تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
دختر افغانستانی نویسنده: - ۱۳۸٧/۸/٢٧

مصاحبه ها | 10.11.2008

صنم عنبرین شاعر زنی که باغبان لاله زارهای احساس است

 

برای صنم عنبرین شعر قصه های خودش وحادثه ای است که درغربت برایش اتفاق افتاده است . او باسرایش شعر می خواهد ، ازهیاهوی غربت به آرامش پناه برد.

 

نعره زن آرش

 

شب میان روز ها دیوار شد

ای خدا آن ماجرا تکرار شد

وحشت آرایید دامن هر طرف

باردیگر دست شب معمار شد

خواب رنگین چمنزاران شکست

خانه ی آسودگی آوار شد

آه !میترسم که از قتل درخت

شب نرفت اما تبر بیدار شد

عطر نان گرم یک آوازه بود

خواب کودک نیمه شب بر دار شد

نعره زن آرش که تا باز ایستند

لشکر خفاش ها بسیار شد

 

بانو صنم عنبرین یکتن از شاعران جوانیست که از ده سال بدینسو در کشور آلمان زیست دارد، ودر اندک زمانی توانسته است با سروده ها و تراوشهای نغز ادبی اش جایگاه ویژه ی در جمع شعر معاصر زنان افغانستان کسب نماید.

بانو صنم عنبرین دراصل سونیا احمدی نام دارد؛اما اینکه چرا این اسم را برگزیده در جریان مصاحبه خودش خواهد گفت.

 

نادیه فضل:بانو صنم عنبرین؛ به برنامه جوانان این هفته خوش آمدید.

 

صنم عنبرین:تشکر میکنم نادیه جان و منهم به شما ، کارمندان محترم رادیو صدای آلمان وهمه شنونده های عزیز سلام و محبت تقدیم می  دارم.

 

نادیه فضل:اگر در آغاز بگویید که چرا اسم صنم عنبرین را برگزیده اید.

 

صنم عنبرین:کدام منظور خاصی نداشتم، از همان آغاز نوشتن به اسم صنم نوشته هایم را منتشر میکردم،ودر اصل فکر هم نمیکردم که روزی نوشته های من به عنوان شعر قبول شوند. ولی بعداً همین نام باقی ماند.

 

نادیه فضل:صنم جان چرا شعر را و سرایش شعر را برگزیدید؟

 

صنم عنبرین:سُرایش شعر؛ برایم احساسی بود که در غربت رخ داد،یعنی برایم یک واقعه بود، یک واقعه ناگهانی  که بتوانم از سکوت برون برآیم. مسأله مهمی که در غربت توجه مرا به خودش معطوف ساخت ومن خواستم که در غربت خودم را آنچنان با شعر فارسی بپیچانم، که هرگز دست غربت نتواند ، که مرا از زبان مادری من دور بسازد.

ونیز  نادیه نازنین؛ باید بگویم که برای من شعر قصه های من و غربت منست،یعنی وقتیکه شعر میسرایم قسمی احساس میکنم،که خودم آرام میگیرم،و ار همان آسمان و زمین و هواییکه تمام عمر دوست شان داشته ام، و دوست شان دارم،میسرایم و به اینگونه غم های غربت را آب میسازم.

 

نادیه فضل:دررابطه به شعر برون مرزی افغانستان در جمع زنان چه فکر میکنید؟

 

صنم عنبرین:واقعأ شعر مهاجرت افغانستان یک جریان ِ پویا و زاینده بوده است ؛ چون اگر دفت کنیم ، افغانستان یک کشور سُنتیست، و به همین دلیل هم خانمها ، کمتر مجال آنرا داشته اند که درد های خودرا بسرایند، و یا هم از وضعیت اجتماعی بگویند،و یاهم به گونه ی که میخواهند، احساس خودرا ابراز نمایند؛ بنابرین من در کل شعر مهاجرت را بسیار خوب یافته ام، زیرا خانمها توانسته اند ، در این بُرهه از تاریخ زندگی ما بهتر و آزاد تر احساسات خودرابیان دارند.

