، ا ، ز ، ا تجویز گرفتند که بر علیه این اقدام ضدملی غیر انسانی وظالمانه حکومت و والی ولایت مارش اعتراضی را با اشتراک دهقانان ومردم گرسنه به راه اندازند واز مقامات دولتی خواسته شود که توزیع مواد امدادی را از سر بگیرند . طرح راه اندازی مظاهره هنگامی ریخته شد که مولانا بحرالدین باعث همراه با ظهورالله ظهوری در ولسوالی جرم حضور داشتند ، باعث درمدرسه و مسجد جامع ولسوالی جرم طی خطابۀ جذاب و پر شور عمل صوفی قربان محمد را که با ایجاد حلقه خانۀ ده ها تن از جوانان و نوجوانان را به دور خود جمع نمود ه با کار های مشکوک و نگران کننده اش سبب تشویش اهالی آن ولسوالی شده بود تقبیح نموده بنا برآن باعث ضمن مناظره با صوفی قربان محمد در محضر مولوی نذیر محمد و تعدادِ از علمای دینی و طالبان آن مدرسه و بزرگان ولسوالی جرم روش و کار وی را خلاف شرع وغیراخلاقی قلمداد نمود ه و این امر سبب آن شده بود که تعداد بیشتر مریدان صوفی قربان محمد به رهبری صوفی بهادر ازوی جدا شده در ضد یت با وی حلقه خانه اش را به نام لانه فساد و دام تذویر ویران نمایند این جنجال ها سبب شکایت صوفی قربان محمد علیه باعث شده وعرض حال او به مقام ولایت و قوماندانی امنیه رسیده بود بناءً قوماندانی امنیه دستور احضار باعث را صادر نموده بود زمانیکه باعث وظهوری به مرکز فیض اباد بر گشتند در آخرین جلسه طرح راه اندازی مظاهره اشتراک کرده تصمیم اتخاذ شدۀ کادر ها و فعالین سازمان را در راه اندازی مظاهره تأیید نمودند . وهم دراین جلسه تصمیم اتخاذ شد ازاین که باعث درطی سپری نمودن دوره عسکری قراردارد اگر بعد انجام مظاهره دستگیر وزندانی شود جزای آن مطابق قانون عسکری سنگین خواهد بود بنا برآن باید قبل از شروع مظاهره به قوماندانی امنیه مراجعه واتهامات وارده توسط صوفی قربان محمد را علیه خویش رد نماید . ودر جریان مظاهره اشتراک نکند .
مگر باوصف عدم اشتراک مولوی بحرالدین باعث در مظاهره ( 1351 ) والی ولایت اتهام نامۀ ترتیب داده به شست و امضای تعداد ی از متنفذین دربارش رسانیده بود که تحقیقات پولیس و ثارنوالی برعلیه متهمین واقعۀ مظاهره برمبنای آن صورت گرفت وصدور حکم محکمه علیه متهمین نیز در چوکات این طومار گذاشته شد . دراین اتهام نامه وا نمود شده بود که : مولوی بحرالدین باعث رهبری مظاهره چیان را به عهده داشت در جای های معیین علیه دولت سخنرانی نموده وبه رژیم سلطنتی توهین کرده وامر چورکردن گندم ودیگر مواد امدادی را به مظاهره چیان داده است . واتهامات مشابه با اندکی تفاوت به دیگر رهبران مظاهره نیز وارد شده بود در حالیکه این اتهامات بخصوص در مورد اشتراک باعث در مظاهره واقعیت نداشت .
