تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
افغان ها نواسه های یقوب پیامبر نویسنده: - ۱۳۸٧/٩/۱٤

دکتر صاحبنظر مرادی

 

توضیحات"تتمه البیان فی التاریخ الافغان" در روشن نمودن تاریخ افغانها

کتاب " تتمه البیان فی التاریخ الافغان" اثر سید جمال الدین افغانی بزبانهای مختلف دنیا طبع ونشر گردیده است. بنده این کتاب را در کشورتاجیکستان که بحروف سریلیک، بامقدمه خانم عظیموا وتحت نظر پروفیسور شرف الدین اماموف بچاپ رسیده بود، مطالعه وبا محتوی آن آشنا شدم .بعدا در کابل یک نسخه ترجمه آن را که توسط دانشمند محترم محمد امین خوگیانی (مدیر وصاحب امتیاز جریده ملی انیس) ترجمه وبچاپ رسیده است، بدست آوردم.

    قابل تذکر است که علامه سید جمال الدین افغانی بینشمند شهیر شرق با آگاهیهای ژرفی که از تاریخ تعدادی از کشور های اروپایی،افریقایی،شرقمیانه عربی ،آسیای مرکزی وکشور خود داشت،اززمره شخصیتهای علمی میباشد که تاریخ نگاری را در مطابقت با اصول واساسات علمی آن در افغانستان آغاز کرده است.

    کتاب "تتمه البیان فی التارخ الافغان" نیز تحت تاثیر همین گفته وملهم از روشهای تحقیقاتی اروپاییها برشته تحریردر آمده است؛ در مقدمه کتاب "تتمه البیان فی التاریخ الافغان" چاپ شهر دوشنبه نویسنده مقدمه، اثر متذکره را خالی از نقص وعیب ندانسته وعقیده دارد که چنانکه ازمندرجات کتاب بر میاید،شاید "سید" قصد نگارش تاریخ افغانستان را نداشته است.(1) چه درینصورت وی میتوانست مواد بیشتری فراهم آورد و به ریفرینسها ومواخذ خود اشاره کند.

    شایان یادکردن است که کمبود منابع پژوهشی درین اثرو عبور شتابنده مولف در متن عناوین برگزیده وحوادث ورخدادها نشان میدهد که سید این اثر را در خارج از کشور به نگارش گرفته و به منابع اولیه تاریخ نگاری افغانستان بصورت لازم دسترسی نداشته است. زیرا در صورتیکه سید به منابع اولیه نامبرده دسترسی میداشت،میتوانست بحثهای مورد نطرش را بیشتر بشگافد وچنانکه در ذیل صفحات از ریفرینسهای استفاده نموده اش تذکر داده است ،منابع پژوهشی خود را بصورت مفصل معرفی میکرد.

     شاید ضرورت نگارش این اثر در آن شرایطیکه افعانستان درگیر تجاوزات پیهم وگسترده از سوی استعمار انگیس در جنوب وپیشرویهای روز افزون روسهای تزاری در شمال در حوزه مناطق ماوراالنهربود، از آن ناشی شده باشد که سید خواسته است تا شجاعت ، تهوروآشتی ناپذیری مردم افغانستان را درین مبارزات علیه استعماربجهان معرفی نماید.

لازم به تذکر است که درآنزمان مردم منطقه از جمله هندوستانیها وبویژه آزادیخواهان هندی تصورمیکردند که اگرمردم افغانستان وپادشاه آن امیر شیر علیخان خواسته باشند، میتوانند نه تنها افغانستان ،بلکه هندوستان رانیز از زیر سلطه استعمارخارجی نجات بخشند.این نکته از مقدمه ایکه بقلم سید در نخستین صفحات کتاب "تتمه البیان فی التاریخ الافغان" تحریر یافته است ،بخوبی درک میکردد وآن چنین است:"درین روز ها جراید از گزارشات وچگونگیهای ملت بلند همت افغان که بقوت قلب وسخت جانی وجنگجوییهای پر صلابت شهرت دارند،نگارشات خود را به خواننده گان خویش خاطر نشان میسازند،واحوال ملتی را بحث میرانند که نظر به شهامت فطری خود نمیخواهند که به محکومیت زیر سایه عجز وحیله وفریب فرمانروایی درآیند،که بر محکومین خویش ذلت وحقارت رااز جاده مکر ودسیسه روادار میگردد."(2)

