درواز Darwaaz
(ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
افتتاح پارلمان وختم بازی های پشت پرده
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٩
افتتاح پارلمان افغانستان، پایان یا آغازبحران؟
منابع نزدیک به حکومت افغانستان گفته اند که حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان در فرصت اعلام شده، برای انتصاب یک سوم اعضای مجلس سنا که دوره کاری آنان به پایان رسیده است تصمیم خواهد گرفت، زیرا بگفته این منابع رئیس جمهور وظیفه دارد کار هردو مجلس نمایندگان/ ولسی جرگه و مجلس سنا /مشرانو جرگه را همزمان افتتاح کند.
اما آنچه در این میان تا هنوز وضاحت نیافته است این است که دادگاه عالی افغانستان چه واکنشی به درخواست دادستانی کل/ لوی سارنوالی افغانستان مبنی بر باطل ساختن نتایج اعلام شده از جانب کمیسیونهای انتخاباتی خواهد داد.
هفته گذشته دادستانی کل افغانستان اعلام کرد در پاسخ به درخواست نامزدان معترض به نتایج اعلام شده، کار بررسی پرونده آنچه را که این اداره تقلب و فساد در جریان اعلام نتایج عنوان کرده است، به پایایان رسانده و از دادگاه عالی تقاضای ابطال نتایج را کرده است.
در این میان، نزدیکان حامد کرزی، عدم موضعگیری صریح رئیس جمهور افغانستان در مورد تائید یا رد نتایج اعلام شده از جانب کمیسیونهای انتخاباتی را، به پابندی وی به قانون و اصل عدم مداخله در امور و تصامیم این کمیسیون ها از یکسو، و بررسیهای دادستانی کل از سوی دیگر، نسبت میدهند.
این در حالی است که در مقابل، مخالفان رئیس جمهور افغانستان، وی را متهم می کنند که در مخالفت با تشکیل پارلمان جدید، که گمان می رود طیف وسیعی از مخالفان سیاسی وی را در بر خواهد گرفت، سعی دارد، پشت پرده، از اعتراضات نامزدان بازنده و معترض به نتایج حمایت کند.
در برنامه این هفته "زمینه ها زمانه ها" با آغاز از این پرسش که آیا اعلام غیر رسمی افتتاح پارلمان تا یکماه دیگر، زمینه را برای خروج از تنش های سیاسی میان موافقان و مخالفان نتایج اعلام شده انتخابات پارلمانی هموار خواهد کرد یا نه، خواهیم دید که دو تن از نمایندگان مربوط به این دو جناح، که هر دو از جمله نمایندگان پارلمان اول نیز هستند، در این مورد چه می اندیشند.
احمد بهزاد، یک تن از نامزدان برنده اعلام شده در این انتخابات معتقد است که حامد کرزی، تلاش دارد با استفاده از فرصت یک ماه، نتایج را از طریق دادگاه عالی افغانسستان زیر سوال ببرد و در صورت امکان آن را باطل اعلام کند.
در حلقه نامزدان معترض به نتایج، کبیر رنجبر، که بر حسب این نتایج بار دیگر به پارلمان راه نخواهد یافت، بر خلاف معتقد است که رئیس جمهور افغانستان از هیچگونه صلاحیتی برای تائید و یا رد نتایج برخوردار نیست و تنها دادگاه عالی افغانستان میتواند در این زمینه تصمیم بگیرد.
کبیر رنجبر در ادامه کمیسیونهای انتخاباتی و تمام بدنه دولت افغانستان و ادارات وابسته به آنرا بدلیل فساد مورد انتقاد قرار میدهد و تنش های مربوط به انتخابات را تبارزی از فساد سرتاسری حاکم در دستگاه حاکمیت تلقی می کند. کبیر رنجبر که خود را متعلق به بخشی از نمایندگان دمکرات در پارلمان اول می داند حکومت حامد کرزی و جبهه مخالف وی به رهبری داکتر عبدالله عبدالله را، دوش بدوش هم مسئول بحران کنونی انتخاباتی توصیف می کند.
احمد بهزاد اما با این تعبیر که مخالفان آقای کرزی در وجود کمیسیونهای انتخاباتی از یکسو و گروه موافقان وی در ارگانهای قضایی از سوی دیگر با هم به درگیری سیاسی پرداخته اند، رد می کند.
احمد بهزاد، بر خلاف، حضور نماینده دادگاه عالی افغانستان در ترکیب کنونی کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی را تضمینی برای این امر می داند که تصامیم این کمیسیون در وجود نتایج اعلام شده نهایی بوده و لازم نیست دادگاه عالی افغانستان دوباره در مورد آن تصمیم گیری کند.
احمد بهزاد در ادامه هشدار میدهد که هرگونه دخالت دادگاه عالی در تصامیم اعلام شده کمیسیون های انتخاباتی، زمینه را برای یک بحران سیاسی فراگیر فراهم خواهد کرد که دامنه آن، حتی به مسایل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال گذشته، که در نتیجه آن حامد کرزی، با یک و نیم میلیون رای باطل شده از جانب کمیسیونهای انتخاباتی، به ریاست جمهوری افغانستان برگزیده شد، نیز کشیده خواهد شد. وی بویژه روی این موضوع تاکید می کند در صورتیکه تقلبات انتخابات ریاست جمهوری سال پیش در دادگاه عالی مطرح نشد اکنون چرا درباره انتخابات پارلمانی این تقاضا مطرح می گردد.
آقای بهزاد به این نکته هم اشاره می کند که حامد کرزی تلاش دارد از شکل گیری یک پارلمان متشکل از مخالفان خود که اهرمهای نظارتی بر کار حکومت وی را در دست خواهند گرفت، جلوگیری کند.
کبیر رنجبر اما حامد کرزی و جبهه مخالفان او به رهبری عبدالله هر دو را نمایندگان آنچه که در فرهنگ سیاسی افغانستان "جنگ سالاران" خوانده می شوند، می داند و نتیجه گیری کند که در فقدان حضور نیروهای دمکرات در پارلمان آینده، این پارلمان ترکیبی از گروههای جهادی خواهد بود که بیشتر آنان از جانب کشور های همسایه افغانستان، ایران و پاکستان، حمایت می شوند.
اما احمد بهزاد، که او هم از فقدان افراد کارآمد در پارلمان آینده اظهار تاسف می کند، این اصل را نیز برجسته می کند که از الزامات شرکت در مبارزات انتخاباتی، یکی هم آن است که افراد و جناحهای سیاسی، باید به هیچ پیشفرضی تن نداده و خود را برای پیروزی و شکست، هر دو، آماده کنند.
