تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
باید آموخت نویسنده: - ۱۳۸٧/۸/٢

 

آنچه باید از "طرزی" و "دروازی"آموخت

 

چند روزی است که از وطنم افغانستان برگشته ام، وطن عزیزی که آنرا سالها زیارت نکرده بودم. اگر چندی که با تاسف بیش از سه دهه است که زادگاهم درواز و آن خانهء راکه دران زاده شده ام، ندیده ام و در  زیر سایهء آن چنار بزرگ  دیههء نسَی ( مرکز ولسوالی دروازولایت بدخشان) که نام شاهان درواز را در خود حمل میکند نخوابیده ام،"سرای شَه" (خانهء پدری ام)و باغ شَه را در خواب میبینم و خوب میدانم که با تآسف ان سرای بزرگ شاید حالا به مخروبه یی تبدیل شده باشد. از خدای بزرگ استدعا دارم تا عمر و توفیق عنایت فرماید تا یک بار دیگر در مسجد شَه نمازگذارم و پیشانی بر آن خاک و مکان مقدس بسایم. 

امادرمورد وضع کنونی کشور چه میتوان گفت: ؟

بیکاری، مرض، فحشا، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، ترویج فرهنگ بیگانه و دوری از میراث های ارزشمند فرهنگ ملی،فقر روز افزون بیش از نود و پنج در صد اهالی کشور و پیدایش یک قشر کوچکی از ملیاردرهای نوخاسته از مدرک مواد مخدر و تاراج داراییهای عامه و کمکهای بین المللی. اینها اند برخی ازمهمترین و عامترین مسائل در حیات مردم و جامعه کنونی افغانستان.

بعد از حدود هفت سال حضور نیروهای ائتلاف به سردمداری ایالات متحده وبریتانیا و یک دور به اصطلاح حکومت انتخابی، کشور و حتی پایتخت آن نا امن تر از هرزمان دیگری شده است؛ هیچ کسی به آیندهء خود اعتماد ندارد، حتی چپاول گران حکومتی نیز. ترور، اختتاف، حملات انتحاری و دزدی اشکار خانه های مردم در روز روشن یک عمل عادی و همه روزه است. از یکطرف طالبان را تا دروازه های کابل آورده اند ودر سمت دیگر نفاق قومی را دامن میزنند، تا اگر باشد مناطق بالنسبه امن کشور را نیز بد امن سازند و برای کشورهای متحد در مبازره برضد تروریزم  نیز تفهیم کرده باشند که اگر این تیم ناکام کنونی را دوباره بر اریکه قدرت و ادارهء کشور ننشانند چه بلایی در انتظار ایشان خواهد بود .

اختلاس، تقلب و رشوره خواری دیگر اعمال کریه پنداشته نمیشوند. وابستگی و مزدوری برای بیگانگان جزیی از افتخارات قدرتمندان شمرده میشود.

امیدوارم با این کلمات کوتاه توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم تا خوانندگان محترم بتوانند خود حدیث مفصل بخوانند. 

اما درعمق اینهمه تاریکیها بعضا روشنایی های هرچند کم نوری نیز میدرخشند. خود اگاهی ملی در عام مردم بالا رفته ومردم بیشتر از پیش به مسایل سیاسی و کشوری علاقه میگیرند و نسل جدیدی از روشنفکران کشور که مسایل را نه از دریچه ایدئولوژی ها وهم نه از زاویهءمنافع تنگ قومی و قبیلوی، بلکه باوسعت بیشتر و با رویکرد به منافع کلان ملی میبنند، در حال شکل گیری است؛ که این خود در فضای غمناک کنونی امید بزرگی است و به قول مشهور" نور هرقدر کوچک باشد باز هم روشنایی است". 

*******

یکی از مسایلی که در مدت اقامت برای من خیلی قابل توجه بود، تدویر سیمیناری به ابتکار مرکز تحقیقات و مطالعات استراتیژیک وزارت امور خارجهء افغانستان تحت عنوان "تاسیس دیپلوماسی مدرن در وزارت خارجه افغانستان و بزرگ داشت از محمود طرزی و محمد ولی خان دروازی" بود.

دو شخصیت متذکره بالترتیب اولین و دومین وزرای خارجهء افغانستان مستقل بعد از حصول استقلال کشور از استعمار بریتانیه تحت زعامت شاه جوان و ترقی پسند افغانستان غازی امان الله خان بودند.

 محمود طرزی بانام بنیان گذار ژورنالیزم مدرن در افغانستان و شاه محمد ولیخان دروازی بعنوان پایه گذارسیاست خارجی مدرن و مدیریت در کشور شناخته میشوند.