سوال : آقای قیام شماکه یکی از فعالین رهبری مظاهره بودید که بالاثرآن زندانی شده پای تان تا زندان دهمزنگ کابل هم کشیده شد لطفاً با درنظر داشت آنچه اظهار شد لطفاً ازخاطرات خویش در این مورد مارا مستفید سازید ؟
جواب : طوریکه توضیح کردید من ضمن تأکید بر صحت گفتار شما خاطر نشان میسازم اینکه ؛ عدۀ از کدر ها ی س ، ا ، ز ، ا نشست هایی را ترتیب داده ماه میزان 1351 تصمیم گرفتند تظاهرات مسالمت آمیزی را جهت جلب توجه مقامات حاکمه و موئسسات بین المللی راه اندازی نمایند تا مواد امدادی به شکلی که قبلاً توزیع میگردید دوباره توزیع آن ادامه یابد در آخرین نشستی بدین منظور در خانه غلام صدیق ( ساعی ) تدویر یافته بود ، قرار براین شد تا فردا مظاهره از نزدیک گدام گندم که مرکز تجمع نیاز مندان به مواد امدادی بود باتدویر میتینگ آغاز وبعداً راه پیمایی از راه رفکها دامنۀ کوه جلغر بسوی شهرکهنه فیض آباد که مقرارگانهایی دولتی و ولایت بود ادامه یابد ، شعار ها مشخص ، وظایف سخنرانان ، شعار دهنده گان ونظارت چیان معیین شده بود تا از بی نظمی واخلال امنیت مردم ودوکان داران جلو گیری شود همچنان قرار براین شد تا مولانا بحرالدین باعث که در حالت گذشتاندن دورۀ احتیاط عسکری قرار دارد درمظاهره اشتراک نه ورزیده قبل از شروع مظاهره در ادارۀ پولیس حضور یابد تا مقامات ازعدم حضور موصوف در مظاهره متیقین شوند . مظاهره در زمان وموقع پیش بینی شده آغازگردید در رأس رهبری مظاهره ظهورالله ظهوری به سواری اسپ ارباب سیف الدین ارگوچی که به اختیارش گذاشت بود قرار گرفت، اولین میتینگ در نزدیک گدام « هنگر »شهر نو فیض آباد تد ویر گردید بخشی از اهالی شهر تعداد از مامورین ، شاگردان مکاتب ، معلمین وبه خصوص دهقانان وخانواده های محتاج و گرسنه که از محلات به شهر آمده ودر اطراف گدام تجمع نموده بودند بدنه اصلی مظاهره چیان را تشکیل میداد در میتینگ مظاهره اشتراک نمودند ، سخنرانان اوستا وعبدالقدوس حازم ( هردو بعد هفت ثور 1357 توسط رژیم به شهادت رسانده شدند وآخرین بار اوستارا درماه عقرب 1357 در دهلیز زندان دهمزنگ دیدم سخت زخمی ومجروح بود بعد احوال پرسی کوتاه با لبخند تلخ ازهم جداشدیم ) ظهورالله ظهوری ، محمد غنی فکرت ، غلام صدیق ساعی و چند تن دیگر بودند ، باختم نخستین میتینگ راه پیمایی از طریق دامنه جلغر به طرف شهر کهنه فیض آباد با دادن شعار هایی ، ما نان وغذا می خواهیم ، مامی خواهیم مواد امدادی به مستحقین توزیع شود ، دست غارت گران ازمواد امدادی کوتاه ، مرگ بر حکام ضد مردم ، زنده باد روشنفکران وطنپرست .
آغاز گردید صف کاروان مظاهره چیان دراز بود آخر مظاهره چیان هنوز در اطراف گدام قرارداشت سردستۀمارش کننده گان به پل آهنین روی در یای کوکچه رسیده بود ند با در نظر داشت این فاصله تعداد تظاهر کننده ها را تا ده هزارنفر تخمین می نمودند گر چه نشریۀ پیام وجدان ضمن نشر خبر وگزارش مظاهره این رقم را خیلی ها بیشتر ازین نشان داه بود ، میتینگ های دیگری در چوک فیض آباد ، پیش روی کلوپ نمبر یک محل استقرار هیأت خارجی امداد رسان مندوی کهنه ودر خیابان مقابل قوماندانی امنیه و قطعه بیست و چهارعسکری ونزدیک دفتر ولایت صورت گرفت ، سخنرانان احساس نیک و بشر دوستانه خویش را تبارز داده هم دردی وهمنوایی شان را بامردمان مستمند و دهقانان گرسنه که با مرگ و نابودی اعضای خانواده شان مواجه بودند ولی مواد امدادی جامعه جهانی که برای توزیع به آن ها تخصیص یافته ، با ساخت وبافت حکام نا عاقبت اندیش به بهانه غذا دربدل کاردراختیارمتنفذین استفاده جو قرارمیگرفت وحیف ومیل می شد .