منبه فارسی فرانسه
اوغان سازی وشیوه های آن
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٩
پشتونسازی
از ویکیپدیا
پَشتونسازی اصطلاحی است که برای روندی که منجر به تغییر هویت مناطق غیر پشتوننشین به هویت پشتون است اطلاق میشود.
روشها
برهم زدن ترکیب جمعیتی
انجام مهاجرتهای اجباری برخی از گروههای قومی و ملیتی در افغانستان یکی از روشهای پشتوسازی بودهاست.بهعنوان مثال سیاست انتقال گروههای قومی پشتون به سمت شمال افغانستان در دورهً صدارت محمد هاشم خان میتوان ذکر کرد.
در زمان صدارت نامبرده ریاست ناقلین در چارچوب وزارت داخله ایجاد شد که محمد گل مومند بسمت وزیر داخله ایفای وظیفه مینمود. ریاست مذکور وظیفه و تطبیق اسکان قبایل آنطرف سرحد آزاد جنوب افغانستان را در نواحی سمت شمال بعهده داشت به آرزوی آنکه بتواند گروه قومی پشتون را در افغانستان توسعه بخشد. نامبرده برای تشویق هرچه بیشتر ناقلین زمینهای درجه اول نزدیک سرآب را برای آنها توزیع میکرد.[نیازمند منبع]
همچنان در گذشته مالیاتی گزاف و کمرشکن و غیر عادلانه بنام «مالیهً خس بری» بالای زمینداران محلی سمت شمال توسط حکومت وقت توأم با انتقال ناقلین پشتون در آن مناطق تحمیل میشد که از عهدهً پرداخت آن برآمده نمیتوانستند، و ناگزیر جایداد و اراضی خود را به قیمت ارزان فروخته و از حق ملکیت خود محروم ساخته شده و مجبور ساخته میشدند تا محلات آبایی و اصلی خود را ترک کرده و در دامنهً کوههای خشک و لم یزرع مسکن گزین شوند.[نیازمند منبع]
بخشنامههای دولتی
در سالهای ۱۳۱۶-۱۳۱۷ خورشیدی (۱۹۳۷-۱۹۳۸ میلادی) دولت افغانستان دانشجویانی را برای آموزش دیدن در زمینه نظامی به اروپا و آمریکا فرستاد. بنا بر سیاست پشتونسازی، فرزندان مردم هزاره، قزلباش (ایرانیتبار و فارسیزبان) و شیعهها از شرکت در این دورههای آموزشی محروم شدند.[۱]
در سال ۱۳۱۸/۱۹۳۹ بر پایه دستور دولتی زبان تدریس در همه دروس مدارس سراسر افغانستان از فارسی به پشتو تبدیل شد.[۲] کمبود منابع به زبان پشتو و عدم آشنایی بخش بزرگی از مردم افغانستان با این زبان، باعث فلج شدن نظام آموزشی و گسترش بیسوادی شد. پس از چندین سال و اعتراضات عمومی سرانجام در زمان وزارت نجیبالله خان توروایانا، وزیر معارف وقت، آن وزارتخانه ناچار شد تدریس به زبان فارسی را به مناطق فارسیزبان افغانستان بازگرداند. از آن پس مقرر شد در مناطق فارسیزبان کلاسها و دروس به فارسی باشد و پشتو به عنوان یکی از درسها آموزش دادهشود و در مناطق پشتوزبان زبان تدریس پشتو باشد.[۳]
از سال ۱۳۱۸ خورشیدی برای کارمندان ورازتخانهها، بانکها و دیگر ادارات افغانستان به صورت اجباری دورههای زبان پشتو گذاشتهشد. این دورهها تا ۱۳۵۷ خورشیدی ادامه یافت ولی با ناکامی روبرو بود. کمتر کسی از فارسیزبانان که این دورهها را گذارندند قادر به نوشتن و خواندن پشتو در سطح کافی بودند.[۴]
تغیر نام مناطق
روش دیگر پشتو سازی عبارت از تغیر نام محلهای مختلف به نامهای جدید پشتو است. به عنوان نمونه میتوان به تغیر اسم این مناطق اشاره کرد:
پشتوسازی در بلخ
در زمان امانالله شاه یکی از افراد او به نام وزیر محمدگل مهمند نایبالحکومه ولایت بلخ شد. وی سیاست پشتوسازی را در این ولایت پیشه کرد و اقدامات زیر را انجام داد:
- غصب ۵۰ هزار جریب زمین آبی تاجیکان و ازبکان و توزیع آنها میان پشتوهای آوردهشده به منطقه. اختصاص مالچرها (مراتع) به پشتوها.
- نابودسازی آثار تاریخی بلخ از جمله سنگنوشتهها و سنگ مزارهای زرتشتی و سغدی پیش از اسلام.
- سوزاندن ۲۳۷ دستنویس کهن فارسی، عربی و ترکی.
- مدارس منطقه تا سال ۱۳۴۵ تنها مجاز به آموزش به زبان پشتو بودند.
- تغییر بیشتر نامهای جغرافیایی منطقه از فارسی و ترکی به پشتو از جمله: چارباغ گلشن (شینکی)، دلبرجین (شلخی)، پلاسپوش (زوزان)، چهلستون (غندان)، بوینهقره (شولگره)، آدینهمسجد (چاربولک)، سمرقندیان (زرغونکوت)، کدوخانه (باندهگی)، دهدراز (غشی)، چقیش (استولگی)، یولبولدی (لیندی)، کول انبونه (مندتی) و...
در آن دوره، پس از پشتوسازی نامها در ولایتهای بلخ، جوزجان، سرپل و فاریاب، هر فرد بومی که نام بومی مکانها را به زبان میآورده جریمه نقدی میشدهاست.[۶]
پیوند به بیرون
اګر پارلمان دوم از هفت خوان اوغان ملت بګذرد
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٧
چهره ء پرشکوه زن بدخشان

جنبش سیاسی نوین، پرده دار رازهای سر به مهری است که، هم برای درخشش چهره ها و هم برای معرفی برنامه ها روزنه ی نو می گشاید. انتخابات پارلمانی امسال جنبش مدنی- سیاسی میهنی برای همه شتاب و شور ملی در اندیشهء مردم پدیدار بود، پاسخهای گوناگون داد.
