جنبش دانشجویی دانشگاه کابل
محمد اسلم سلیم
دانشجویان دانشگاه کابل با فرهنگ بلند در یک اعتراض انسانی خواهان نصب لوحه دانشگاه کابل به دو زبان رسمی کشور و زبان انگلیسی شده بودند در حقیقت امر خواستند با استفاده از حق قانونی تسجیل شده در مفاد قانون اساسی کشور بصورت مسالمت آمیز و بدون ماجرا جوئی به این مامول دست یابند که تاکنون به هر وسیله از مردم و دانشگایان گرفته شده بود. ما چندی قبل شاهد این خواسته های قانونی و برحق دانشجویان ولایت بلخ در کشور بودیم که با وجود برخورد غیر انسانی پولیس و دستگاه حاکم در آن ولایت بلاخره دانشجویان به حق قانونی خود دست یافتند.
در جهان امروزی نافرمانی های مدنی، اعتراضات، مظاهرات و اعتصابات جز زندگی عادی مردم برای برآورده شدن مطالبات قانونی شان و حق خواهی از حکومات به سر اقتدار غرض آوردن تغیرات در عرصه های منختلف زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، براه انداخته میشود. اعتراض کننده با طرح روشن مطالبات شان از حکومت میخواهند خواسته های شان مورد بررسی قرار داده شود و به آنها در مطابقت به قوانین کشور پاسخ ارائه گردد.
اگر در قوانین کشوری روی مطالبات طرح شده بحث نشده باشد و یا صراحت نداشته باشد در چنین شرایط نهادی که قوانین را تفسیر میکنند، وظیفه میگیرد تا موضوع را بررسی و تفسیر نماید.
و اما در رابطه به خواسته های قانونی و اعتراضات قانونی به منظور تحقق و تطبیق مفاد و مواد قانون اساسی این مخالفین تحقق قوانین است که باید به مجازات کشانیده شوند، نه آنهای که خواهان تطبیق مفاد و مواد قانون اساسی کشور اند.
با تاسف فراوان که برخورد حکومت طالبانی کرزی چنین است که اعتراض کنندگان خواهان تحقق مواد و مفاد قانون اساسی کشور اند و جانب حکومت و فاشیزم قبیلوی حکومت کرزی در مخالفت با تحقق و تطبیق مفاد قانون اساسی قرار دارند. و فرمان سرکوب دانشجویان دانشگاه کابل را به خاطر خواسته های برحق شان صادر نمودند. در هیچ کجای دنیا دیده نشده که قانون اساسی را که خود حکومت تدوین و تصویب کرده باشد خود زیر پا کننده آن باشد.
در حالیکه اکثریت قاطع مردم افغانستان با بسیاری از مواد این قانون اساسی که در جریان تدوین و تصویب آن از طرف همین گروه بر سر اقتدار جعل صورت گرفته مخالفت دارند، با آن هم همین حکومت ده ها و صدها مورد به نقض همین قانون مبادرت ورزیده است.
آنچه مایه تاسف و نگرانی بیشتر برای مردم مان گردیده برخورد سبکسرانه یکتعداد از اعضای بالاترین مرجع خرد و اندیشه ورزی در کشور نهاد اکادمی علوم افغانستان است. توقع میرفت که این نهاد با در نظرداشت حساسیت موضوع و تطبیق مفاد قانون اساسی عکس العمل خردمندانه و اکادمیک میداشتند. اما با تاسف فراوان این نهاد بدستان ناپاک فاشیزم قبیلوی آلوده شده و تعدادی از آکادمیسن های تیوری فاشیزم قبیلوی برخورد بسیار ناشایسته، غیر علمی و غیر انسانی در قبال این قضیه داشتند، قابل یاد آوری میدانم که همین نهاد چندی قبل در تدوین دائرهّ المعارف افغانستان نیز با دستان ناپاکشان مسله فیصدی های قومی را مطرح کردند که باعث اختلافات عمیق دربین مردم شده است.
کفر اگر از کعبه برخیزد --- کجا ماند مسلمانی
و مسله مصطحات ملی را مطرح کرده اند. این مصطحات ملی چه است و از کجا آمده است؟
این اکامیسن ها از کجا آمده اند که بی خبر از یک حوزه بزرگ فرهنگ خراسانی هستند ویا اینکه کل تاریخ این جغرافیا را تنها در سده های اخیر وحشت و بربریت چند سردمدار بی فرهنگ مرتبط می سازند.
آرزوی مردم کشور ما از این نهاد به حیث بالاترین مرجع اکادمیک این بود که با واقعیت های عینی جامعه در حد مقام اکادمیک شان عکس العمل منطقی و اکادمیک نشان میدادند. نه برخورد از یک موضع غیر علمی، غیر اکادمیک بسیار تنگ نظرانه و از آدرس نهادی بنام اکادمی علوم چنین برخورد بسیار شرم آور و ننگین.
برخورد مقامات ولایت بلخ در روز اول اعتراض دانشجویان دانشگاه بلخ گرچه بسیار غیر عادلانه و غیر انسانی بود ولی روز های آینده مقامات ولایت بلخ با درک این حقیقت که خواسته های دانشجویان قانونی است، به خواسته های آنها تن دادند و حقیقت جایش را گرفت. امروز در ولایت بلخ چنین مشکل وجود ندارد.
اگر برخورد روز اول مقامات ولایت بلخ را با موضعگیری غیر انسانی تعدادی از به اصطلاح اکادمیسن های آکادمی علوم به مقایسه بگیریم، مشابه است. ولی آنها چند روز بعد به اشتباه شان اعتراف میکنند، ولی آکادمیسن های تیوری فاشیزم قبیلوی متاسفانه در انتهای جهالت با موضعگیری شان پافشاری کرده اند.
ببینید تفاوت خرد و منطق یک نهاد محلی را و تعدادی از به اصطلاح آکادمیسن ها را که از کجا تا به کجاست.
حقیقت سرسخت جامعه این است که در محلات دور دست طالبان تروریست جنگ و وحشت می آفرینند، و در مرکز حکومت فاشیزم قبیلوی، وحشت و بربریت را به مردم ما تحمیل نموده و در مخالفت جدی با تمام مولفه های دموکراسی، تحقق دموکراسی، تامین صلح و امنیت و بازسازی قرار دارند. تا زمانیکه این ترکیب پدیده زشت از ماجون تروریزم و فاشیزم قبیلوی وجود دارند، از تامین صلح، دموکراسی، بازسازی اقتصادی و استقلال سیاسی در این کشور دست باید شست.
دانشجویان دانشگاه کابل اعتراض و مطالبات شان انسانی، قانونی و برحق است. اکثریت قاطع مردم کشور ما از این خواسته های برحق و دموکراتیک آنها حمایت میکنند.
آنچه مایه امیدواری بیشتر است، دانشگاه کابل و سایر دانشگاه ها و دانشجویان در ولایات مختلف کشور مصمم اند تا به تحقق خواسته های شان به نافرمانی های مدنی ادامه دهند و فاشیزم قبیلوی را وادار به تن در دادن به این واقعیت سرسخت سازند که آفتاب را نمیتوان با دو انگشت پنهان کرد.
همانطور که نام سرزمین خورشید را نمیتوان از تاریخ این کشور زدود.
جنبش دانشجوئی دانشگاه کابل با استواری و پایداری بسوی تحقق آرمانهای عدالت خواهانه!

