پیرامون بر گزاریِ همایشِ معرفیِ فرهنگ و زبانِ کشور ما در لندن
هموطنان فرهنگ دوست و آزاد اندیشان خراسان!
تشکراز شرکت شما درهمایش امروزی که به ابتکار سازمان اجتماعی افغانستان وآسیا تحت عنوان رسالت اندیشمندان و متفکرین متعهد در معرفی فرهنگ، زبان، تاریخ و جغرافیه کشور ما از زمان های دور تا به امروز راه اندازی گردیده است شرکت نمودید.
گرچه بحث درباره تاریخ، زبان ، جغرافیه و فرهنگ خیلی وسیع است و این نوع بحث های علمی را نمیتوان در چند ساعت یا چند روز خلاصه کرد. اما من فقط میخواهم تا بطوربسیار فشرده و کلی نظریات خود و دانشمندان جهان را در این موارد خدمت شما پیشکش نمایم. امیدوارم مطالب جالبتررا از جانب سخنرانان و متخصصین حوزه فرهنگ ، تاریخ ، زبان و جغرافیه که در این همایش حضور دارند بشنوید.
شهروندان ارجمند و گرامی!
نویسنده امریکایی ساموئل هنتینگتون درکتاب تمدنها و بازسازی فرهنگ جهانی می نویسد : ” پس از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی، مهمترین وجه تمایز میان ملتها، ایدئولوژی، سیاست، یا اقتصاد نبود، بلکه تمایز های فرهنگی بود و ملت ها می کوشیدند تا بفهمند که آنها کی هستند. و تلاش های آغاز گردید تا مردم هویت خود را بر اساس رشته های فرهنگی شکل دهند .
تحولات قرن 21 این را نیز نشان میدهد که سیاستهای جهانی ،تنها درگیریها میان طبقات اجتماعی گروههای برجسته اقتصادی نیست. بلکه درگیریها ، میان مردمانی به وجود آمده است و یا بوجود خواهد آمد ، که به ماهیتهای فرهنگی متفاوت تعلق دارند و این درگیریهای قومی حتی میان تمدنها، امکان بالقوه ای رابه وجود می آورد تا تمدنها مقابل یکدیگر صف آرایی نمایند و با کشورهای دوست و همزبان شان هم پیمان شوند ، و از آنان پشتیبانی کنند . ”
مردم ما نیز که در گذشته های نه چندان دور دارای تمدن بزرگ بودند با نگرش و مطالعات دقیق در مورد گذشته و حال این حقیقت را درک کردند که قلمروسیاسی کشور شان در دوصد سال اخیر مورد تهاجمهای خونین نیروهای مرتجع پنجابی و ملتانی قرار گرفته است تاریخ ، فرهنگ و زبان اصلی شان آسیب دیده است. و هر آنچه ارتباط به تمدن گذشته شان میگرفت تخریب گردیده و شخصیت های مردمی و دانشمندان شان توسط شاه هان و امیران قبیلوی بی رحمانه به قتل رسیدند.
قابل یاد آوریست که بیشتر این همه فرهنگ ستیزی ها از زمان استقرار خاندان احمدشاه درانی آغاز میگردد که به مرور زمان سیاست افغان سازی زیر شعار های "وحدت ملی " که در نتیجه ملیونها زن ومرد پیروجوان معیوب معلول یتیم و شهید می گردد و روش بی حرمتی در برابر افتخارات تاریخی مردم از طریق خشونت های فرهنگی گسترش میابد و از سوی دیگر بی کفایتی امیران و شاهان در برابر منافع کشور مشکلات روز افزون اقتصادی ، سیاسی و امنیتی را ایجاد مینماید که این همه فاکتور ها باعث شد تا مفکوره تمدن پروری و فرهنگ پرستی در میان مردم از بین رود.
البته دلیل بی اعتنایی و بی حرمتی در برابر افتخارات تاریخی کشور ما واضح بود هدف امیران و شاهان افغانستان در برابر فرهنگ اصلی این سرزمین تضعیف رابطه مردم با فرهنگ کهن شان درجهت اهداف ومنافع قومی خود ارزیابی میکردند. و تلاش میورزیدند تا از یکسو حامیان خارجی شان خوش باشند و از سوی دیگر هر چیزی که از یک قوم اقلیت بود ملی گفته بالای مردمان بومی سرزمین ما به زور می قبولاندند.
روی همین شواهد تلخ تاریخی است که تحلیل گران و نویسنده گان، دوران دوصد سال اخیر افغانستان را بمثابه تاریک ترین ، سیاه ترین ، خونین ترین ، وحشتناک ترین و ظالم ترین دوران در تاریخ بشریت حساب میکنند.