پارلمان نو که در آستانه آغاز کار آن قرار داریم؛ اگر آفت ناپذیرایی رئیس حکومت و نارواداران بدور بماند بکار خویش به پردازد، میتواند، خورشیدباور دادخواهی و روشنایی بهتر مردم سالاری را بر چهرهء پارلمان علامت بدهد.
مهمترین نشانه و بهترین مژده برای باور کردن این آرزو حضور شخصیت های جدید و بویژه زنان برنامه سالار و سنگین وزنی است که از همین اکنون دامن اندیشهء سبز را بجای عقل سرخ و تمکین به مردم را بجای ترفندهای مافیایی به پهنای تفکر ملی پیش آورده اند و گسترانیده اند.
سخن از خانم دکترنیلفوفر ابراهیمی نماینده زن ممتاز بدخشان در پارلمان آینده است. پارلمان پیشین که تا هنوز کار خویش را به پیش میراند و پنج سال را به پایان نزدیک آورده است، افتخار آفتابی تمثیل نقش و نسبت زنان دادباور و برنامه محور را نیافت. زنانیکه در پارلمان گذشته بودند، تلاش تند و کوشش رندانهء خود را برای محرومیت زدایی و پیوستن به محافل ننگین مافیایی نمودند. آنان خاک در چشم مردم زدند و دست در جیب نهاد ها و نماینده گی های سیاسی – استخباراتی بیگانگان.
تأسف مردم آنست که شماری از نماینده گان و بخصوص زنان در پارلمان بیشتر درین زمینه سرگردان بودند که با تجار و قاچاقبران مواد مخدر پیوند و خویشی داشته باشند و شب های کابل – دوبی را با نشاط دور از گزند و نگاه مردم بگذارنند.
اما دکترنیلوفر ابراهیمی با نگاهی عمود بر افق کار خویش، تلاش دارد، میتود و روش های کارساز گروه نماینده گان بدخشان در پارلمان را در برنامه ها و اصولنامهء کار با همی مندرج سازد و بدین گونه از حرکات جدا جدا و معامله گرانه در کار نماینده گی جلوگیری کند. دکترنیلوفر با به میان کشیدن پرسش و نظارت مستقیم مردم از کار نماینده گان در این اندیشه است که بار مسؤولیت پذیری و گزارشدهی را بدوش گیرد و به سنت اعتنأ به مردم اهمیت واقعی قائل شود. نماینده گان پیشین به کار خویش در امر اجراات و کارنامه نماینده گی در پارلمان بودند. خانم دکتر نیلوفر ابراهیمی که یکی از چهره های درخشان زنان آگاه و مبارز دادخواه در بدخشان و جنبش سراسری زن افغانستان است، این امید را زنده کرده است؛ کرسی نماینده گی زن بدخشان در پارلمان آینده را درفش داری کند و موج مافیاگری و فساد آفرینی را که پیش ازین بسیار ننگین و ناپذیرای مردم بود، مهار نماید.
گروهی از روشنفکران و اهالی اندیشه در بدخشان موجودیت خانم دکترابراهیمی و آقایان عبدالطیف پدرام و شاه عبدالاحد را به عنوان چهره های دادخواه و مردم باور پیشواز گرفتند.
مردم بدخشان پیشاپیش از حضور پرنقش و امید بخش خانم ابراهیمی و آقایان دیگر در پارلمان آینده انتطار مسلط شدن روان برنامه سالاری و درخشش واقعی مردم در چهره های آنان را دارند، ما از آنان حمایت خواهیم نمود.
بدخشان گروه
قاتل احیرحبیب الله خان ىدر امیرامان الله خان زن وفرزندش بودند
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٧

نصیر مهرین
امیرحبیب الله خان را چه کسی کشت؟
قتل امیرحبیب الله پدر شاه امان الله ظاهرا در هاله یی از غموض و ابهام پنهان شده است. با آنکه فردی بنام شاه علیرضا بعنوان قاتل اعدام شد و سردار نصرالله خان برادر امیر بعنوان محرک دستگیر گردید ؛ اما برخی از منابع و مدارک در دست داشته این محکومیت را تائید نکرده و مردود میدانند . این عدم پذیرش و تردید آن محکومیت ذهن را به کنجکاوی و تفحص برای ره یابی به قاتل اصلی و تشخیص انگیزه می کشاند. دنبال کرد چنین جستجویی ، نخست ما رابه مکثی در آن حکم که علی رضا را قاتل تشخیص داد ، ملزم میسازد. زیرا خود این حکم نیر گویای واضح از یک کمیود و ایجاد شک میباشد.
صورت جلسهً آنچه محاکمه متهمین خوانده میشود در اختیار نیست. ماخذی در " افغانستان در مسیر تاریخ" و جاهای دیگر که دیده شده است به چشم نمی خورد.
به روایت مرحوم غبار
" امیرامان الله خان دو ماه بعد از حبس نائب السطنه، درباری تشکیل و نتیجه تحقیقات مصنوعی را که بر مبنای الزام نائب السلطنه و شاه علی رضا خان کندکمشر ویک نفر از دربار بنام عبدالاحمدخان قرار داشت ، بیان کرد و رای خواست و هم گفت که عضدالدوله و خاندان شاهی به اعدام نائب السلطنه رای داده اند. سردار مدافع امین الله خان کاکای امیر بایستاد و گفت : یک برادر ما را دیگران کشتند و این دیگری را خود ما بکشیم؟ البته در محبوس بودنش حرفی ندارم.
سردار صنایع محمدعمرخان این پیشنهاد را تائید کرد و برادر سومی سردار غلام علی خان گفت ، هر جرمی محتاج ثبوت است ، شما برادر بزرگ ما را به محکمه شرعیه محول نمایید، اگر اتهام ثابت شد مجازات و الا رها خواهد شد. رای ما و شما معتبر نیست."
ازهمین حدود یادآوری ها و مراجعه به آنها این استنتاج حاصل میشود، که امان الله خان در طی این جلسه یی از درباریان با اجرای رسم و سنت پدر و فرمانروایان بی اعتنا با شیوه های رجوع به مدارک و شواهد و محاکمات بیطرفانه ، با این اشاره نمودن که " عضدالدوله و خاندان شاهی به قتل نایب السطنه رای دادند" مکنونات خود را خاطر نشان میسازد.
