تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
به کاندیدان ریاست جمهوری نویسنده: - ۱۳۸٧/۱٢/٧

 لطیف کریمی استالفی      

 

خوارج مُتهم اند ، برئ الذمه نمیشوند !.

( آقایان بشردوست ، احدی ، تنویر ، احمدزی و جلالی بدانند ، که از فرمول های کهنه بیزاریم )

 

از آنجائیکه امواج فریاد داد خواهی ، همیشه از قعر جوامع زخم خورده و مجروح بلند میشود ، بنده با حفظ همه احترامی که بمقام علمی و شخصیت فردی کاندیدان ریاست جمهوری دارم ، مگر حُب وطن اجازه ام نمیدهد ، تا خموشی گزنیم و شاهد آبستن حوادث المناک دیگر وسالوس ارثیۀ شوم اساس گذاران حکومت جناب کرزی ، که از بعیت دست کشیده اند ، باشم .

        طی دونیم قرن ، مردم بلاکشیدۀ افغانستان ، شاهد رژیم های استبدادی ، امارتی ، سلطنتی ، تک قومی ، تحمیلی ، ضد ملی و دموکراتیک و اخیراً سیستم ریاستی بوده اند ، که اثرات تلخ وناگوار رژیمهای گذشته و حال ، تاکنون پا برجاست .

در جامعۀ سر بستۀ ما ، همیشه سنتگرایان بدون در نظر داشت منافع ملی ، تصمیم گیریها ی مصلحت آمیزقومی را شتاب زده و با فرمول های نادرست ، آنهم وابسته به اجانب ، بر ملت تحمیل و خواستهای مشروع توده های وسیع کشور را نادیده گرفته اند ، بدین ترتیب طی هفت سال حکومت  آقای کرزی ، مسائل حادی که باید حل می شد ، بدبختانه پیچیده تر گردید ، روشن است که عامل بوجود آورندۀ این همه نابسامانها ، بدبختی ها ، نتنها کرزی ، بلکه سیاست های نا عاقبت اندیشانۀ انگلیس و امریکا و بنیان گذارانی که شهامت مبارزه را نداشتند ، فرار را بر قرار ترجیح دادند و حالا بخت آزمایی می نمایند ، نیز میباشند .  دولتمردانی که هم حکومت بودند هم دولت و هم ملت ، از آنجمله میتوان ، آقایان اشرف غنی احمد زی ، جلالی و احدی را نام بُرد .

قبل ازینکه وارد بحث شو م ، طنز شیرینی که همخوانی با شرایط وطن مان دارد ، پیشکش تان میکنم .

    روزی پسری در حال نوشتن دروس خانگی خود بود ، از پدرش پرسید :

 سیاست چیست ؟

پدر برای اینکه آسانتر و بهتر او را فهمانده باشد ، خانوادۀ خود را مثال آورد و گفت :

1 ـ من مسولیت ادارۀ خانه را بدوش دارم [ حکومت ام ] .

2 ـ مادرت که تمام کار های خانه را روبراه می سازد [ دولت ] است .

3 ـ مستخدمۀ ما زن بیچاره و گرسنه ی که از صبح تا به شام عرق می ریزد و کار شاقه می کند [ ملت ] است .

4 ـ  توکه درس میخوانی و به مسائل عمیق ملی می اندیشی  [ روشنفکر ] هستی .

5ـ برادر کوچکت [ نسل آینده ] .

این بود مثال جامع از سیاست که برایت تشریح دادم ، فردا از تو می پرسم ، حالا برو بخواب .

نیمه های شب بود که ، گریۀ برادر کوچکش ، او را از خواب بیدار ساخت ، دید که برادرش خود را کثیف کرده ، به اتاق والدین رفت ، تا مادرش را بیدار کند ، هر قدر مادر را تکان داد ، مادر بخواب عمیقی فرورفته بود ، بیدار نشد ، ناگزیر به اتاق مستخدمه رفت تا اورا بیدار سازد ، دید که پدرش روی سینۀ برهنۀ مستخدمه لمیده ، ناگزیر همه را بحال خودش گذاشت و به بستر رفت .

