سهراب و فرشته را که به تازگی نامزد شده اند، در یکی از فروشگاه های "مینا بازار" شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان، در حالی که مصروف خرید بودند، ملاقات کردم. سهراب می گوید که ما برای خرید نوروزی به اینجا آمده ایم.
این روز ها گذشتن از کوچه های "مینا بازار"، خیلی دشوار شده است. بازار یک طبقه ی در شمال شهر کهنه ی فیض آباد که حدود 400 فروشگاه کوچک لباس فروشی، تکه  فروشی، خیاطی و زرگری  را در خود جای داده است. با آمد - آمد نوروز، کار فروشنده های این بازار، رونق خوبی یافته است. 

در نورز رسم بر این است که خانواده پسر به خانه نامزد پسر شان، تحایف و خوراکی های را می برد که مجموع این بسته را "نوروزی" می گویند. نوروزی خریدن یک رسم غیر قابل ترک در میان، بدخشانی ها و مردمان اکثر مناطق افغانستان است. هرگاه پیش از نوروز، پسری با دختری نامزد شود، باید در روز  نوروز خانواده ی پسر، برای دختر، لباس، انگشتر طلا، ماهی پخته و شیرینی ببرد.


تنها فضای مینا بازار در این روز ها بیروبار و دگرگون  نیست، بلکه چهره ی خانه ها و جاده های شهر فیض آباد بدخشان، نیز دگر گون به نظر می رسد. چراغ های رنگی بر فراز دروازه های ورودی شهر، گشت زنی اسب های رنگارنگ با سوار کاران آماده ی بازی، تازه شدن رنگ خانه ها، قالین ها و فرش ها و لباس های هموار شده بر سر طناب و بام بر خانه های شهر فیض آباد، چهره این شهر کوچک و کمتر باز سازی شده را، رنگین کمانی در زمین ساخته است و خبر از یک اتفاق تازه می دهد.


بدخشان، شمال شرقی ترین ولایت افغانستان، با مساحت 44059 کیلومتر مربع، در میان کشورهای تاجیکستان، چین و پاکستان و از ولایت های افغانستان، در همسایگی تخار ، پنجشیر و نورستان قرار دارد. به صورت تخمینی نفوس بدخشان بیشتر از یک ملیون تخمین می شود. بدخشان، ولایتی است  کوهستانی و با جا دادن معادن لاجورد و لعل در قلب کوه های خود، شهرت جهانی دارد؛ اما اکثر باشنده گان آن فقیر هستند و به زراعت و مالداری مشغول می باشند.
نوروز روز آغاز سال خورشیدی، جشنی است که در این ولایت با شکوه هرچه تمام، برگزار می شود. بدخشانی ها این جشن را، جشن کهن و باستانی خود دانسته و به آن حرمت زیاد قایل اند.


ده روز مانده با پایان سال، مردان و زنان بدخشان، با هرچه دار و ندار خود به به استقبال نوروز رفته و هرکس به اندازه ی توان اقتصادی خود، خانه و کاشانه ی خود را برای پذیرایی از نوروز، آماده می کنند. پولداران، لباس نو می خرند و فقیران لباس های کهنه را، می شویند تا در نوروز اگر بالباس نو نه شد، با لباس پاک، جشن بگیرند.


هرچند نوروز، جشنی است که در شماری زیادی از کشور های آسیایی بزرگداشت گرفته می شود؛ اما این جشن در میان فارسی زبان ها، به ویژه ساکنان بدخشان که اکثراً تاجیک تبار و فارسی زبان هستند، جایگاه ویژه ای دارد.
استاد خداداد یفتلی از استادان معارف بدخشان، می گوید: "نوروز در باور مردم ما، به مثابه ی پایان رنج ها و نا بسامانی های سال گذشته و آغاز زندگی نو تو ام با امیدواری و بهروزی است."


او می گوید که مردمان ما، مردمان ارزش باور و گاهی اسطوره پرور هستند. از سویی هم این مردمان همواره مورد تهاجم و لشکرکشی های بیگانگان بوده و تلخی های فراوانی را متحمل شده اند. بنا بر آن، نوروز از یک سو با جنبه ی ارزشی و تقدسی تاریخی در هویت این مردمان و از سویی، به عنوان یک عید فرخنده بهانه ی بوده که مردمان ما آمدن نوروز و سال نو را، نشانه ای برای پایان غم ها و آغاز خوشی و شاد مانی دانسته و از هر تلاشی برای بزرگداشت آن، دریغ نکنند.
تهمینه کامگار، آموزگار ادبیات فارسی دری، در یکی از مکتب های دخترانه ی فیض آباد، باور دارد که نوروز همان گونه که در طبیعت دگرگونی می آفریند، برای آدم ها هم این باور را می رساند که از کاهلی و بدی هایی که در سال گذشته انجام داده اند، دوری جسته و سال نو را با پشت کار و زندگی نو همراه با صداقت و دوستی آغاز نمایند.