این دو شخصیت نامدار و مدبر همراه با صدها شخصیت  با نام و گمنام جنبش تجدد خواهی، وطندوست و ضد استعمار بودند که استقلال کشور را حصول و از آن پاسبانی نموده و بنیاد دپلوماسی و حکومت داری مدرن را در کشور پیریزی نمودند.

نقش شهید محمد ولیخان منحیث اولین سفیر و نمایندء تام الاختیار شاه امان الله خان در شناسایی و معرفی افغانستان منحیث یک کشور آزاد، مستقل و برابر حقوق در قطار سایر ملل آزاد جهان، در سفر دوساله اش از تاشکند تا اروپا و امریکا، منحصر به فرد و استثنایی است.

 دراین سیمینار بین المللی که بروزهای دوم و سوم سنبله سال روان در تالار کانفرانسهای وزارت امور خارجه دایر شده بود، ده ها تن از دانشمندان و پژوهشگران داخلی و خارجی درآن اشتراک داشتند که از جمله میتوان از لودویک آدمک نویسند و مفسر نامدار حوادث تاریخی افغانستان، رابرت کنسلت از امریکا، خانم نانسی دوپری از فرانسه، دیوید از آلمان، ویکتور کارگون و ولادیمیر باکوی از فدراتیف روسیه، اسکندر اف از تاجکستان و چند تن ار دانشمندان هندوستانی و پاکستانی نام برد .

برخی از محققین و دانشمردان  و دپلوماتان ارشدافغانستان نیز درین سیمینار  اشتراک و سخنرانی داشتنتد که از جمله میتوان از دکتور روان فرهادی، دکتور رنگین دادفر سپنتا، خانم عادله فرهادی، خانم ذوالفقار،دکتور لطیف ناظمی، اکرام اندیشمند، رحمت الله بیژنپور، سخاورز، دکتور سینا دلیری، دکتور طبیبی، دکتور رسول رحیم، دکتور اسدالله شعور، سید مخدوم رهین و دیگران نام برد.

این سیمینار که در نوع خود استثنایی بود ؛ پژوهشگران داخلی و خارجی ابعاد گونه گون شخصیت، کار کرد و نقش دو شخصیت نامدار کشور شهید محمد ولیخان و مرحوم محمود طرزی و سیاست های حکومت آنزمان تحت زعامت شاه امان الله خان را به ارزیابی و نقد گرفتند.

درین سِمینار از برخی اعضای خانوادهای مرحوم شاه امان الله خان و مرحوم محمود طرزی نیز دعوت بعمل آمده بود و اشتراک نیز نموده بودند؛ ولی قرار معلوم از هیچ یک از اعضای فامیل شهید محمد ولیخان ودرواز شاهان دعوت رسمی بعمل نیامده بود؛ولی جناب رحمت الله " بیژنپور" منحیث اشتراک کننده، رئیس و گردانندهء مجلس درروز دوم  سیمینارو عضو خانوادهء دروازشاهان با شایستگی توانستند این خلا را پُر کنند.

  این برای اولین بار است که ازین شخصیتهای بزرگ وطن طور رسمی بزرگداشت و قدردانی صورت می گیرد.

بنظر من نفس این مسئله قابل تایید و قدردانی است وباید به برگزارکنندگان آن (مرکز تحقیقات استرتیژیک ، رهبری وزارت امور خارجه افغانستان و شخص دکتور رنگین دادفر سپنتا وزیر امور خارجه افغانستان) تبریک گفت.

 من به عنوان یک دپلمات سابق و فعال سیاسی از یکسو و نیز به نماینده گی از فرزندان خانوادهء بزرگ دروازشاهان، اقدام توام با حسن نیت رهبری وزارت امور خارجه کشور را، مورد ستایش و تأئید کامل قرارداده، مراتب سپاسگذاری و امتنان خود و همه بستگان دیگر این دودمان را به برگزار کننده گان ابراز میدارم.

 تدویر این سِمینار علمی را میتوان قدم اساسی و اولین در راه بازشناسی خطوط اساسی سیاست خارجی افغانستان مستقل دانست. بشرط آنکه سیاست گزاران ما در مناسبات بین المللی کشور راهی را برگزینند که "دروازی" و "طرزی" آنرا پایه گذاری نموده و خود  اولین قدمهای را برداشته بودند.

اگر چندی که جریان این سیمینار و نتایج آن در مطبوعات رسمی و سرکاری کشور بازتاب لازم نیافت ولی قرار معلوم درین سیمینار فیصله بعمل آمد تا تالار کانفرانسهای وزارت امور خارجه، جایی که شاه محمد ولیخان در زمان حاکمیت نادرشاه محاکمه و محکوم به اعدام شده بود، بنام محمد ولیخان دروازی و قصر مرکزی وزارت که اولین دفتر وزیر خارجهء افغانستان مستقل بود بنام محمود طرزی نام گذاری گردند و در سال های آینده نیز سلسلهء چنین کانفرانسهای علمی و تاریخی ادامه یابد. امیوارم رهبری محترم وزارت امور خارجه و شخص وزیر آن جناب دکتور رنگین دادفر سپنتا این فیصله ها را عملی سازند. 