در خلال این جلسه ، اعتراضی به غیر از عکس العمل دو تن از سرداران وجود ندارد. مدارک معتبر ارایه نمیگردد. شاهدان و گواهی هایشان ، تایید ها و تردید ها احالهی مدارک به وقت بیشتر و تحقیق وجود ندارد.
سردار امین الله خان درخواست قتل برای سردار نصرالله خان در خلال ابراز نارضایتی میگوید " یک برادر مارا دیگران کشتند و این دیگری را خود مان بکشیم" او نمی گوید که خوب. او " نصرالله خان " برادر ما را کشت و ما او را نمی کشیم. سردارعلی خان جسارت ورزیده ، آن اتهام را ثابت ناشده یاد کرده و درخواست محاکمه شرعیه را نموده و رای خاندان شاهی و شخص را فاقد اعتبار میخواند و این حدودی از جسارت هم از کسانی به عمل آمده که تضمین های خاندانی و مصئونیت پشت و پناه شان بوده است. هرگاه این جلسه در سطح وسیعی بعمل آمده بود ، آنچنانکه مواردی در لویه جرگه نمونه های آنرا می بینیم این احتمال زیاد وجود داشت که کسان دیگری حداقل مسخرکی عم انگیز این "محکمه " را بیشتر به رخ بکشند.
گفتیم امان الله خان در خلال ارائه گزارش اتهام سردار نصرالله و علی رضا ، اشاره میکند، که خواستار قتل سردار نصرالله خان میباشد در واقع نصرالله خان به مرگ گرفته میشود تا به تب رضایت بدهند.
دراین میان منافع خود اعضای خاندانی که نمی خواهند با صف آرایی مقابل امان الله خان منافع خویش را به خطر بیاندازند، چنین مصلحتی را با گردن ماندن به خواست امان الله خان مبنی بر کناره کردن نصرالله خان از امور کشور به عنوان رقیب می پذیرند. سردار نصرالله خان از بزرگان دربار بود و با آن پشتوانه اش توانست از محکومیت به مرگ نجات بیابد. اما آن دیگری که متهم به اجرای قتل بود چه سرنوشتی را باید بدرقه میکرد.
گویی علی رضا سزاوار مرگ بود و در باب او بحث و ابراز نظر محلی نداشته است. او پشتوانه " خاندانی" بودن را نداشت و از بسا جهات دیگر بایست با دل پر درد و آگاهی از قاتل اصلی ، قربانی یک توطئه درباری میشد.
از روی مدارک تاریخی برمی آید که در آن هنگام شایعه قتل امیر کس و کسان دیگری را مخاطب قرار داده بود یقینا امان الله ازچنین شایعاتی بدون اطلاع نبود و اگر مدارکی برای اثبات ادعای خود در دست میداشت جهت مقابله با آن شایعات ارائه میکرد.
برعلاوه مطلب دیگری نیز مطرح است که ادعای امان الله را مبنی بر جدی گرفتن قضیه قتل پدر زیر سوال میبرد. چنانگه میدانیم قبلا عبدالرحمن لودین بخاطر فیر بالای امیرحبیب الله دستگیر شده و در زندان بسر میبرد اما بعد از مرگ حبیب الله مانند دها روشنفکر تجدد طلب و مبارز در کنار امان الله خان قرار گرفت. عبدالرحمن لودین قصد و هدفی داشت تا امیرجبیب الله را از بین ببرد اما دراین کار موفق نگردید. اگر برای امان الله محرکین قتل پدرش مطرح میبود آن جوان مصمم به برداشتن خود کامه ای چون حبیب الله را که دست به عمل زده بود و در زندان بسر میبرد ، در زندان نگه میداشت. به پای میز محاکمه می کشاند . به تحقیات برای تشخیص و شناسائی همکاران ادامه میداد.
از جانب دیگر ، شایعات و افواهات آن زمان حاکی بوده است که سپه سالار محمد نادر خان و برادرانش در توظئه قتل حبیب الله دست داشته اند. هنگامیکه جمعی از عساکر در جلال آباد تحت قیادت رسول خان هراتی نادرحان و عده دیگر را زندانی میکند ، عمل شان بیشتر از تاثیر پذیری این شایعه نمایندگی میکند. گزارش حافظ سیف الله خان سفیر هند برتانوی در دربار افغانستان پس از قتل حبیب الله خان باز گو کننده چنین ذهنیتی میباشد. وی که خود هنگام اقامت امیر در شکارگاه کله گوش بود به حکومت هندبرتانوی چنین نوشته است : " هیچکس جرآت ندارد نظرش را در مورد قتل امیر اظهار کند زیرا که اشتباهات به شاه ولی خان که به خانواده مصاحبین مربوط است متوجه میشود. درحالیکه هویت قاتل هنوز بطور قطع معلوم نیست."
بعداز شنیدن صدای تفگچه ، صاحبمنصب محافظ ، علی رضا سرو صدا براه می اندازد ، اما صاحبمنصب ارشدی فرارسیده و سیلی محکمی بر روی وی میزند که خاموش باش و سبب مزاحمت امیر نشو. این صاحبمنصب ارشد کسی جز سپه سلار محمدنادرخان نیست که مرحوم غبار بنابر ملاحظات زمان و محدودیت های هنگام نگارش کتاب از بردن نام او خودداری ورزیده است. مدت کوتاهی هم نمی گذرد که محمد نادر و برادران وی آزاد گردیده و مقامات مهمی را در دولت امانی اشغال میکنند. در حالیکه اگر پای عدالت در میان بود و محاکمه عادلانه ای وجود میداشت دنباله سیلی زدن بروی محافظ در خلال تحقیقات گرفته میشد. از احتمال بدور نیست که محمد نادر خان صدای تفنگچه را نشنیده باشد ولی هیاهوی بعدی را شنید و مداخله میکند.
و این هم محتمل است که محمدنادر خان در توطئه قتل سهیم نبوده اما برای ارائه چنین نظری هم تحقیقات جدی و دنباله داری لازم است که رعایت نشده است ، زیرا آن کسی که گریبان کسی دیگری را بعد از صدای تفنگچه گرفته است از طرف محمد نادرخان سیلی میخورد . کسی که او را علی رضا به چنگ گرفته بود با استفاده از تاریکی شب فرار میکند. هر محاکمهً اگر بیطرفانه باشد و براساس نیاز های قبلی و فرمایشات استوار نباشد در چنین موارد اشخاصی مانند محمدنادرخان را در زندان نگهداشته و از بخرج دادن چنین سرعت عمل مبرا میباشد. سهم محمدنادرخان و برادرانش در صحنه فعالیت های بعدی و اعدام سریع علی رضا مورد دیگری است که در ایجاد شک و حق تلفی موجد ذهنیتی میگردد.
