تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
خاطرات از مولانا باعث نویسنده: - ۱۳۸٧/۱٢/۳

عبدالواحد " فیضی"     ازدنمارک

 

مولا نا باعث را آنگونه که من میشناسم

       درجریان این هفته حین مرور برسایتهای برون مرزی، خبر دلنشینی را درمورد تجلیل ازشخصیت مولانا باعث ، درآستانۀ سی ومین سال شهادتش، درسایت " فراتر ازمرزها "، بدست آوردم که مایۀ مسرت برای همه انسانهای آزادی دوست و عدالتخواه کشورمان می باشد.

      ازآن جایی که این کمترین همه ، ازگذشته ها شناختی ازشخصیت پرمقیاس مولانا باعث دارم ؛ برخود واجب دانستم تا نخست ازهمه مراتب خرسندی بی پایانم را مبنی براین تصمیم بجا، حضورهمه سازماندهنده گان آن تقدیم نموده و موفقیتهای مزیدی را درامربرگزاری هرچه شکوهمند تر این یادبود ،آرزو نمایم.

      واما، تجلیل و گرامیداشت ازشخصیتهای تاریخی، (دانشمندان، مخترعان، شعراء ، نویسنده گان، مورخان مردمسالار، اندیشمندان ، مبارزان آزادیخواه وسایر رادمردان بزرگ دنیای اندیشه وتفکر)، یکی از سنتهای گرانسنگ و ماندگارهمه ملتها، ازجمله مردم حق شناس کشورما میباشد. زیرا این فرزانه گان رسالتمند، با اندیشه و عمل، عزم و ارادۀ آهنین ، راهی جادۀ کار، پیکار، پژوهش وکلیه فعالیتهای ثمربخش و سرنوشت ساز گردیده، با ابداع، تعمیم وگسترش عالیترین اندیشه های انسانی ؛ با بسررسانیدن وظایف خلاقه بشری؛ با ازخود گذری واقدامهای جسورانۀ تاریخی ، بهترین ارزشهای مادی و معنوی ماندگاررا درپهنای زنده گی بشریت پیشکش و با کارنامه های پرافتخارخویش برگه های زرین تاریخ را رقم زده وره آوردهای درخشان را بخاطرایجاد جو مناسب زیست باهمی و عدالتخواهی به نسل های بعدی، به ارث گذاشتند .

      آریانای کهن، این سرزمین آبایی مان نیز دردرازای زمانه، درآغوش گرم و پرمهر خود، رجال وشخصیتهای نامداررا پروریده ، که کارنامه های درخشان آنان دردل تاریخ حک است و همه ساکنین قدرشناس وطن به آن مباهات میدارند.

      درزمرۀ فرزندان نامی میهن مان یکی هم مولانا بحرالدین باعث است. این روحانی مبارز آزادنگر ، نواندیش ، آزادیخواه، عدالت پسند،  مدافع راستین منافع زحمتکشان و دشمن آشتی ناپذیرستمکاران 29 سال قبل بدست قاتلان حرفوی به شهادتش رسید واکنون دوستدارانش ازجایگاه والا ی انسانی، دانش و خرد، عزم ورزم وی تجلیل بعمل می آورند.

      ازاین روبرخود  ضرور دانستم تا پیش ازهرچیزدیگر تذکاردهم که نوشتن این سطور و ذکرخیر ازکار و پیکارمولانا باعث، برسبیل مد روز ویادرنظرداشت مناسبات فامیلی، قومی، زبانی و سمتی ( زادگاه مولانا باعث دروازبدخشان واز نگارنده نجراب کاپیسا میباشد) نبوده؛ بلکه بنا برشناخت دقیقی که (سابقۀ آن ازسال 1345 آغاز و تا واپسین روزهای حیاتش ادامه یافت) داشتم، بربنیاد دوستی بی شایبه وروابط نیک، خاطرات خویش را حالی میدارم:

      نویسندۀ این سطوردرسال 1345 بحیث کارمند ریاست تدقیق ومطالعات " ستره قضایی تولنه " وقت مشغول کاربودم، درنیمۀ دوم همان سال مولانا باعث نیز، بحیث عضو مسلکی دراین اداره شامل کارشد.   فقط بعد ازسپری شدن دو ویا سه روزاز ماموریت نوآغازبود که درنشستیکه دردفتررئیس اداره ( دوکتورعبدالرحیم ضیایی برادر عبدالحکیم ضیایی قاضی القضات بعدی) داشتیم، ازجمع حاضرین یکی پرسید که این جوان جدید تازه کارخوش صحبت کیست؟

 محمد اسماعیل " قاسمیار" مدیرتحریرات ریاست (رئیس اولین لویه جرگۀ حکومت کرزی) که شخص با معلومات بود، دراین رابطه بگونۀ آتی صحبت نمود:

« تاجایی که من معلومات دارم، باعث از جملۀ محصلان فاکولتۀ شرعیات می باشد ومقاله ای درمورد " شق القمر" نوشته و طی آن این واقعه را رد کرده بود، که بموجب آن وی بازداشت و دوسیۀ بزرگی برایش ترتیب گردید. قراربود تا او را به اتهام این مقاله که ملا ها را تحریک نموده بود، محاکمه و مجازات نمایند؛ ولی باعث، طی عریضه ای به وزارت عدلیه، تقاضا نمود که پولیس و هیأت تحقیق دوسیه، نسبت برداشت قشری فهم شان ازتفسیروتحلیل اساسات واصول اسلام، مفهوم تعبیر و تفسیری را که ازقرآن و اصول دین اسلام  درمقاله و جواباتش کرده، نمیدانند. بنابرآن تقاضا کرده تا دوسیه را قبل ازارجاع به محکمۀ شهرکابل، بمقام عالی تمیزمحول نمایند و خودش را بحضور مولوی عبدالبصیر رئیس تمیز( دادگاه نهایی ) افغانستان، که عالم جید دینی میباشد، ببرند. آنگاه هرحکم و تصمیمی که رئیس و هیأت قضایی مقام عالی تمیزاتخاذ و صادرفرمایند، بآن قناعت می نماید".

      همانا دوسیۀ بریاست عالی تمیزگسیل یافت ومولانا باعث درجلسۀ قضایی ازمتن قرآن و حدیث پیغمبراسلام، آنقدر استدلال محکم نمود که درختم جلسه، رئیس مقام عالی تمیز، به رهایی باعث اززندان و حفظ دوسیه حکم صادرکرد. ازاینکه باعث مدتی ازتعقیب جریان دروس فاکولته بازمانده بود؛ بنابران بموجب برائتش ازاتهام وارده، از طرف مقام وزارت عدلیه امرتقررش بحیث عضو مسلکی این اداره داده شد.

      نخستین خاطره: درموسم زمستان، روزی همه کارمندان مسلکی و اداری، پیش از آغازبه کار، به دفتر رئیس تدقیق و مطالعات رفتند. درخلال صحبتها یکی ازحاضرین گفت که امشب رادیو افغانستان خبرمرگ " گاگارین " فضا نورد شوروی را به نشرسپرد. مولانا باعث با تعجب پرسید: گاگارین درگذشت؟  پس از یک مکث کوتا این آیت قرآن را خواند " انا لله و انا الیه راجعون ".

     ازجمع اعضای مسلکی ریاست، شخصی به اسم مولوی محمد نعیم سابق رئیس محکمۀ ولایت لوگر که بعدآ دربست رتبه 3 بحیث عضو مسلکی تدقیق این ریاست مقررشده بود، گفت: « ای خبیث چی گفتی؟ ».

رئیس دفتر گفت، مولوی صاحب آرام. سپس رشتۀ سخن را باعث در دست گرفت؛ ازمتن قرآن و احادیث پیغمبر، ازمنطق و کلام، با فصاحت و بلاغتی که آفریدگارهستی و تفکر انسانی به او بخشیده بود، آنگونه استدلال، تفسیرو تحلیل منطقی نمود که همه را درسکوت فروبرد. صحبت باعث بحدی جذاب بود که مولوی محمد نعیم و دوتن یارانش که میخواستند مداخله کنند مجال سخنرانی رانیافتند.  