بطور مثال : چند دهه است که واژه کلتور یا کلچر به عوض واژه فرهنگ وارد زبان فارسی شده است دولتمردان و فرهنگ ستیزان برای مردم ما طوری توصیه میکردند که گویا واژه فرهنگ واژه خارجی است و از استفاده آن جلوگیری شود.
در حالیکه واژه کلتور یا کلچر که در اصل به معنی کشت و کار بود ، ابتدا آلمانی ها و فرانسوی ها کار میگرفتند و این واژه در قرون وسطی به معنای پرستش مذهب بود. سپس به معنای پاشیدن بذر در زمین بکارمی رفت ، و سرانجام در قرن 18 معنای تربیت روح را به خود گرفت .
به گفته آقای باقری دانشمند ایرانی و یکی از فعالین سازمان حقوق بشر در بریتانیا:
فرهنگ وسیله ای است که فرد به کمک آن با محیط خود سازگار می شود و برای ابراز خلاقیت خود ابزاری بوجود می آورد . و ما شاهد هستیم که چنین ابزار را دانشمندان و شاعران زبان فارسی بوجود آوردند و این ابزار را در شعر سعدی که میفرماید:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند.
یا ابو علی سینای بلخی که برای اولین بار میکروسکوپ رادر دنیا اختراع نمود یا البیرونی که ریاضی را در سرزمین شرق بنا گذاشت و امثال آن تا بشر در آسایش قرار گیرند اما بر عکس شما ببینید شاهان و امیران که از جانب بیگانه ها بالای ما تحمیل میشدند چنان ابزار های منفی را در کشور ما به وجود آوردند که منجر به نابودی و از بین بردن فرهنگ و زبان ما گردیدند.
مثلآ: امروز بیشتر اصطلاحات را که ما امروز استفاده میکنیم یا پشتو است یا انگلیسی یا اردو یا عربی و یا لاتین. ما موافق هستیم که در اثر نفوذ قدرتمندان و یکجا شدن ملیت های مختلف زبان ها دگرگون میشود اما فکر نمیکنم که یک ملیت با فرهنگ که صاحب تمدن چندین هزار ساله بوده باشد نفوذ بیگانه گان باعث تخریب فرهنگ و زبان اصلی شان گردد.
نگرانی امروزی در جامعه ما این است که همه چیز بالای مردم ما هنوز هم در قرن 21 تحمیل میگردد وازدیرسال بدین طرف شرایطی ایجادگردیده است تا به باورهای خویش متردد شویم.
اما خوشبختانه باید گفت که مسایل فرهنگی در جامعه ما بعد از عقب مانی های طولانی در دوصد سال اخیر نیروی متحد کننده را به خود گرفته است و فکر میکنم که هیچ نیروی قادر نخواهد بود تا ملت ما را از این بعد تاریک نگهدارد. اگر تا دیروز اشخاص و افراد در جامعه ما به وسیله ایدئولوژی از یکدیگر جدا می شدند. امروز به وسیله مسایل فرهنگی پیوند می یابند ، همانگونه که در مورد دو آلمان اتفاق افتاد ، یا در کوریا و یا در چین در جریان است. یا همان گونه که در اتحاد جماهیر شوروی یا یوگسلاوی رخ داد.
باید گفت که جهان با سرعتی شگفت انگیز در حال تحول و تغییر است. همه چیز از اقتصاد و تکنولوژی تا علم و فرهنگ و سیاست در حال جابجایی است . ما وارثان تمدن بزرگ با تاریخ کهن و چندین هزار ساله هستیم .
اما امروز در وضعیتی قرار داریم ودوست داریم تا به افق های فراتر دست یابیم. اینکه چرا در گذشته چنان درخشان بودیم یا به چه علت امروز در این وضع خراب قرار داریم پرسش هایست که نسل جدید و نسل آینده به این همه جواب کار دارند.
ما باید به نسل جدید و آینده فرهنگ زیبا و پرافتخار خویش را تشریح کنیم و کوشش کنیم تا باورهای شان را به زبان و فرهنگ آبایی شان مستحکم سازیم تا شیوه زندگی شان را با فرهنگ پرستی اعیار سازیم چون هر آنچه یک ملت دارد هر کاری که می کند و هر آنچه که می اندیشند ارتباط به فرهنگ شان میگیرد وفرهنگ آن چیزی است که از گذشته آدمیان بازمانده و آینده شان را شکل می دهد .
دانشمندان به این عقیده اند که فرهنگ تعریف نمیشود، فرهنگ تعریف میکند، و تعریفاش در خودش است، مانند شعر.