ولی آنچه درین سیمینار غایب بود، این مسئله است که در سیاست گزاریهای کنونی و بعدی کشور چه درسهایی را باید ازعملکرد و تجارب"دروازی" و "طرزی" آموخت؟

 بنظر من با وجود همه تغییراتی که در مناسبات دولتها و ملتها بمیان آمده و جهان نیز به دهکدهء کوچکی تبدیل شده است ولی ما هنوز هم درجایی قرار داریم که هشتادسال قبل قرار داشتیم. موقعیت استرتیژیک افغانستان منحیث" منطقهء حایل" هنوز هم تغییر نکرده است؛ قدرت های ذینفع  وبا نفوذ در منطقه نیز کم یا بیش همان هایی اند که دیروز بودند، شاید برخی نامها تغییر کرده باشند ویا برخی موقعیتها، ولی اصل مسئله بجای خود باقیست.

 به باور من افغانستان همچنانیکه به دوستی و کمک دنیای غرب جدآ نیاز دارد، به دوستی وحسن همجواری با همسایگان خود و کشورهای منطقه نیز حتمآ نیازمند است. دشمنی با هیچ کشوری نه در توان ماست و نه به نفع ما.

 موجودیت افغانستان مستقل، آزاد و آباد، وابسطه به یک سیاست عادلانه  در امورداخلی ومتوازن در امور خارجی و بین المللی است؛ در یک کلام ما به همبستگی و دوستی به همه کشورهای جهان و در قدم اول با همسایگان خود نیاز داریم نه به وابستگی به این یا آن قدرت جهانی یا منطقوی. اینها شاید اساسی ترین درسهائی اند که باید از "دروازی" و "طرزی" آموخت.

فکر میکنم شاید زمان آن فرارسیده باشد که دولتمردان و روشنفکران افغانستان به این امر باندیشند که با استفاده از جو مساعد کنونی چگونه میتوان به معضلات دیرینهء کشور با همسایگان با نظارت و ضمانت بین المللی طور منطقی وابرومندانه یکبار و برای همیشه پایان بخشید وافغانستان را به یک کشور بیطرف و غیرنظامی، صلحدوست ، پیشرفته و مرکز تجارت و ترانسپورت در منطقه تبدیل کرد. تجارب سویس و اطریش در جریان و بعد از جنگ دوم جهانی و تجارب کنونی امارات متحدهء عرب و سنگاپور شاید برای دولتمداران ما آموزنده باشند.

*****

 فکر میکنم عادلانه نخواهد بود اگر یک چشم دید دیگر خود را نیز نگویم:

 من خلاف توقع وزارت امور خارجهء کنونی افغانستان در وجود کادرهای آن را بهتر از پیش یافتم. من یکی دوبار به وزارت امورخارجه سرزدم تا برخی دوستان و همکاران قبلی خود را ببینم و در آنجا به برخی از مسئولین شعبات و کادرهای وزارت امور خارجه که همه از روشنفکران نامدار و مطرح وبا تجربهء کشور اند، برخوردم. امیدوارم این سیاست کادری ادامه پیدا کند، چون ناگفته پیداست که وزیران میآیند و میروند ولی کار اساسی را همین کادرهای با فهم، مسلکی و مجرب پیش میبرند. برای همهء این هم مسلکان قبلی موفقیت و سربلندی میخواهم.

 

پــــــــایــــــان

ع.م.اسکندری

شهر لیستر- انگلستان

چهارم اکتوبر سال 2008

ایمیل:

am_eskandary@hotmail.com

                                  از فراترازمرزها

  نظرات ()
مطالب اخیر سروده از قدیره واسوخت مزدک:حزب دموکراتیک خلق افغانستان، دموکراتیک نبود من کاملا متأسف و شرمنده هست کبروغرور رهبران جبهه ملی به انتقادهای خود از حامد کرزی شدت بخشیده اند. دری بخشی از هویت ماست و پارسی کلیت آن سیلی‌هایی که از برادران بزرگ خوردیم شناسنامه ( تذکره برقی )باهویت قوم اوغان (مدرک عقده و کدورت) آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد پدرام شهروندتاجیکستان شد شیر افغان در مقابل ایران سکوت کرد
دوستان من رستاخیزملی فراترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان سی ونه نامه تیلویزیونهای فارسی اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من