شجاع الدوله خان غوربندی را قاتل اصلی امیر حبیب الله میدانند

دو نوع اعتراض به هم مرتبط و پیوسته به عملکرد امان الله درقبال نصرالله و علیرضا و محاکمات غیرعادلانه شان وجود دارد.
نخستین اعتراض از نبود مدارک لازم و صریح ناشی میشود که در آنصورت لامحاله صدورحکم منوط بوده است ، به نیاز ها و فرمایشات امان الله خان و نه حل نهایی جریانات محاکمات، امان الله در این زمینه نه تنها تحملی بخرچ نداد بلکه با شتاب و عجله دست به صدور حکم میزند.
اعتراض دومی زمانی وارد میگردد که قراین و مدارک مقنع تر، شخص دیگری را به عنوان قاتل امیر حبیب الله معرفی میکند. در واقع تشخیص هویت همین فرد کلیت بیگناهی دیگران و انگیزهً تعجیل امان الله خان را بیان میدارد.
به شواهد آتی که هر کدام در حدودی در تمرکز ذهنیت به سوی شجاع الدوله خان به عنوان قاتل امیر حبیب الله کمک میکند توجه نماییم.
" غبار" که نظر به حدود روابط و اشتغالاتش از بسیاری قضایای آن هنگام مطلع بوده است در ادامه مطلب جلسه یی که امیر امان الله خان دایر کرده بود چنین میگوید : " پس نایب الحکومه محبوس ماند و عبدالاحد خان تبعید شد و شاه علیرضا خان افسر بیگناهی که ضارب و کشندهً امیر حبیب الله خان را با افسر رها کنندهً آن از دست محافظ می شناخت از نظر سیاست محکوم به اعدام شد. یکی از شهود دروغین که علیه او شهادت داد فتح علی خان جاغوری از خاندان سردار شیرعلی خان جاغوری بود و کندکمشر گلوله باران گردید. در حالیکه تا آنوقت در تمام حلقه های پایتخت علنا گفته می شد که کشندهً امیر حبیب الله ، شجاع الدوله خان فراشباشی عضو جمیعت سری دربار است نه دیگری.
بازهم " غبار" : " ... شجاع الدوله این همان شخص است که گفته میشد عضو جمیعت سری دربار و همکار عین الدوله و کشندهً امرحبیب الله خان است."
محمد ابراهیم عطایی می نویسد
" حوالی سال 1348 موقعیکه مرحوم غبار در قید حیات بود ، روزی در خانه اش در حالیکه مرحوم نزیهی و بینوا نیز حاضر بودند از او شنیدم که از احوال شجاع الدوله در اثر دیگرش " رجال دوره جوانان افغان " به تفصیل معلومات ارایه کرده است. غالبا این اثر نیز نزد بازماندگان او خواهد بود. امید است روزی به زیور طبع آراسته گردد. ولی آنچه در همان روز از مرحوم غبار شنیدم در یاداشتهای خود قید کردم که برای نخستین بار به چاپ میرسد. یادشتها های من با مرحوم غبار و رحیم خان شیون که روزی در خانه رحیم خان با هم به گفتگو پرداختیم ، غنا یافت.
مرحوم غبار گفت ، او (شجاع الدوله فرزند شاه دوله خان غوربندی)، با شجاع الدوله ، با عین الدوله شهزاده امان الله خان و برادر امیر ، سردار نصرالله محشور بود و از همان روزیکه کاکایش جوهرشاه خان عضو مشروطه خواه اول در سال 1909 با عده ای از مشروطه خواهان اعدام شد ، از طرف مستوفی الممالک محمد حسین خان که برای امیر کار مخفی اطلاعاتی را اجرا میکرد سخت تعقیب میشد.
مرحوم غبار توضیحا گفت : جوانان افغان در همان روزهای اخیر امارت امیر حبیب الله در حلقه های مختلف شامل بودند که هر حلقه یک سر پرده داشت و اعضای حلقه با هم نمی شناختند و سرپرده ها در اوقات معین جلساتی دایر میکردند. درچنین اوضاع خود امان الله خان نیز یک سرپردهً یک حلقه بود که شجاع الدوله نیز شامل همین حلقه بود.
مرحوم غبار گفت ( شجاع الدوله شبی در هرات بعد از به تخت نشستن امان الله بمن گفت ، روزیکه حبیب الله بدون کدام گناه من را لت و کوب کرد و دندانهایم شکست ، امان الله سخت عصبی بود و در همان ایام مادر امان الله ، ( ملکه سرور سلطان ) مرا نزد خود خواست و در حالیکه دو بدو نشسته بودیم مرا مخاطب ساخته گفت :
شجاع ، تو امان الله را دوست داری؟
من گفتم ، آنقدر که در کلام نمی گنجد.
او باز سوال کرد : فرضا اگر کسی بخواهد که امان الله را بکشد آیا تو حاضر هستی که چنین قاتلی را قبل از انجام عملش ار بین ببری؟
من گفتم حتما
او گفت : پس این را بگیر( او تفنگچه را بمن سپرد) و متوجه امر باش. ولی این گپ همینجا باشد ورنه ، نه تو میمانی، نه من و نه امان الله.
من فهمیدم که ملکه چه میگوید.
حال به بینیم که برای تکمیل بیان غبار رحیم خان شیون چه میگوید:
در سال 1984 مسافرتی به مسکو دشاتم و قبل از سفر مطلع شدیم که سردار رحیم خان پسر سردار محمدعمرخان ، نوسه امیر عبدالرحمن خان که رفیق نزدیک امان الله خان بود بعد از مهاجرت امیر امان الله او نیز ترک یار و دیار کرده و بیش از پنجاه سال است که در شوروی بسر میبرد. ضمن صحبت طوریکه با خود تصمیم گرفته بودم موضوع شجاع الدوله را مطرح کردم. او سرش را تکان داده خندهً ملیحی کرده گفت:
عجب تصادفی است. امیر حبیب الله به دست شجاع الدوله کشته شد و شاه شجاع پسر تیمور شاه که انگلیس ها او را بر تخت کابل نشاندند از دست کسی به قتل رسید که نامش شجاع الدوله بود و این شجاع الدوله پسر نواب زمان خان بود.