 فردا درهنگام صرف صبحانه ، پدر معنی سیاست را از پسرش پرسید : پسرک جواب داد : آری پدر، دیشب بسیار خوب فهمیدم که سیاست یعنی چی !! .

سیاست اینست که : حکومت از خواب عمیق دولت استفاده کرده ، کار ملت را حتا در بستر انجام می دهد . در حالیکه دولت به خواب عمیق رفته ، سرو صدای روشنفکر بجایی نمی رسد ، ودرین گیر وداراست که نسل آینده در گهُ خود ، چارغوک می کند .

   محترم آقای انورالحق « احدی » !

پاراگراف زیر را از مقالۀ ( عوامل زوال پشتونها ) که بقلم و اندیشۀ ناب جنابعالی  نگارش یافته انتخاب ، غرض داوری شخص خود شما و خوانندگان تقدیم میدارم .

« ... پشتونها معتقد اند که آنها اکثریت را در افغانستان تشکیل می دهند و دولت افغانستان بوسیلۀ پشتونها تشکیل شد و افغانستان تنها دولت پشتونی درجهان است واقلیت ها باید هویت پشتونی دولت افغان را بپذیرند . پشتونها مناقشه می کنند که این قاعده باید در مورد افغانستان نیز صدق کند ...سلطۀ پشتونها احتمالاً دوباره رجعت میکند » .

آقای احدی !

احسنت به تسویل ، طرز تفکرارتجاعی واندیشۀ برانگیختن احساسات قبیلوی کاملاً نادرست شما !

 سوگمندانه باید گفت: تا هنوز ارقام قابل اعتماد و سرشماری کل نفوش کشوررا ، حاکمان حریص ، مبنی برطماع سلطه جویی دوامدار ، بدسترس ملت قرار ندادند ، شما  باید این حقیقت وواقعیت را بپذیرید که اکثریت و اقلیت در افغانستان ، جـُز افسانۀ سلطه جویان ، چیزدیگری بیش نیست ، هیچ فردی تا سرشماری حقیقی کشور، صلاحیت اینرا نخواهد داشت که ازاکثریت واقلیت قلمفرسایی نماید .

دوم اینکه ، وطن تاریخی ما ، قبل از تأسیس حکومت 1747 ابدالی ، سرزمین ناشناخته ی نبود ، که شترکوچی بیابان گردی ، نا خود آگاه درعلفچرآن زانو زده و صاحب شتر بهت زده چاراطراف خود را خالی از سکنه یافته و از کشف سرزمین جدیدی فریاد خوشی برآورده و بدون فوت وقت پرچم قبیلۀ خود را به اهتزاز و آنرا هویت داده باشد؟! . چگونه شما بخود جرآت داده ، بروی اوراق زرین تاریخ خراسان زمین ، پردۀ سیاه می کشید و تاریخ را وارونه جلوه می دهید ! جای تشویش ، سوال برانگیز و خجالت آورست ، حتا این نوع طرز نگرش ، شخصیت شما را نیز زیرسوال می برد . سوال اساسیی که اینجا پیدا میشود اینست : از سدۀ پنجم تا سدۀ نزدهم ، آغاز بقدرت رسیدن طایفۀ سدوزایی آیا این کشور نه نامی نه نشانی و نه رهبری داشت ؟. آیا درتأسیس و حفظ استقلال این سرزمین تنها پشتونها رول داشتند یا اقوام دیگری هم جانهای شیرین شانرا درین راه فدا کرده اند ؟ . چرا شما از دولت های مستقلی چون طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، غزنویان ، غوریان ، تیموریان ، عمداً چشم پوشی واولین مؤسس دولت مقتدر ومستقل طاهر فوشنجی را بباد فراموشی می سپارید ، اگر قرار باشد قدرت سیاسی را پتانها در هندوستان بدست بگیرند و نام تاریخی آنرا پتانستان بگذارند ، آیا این نام به جامعۀ جهانی و مردم بومی آنجا مورد قبول قرار میگیرد ؟ . در صورت « رجعت سلطۀ » ! پیش بینی شما چیست ؟ همان نسل کشی طالبی ، یا به بهانۀ آوردن امنیت بمعنی تأمین کنندۀ حکومت قوم خاصی بر ملت ؟!. همان طرز نگرشی که الزاماً جز شکست نتیجۀ خوبی نخواهد داد .