فرهنگ همان چیزی است که آدم با فرهنگ در پی آن است. تاریخ کشور ما ما را به یاد آن دوران ها میبرد که آریاییان باستان وخراسا نیان دیروز روایات ، ادیان ، مذاهب ، طریقه ها ، سنن ، زبان، ادبیات هنر ها وفرهنگهای مادی ومعنوی پر ارزشی را برای ما پرورش داده اند و درغنامندی فرهنگ و تمدن خراسان، نقش تاریخی را ایفا نمودند.
اینکه چگونه باید به پیش رفت ، کدامین خطا ها را باید مراقب بود و بسیار سؤالات دیگر ، تنها و تنها بعد از شناخت درست و کامل خود ممکن است .
نتیجه گیری
ازسخنرانی های سخنرانان محترم در همایش امروزی چنین نتیجه گیری میتوان کرد:
1- بدبختانه مردم ما در دوصد سال اخیر بزرگترین قربانیان فرهنگی قرار گرفتند که این همه در نتیجه نیرنگها ی تفرقه افگنانه وانحصار طلبانه نظام های متعصب قبیلوی به وجود آمده است جرمیست نا بخشودنی.
2- نظام های کهنه فکر قبیله بنابر خصلت های فرهنگ ستیزی و کهنه فکری شان عامل عقب مانی متداوم و بیچارگی مردم ما در تمام ساحات گردیدند.
3- سیاست های عوام فریبانه حکومات فرهنگ ستیز قبیله که گویا تمام اتباع کشور دارای حقوق مساوی میباشند و ادعا مینمودند که در برابر رسم زبان و فرهنگ دیگران اهانت نمیکنند ادعا های بی اساس و از حقیقت دور بود.
4- شعار های دروغین ادامه دهنده گان سیاست امیران و شاهان تحت نام اتحاد وهمبستگی زیر سوال جدی قرار گرفته و امیدواریم که مردم ما از این بعد به شعار های دروغین و دور از حقیقت فریب نخورند.
بنآ پیشنهاد میگردد
· اندیشمندان و روشنفکران ما بخاطری انجام رسالت شان دروضع خراب کنونی و بخاطری نجات کشور و زنده ساختن زبان ، فرهنگ و افتخارات تاریخی ما تلاش ورزند تا از حرکت های انفرادی اجتناب ورزیده و دست به اقدام ایجاد جنبش های فرهنگی در داخل و خارج بزنند.
· جامعه جهانی را باید از سیر حوادث تلخ تاریخی، نقض متواتر حقوق انسان ، فرهنگ ستیزی و خیانت به زبان و رسوم مردمان کشور ما چه کتبی باشد و چه شفاهی آگاه سازند.
· نخستین همایش تحت رسالت اندیشمندان ومتفکرین متعهد درمعرفی فرهنگ، تاریخ ، جغرافیه و زبان که در لندن بر گذار گردید گامی به طرف انسجام فکری و وحدت فرهنگی در میان مردم ما تلقی گردد.
· روشنفکران و اندیشمندان ما به خاطرغلبه بر ین همه میراثهای شوم تفرقه افگنانه ونا به هنجاری تاریخی وادامه زندگی رقتبار و فرسوده بر مبارزات آگاهانه شان ادامه داده و روند این مبارزه را روشنتر سازند.
· روشنفکران و اندیشمندان کشورما کوشش نمایند تا به رشد غنا و گسترش مناسبات فرهنگی وهمبستگی مردمان ایران، تاجیکستان منطقه ، جهان و کشور ما فعالتر کار نمایند.
در خاتمه با چند شعاری که ازدانشمندان معاصر برگزیده ام به کار همایش امروزی خاتمه میبخشیم.
1. بگذارکه برفراز "دریای خروشان هریرود وآمو پلهای نوین دوستی خلقهای ما آباد گردد و گذرگاه به بازوان " کارگران جوانی سه کشور همزبان و هم فرهنگ اعمار گردد واین پلها به دوستی وهمکاری مردمان تاجیکستان ایران و کشورما و سایر ملل ومردمان آسیا ی میانه و جهان نقش سازنده را ایفا نماید.
2. بگذارکه نسلهای آگاه امروز وفردای میهن، در راه روش نیاکان ورفته گان با فرهنگ خراسا ن زمین، گامهای آگاهانه به پیش نهند وبه همکاری دوستی همنوایی وشگوفایی زبان ادبیات و فرهنگ مردمان کشورما خدمت صادقانه نمایند.
تشکر از توجه شما
پیروز و شاد باشید
داکتر نورالحق نسیمی