    با آنچه در مورد شرایط اجتماعی نویسنده مبنی بر مشاغل تبلیغی و تنویری سید جمال الدین برای بیداری ملتهای شرق،عدم سکون وحضور طولانی وی در کشورهای معین جهان برای تکمیل همچوتدقیقات و پژوهشهای علمی وعدم دسترسی به منابع اولیه تحقیقی  برشمردیم،با آنهم کتاب "تتمه البیان فی التاریخ الافغان" با توجه به روش نگارشی آن ونثر شیوا وسلیسی که دارد از شمار بهترین نوشته های تاریخی دوران سید جمال الدین میباشد،که میتواند بحیث معتبرترین موخذ در ذات خود برای بررسی و آمورش تاریخ یکی از اقوام عمده افغانستان(پشتونها) به شمار آید.

     سید جمال الدین در مقدمه نامبرده که حیثیت فراخوان مردمان منطقه رابرای بیداری ودفاع از حقوق مسلم سیاسی وبشری شان دارد،پیام میدهد که...سفارت نفوذ طلب بیگانه را بروفق روش پدران غیور خود از مملکت طرد نموده رجال مغرض اجنبی رابکمال همت وبسالت از خاک کشور عزیز خویش رانده بدم شمشیرآبدارحریت طرد ابدی نمایید. (3)

    سید بدنبال این مقدمه گیراو آگاهیبخش خود محتوی کتابش را در قید فصلها وعناوین برگزیده اش ادامه داده است،که هر کدام نکات سودمند علمی وارزیابیهای مشخص خود را دارند ومیتوانند رووس بحثها وکارهای مستقل اهل دانش وپژوهش درآینده بوده باشند. سید در ذیل فصل اول"وجه تسمیه افغان" را به بررسی گرفته ومیافزاید که" فارسی زبانها این قوم را به لفظ افغان میشناسند وعوام فارسی آنهارا "اوغان"میگویند واهالی هند ایشان را"پتهان"میخوانند وادامه میدهد،هنگامیکه" بخت النصر" ملت موصوف را زیر فشاراسارت گرفت از درد و اندوه زیاد آه وافغان میکردند،بجهت همین فریاد وفغان به فارسی ایشان را"افغان" میگفتند واز همان آوان بهمین نام نامیده شده اند.( 4 ) 

    دلیل دیگری در وجه تسمیه افغان از نام "شاوول"پدر کلان افغانهاکه خود "افغان" نام داشته،ماخوذ گردیده است. شاوول در بلاد افغان بنام نیک وصفات پسندیده یاد میشود وامرای افغان درین امرکوشانند که نسبت شانرا به شاوول برسانند،بلکه افغانها شجره انسابی دارند که در مندرجات آن این مسله را که آنها از اسباط بنی اسراییل میباشند(5) خاطر رسان میسازد.

 ازین گفته سید بر میاید که مسله انتساب افغانان به اسباط بنی اسراییل حد اقل تا زمان حیات سید جمال الدین درحلقات فرهنگی ودر نزد امرای افغان مروج بوده است.

   سید مینویسد که، برخی از قبایل افغان که بین قندهار،غزنی،خوست،کرم وباجور زنده گی مینمایند، خود را "پشتون وپشتانه"میدانند. ( 6 )اکنون بی توجه به تفاوتهای لفظی معلوم میگردد که تمام این اسامی از یک اصل پیدا شده اند.

لفظ "افغان" ،"اوغان" ،"پتهان" همگی معرف همان"پشتانه - پختانه وپشتون وپختون"میباشند. همزمان سید احتمال میدهد که"پختون محرف (معرف)از بختو منسوب به"بخت نصر"است،زیرا"واو"در فارسی همچو"یاء"در عربی علامه نسبت است. وقتیکه تعدادشان زیاد گردید بر مناطق موجوده خود استیلا ورزیدند ودر بیان ایشان ویهود بلاد عرب در اوایل مراسلات (ارتباط) جاری بوده،همگامیکه یهود بلاد عرب اسلام را قبول کردند،جانب ملت افغان نیز خالد نامی رابه سفارت فرستاده بسوی اسلام دعوت دادند. باثرآن ملت افغان وفدی(نماینده)از امرای خود رابسرکردگی "قیس" نامی که نسبتا به اسباط بنی اسراییل به(47)واسطه وبحضرت ابراهیم (ع)به(55)واسطه میرسید،بدربار نبوت فرستادند.(7) رییس وفد "قیس"مذکوربه عواطف ذات نبوت ایاب سرفراز گردیده به لقب ملک عبدالرشید(قیس) از حضوررسالت مآبی ملقب شد. آنحضرت(ص)فرمودند که این شخص باین لقب خیلی پسندیده معلوم میشود. زیرا معظم الیه از اسلاف ملوک بنی اسراییل است.