 جناب احدی صاحب ! .

ملت ما آن مردم صد سال قبل نیستند که آبریزۀ شستشوی پای « پیر» ها را تبرک گفته بنوشند ؟! . خوب می دانند که هدف و سلوک شما ، معضلات را پیچیده ترومشکلات را عدیده تر می سازد ، بهتراست دم از برابری و وحدت ملی نزنید ، تا زمانی ملت برشما مشکوک خواهند ماند ، و رأی مردمی را بدست نخواهید آورد ، که حسابات مُبهم و سوال برانگیزدورۀ کار کردگی وزارت مالیه ، وازاهداف فاشیستی حزب افغان ملت به پیشگاه مردم حسابدهی شفاف و معذرت خواهی نکنید .

جناب آقای بشردوست !

مصاحبه ی از شما شنیدم که میگفتید : اگر من رئیس جمهور شدم ، بیرق احمد شاه بابا را بلند می کنم . چه شعار درد آفرینیکه ، تکرار تاریخ خونبار تجاوز را نوید می بخشد . جای بسی اندوه است که ما اولین قدمهای خود را در دیار تمدنها میگذاریم و شما این ملت را به سه قرن قبل به عقب برمیگردانید !! .

      احمد خان درانی بخاک هندوستان ، چندین بار حمله کرد ، درین حملات جُزخون فرزندان این ملت بخاک ریخت ، کدام ارمغان نیکی که منافع ملی افغانستان در آن بوده باشد ، بجا نمانده ، او به امپراطوری ایران بزرگ پُشت و رو به هندوستان کرد ، آنقدر در خاک هندوستان تباهی براه انداخت که زمینۀ استعمار انگلیس ها را مساعد گردانید ، در کشور ما هیچ آثاری از خدمات این « بابا » دیده نمی شود . اگر شما رئیس جمهور شوید ، با بلند کردن بیرق احمد شاهی چند بار به هند حمله خواهید کرد ؟.

آقای بشر دوست ! با آنکه نود در صد شعار های شما مورد تائید است ، اما شعار وعمل زمین تا آسمان تفاوت دارد ، سیاست های نا سنجیده ونا اندیشمندانۀ شما که گاهی از پنجده ، گاهی از مشهد ، گاهی از پشاور یاددهانی میدارید ، تعرض مستقیمست در امور داخلی کشور های همسایه ، آیا اوضاع کشور را متشنج تر و در انزواتر قرار نمی دهید ؟ شما فکر نمی کنید که افغانستان محاط به خشکه ، نیاز به همکاریهای همسایگان دارد ، زمانیکه شما گاه گاهی کنایه آمیز به احمدی نژاد یا زرداری یا پوتین چیز چیزهایی بزعم خود تان ملیگرایانه میگوئید ، اگر آنها راه های ترانزیت خود را بروی کشور ما ببندند ، کدام ترانزیت هوایی شما را یاری خواهند رساند . سقراط میگوید : خشم و غضب در درگاه مردان با اراده راهی نیست . باربار دیده شده ، بدون اینکه گفته های تانرا با حوصله مندی به کرسی عمل بنشانید ، خشمگینانه مجلس را ترک نموده اید . با عجله و احساسات نمی شود کاری ساخت . این نوع پالیسی های عجولانه غیر منطقی واحساساتی و برأت دادن مُشتی آدمکش چون طالبان ، بخاطر برانگیختن احساسات آنها جز ندامت ثمرۀ دیگری در قبال نخواهد داشت . امید وارم مصاحبه های بعدی شما ، با نهایت تعمق  ، تفکر کامل و رعایت موازین دپلوماتیک بوده ومنحیث یک انسان روشنفکر از تکراریهای بی حاصل ، عقاید و رسوم های کهنه گریزان باشید .            

 آقای اشرف غنی احمد زی !                                  