شجاع الدوله غوربندی یک نشنلست و اصلاح طلب بود.
سردار گفت : من و او هردو در حلقه شهزاده امان الله بودیم. او دوست من بود. او عضو حزب سری بود و نمیتوان انکار کرد که امیر حبیب الله با تفنگچه او کشته شد. ولی شجاع الدوله بحیث یک تروریست این وظیفه را اجرا نکرد ، بلکه بخاطر از بین بردم مانع و سدی که در برابر جوانان افغان بوجود آمده بود دست به کار شده و من رد نمی کنم که محرک عمده در انجام این عمل عشقی بود که به شاه امان الله داشت.
سردار افزود : در روزهای اخیر سلطنت امیر حبیب الله خان چنبره زندگی جامعه بخصوص کابل و خاص الخاص دربار از سفاهت و جنایت خفقان آور بصورت وحشتناکی متورم شده بود و هر آن تصور میشد که امیر حبیب الله خان مانند سال 1909 مشروطه خواهان را طعمه دهن توپ ساخته و از بین ببرد.
حبیب الله با مصلحت انگلیس ها در نظر داشت اگر در همان سال اخیر زندگیش از تفرجگاه جلال آباد به کابل زنده میرسید فاتحهً همهً ما خوانده میشد ولی شجاع الدوله برای او چنین فرصتی را نداد.
محترم داوی که اولین شارژدافر افغانستان در لندن بود و بعد از شجاع الدوله در جایش مقرر گردید ، روزی در محفلی گفت : شجاع الدوله شخص وطندوست و ملی گرا بود. روزی " همفریر" سفیر بریتانیا در کابل بمن گفت : ما بخاطریکه اولین بنیاد دوستی افغانستان و بریتانیا متزلزل نشود با وظیفه شجاع الدوله در بریتانیا موافقه کردیم ورنه تروریست در جامعه جای نداشته و شجاع الدوله نیز یک تروریست است. من ( داوی ) گفتم شجاع الدوله تروریست نبود ، اگر این امر لامحال را نیز قبول کنیم پس باید شما نام " گروموبل" را از تایخ بریتانیا حذف گنید "
حرف های محمد ابراهیم عطایی از " اخبار هفته " شماره 2026 سرطان 1370 گرفته شده است.
مرحوم عبدالحی حبیبی میگوید :
" دیپلوم انجنیر محمد اکرم پرونتا محصل افغانی در آلمان و بعد از آن وزیر فواید عامه 1329 ه ش گفت که در هنگام تحصیل در برلین ( حدود 1310 ش ) به دیدار شجاع الدوله خان غوربندی مقیم برلین رفتیم. بر میز اطاقش عکس جوانی دیده می شد. من پرسیدم این کیست؟
شجاع الدوله گفت : عکس کاکایت جوهرشاه شهید است مردیکه در اولین نهضت مشروطه خواهی قربانی گردید ولی من با این انگشت خود ، اشاره به انگشت شهادت دست راست ، انتقام خود را از امیر گرفتم."
محترم حبیبی در ادامه گفته ای آقای پرونتا می افزاید :
" مشهور است که قاتل امیر حبیب الله در کلخ گوش لغمان همین شجاع الدوله از غلام بچگان دربار بوده است."
ویا " تا جائیکه نویسنده این سطور ( حبیبی) از اشخاص راستگوی دخیل یا ناظران نزدیک واقعه شنیده ام ، ترتیبات قتل قبلا در مرکز مشروطیت دوم گرفته شده و حتی برادر امیر ، نائب السطنه را هم با خود همنوا و هم قسم ساخته و بر مصحفی امضا کرده بودند که شرح آنرا مرحوم غبار از قول شجاع الدوله داده است."
بازهم حبیبی : " مرحوم قاسم خان که در مشروطیت دوم هم سهیم و حاضر بود و ناظر وقایع بود می گفت ... شجاع الدوله مطابق پلان مطروحهً قبلی داخل خیمه امیر گردید و او را با ضرب تفنگچه به دارالحساب فرستاد. ، ( عبدالحی حبیبی ، جنبش مشروطه در افغانستان)"
شواهد فوق به عنوان مدارک نسبی معتبر میرساند که برخلاف گفته های همیشگی رسمی که قتل را در پرده ابهام قرار میداد ، قتل امیر حبیب الله روی نیاز های سیاسی و لزوم دیدهای شخص امان الله صورت گرفته است. در ضمن اینکه ، در خلال این مدارک که پرده از روی جریان قتل می افتد و بیگناهی علیرضا و نصرالله را می بینیم نمیتوانیم صرفا در همین حدود با بری الذمه اعلان کردن چند تن و نشان دادن قاتل اصلی ، از جامعیتی که دارد محدود ساخت زیرا جسارت ،تلاشها و آرمان های پر ابهمتی که امان الله را با سایر امرا و شاهان افغانستان متمایز میسازد تعمیق مزید را خواهان است. در واقع بیم آن میرورد که با نشان دادن گوشهً از بی عدالتی موضوع را بصورت تدریجی دیده باشیم که در نهایت خود ، در زمینه برجسته ساختن نکته سیاهی را در زندگی املن الله در قبال خواهد داشت. امان الله به توطئه ای دست یآزیده بود که قبل از همه برداشتن پدرش در مرکز نقشه قرار داشت.
دراین صورت با مردی خود را مواجه می بینیم که برایش احساس یک فرزند در برابر پدر در مقابل تحقق یک سری اهداف میهنی سر خم میکند. او پدر را در قدوم کسب آزادی تام از انگلیسها ، باز کردن جاده برای ترقی و تعالی اجتماعی و به گردش درآوردن خون تازه در رگ های جامعه قربانی کرده است و این قربانی با توجه به نفس و ماهیت توطئه که در همچو جوامع چنین اشکالی را به کمک میطلبد ، قربان دیگری نیز مطالعه میکند که شهادت آن بیگناه ( علیرضا ) و تجرید کردن نصرالله به عنوان رقیب سیاسی و مطلع از تصامیم قبلی برای قتل امیر میباشد. هنگامیکه می بینیم که کار بزرگ امان الله خان در افغانستان توجیه قتل و حرکات غیر عادلانه نیست و نشان دادن این عمل غیر عادلانه در حق چند بیگناه معروف کلیت اهداف زندگی پر تحرک و نیات حسنه ی او هم نباید باشد ، پس بهتر آنست که گره را در معضلات موجود در جامعه به عنوان کشوری که به عملکردهای آنچنانی زمینه میدهد جست. دراین صورت تفحصات تاریخی انگیزه های جامعه شناسانه را هم بوجود میاورد.