 این گروه باآنحضرت در فتح مکه موافقت داشتند و...جمعی از اهالی مدینه را به نیت تایید وتقویه وفد مذکور در نشر دین مبین اسلام با ایشان فرستادند تا در کوهستان غور که در خراسان واقعست به نشر واقامه حقیقی اسلام خدمت کنند.قیس عبدالرشید در سنه چهل هجری بعمر87 سالگی وفات نموده است.سید مطالب خود را در خصوص معرفی افغانها با توضیخات ذیل ادامه میدهد:

پشتو: زبان ملت افغان است،حرف "واو"در زبان پشتو علامه نسبت است،مانند حرف "یاء"که در عربی برای نسبت زیاد میشود ودر حالت جمع حذف میگرددو(چنانچه زبان فارسی را"پارسو"وزبان اهالی پنجاب را "هندکوه" وزبان کوهستانهای لغمان وکنر را "دیگانو"مینامند،وافوام آنها را "فارسیوان"،هندکی ودیگان - دهقان"یاد میکنند.سید ادامه میدهد:اینهم احتمال دارد که کلمه "پشتو" را از لفظ "بشیت" گرفته باشند. بشیت نام قریه ایست از قریه جات فلسطین واین توجیه وقتی درست میافتد که ایشان از نژاد بنی اسراییل بحساب آیند.

نسب ونژاد افغان: سید اقوام افغان را مرکب از قبایل ذیل میداند: "عبدالی - ابدالی غلزایی،کاکر،وزیری،یوسفزایی،مهمند،افریدی،بنکش وقبایل دیگر.هر قبیله به طوایف مختلف مشتمل است.چون غلزایی به هوتک،توخی سلیمانخیل،اندری،واریاخیل وغیره.ابدال از بارکزایی،الکوزایی ،علیزایی،بامیزایی مرکبست،وهر کدام به بطون وشاخه های زیادی مشتمل میباشند.تمام این فروع را یک اصل که کلمه "پشتون"است فراهم مینماید ویک ملت از آن قبایل را تشکیل میدهد.( 8)

    سید ضمن تشریح مهد اولیه افغانها به ارایه نظرات مورخینی پرداخته که افغانها رااز نسل آشوریها وکلدانیها میدانند...و گروهی ازسیاحان فرنگ(انگیس)دعوی دارند که در الفاظ پشتو لغات کلدانی یافت میشوند.طایفه ای از ایشان تصور مینمایند که این قبایل که در دره های بین اتک وخراسان ماواگرفته اند،از نسل آن اقباط مصریانی (قبطیهای مصر) میباشند،که با عسکر"سوزستیرس"در هنگام فتح بلاد هند شامل بودند.

 بگفته سید،زمره ای از مورخین مینگارند که اسباط بنی اسراییل میباشند و"بخت نصر" بعد از کشتارزیادی بقیه السیف ایشانرادر کوهستان غورجا داده(است).چندی از نویسنده گان مینگارند که ملت افغان مسکن نوین خود رابغرض یادگاروادیی که در سرزمین شام داشتند،"غور" نامیدند.( 9 )

    سید درحالیکه در مقایسه های خود وجه تشابهی را میان زبان پشتو بحیث زبان افغانها وزبان عبری بحیث زبان بنی اسراییل نمیابد،اما وحدت نامهای جغرافیایی را مثل "خیبر" واقع در بلاد افغان و"خیبر" درجزیره العرب شام که مقر بنی اسراییل بوده با وجود بعد مسافه بین سرزمین افغانها وقرارگاه بنی اسراییل اعتقاد ایشان باین مسله که آنها از نژاد حضرت اسراییل هستند،محکم میگردد.گروهی گمان دارند که اینها از طایفه ارامنه شیروان(قفقاز) که قبلا به اسم"الپان"یاد میشد،میباشند.این مسله راوجود کنیسه هاییکه در"قره باغ" از مربوطات شیروان (ارمنستان)بنام "قندسار"تا حال وجود دارد،تایید مینماید. رییس این مقامات را "اغوانج"میگویند ومعنی اغوانج درزبان ایشان کلانتر"اغوانها"است .