هنگام جریان مظاهره با شکوه که لرزه بر اندام هایی خیانت پیشه گان انداخته بود قطعات ژاندارم و پولیس و غند بیست و چهار در ولایت بدخشان وغند ضربه درکابل دراحضارات نمبر یک قرار گرفته بودند در صورت مبدل شدن آن به قیام مردمی دست به عمل بزنند ، مظاهره تا پایان روز بدون وقوع کدام حادثۀ ادامه یافت مسوولین و مقامات دولتی به درخواست بر حق و قانونی مظاهره کننده گان پاسخی نداده حاضر به مذاکره نشدند ازاینکه روز تاریک می شد رهبری مظاهره ضمن تجدید خواست مظاهره چیان تأکید نمود اگر مقامات دولتی تصمیم به آغاز توزیع دوباره گندم ودیگر مواد امدادی تا فردا ساعت نه قبل از ظهرنگیرند ما به مظاهرۀ خویش ادامه خواهیم داد . شب هنگام پولیس بصورت جداگانه به خانۀ رهبران مظاهره هجوم برده ظهورالله ظهوری ، غلام صدیق ساعی ، حیات الله رنجبر و اینجانب قیام را دستگیر به زندان منتقل نمودند ومولانا بحرالدین باعث که در جریان روز در قوماندانی امنیه تحت نظارت بوده نیز زندانی شد ، اوستا و عبدالقدوس حازم از جریان دستگیری ها آگاه شده باشیوۀ چریکی وکمک اعضای سازمان شهر را ترک نمودند وسه تن دیگرازمتهمین هریک محمد ظهیر برلاس ، افسقال زهیر و حاجی بیک چنگیزی بعد از ازثبت اظهارات شان و تحقیقات لازم درخانه های شان تحت نظارت قرار گرفتند . ودر طول شب مردمان قرا ء قصبات ومحلات که درمظاهره اشتراک نموده بودند بعد ختم مظاهره در سرای ها خانه شناخته های خویش درمساجد وبعضاً در خانه های ویرانه و متروک ودر کنار سرک ها به سر می بردند در طول شب به جبر و اکراه از شهر کشیده شدند و تهدید شدند که اگر به شهر برگردند بندی خواهند شد بدین گونه از راه اندازی مجدد مظاهره جلو گیری نمودند.
طوریکه یاد آوری شد متنفذین وابسته به حاکمیت در همان اتهام نامه مرتبۀ والی ولایت اکاذبِ را مبنی بر اشتراک باعث در مظاهره وسخنرانی وی علیه رژیم سلطنتی وتوهین به شاه و دادن دستور چور و چپاول گدامهای دولتی به مظاهره چیان تسجیل وشست وامضاء نموده بودند .
سوال : در مورد جریان محاکمۀ متهمین مظاهرۀ توضیح دهید که چگونه بود ؟
پاسخ : جلسه محاکمۀ متهمین بعد زمانِ کمی پس از وقوع مظاهره در مقر ریاست محاکم ولایت بدخشان واقع در کلوپ فوائد عامه در ماه جدی 1351 تدویر یافت ، رئیس محکمه که حسن نام داشت از ثارنوال دعوت نمود صورت دعوی خویش را علیه متهمین قرائت نماید ، باعث ازرئیس محکمه خواست باید تدویر جلسه علنی باشد تا مردم از ماهیت قضیه واعمال جفا کارانه هیأت حاکمه آگاه شوند که این ها با چه بی حیایی دربرابر یک خواست برحق و عادلانه عکس العمل وحشیانه نشان میدهند و با اتهام جعلی و ساختگی فرزندان این مردم ستم کشیده وزجردیده را زندانی میسازند تا صدای حق طلبانۀ مردم را در گلو خفه کنند این درخواست توسط رئیس محکمه به بهانه دلایل امنیتی وضیق بودن سالون داد گاه رد شد ، بعداً باعث به نمایندگی از متهمین غیر قانونی بودن ترکیب هیأت قضایی را چنین توضیح نمود : رئیس صاحب شما میدانید مطابق قانون اهلیت وصلا حیت نامه قضات محاکمۀ اهل تسنن توسط قاضی که شیعه باشد جایز نیست شماکه از برادران اهل تشیع هستید بناءً حکم شما بالای ما متهمین که اهل تسنن هستیم نافذ و قابل اجراء نیست با وصف آن ازاینکه دوسیه نسبتی ما از اول تا آخر مملو ازاکاذِب و اظهار نامۀ اطرافیان گرد خوان نعمت والی ، تا نظر هیأت تحقیق صورت دعوی قلابی ثارنوال از یک منبع نشآت کرده و ازیک سر چشمه آب می خورد و از احترامی که نسبت به مردم زجردیده و جفا کشیدۀ اهل تشیع داریم این مسأله را جدی نمی گیریم بناءً از عنوان کردن مسأله بمثابه نقص اصولی صرف نظر می نماییم شما هم میتوانید به صفت یک مامور معذور کار خود را انجام دهید .