حضرت موسی علیه السلام میفرماید : از آنهائیکه دو رو هستند بیشتر متنفرم تا آنهایی که دو  خداوند دارند . جناب داکتر صاحب ! هرگاه به حافظه بسپارید ، شما گفته بودید : اکثریت مردم افغانستان ازطالبان دفاع می کنند . تعجب برانگیزاست که داکتر کشورما بنا بر مصلحت های قومی دروغ بافی کرده ، به زخم ناسور مردم نمک پاشی میکند ، مردم ما به همان پیمانه ی که از ابوجهل ، یزید ، شداد ، نمرود ، فرعون و چنگیز نفرت دارند ، هزار مرتبه بیشتر از طالبان متنفرند ، وشما هستید که در دفاع از حاکمیت وحشت ، گلو پاره نموده و در زمان رژیم طالبان حیثیت سخنگوی افتخاری آنها را اختیار کردید  . گذشته از آن ، شما مگر از اساس گذاران پایه های حکومت مفسد کرزی ، از مشاور ارشد گرفته تا وزیر مالیه و رئیس دانشگاه کابل نبودید ! مسأله ی که ذهن ملت را بخود معطوف گردانیده ، علت استعفای شماست ، لطف کنید بدون طفره علت را واضح سازید . 

 سنگ اول چون نهد معمار کج                   تا ثریأ میرود دیوار کج

   شما نهال بد بختی انجو ها را در کشور ما غرس و احدی آبیاری کرد ، شما منافع ملی را فدای قوم پرستی وخصوصی سازی و بازار بی بند وبار آزاد کردید .

 لطفاً بگوئید که در زمان ریاست دانشگاه و وزارت مالیه چه دست آورد ی که منافع ملی درآن متصور بوده باشد ، دارید . شما که از ادارۀ دانشگاه کشور عاجز آمدید ، آیا یک کشوری را که در طوفان های حوادث گونه گونه دست و پا می زند ، نجات داده می توانید ؟.

    سر انجام ازسیمای تان پیداست که شما شخص عصبی مزاج ، بنیاد گرأ و در مقابل غیر خودی ها متعصب هستید ، تدریس شما در مدارس کراچی و لاهور پاکستان مبین بنیادگرایی و افراط گرایی شماست ، چون انگلیسها همیشه کوشیده اند با چنین اوصافی شخصی را پیدا و حاکم بر سر نوشت ملت ما سازند ، بعید نیست که به یاری آنها صاحب منزلتی نشوید ، اما در بین ملت پایگاه ندارید ، قدرت باید طبیعتاً به قشری سپرده شود که مترقی ترند ، کاندیدی شما هزاران شبهه را دراذهان مردم فراهم کرده است . شما  تا هنوزاززمان کارکردگی خود بصورت شفاف بمردم جواب نداده اید ، با این مصاحبه ها  ، ترفند ها وتلبیس ها میخواهید خود را از گناه مُبری سازید ، اما نزد ملت برئ الذمه شده نمیتوانید .

و اما آقای جلالی !

شما نیز از پایه گذاران حکومت آقای کرزی بودید ، حکومتی که مزه تلخ آنرا همه چشیدیم ، گلایۀ جامعۀ روشنفکری و مردم کشور از شما اینست که با وجود داشتن پُست وزارت داخله ، یارای مقابله را در مقابل ریشه کن ساختن مواد مخدر و افشای لست قاچاقچیان نداشتید ، صحنه را ترک و حتا در امریکا که هیچگونه خطری متوجۀ تان نبود ، لست قاچاقچیان را افشا کرده نتوانستید ، بصراحت لهجه میتوان گفت که مبارزات شما  بعنوان «مبارزۀ بُزدلانه » ثبت تاریخ خواهد شد ؟ .

آقای حلیم تنویر!

بطلمیوس میگوید : حکمت درختی است که ریشۀ آن در قلب و میوۀ آن در زبان است .