   ارامنه که در "گنجه" و"شیروان" و"نخجوان" و"گیلان" سکونت دارند،بنام اغوان افتخار مینمایند.آنها "اغوانیت" را دعوی میکنند . پس محتمل است که لفظ "افغان"معرف اغوان یا الپان باشد. همچنان ممکنست که رییس "قندسار"پس از کوچیدن به مقام کنونی وبودوباش ایشان درقندهار موطن ثانوی خود را"قندهار" نامیده وقندهارهمان معرف " قندسار"بوده باشد.(  10)از اطوارشان چنان مستفاد میشود که آنها درزمان مهاجرت از وطن اولی خود بدیانت عیسوی متدین بوده ومتعاقبا اسلام آورده اند. چنانچه تاحال در بین شان بعضی آثار وعادات اجدادآنها مانند نقش نمودن شکل صلیب برروی قرص نان مروج مانده است.(  11)

قول این گروه اگرچه ظاهرا خالی از صحت هم نباشد،لیکن توجیه این موضوع که "قندهار"معرف "قندسار"است، برکمی توانایی در فن تاریخ گواهی میدهد، زیرا قندهاراز شهرهای مشهور وقدیمست که در افسانه های هنودازقبیل "مهابران - مهاباراته" مذکور است.

تحقیقات وپژوهشهای سیدرا در خصوص صبغه یهودیت افغانها نگارشگران دوران ما نیز به تحقیق گرفته اند. از جمله ایگور میخاییلویچ ریسنرشرق شناس مشهورروسی در اثر خود بنام "نظام فیودالی افغانها" درین موضوع بسیار پیچیده واز مبادی تاریخی تا شکلگیری نظام اجتماعی، اقتصادی وهویتی ایشان درپویه زمان توضیحات لازم داده است. همچنان مجموع نظرات وکنکاشهای علمی مستشرقین غربی ومنابع هندی،چینی،عربی ،ایرانی ،روسی ومنطقوی در کتاب "تاریخ تحلیلی افغانستان" تالیف دانشمند محترم عبد الحمید محتاط بصورت مفصل تدقیق وبازتاب یافته اند. همینطور سالها قبل برین هانی شاکر نویسنده وپژوهشگر عرب رساله "افغانستان"را در دار الطبع بیروت بچاپ رسانید ومسله انتساب به یهودیت افغانها را به کنکاش گرفت، و نویسنده امریکایی بنام فلیچر نیز درینخصوص تحقیقاتی را بمیان گذاشته است.

درهمه این تدقیقات علمی ازکتاب "تتمه البیان فی التاریخ الافغان" بحیث موخذ ملی استفاده بعمل آمده است.حتی دربسیاری ازین پژوهشها کتاب سید جمال جایگاه نخست را بحیث منبع معتبرنگارشی افغانستان احراز نموده است.حال ضرور است تا بدانیم که عقیده شخصی سید جمال درین مورد چگونه است.

    سید در کتاب تتمه البیان فی التاریخ الافغان پس از تحویلدهی افکار ونظرات سایر دانشمندان عقیده خود رابصورت موجز بیان نموده میگوید:"نظریه من چنانست که ملت افغان نژادا ایرانی میباشند وزبان ایشان از ژند(زند)اوستا که زبان قدیم پارسی است،گرفته شده وبا پارسی موجود هم مشابهت تامه دارد.(  12)