      سرانجام داکتر ضیایی که انسان خیلی مؤدب و با دانش بود، برای این که طرف مقابل خجالت نکشند، بصورت عاملانه اظهارداشت که وقت رسمی است باید همه بدفاترخویش بروند ومصروف کارشوند. بدین ترتیب بحث به نفع تبحرودگراندیشی وبه زیان تحجر پایان یافت.

   خاطرۀ دیگر: درنیمۀ دوم سال 1348 تعدادی از کادرهای جناح پرچم ح. د . خ. ا ( نجیب- وکیل- نجم الدین ...) باتهام شرکت درتظاهرات ضد امریکایی و آتش زدن بیرق امریکا و پرتاب نمودن سنگ، میوه های گندیده  و تخم مرغ بالای موترحامل" اکسپرو اگنیومعاون رئیس جمهور امریکا " هنگام سفرش به کابل، بازداشت  شدند. بعد ازمدتی به منظور احوال پرسی اززندانیان حزب به توقیف خانۀ ولایت کابل رفتم. درهمان ساعت مولانا باعث نیزبا آنها یکجا نشسته و سرگرم صحبت بودند.

    من مولانا باعث را به اساس شناخت قبلی  با گرمی به آغوش کشیدم. یکی ازرفقا پرسید که باعث صاحب را ازکجا می شناسید. درجواب همان خاطرات ششماهه ی سال 1345 را یکایک قصه کردم.

   سپس نجیب گفت: مولانا باعث کاربزرگی را انجام داد که همه زندانیان ولایت کابل را ازتکلیف بد خویی و آزار یک ملای دیو بندی نجات داده و به سخنانش چنین ادامه داد: (( درهمسایگی ما یکتن از ملاهای فارغ مدارس دیوبند پاکستان نیززندانی بوده، نیمه های شب از خواب برخاسته به آوازبسیاربلند تکبیر و تذکیرمی نمود، سپس صدابلند کرده میگفت:

   همه باید برخیزید و قرآن بخوانید، توبه کنید که روزقیامت نزدیک شده میرود؛ درغیر آن به قهر و غضب خداوند گرفتار می شوید . بدنبال آن بدون شناختن وقت نماز و حالت زندانیان، به آوازبلند اذان میداد و بعد با استعمال کلمات زشت ودرشت همه را دشنام داده میگفت: ای جاهلان برخیزید ازخواب وبیایید به غرض ادای نمازصبح در جماعت؛ درغیرآن به قهر و غضب خداوند گرفتارمیشوید....

    اما زمانی که مولانا باعث وارد زندان شد و جریان دشنام دادن آن ملا را شنید، به همراهی دوتن بحیث شاهد وناظربحث، نزد او رفت. فقط یک ساعت با او صحبت نمود و درپایان بحث او را متوجه ساخت که آنچه وی از اسلام و قرآن برداشت کرده، همه نادرست و گمراه کننده بوده، مردم را ازارشادات و سجایای دین مبین اسلام دور و بی باورنموده ساحۀ زنده گی را برای مردم تنگ تر می سازد.

   بعد ازآن مباحثه، دیگر آن دشنامها و بد گویی های ملای مذکورازفضل خداوند و برکت این مولانای دانا وآگاه ازدین ودنیا بگوش ما نرسید و همه زندانیان از شنیدن فحش و ناسزاگویی ها نجات یافتند.)) 

   پس ازرهایی مولانا باعث اززندان، تا آن زمانی که در کابل مصروف تحصیل و کاربود، گاه گاهی باهم می دیدیم و بحث می نمودیم.