خانم کامگار می گوید: "فلسفه ی نوروز، از نو آغاز کردن است. یعنی با آمدن نوروز و سال نو، خدا به بندگانش فرصت این را می دهد که اشتباهات و بدی های گذشته را جبران نموده، وارد مرحله ی نو از زندگی شوند."
در مورد رسم های نوروزی در بدخشان، استاد یفتلی می گوید: "از گذشته های دور، رسم بر این بود که نوروز را با شادی و شادمانی، برگزار نماییم. بدخشانی ها ده روز مانده به نوروز، آمادگی هایی لازم را برای برگزاری آن می گیرند که شامل، خانه تکانی، تهیه ی سمنک، تهیه ی هفت میوه و سفره ی خاص نوروزی، می باشد. روز نوروز، مردم با پوشیدن لباس نو، در شهر به میدان جشن که در آن بزکشی و سرگرمی ها، برگزار می شود رفته و در روستا ها ، مردم با رفتن به تپه ها و مزارع ، نوروز را با نهال شانی و  بزر تخم در زمین، به امید این که سال آینده سال پربار و خوشی باشد، برگزار می کنند که عموما تا 17 روز ادامه میابد."


از ویژه گی های دیگر نوروز در این دیار، تهیه ی سمنک است. خانم سوسن دلارا، در مورد تهیه ی سمنک می گوید:
"گندم سفید و پر مغز را، در ظرفی تر نموده و به مدت 15 روز، هر روز بالای آن آب تازه می اندازند تا گندم جوانه بزند، پس از جوانه زدن، گندم را روی ظرفی آفتاب داده، جوانه های گندم را در هاونی می کوبند، پس از آن، آب و شیره ی جوانه های گندم را از پارچه ی گذارنده در دیگی می اندازند که این کار به وسیله ی دختران جوان و دم بخت صورت می گیرد. رسم بر این است که با انداختن سمنک در دیگ، دختران دم بخت به آرزوی خوش بختی، آهنگ خاص سمنک را خوانده و آن را به هم می زنند تا پخته شود."


نقش اجتماعی نوروز

آقای یفتلی می گوید که نوروز در کنار این که به عنوان یک جشن خوشی، آورنده ی خوشی و شادمانی، پنداشته می شود؛ نقش اجتماعی بزرگی را در دوباره سامان دادن زندگی مردم ما دارد.  او می گوید: " نوروز در بدخشان، روز آغاز دوستی دوباره برای کسانی است که در سال گذشته با هم برسر موردی، جنگ نموده و باهم قهر هستند. مردان بزرگ خانواده ها، در هر ده  و گذر، صبح نوروز، با هم یکی شده کسانی را که با هم قهر هستند، کوشش می کنند که آشتی داده و کینه و کدورت را از میان آن ها، بردارند. همین گونه، آن ها به خانه های که در آن، عضوی فوت شده است می روند و با دعا به روح مردگان، بستگان مرده را، دلداری می دهند، تا در غم از دست دادن عزیزش، احساس تنهایی نکند."
نوروز، روز نخست سال خورشیدی به عنوان جشن فرهنگی- تاریخی، در کشور های افغانستان، ایران، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، ترکیه، ارمنستان، و... تجلیل می شود. این روز، سال پار جزو میراث های ناملموس فرهنگی سازمان فرهنگی جهان( یونسکو) به ثبت رسید.


در افغانستان تجلیل از نوروز، به شیوه های مختلف جشن گرفته می شود که در زمان حاکمیت طالبان، تجلیل از نوروز حرام دانسته شده و تاریخ اداری را از هجری شمسی به هجری قمری، -تاریخ رایج در کشور عای عربی- تغییر دادند.
اکنون پس از ده سال عدم تسلط طالبان در افغانستان، رسانه گران و خبرنگاران جهان، افغانستان را بهشت خبر لقب داده اند. کشوری که در هر بولوتن خبری، نمی شود به دلیل اتفاق های هر روزش آن را، نادیده گرفت. هر روز اینجا، توام با خبر های داغ از حملات انتحاری طالبان، جنگ، افزایش مواد مخدر، فساد اداری و فقر پیوند می خورد؛ اما در کنار این همه خبر آمادگی برای برگزاری جشن نوروز در شهرهای افغانستان، این را می رساند که زندگی جریان دارد و هرسال که می گذرد، می شود سال نو را از نو و با امید نو به زندگی خوش آغاز کرد.

                                                        بامداد