ثارنوال صورت دعوی خویش را ارائه داشت که فشردۀ محتوای آن چنین بود :
بحرالدین باعث وگرداننده گان مظاهره تصمیم تصرف گدام وتوزیع مواد غذایی را داشتند که از طرف قوت های امنیتی ممانعت شد وبه محمد ظاهر شاه که منحیث سایۀ خدا می باشد توهین کردند ومجموع این اعمال را آشوب در برابر حاکمیت وقانون و خلاف اساسات اسلامی میدانیم بناءً به هر یک متهمین حبس
از چندین سال تا یکسال بالترتیب در خواست شده بود به درخواست ثارنوال موئظف برا ی ثبوت قضیه چهار تن از شا هدان را بالنوبه احضار نمود ند ، سه تن از شاهدان بالترتیب در جلسه حضور یافتند نخستین شاهد با ادای کلمۀ شهادت تأکید نمود که بجز حقیقت چیزی دیگری نخواهد گفت : دراین حال باعث اعتراض کرد و گفت : شاهدان دست خود را بالای قرآن شریف گذاشته بعد ادای سوگند شهادت بدهند با لاثر این در خواست رئیس محکمه به محریر محکمه دستور داد تا قرآن را از داخل دفتر قاضی بیاورد برای ا اطمینان بیشتر بعد بیرون کردن قرآن از جلد ش وگذاشتن آن پیش دست شاهدان نخستین شاهد دست خود را بالای قرآن گذاشته بعد ادای سوگند اظهار داشت آنچه می گوید حقیقت است ولی آنچه گفت غیر واقعی بود وحتا به جعل نامۀ مرتبۀ والی ولایت که در آن شست و امضاء کرده بودند وفق کلی نداشت در جریان ادای شهادت بیرون دفتر دادگاه تصادفاً باد تند وسختی کلکین های عمارت ریاست محاکم را که درجای بلندی بر فراز تپۀ کنار رود کوکچه قرا ر داشت به شدت تکان میداد با عث روبه نخستین شاهد کرده گفت :
مگرغضب خدا را نمی شنوی بتو چه هشدار میدهد ! وقتی نوبت به شاهد چهارمی رسید رئیس محکمه اظهارنامۀ راکه به وسیلۀ آنها امضاء شده بود خواند وگفت شهادت بده آنچه دراین ورق است که در زیر آن شست خودرا گذاشته ای حقیقت است شاهد مذکور محمد ابراهیم مشهوربه ارباب قندهاری باشندۀ یفتل و شخص بیسواد بود لنگی خویش را از سر برداشته برزمین زد وبا دشنام رکیک به آدرس نویسنده ورق گفت : تأکید نمود :
صرف از من وقوع مظاهره را پرسیدند آنچه بما گفتند چیزی دیگری بود غیر آنچه که شما خواندید من شست خودرا گذاشتم واین که کی چه کار کرد ه از آن چیزی نمیدانم به خدا قسم آن چه در این ورق است حقیقت ندارد بدون این که اظهاراتش را ثبت کنند به بهانه دشنامش که احترا م ساحت محکمه را رعایت نکرده اورا ازداد گاه بیرون کردند .
دفاعیۀ که به همکاری محمد بشیر بغلانی که در آنوقت کثیر زاده تخلص مینمود ودر مرکز دارالوکاله داشت ( که به هدایت ورهنمایی محمد طاهر بدخشی از مرکز آمده بود ) ومشوره ومصلحت بحرالدین باعث ، ظهوری و سایرمتهمین تهیه شده بود توسط باعث قرائت شد ، در متن دفاعیه ضمن رد اتهامات وارده به متهمین ، مظاهره مسالمت آمیز وقانونی دانسته شده بود که بخاطر جلب توجه دولت ومسوولین ولایت برای از سرگیری توزیع دوباره مواد امدادی کشور های خارجی طوررایگان به مستحقین ، به خواست و اراده مردم توسط خود مردم و فرزندان این آب و خاک صورت گرفت ، در این دفاعیه بر عدم شرکت باعث در جریان مظاهره تأکید شده بود زیرا درآن روز باعث عملاً تحت نظر پولیس و در قوماندانی امنیه بود چگونه ممکن است یک نفر هم تحت نظر وباز داشت باشد وهم در مظاهره اشتراک نماید . در آخر باعث از هیأت قضایی خواست تا بخاطر رد شهادت سه تن از شاهدان که علیه متهمین شهادت دادند هفتاد و دوتن شاهدان متواتر را که به نفع متهمین آمادۀ وحاضر به ادای شهادت هستند آنها را جهت ادای شهادت به داد گاه بخواهند اما جلسۀ هیأت قضایی بدون دعوت ومطالبه این شاهدان پایان یافت .