در حقیقت میوۀ زبان شما را که از قلم تان تراوش کرده ، بسیار تلخ و ناگوار یافتم . لطفاً یکبار به صفحۀ 153 مجموعۀ طنز « خر بی فرهنگ » خود سری بزنید ، من بطور فشرده سه پارگراف آنرا انتخاب و دراینجا ذکر میکنم .

« ... ناموس خود را بره روسها دادند ، ده زیر ریش امریکایی ها دمبوره می زنند » .

     آقای تنویر اگر برای شما یک مثال زنده از زبان صبغت الله مجددی بیاورم که گفته بود : « والله کاری ما کردیم که روسها نکرده بودند ». جناب مشاور ارشد وزارت اطلاعات وفرهنگ ! همین اکنون شما در کجا قرار دارید ! در زیر ریش امریکایی ها دمبوره می زنید یا بخاطر حرمت ریش گلبدین طبله می نوازید ، در کجائید ! .

در جای دیگری می نویسید : « خیره که خر هستیم ... یک موجود بیگناه خدا هستیم از همی ظاهر شاه کده خو شرف داریم » .

آقای تنویر ! نوشتن روزی جواب دادن دارد ، ما به حیات سیاسی سیاه ظاهر خان درینجا به بحث نمی نشینیم ، اما از دیدگاه نویسندگی علمی و منطقی که خداوند انسانها را اشرف مخلوقات خلق کرده ، میتوان خر را با شرف تر از یک انسان ، آنهم چهل سال سلطنت کرده باشد مقایسه کرد ، آیا این نوشتۀ شما کاریست معقول ! . اگر اوشان پست تر از خر بودند ، لازم نبود که درمرگ شان به عزأ داری نشسته و مویه سر می دادید .

 بینیم در پاراگراف بعدی چه در فشانی کرده اید . « ... یکروز چند تا کمونست ره مجاهدین  اسیر گرفتند و ازش تحقیقات میکدن یکی پرسید نام بابیت چیست ...؟ بندی چُپ بود و گپ نمی زد ، مجاهد قار شد گفت : او بچۀ خر میگم نام بابیت چیست ...؟ مه ده خود خوردم و خجالت کشیدم ... زبان نداشتم که بری مجاهد میگفتم : همی ماره هرچه که تحقیر میکنی خیره ... خو نگو که پدرش از خاندان ماس که دیگر آبرو و عزت بری همگی ما خر ها نخات ماند » .

    آقای تنویر !

تو چه دانی که پس پرده کی خوب است کی زشت .

قسمیکه میدانید ، اکثریت پدران اعضای ح د خ ا ، بزعم شما [ کمونیستها ] مسلمانان بسیار صدیق ، مردمان متدین ، علمأ ی دین وافسران وطنپرست واقعی بودند ، آیا این یک توهین آشکار بمقام والای انسانیت نیست ؟ آیا خداوند بخاطر پسر، پدری را عذاب می کند، یا هرکس از عملکرد خود جوابگوی است ؟ .

 اگر قرار باشد ، اعمال شنیع پدرها را ، پسرها جوابگو باشند ، پس پسر شما بعد از مرگ تان ، آنمقدار پولهائیکه شخصاً بعنوان کمک به مهاجرین و مجاهدین از افغانستانی های مقیم هالند ، بلجیم ، آلمان و غیره کشور های اروپایی جمع آوری و حیف و میل کردید ، حتماً جوابگو خواهد بود .

شما دریکی از بیانات خود گفتید : ما نمی توانیم بعضی حقایق را بیان کنیم ... دست ما کوتاه است ... آزادی بیان وجود ندارد ... نظام مردمی نیست ... کجایش دموکراسی است .

خجالت آوراست که شما یکی هم از حکومت آقای کرزی شکایت دارید ، کسی که ولینعمت شماست و شما را تا اینجا و اینمقام رساند ، کفران نعمت میکنید !! وگرنه شما واین نام و نشان خیلی بدور است . شما کدام حقایق را میخواهید بیان کنید ؟ لابد از ترس ملت گفته نمیتوانید که ای امریکایها ! گلبدین را در رهبری کشور بیاورید ، مقام صدارت  را بمن وباقی تما م ارگانهای دولت را به طالبان بسپارید .