آریایی
یک بازی پشتو سلزی دیګر
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٦
پشتونیزم الکترونیکی و خواب خرگوشی ما

چند روز پیش شاغلی امیرزی سنگین سرپرست وزارت مخابرات که در پشتو بازی و پشتون سازی همفکر و همرنگ عبدالرحمن خان ، گل محمد خان مومند ، غلام محمد پاپا ، حامد کرزی ، انورالحق احدی ، اسماعیل یون ، عبدالکریم خرم ، فاروق وردک ، اشرف غنی احمد زی ، زلمی خلیل زاد ، حنیف اتمر ، سلیمان لایق ، روستار تره کی و هزاران اوغان ذلتی و پشتونیست های قبیله پرست دیگر می اندیشد ، این خوش خبری را به مردم داد که شکم گرسنه و جیب خالی شان با یک معجزه ی پشتونیستی دیگر که شناسنامه ء الکترونیکی و یا " تذکره ء برقی " نام دارد پٌر خواهد شد !
از ده سال پیش که باند پشتونیست های اوغان ذلتی و قبیله پرستان رنگارنگ ، به همکاری دولت های غربی ، آمدند و به سر نیرو های غیر پشتون شیره مالیدند و قدرت سیاسی و نظامی خود را روز به روز محکم تر ساختند و همه امور زنده گی مرگبار در آن کشور را به دست گرفتند ، خیلی دقیق و برنامه ریزی شده ، به پیاده کردن و عملی ساختن اندیشه های فاشیستی و پشتونیستی خود آغاز کردند . انور الحق احدی که سردسته ی فاشیست های اوغانستان است ، خودش را در بانک مرکزی قایم کرد . در آن جا ، نخستین کارهایش این بود که بانک نوت های کشور را به قول خودش " هویت و کرکتر پشتونی " داد. یعنی نگارش فارسی دری را از بانک نوت ها برداشت و پشتو و انگلیسی را به جایش نهاد . این برای فاشیست های پشتون بسیار مهم است که نماد ها و سمبول های کشوری همه به زبان پشتو باشند و هویت و کرکتر پشتونی داشته باشد . قانون اساسی را با جعلکاری و تقلب ، کرکتر پشتونی دادند ، سرود ملی را به پشتو ساختند ، نامه های دولتی و زبان دیوانی را تا جایی که توانستند و برای شان میسر گردیده است پشتو سازی کرده اند . در رسانه های همگانی ، در تیلویزیون ها ، رادیو ها ، نشرات و هر جایی دیگر که دست شان رسیده است پشتون بازی راه انداخته اند . در عین حال ، اوغان ، اوغان ، اوغان گفته حلق و گلوی خود را شاراندند ، تا همگان را به این وادار سازند که هویت اوغانی را به مثابه ء هویت همگانی ساکنان سرزمین ما بپذیرند . اینک ، یکی دیگر از میخ های آخر را بر تابوت هویت های راستین مردمان غیر پشتون ( تاجیکان ، هزاره ها ، اوزبیک ها و دیگران ) می کوبند و فاجعه ی دیگری را بر مردم تحمیل می کنند : شناسنامه ی الکترونیکی اوغانی به مردم می دهند !
شناسنامه ء الکترونیکی یا تذکره برقی ، در واقع جلوه ای است از پشتونیزم الکترونیکی شده است . می گویند که این شناسنامه به زبان پشتو و شاید هم به زبان مشترک پشتو و انگلیسی خواهد بود و برای تمام ساکنان کشور داده خواهد شد . هویت هر فردی که این شناسنامه الکترونیکی را دریافت می کند ، " هویت افتخار آفرین اوغان " می باشد . این هویت پشتونی ( اوغانی ) را به هویت همگانی تبدیل کردن ، همان چیزی است که پدر فاشیزم فرهنگی شاغلی محمود طرزی خواهانش بود ، این همان آرزوی است که پدر فاشیزم قومی گل محمد خان مهمند در هوس اش جان می داد ، این همان چیزی است غلام محمد پاپا رهبر حزب منفور اوغان ملت شوق عملی شدنش را داشت ، این همان آرزوی است که داوود خان دیوانه و نعیم خان کر ( هر دو پسران کاکای ظاهرشاه خائن و هر دو از پیروان جناب هیتلر ) می خواستند به آن برسند ، این همان آرزوی است که حفیظ الله امین قاتل برای تطبیق آن لحظه شماری می کرد ، این همان آرزوی است که ملا عمر کور ، گلبدین راکتیار ، ملا حقانی ، حامد کرزی ، احدی ، یون ، وردک ، اتمر ، خلیل زاد و دیگر پشتونیست های شان می خواهند بدون اندک ترین تردید به واقعیت بیانجامد .
این الکترونیکی شدن پشتونیزم ، این شناسنامه ء الکترونیکی ، از نگاه من ، نه تنها به خاطر اینکه هویت پشتونی را رسمیت می بخشد و تمام افراد ساکن در اوغانستان را ، صرف نظر از هویت واقعی شان ، اوغان می سازد ، بلکه به دلیل های دیگری هم قابل اندیشه می باشد . این یک گامی بسیار مهم است در راستای قایم ساختن یک رژیم دیکتاتوری تک قومی و پشتونی در اوغانستان . پشتونیست ها ، این را در دل شیرین کرده اند که به زودی قدرت دولتی و حکومتی و نظامی و اقتصادی و دیگر امور زنده گی مردم در دست شان متمرکز می شود ، یک دولت پشتونیستی برقرار می گردد و حاکمیت مطلقه ی قومی شان که از دست رفته بود ، دو باره با عظمت نوین سر بر می آورد . با این تصور است که به مساله شناسنامه ء الکترونیکی نگاه می کنند و خیلی هیجانی اند که این برنامه را هرچه زودتر عملی سازند.
شناسنامه ء الکترونیکی ، در اکثر کشورهای جهان ، معمولا از جانب دولت ها و مراجع قدرت مطرح و تشویق می شود ، اما از طرف جامعه مدنی و سازمان های حقوق بشری و مدافعان آزادی های شهروندی در تمام کشور ها با این طرح مخالفت شده است . داشتن شناسنامه ی الکترونیکی حتی در کشور های پیشرفته ای مثل آسترالیا و چند کشور دیگر ، همین امروز ، پذیرفته نشده است . یکی از اعتراض های مهمی که به این شناسنامه وارد می َآید این است که شناسنامه ی مذکور به پولیسی شدن هر چه بیشتر جامعه کومک می کند و آزادی های شهروندی را محدود می سازد .