در طول چند روزی که جلسات محکمه دوام یافت در اطراف محوطۀ ریاست محاکم تعداد زیاد از مردم ، اعضای سازمان و هواخواهان آن جمع میشدند و حین رفت و آمد متهمین که ولچک بدست تحت تدابیر شدید امنیتی صورت می گرفت با ابراز احساسات وتکان دادن دست از آن ها استقبال مینمودند ومنتظروامید وار بودند ازاینکه دلیل موجه و ثبوتِ مبنی برجرم متهمین وجود ندارد آن ها از طرف محکمه رها خواهند شد ازآن جائیکه دشمنان خلق و مردم در همه ارگان های دولتی از یک قماش اند ودر ضدیت با منافع وآرمان زحمتکشان بینوا قرار دارند بناءً فیصله محکمه مبتنی بر محکومیت ما ابلاغ گردید که در آن هریک بحرالدین باعث و ظهورالله ظهوری به یک یک سال حبس غلام صدیق ساعی بمدت ده ماه حبس و حیات الله رنجبرو قیام الدین قیام به مدت هشت هشت ماه حبس ومحمد ظهیر برلاس و حاجی بیک چنگیزی پنج پنج هزار افغانی جریمه نقدی محکوم گردیده و افسقال زهیرتبرئه شده بود .
متهمین به فیصله محکمه اعتراض نموده خواهان استناف شدند همزمان با محکوم شدن متهمین رهبری مظاهره جریان توزیع مواد امدادی بار دیگر در شهر فیض اباد آغاز گردید وکاروان موترهای حامل مواد امدای به مناطق موتر رو و با قطار حیوانات باربری به مناطق ومحلات ولایت که فاقد سرک موتربود فرستاده شد .
سوال : آقای قیام ازچگونگی فعالیت ومصروفیت گروپ خویش در محبس بدخشان و خاطرات جالب از آن جا داشته باشید بگویید ؟
جواب : محبس بدخشان در موجودیت باعث و ظهوری ودیگر دوستان حالت بخصوصی گرفته بود ، برخی زندانیان نوشتن عرایض ودفاعیه های خویش را توسط باعث وظهوری انجام می دادند و درحل مشکل خویش از آنها مشوره می گرفتند روزانه ده ها تن از اهالی ومردم به دیدن ما می آمدند محافظین وسربازان وصاحب منصبان محبس بدون محدود یت مطابق میل ما همه را اجازه میدادند در بیرون محبس در یک فضای باز وآزاد ملاقات نمائیم واز خانه هایی زیاد طعام وغذاهای متنوع بما می آمد وماهم به زندانیان ومحافظین تقسیم می کردیم وهمچنان هریک به نوبه خود روی مسایل وقضایای جاری کشور با محافظین و محبوسین صحبت مینمودیم . یکی ازوقایع جالب آن بود که عید قربان فرا رسیده بود باعث مقالۀ مبتنی بر آیات وحدیث در مزمت ومحکومیت رژیم وعمال تو طئه گرآن نوشته ویکی ازمحبوسین را بنام غلام حیدر آتش پور توظیف نمود که آن مقاله را درعید گاه در محضر هزاران نفر نماز گذار بخواند آتش پور به همکاری محافظین از محبس خارج شده به قول شاهدان عینی او در حالیکه چپن سبز در بروعمامۀ سفید در سر داشت درعید گاه حاضر و پیش از برگزار شدن نماز برمنبر با لاشده به قرائت مقاله اش آغاز نمود ه از اینکه محتوا ولحن مقاله برای والی ولایت رئیس محاکم ودیگر مسوولین ولایت حاضر در صفوف نماز گذاران چون مشت کوبندۀ تحمل ناپذیر بود زیرا از سیاه کاری های آن ها پرده بر می داشت وهم آتش پور را شناحتند که یکی از محبوسین است ، افراد امنیتی عید گاه پیش از آن که مقاله ختم شود اورا با کش و گیر از منبر پایین نموده کشان کشان از عیدگاه بیرون وبسوی قوماندانی امنیه بردند ، ومردم حیرت زده این صحنه را می دیدند آتش پور را بعد بیست چهار ساعت کوته قفلی وشکنجه به محبس بازگرداند ند که با روبوسی دوستان ومحبوسین استقبال شد .