 

نادیه فضل:صنم جان،  یکی از پدیده های مشکل برانگیز،حتی در بین مردمان افغانستان که در بیرون از افغانستان زیست دارند،سنتی بودن و گرایش به روابط ِ بسیار کهنه و قدیمی آنانست،که اکثرأ برای جوانان و برای خانمها سد واقع میشوند،آیا فکر میکنید که سرایش شعر نقشی در تغییر سُنت های کهنه داشته باشد؟

 

صنم عنبرین:بلی؛طبعأ بلاخره هرقدر سکوت کنند ، در سکوت فروخواهند رفت و هرقدر صدا بلند کنیم و فریاد کنند،طبعأ روزی این صدا ها به گوشی خواهد رسید.

 

یکی از سروده های بانو صنم عنبرین:

 

کاش میشد لاله ی در سنگ کاشت!

 

ای خدا آن اختر شبها کجاست

آشنای این دل تنها کجاست

آفتاب عشق من امید من

پرده ساز نغمه ی جاوید من

آنکه در من خویش را بنیاد کرد

در سکوت سینه ام فریاد کرد

بر پرم دستی کشید آواز داد

در دلم اندیشه ی پرواز داد

در بسوی سمت بارانی گشود

زیر باران عشق را با من سرود

ما دو تا پروانه های سبزه زار

زندگی را میسرودیم هر کنار

دست غم تصویر خوابم را ربود

زهر غم در هستیی من ره گشود

(ما) شکست ، او رفت و من پرپر شدم

در خزانش برگ نیلوفر شدم

شهر دل را پر شقایق کرد و رفت

رفت؛اما ترک عاشق کرد و رفت

در هوایش زندگانی سرد شد

ناله شد فریاد و غم شد، درد شد

رفتنش آیینه هایم را شکست

شیشه ی قلب مرا با سنگ بست

خسته ام از شهر بی ساز و سرود

خسته ام از شب پرک هایی حسود

ابر پر باران اندوهم خدا!

بغض تلخ صخره و کوهم خدا

میروم آرام و دلسرد و خموش

کوله بار درد تنهایی به دوش

  دختری بر روی سنگی مینگاشت

کاش میشد لاله ی در سنگ کاشت!

 

نادیه فضل:چه آرزویی دارید؟

 

صنم عنبرین:اوه؛ فهرست آرزو ها زیاد است ، اما اولین آرزوییکه همیشه در من زنده است و با دلم میتپد،آرامی کشورم است که تمام هموطنانم در فضای صلح زندگی کنند،و ببینم که بر لبان هریک شان لبخند رضاییت است.

 

نادیه فضل:صنم جان!پس در غربت دوری وطنت را چگونه حل میکنید؟

 

صنم عنبرین: نادیه جان ؛ من تا حال هیچگاهی خودرا دور از وطنم احساس نکردیم،چون وطنم در وجود من در قلب من همیشه زنده است،و من همیشه خودرا یک دختر افغانستانی فکر کرده ام،وهمیشه در وطن خود با تمام دوری های فیزیکی  ، زیسته ام.

تا لحظه ایکه بتوانم؛  با خوابهاییکه دارم، دوست دارم، همراه وطن خود، همراه مردم خود، همراه زبان خود یکجا باشم، و با همین امید روزگار غربت را بسر میبرم، تا روزی با امید اینکه همه خوابهای ما رنگ حقیقت بگیرد.

 

نادیه فضل:تشکر بانو صنم جان عنبرین، منهم امیدوارم از خودت در آینده ها هم شعر های ناب و ماندگار بخوانیم وبشنویم،و شما هم با شادی ها سبز باشید.

صنم عنبرین:تشکر نادیه جان عزیز ، تشکر از خودت یک دنیا.

 

                                                              ارسالی جناب عبدالعلی

  نظرات ()
مطالب اخیر سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد شیر افغان در مقابل ایران سکوت کرد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من