    برداشت و باوری که طی ده سال آموزش امور دینی و به تعقیب آن خوشه هایی که ازخرمن بزرگان ادب بحیث شاگرد دانشکدۀ ادبیات داشته ام؛ این است که مولانا باعث ، آنچه را که مولانای بلخ فرموده اند:

  ما ز قرآن مغز را برداشتیم         پوست را بردیگران بگذاشتیم

   واقعآ همانگونه اوبا فرا گرفتن، فقه و لغت، صرف و نحو، منطق و کلام، فصاحت و بلاغت، تفسیروتحلیل قرآن و انطباق آن درشرایط کنونی با دستاوردهای علوم؛ درحقیقت مغز قرآن را برداشته بود، یعنی قدرت خارق العاده ای ازتفسیر و تحلیل ژرف ازمتن قرآن و فلسفۀ اسلام را دارا بود.

       باعث روزی بیان داشته بود: "هرگاه انسان بخواهد روی یکی ازدانشهای بشری داوری کند، باید نخست مبادی و اصول  آن را خوانده باشد تا بعدآ  وارد متن شده بتواند و سپس درمورد درست ونا درست بودن آن به داوری بنشیند. تا آن زمانی که انسان برنامۀ یک حزب، متن یک کتاب، اساسات یک مکتب سیاسی و  مفاهیم و مقولات یک اثر فلسفی را مطالعه نکرده باشد؛ چگونه میتواند بر صحت ویا سقم مسائل آگاهی حاصل کند و قراری صادر نماید".

     به اتکای سخنان  بالا، آنچه را که نگارنده ازدانش و بینش مولانا باعث واقف بوده ام، با طرز تفکر ونگرش شماری ازدوستان گرانمایه، ازجمله آقای بیژنپور درمطابقت قرارمیگیرد. لیکن متأسفانه پاره دیگری از نبشته ها، با اندیشه های گرانسنگ باعث  بزرگوارهمخوانی پیدا نمی کنند.

    چنانچه یکی صرف ازمولانا وشهادتش نام گرفته؛ بجای بحث و مداقه پیرامون ژرفای آگاهی ودانش گهربارش؛ به تبارزعقده های شخصی پرداخته و به برخی ازاحزاب، سازمانها و مخالفین سیاسی زشت و ناروا گفته است.

  شماردیگری ازشخصیت مولانا باعث چنان تصویرپردازی کرده اند که خوانندۀ نا آشنا، به اشتباه آن غواص اقیانوس رنجهای بیکران مردم را، چیزدیگری تصورخواهند نمود.  درحالیکه باعث برخلاف این پندارهای خام ، به باوراین قلم " چگووارای سرزمین مردخیز خراسان پرفروغ دیروز و افغانستان پرآشوب امروز" بوده، هیچگاهی درجریان مبارزات سیاسی با پیروان اندیشه های تحجر همفکری وهمراهی نداشته؛ بلکه دریک سنگربا شهید محمد طاهر بدخشی و دیگریاران جنبش چپ دموکراتیک و عدالتخواه افغانستان قرارداشت و درکوره راه گرم مبارزۀ  رویاروی برضد فاشیسم و مزدوران استعمارو امپریالیسم رزمیدند و قهرمانانه جام شهادت نوشیدند.

    امید است تادوستان گرامی درارتباط به شخصیت مولانا باعث پژوهشهای ژرف و مسؤولانه نمایند و باعث متبحررا اززاویۀ دید شخصی، به قضاوت نگیرند، بلکه درمتن دیدگاه و جهان بینی خودش، آن طوری که بوده است، مطالعه بدارند تا شخصیت علمی و مقام معنوی وماندگار باعث گران ارج درزیرتأثیر اوضاع تیره وتارکنونی و تفکرات کوته بینانه وهوسبازی های روشنفکری، مکدر وغبارآلود نگردد.

      درفرجام، روان پاک باعث گرامی و همه شهدای راه وطن راکه بخاطر دفاع از آزادی وتأمین عدالت اجتماعی رزمیده اند، شاد و خاطرات شان را تابناک میخواهم.

  بگذار درفش مبارزات برحق وطنپرستان تا جاودان دراهتزاز باشد!

                                                             

                                                      با عرض حرمت

                                       برگرفته از فراترازمرزها

  نظرات ()
مطالب اخیر سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد شیر افغان در مقابل ایران سکوت کرد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من