سوال : از چگونه گی حال و احوال یاران زندان دهمزنگ ووضعیت آن جا نیز صحبت نمایید وهم بگو یید کدام شخصیت های مشهورسیاسی با شما زندانی بودند ؟
جواب ، از اینکه وجود باعث و ظهوری ودیگر دوستان ، محبس بدخشان را بیک مکتب خانه مبدل نموده بود زندان داران از این وضع راضی نبودند و هم حراس داشتند ممکن است حادثه غیر مترقبه روی بدهد . بناءً از ابلاغ محکومیت ما دیری نگذشته بود ما را به زندان دهمزنگ در کابل انتقال داده ودر قلعۀ جدید جای دادند ، زندان قلعۀ جدید دهمزنگ در ساحۀ نسبتاً بزرگ با دیوار های بلند برسر دیوارهای آن سیم های خار دار دارای برق تمدید شده ، صحن آن دارای چند درخت ومحوطه دارای دو دروازۀ بود در یک سمت آن دریک ردیف سلول های دو اطاقه بود ازاینک در نزدیکی کوه موقعیت داشت دارای حشرات وخزنده گان مضره و منجمله مارو گژدم نیز بود چنان چه اینجنیر عثمان از اتاقش ماری را توسط قبقان گرفته بود به ما نشان داد ، درسلول های جداگانه انجنیر محمد عثمان ، فدامحمد فدایی ، داکتر امیر محمد میمنگی و غلام دستگیر پنجشیری محبوس بودند همه گی زندانیان باهم رابطه صمیمانه داشتیم من ، ساعی ورنجبر نزد انجنیر عثمان جامعه شناسی واساسات علم اقتصاد را می آموختیم .
در یکی از روز ها باعث به سوء هاضمه دچار شد چند ساعتی ازین حالت نگذشته بود محمد طاهر بدخشی با مقدار ادویه وارد اتاق ما گردید ما حیرت زده شده بودیم وی توصیۀ داکتررا به باعث سفارش داد بعد استفاده ازادویه وصحبت کوتاه با ما به اتاق انجنیر عثمان رفت وبعد ختم ملاقات با انجنیر عثمان ازراهی که آمده بود زندان را ترک نمود بعداً دانستیم محافظین دروازه ضمن رساندن خبر مریضی باعث به بدخشی در ورود و خروجش همکاری نموده اند . بعد مدتی محاکمۀ ما در ریاست استناف در ماه حمل 1352 تدویر یافت بالاثرمساعی بدخشی جلسه دادگاه علنی بود که درآن نماینده گان احزاب وسازمان ها برخی شخصیت های سیاسی وتعداد از محصلین و عدۀ ازاعضای سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان اشتراک نموده بودند در جلسه بعد استماع صورت دعوی ثارنوال دفاعیه ، مابه رد دعوی ثارنوال وحکم غیرعادلانه وبی اساس ریاست محکمۀ بدخشان قرائت شد ازاین که چرخ رهبری دستگاه حاکمه وارگان های غیر مردمی بریک روال میچرخید ریاست استناف هم فیصلۀ ریاست محاکم ولایت بدخشان را کور کورانه تائید نمود . چندی بعد حسب پیش بینی مولا نا باعث عمر رژیم پیش از این که یکسال حبس محکومین را تا آخر تطبیق نماید پا یان پذیرفت . وروی دیگرسکه رژیم به نام نظام جمهوریت بخاطر تداوم حاکمیت تباری سکان دولت را بدست گرفت وچانس برآورده شدن رویاء آیین و آیین ها به کابوس مبدل شد وبرای مدتِ کوتاه درب زندان بروی سیاسیون بسته شد اما اعمال نا بجا ظالمانه عمال آن چون غلام علی آیین هنوز درخاطره ها باقی است وقتی از حماسه های جاویدانۀ رهروان راه انسانی وآزادی یاد می شود نفرین به دشمنان گونه گون مردم و میهن نیز نثار میگردد .
برگرفته از فراترازمرزها