جناب تنویر صاحب ! فجائع و مصائبی که از ناحیۀ انسان ستیزی طالبان و خود سریها ی لجوجانۀ گلبدین دیدیم ، فراموش نا شدنیست ، و شما همیشه بدفاع نامقدس از آنها پا ها را بیک موزه نموده اید ، پیامبر اسلام میفرماید : هر کسی با ستمگری همراهی کند و بداند که او ستمگر است ، مسلمان نیست ، در حالیکه شما ستمگران را همراهی می کنید ،آیا حدیث را بپذیریم یا شما را ؟ . این قلم معتقد است که ابداً رأی مردمی نخواهید آورد .

آقای عبدالجبار ثابت !

زندگی سیاسی ، عملکرد ها ، جهت گیری ها ، جبهه گیری های شما سراسر ننگین  و سیاه است ، نمیخواهم بیشتر در مورد تان چیزی بنویسم ، حرکات تان ، حرف زدن های تان ، در هنگام صحبت کردن با چشم بالا و پائین نگریستن ، تکبر و غرور تان ، دست بریش بردن های بیموقع ، نکتایی با ریش شما که همخوانی ندارد ، همه وهمه نمایندگی از اخلاقیات و طرز تفکرروحی تان می کند ، شما هر کاری را که شروع کرده اید ، ناتمام گذاشته اید ، حتا جهاد علیۀ فساد را ، تا زمانیکه چند دوکتور معتبر از نگاه روانی شما را معاینه نکند و بمرد م نگویند که اختلالات روانی ندارید ، هیچگاه مردم شما را بصفت یک انسان نورمال نشناخته ونمی پذیرند . هرقدر شما خود را در لباس مسلمان واقعی جا بزنید ، بفرمودۀ پیامبر : پیدا کردن مسلمان واقعی درین دنیا به مانند پیدا کردن آب در صحرای سیناست .

هموطنان گرامی !

در کشور مظلوم ما سبز و سرخ و سیاه ، همه کفر و دین ایمان شانرا آزمودند ، وبر تجربه های مان افزودند ، اگربازهم آزموده ها را آزمایش کنیم ، نتنها خطای بزرگی را مرتکب می شویم بلکه به مقام عقلانیت انسان توهین کرده ایم .

    مصاحبه های چرب و نرم کاندیدان هریک نمایانگر علایق  و اندیشه های شخصی خود آنهاست ، ملت ما در انتخاب زعیم آیندۀ کشور باید هوشیار باشند و فریب سخنانی را نخورند که خدای ناخواسته یک عمر ندامت در پی داشته باشد .

   با آنچه که گفته آمدیم ، قابل تذکر می دانم که ملت ما فریب شعار های کذایی « تغیرات بنیادین » را نیز نخورند ، در امریکا و انگلیس ، اگر هزار ها سفید و سیاه و سرخ بقدرت برسند  ، سیاست داخلی و خارجی را پنتاگون و سی آی ای رقم می زنند ، اینهمه هیاهو ، یک بازی « چشم پتکان » بیش نیست ، آنها منافع کشور های خود را در نظر دارند ، آنقدر احمق هم نیستند که بخاطر من و تو دلشان بسوزد ، آنها اهداف خود را در منطقه به پیش می برند . اگرواقعاً امنیت کشور مارا آرزو دارند ، از اربکی سازی که جز وحشت ، تفرقه ، خانه جنگی ودشمنی دو برادر بوجود می آید پرهیز و اردوی ملی ما را با احضار جوانان سنین خدمت زیر بیرق ، تجهیز ، تمویل و با پرداخت سوم حصۀ حقوق یک سرباز امریکایی تأمین نمایند ، نفع آن در اینست که از یکطرف تا حدودی از جمع جوانان بیکار کاسته می شود و از طرف دیگر فرزند این کشور خوبتر و بهترتر از یک بیگانه  در تامین امنیت کشورش کوشا می باشد.

                بااحترام            

                                برگرفته از فراترازمرزها

 

  نظرات ()
مطالب اخیر سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد شیر افغان در مقابل ایران سکوت کرد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من