چنانکه دیده میشود بین کارکردها وتحقیقات دانشمندان منطقه وجهان ونظرات سیدجمال الدین که حود از آنها روایت نموده است، در خصوص انتساب اتنیکی افغانها یکنوع برداشتهای دوگانه به نطر میرسند،این در حالیست که تمام منابع تاریخی ونوشتاری معاصر افغانستان "افغانها-پشتونها" را آریایی وزبان پشتو راصورت تکامل یافته یکی از شعبات زبانهای آریایی شرقی وانمود کرده اند،که دریافت پاسخ واحد وشفاف درین خصوص از وظایف بدیهی حلقات دانشی کشور بشمار میرود.   رویهمرفته کتاب تتمه البیان فی ... اهمیت استثنایی خود را دربرسی تاریخ افغانها دارابوده و با نقد وبررسیهای فوق وارد شکلگیری"نهضت افغانها در قندهار"میشود. حضور افغانها در سلطنت غزنویان ،تشکیل سلطنتی در دهلی ،کارنامه شاه عباس در قندهار ،منصب یافتن سدوخان ابدالی بدربار شاه عباس ،که بعدا خاندان او بحیث یکی از دودمانهای با نفوذ قندهارتحول یافت وپیوند احمد شاه ابدالی باین خانواده ازمباحث جالبی اند که سید ضمن نظرات مختصری آنها را بمیان کذاشته است.  کتاب نامبرده ضمن تشریح کارنامه میرویس خان هوتک وادامه حکومت سدوزاییها وبارکزاییها با توضیح مختصروقوع جنگهای خانواده گی آنها، قضایای حکومتداری وتحولات سیاسی آنهارا تا مرحله دوم حکومت امیر شیرعلیخان که خود در آنعصر میزیست،دنبال نموده است.این بخش از تحقیقات "تتمه البیان فی التاریخ الافغان" همانطوریکه گفته شد، میتواند معلومات مختصری در مورد شکلگیری حکومت افغانها وکار نامه امرای آنان ارایه نماید،که معلومات منحصر به فرد نمیتوانند بود.

 این بخش معلومات کتاب تتمه البیان بصورت مفصل در کتابهای افغانستان در مسیر تاریخ ،تالیف میر غلام محمد غبار،افغانستان در پنج قرن اخیر تالیف میر محمد صدیق فرهنگ ،افغانستان در قرن نوزدهم تالیف سید قاسم رشتیا وسایر تالیفات تاریخی معاصر بصورت تحلیلی وهمه جانبه بررسی شده اند. رویهمرفته کتاب تتمه البیان همچو موخذ ملی در روشن نمودن پاره ای از تاریخ مختصرو معاصر افغانستان اهمیت ویژه ای دارد، وبا توجه به احساس روشنضمیری وشفاف سید در توضیح واقیعتهای آن عصروزمان میتوان بدان باور واعتماد نمود.

پاورقیها:

1_مجله آمو ،سال اول،ش.اول سال     1378چاپ دوشنبه ص.238

2- سید جمال الدین تتمه البیان فی التاریخ الافغان ترجمه محمد امین خوگیانی ،مقدمه

3- سید درین خصوص مکاتباتی را که بین امیر شیر علیخان ونایب السلطنت هندوستان تبادله گردیده است،تحت بحث ومداقه قرار داده است.

4- تاریخ فرشته مینگارد :تا 143هق افغانها در دره های کوه سلیمان اقامت داشتند وهمه ساله در فصل زمستان با هندوهای قابض دامنه ها میجنگیدند وباشنده گان کوهستان کابل آنها را مقابل هندوها پشتیبانی میکردند.

5- تتمه البیان...ص.68

6-این نام نظر به تلفظ مردم جنوبی وقندهار"پختون"و"پشتون" نوشته میشود.

7- قدمای مورخین افغان که در دوره مغول گذشته اند،این روایت را معتبر دانسته اند ،اما محقیقین معاصرضعف این نظریه را ثابت میگردانند.

8- کلمه پشتو به سه مفهوم اطلاق میشود،زبان پشتو،عرف پشتونها ،غریزه وغیرت ویک جهتی وحدت این قوم موسوم به (پشتونوالی)

9- غوررا زندان حضرت سلیمان نیز میگویند،مشهور است که حضرت سلیمان تبعید شده گان خود را به غور میفرستاد،معلومست که این "غور" در شام بوده واستنادی به غور افغانستان ندارد.

10- علاوه بر شهر مشهور قندهار در افغانستان ،در هندوستان نیزباین نام مقاماتی وجود دارد.دربین افغانها بنام "قندهاریها" طوایفی در سرحد آزاد مشرقی زندگانی مینمایند که نه از قندهار کوچیده اند،ونه آنولا را دیده اند.

11- تتمه البیان...ص.70کتاب "دی پربچنگ آف اسلام " ورود عیسویت را در ترکستانات وقریب این حدود قبل از اسلام تایید مینمایند.

12- تتمه البیان...ص.71

                                               برگرفته از فراترازمرزها

  نظرات ()
مطالب اخیر سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد شیر افغان در مقابل ایران سکوت کرد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من