نگاه اصلی و علاقه ی بیش از حد پشتونیست های دولت فاسد کرزی به جاری ساختن شناسنامه ی الکترونیکی با این مصرف گزاف و سرسام آوری که دارد ، یک نگاه خیلی خطرناک است . پشتونیست ها ، می خواهند که شناسنامه ی الکترونیکی را به مثابه یک ابزار بسیار کار آمد و مهم برای کنترول صد در صد مردم استفاده کنند . آنها می دانند که با شناسنامه ی الکترونیکی ، کسی نمی تواند به آسانی هویت خود را بپوشاند . تمام مشخصات فرد در یک " چیپک " بسیار کوچک ذخیره می شود ، نشان انگشت و کود منحصر به فرد چشمان هر شخص ، در آن ثبت می گردد و هیچ کاری نمی تواند فرد را از نظر مقامات دولتی پنهان سازد . یعنی دولت بر سر اقتدار می تواند به بسیار آسانی تمام شهروندان را تحت نظارت داشته باشد و به ویژه افراد مخالف دولت و کسانی که به فعالیت های سیاسی ضد دولتی دست می زنند به ساده گی رد یابی و شناسایی و سرکوب و نابود می شوند . شناسنامه الکترونیکی در دست یک دولت تک قومی پشتونیستی ، یک وسیله ی بسیار موثر و کار آمد برای سرکوب دیگران خواهد بود .
افزون بر این که در این ماجرای شناسنامه ی الکترونیکی ، یک گروه مشخص پشتونیست ها سود های فراوان پولی را به جیب می زنند ( چون همه طراحان و دست اندرکاران برجسته و اصلی این پروژه در بخش اوغانی اش ، چند نفر پشتونیست های افراطی و سرسخت می باشند ) ، منافع سیاسی قبیله ای خود را نیز بسیار دقیق مد نظر دارند . این شناسنامه برای آنها این امکان را فراهم می سازد که مخالفان و به ویژه فعالان سیاسی و آزادی خواه و عدالت طلب اقوام غیر پشتون را در تنگنا های بیشتر قرار دهند و فعالیت های مبارزین تاجیک و هزاره و اوزبیک و دیگران را دچار مشکل های فراوان سازند .
این نکته نیز قابل تاکید است که بدون شک ، هدف اصلی پشتونیست این است که معلومات دقیق در باره شهروندان غیر پشتون گرد آوری کنند و تمام مشخصات شان را نزد خود قید داشته باشند ، اما شما شاهد خواهد بودید که مثل گذشته هیچ شناسنامه ی به قبایل پشتون ، به ویژه به قبایل سرحدی ، داده نخواهد شد . آنها مثل همیشه نیازی به تذکره تابعیت و وظیقه ی سربازی و مالیه پرداختن و این حرف ها ندارند .
مساله ی اصلی این است که ما می بینیم که پشتونیزم با وصف اینکه از بدوی ترین شکل زنده گی اجتماعی نماینده گی می کند و قبیله را می پرستد و به رشد ناکرده ترین کتله های انسانی روی زمین تعلق دارد ، اکنون الکترونیکی می شود و از همه وسایل برای بیشتر قایم ساختن اقتدار نامشروع خود مدد می گیرد ، ولی ما که خود را نماینده گان فرهنگ شهری و تمدن جهانی و خیلی حرف های دیگر می دانیم ، به ویژه ما تاجیکان ، تا چه وقت در خواب خرگوشی خود به سر می بریم و هیچ بیدار نمی شوییم ؟
از تاجیک و هزاره و اوزبیک و دیگران باید پرسید که عزیزان کارد به کجای تان برسد که شما از جای تان تکان بخورید و بیدار شویید و این دشمن مفلوک و غدار و حیله گر را به خوبی و درستی بشناسید ؟ چون سالهاست که کارد به استخوان تان رسیده و استخوان را بریده است ، ولی ما و شما نه تنها از خود خبر نداریم ، بلکه دست قصاب را نیز می بوسیم !
بر دوستان و قلم بدستان غیر پشتون لازم است که این مساله شناسنامه ی الکترونیکی را به درستی و به صورت همه جانبه بررسی و ارزیابی کنند و از نیت های شوم و هدف های ناپاک فاشیست ها و پشتونیست پرده بردارند . مهم تر از این ، ما باید با تمام ابزار های دست داشته ، در برابر این اقدام هویت زدایانه و فاشیستی با شدت اعتراض کنیم و نگذاریم که آنها این برنامه را به سود اندیشه های قبیله گرایانه ی خود و به زیان تاجیکان و هزاره ها و اوزبیکان و دیگر اقوام شریف عملی سازند . ما را خلع سلاح کردند ، ما را خلع قدرت کردند ، سازمان های سیاسی و نظامی ما را از هم پاشاندند ، اما خود شان هنوز هم مسلح تر شدند ، خود شان هنوز هم قدرتمند تر شدند ، خود شان چندین سازمان نظامی دیگر را ساختند و این روزها همه شاهدیم که میلیون ها دالر خرچ می شود که همه گروه های سیاسی و نظامی و لیبرال و دهشت افگن و انتخاری و دموکرات و غیره و غیره شان جمع و جور و یک دست شوند و حاکمیت استبدادی پشتونی خود را یکبار دیگر بر سراسر کشور قایم سازند . سوگمندانه که برخی از به اصطلاح " سران " و به اصطلاح " رهبران " نامنهاد تاجیک و هزاره و اوزبیک نیز در رکاب شان می دوند و گمان می کنند که خیلی هوشیار و دور اندیش و سیاستمدار هستند . اگر این هوشیاری است ، اگر این دور اندیشی است ، اگر این سیاستمداری است که این " بزرگواران " تاجیک و هزاره و اوزبیک در رکاب پشتونیست ها می دوند و برای تقویت فاشیزم قبیله جان فشانی می کنند ، بهتر است بگوییم که خاک بر این گونه هوشیاری و دور اندیشی و سیاستمداری !
تا با پشتونیزم و پشتون سازی و پشتو بازی اوغان ها به شکل جدی و قطعی و همه جانبه مبارزه نشود ، به گردن پتی و اشک ریختن و عذر و زاری و عریضه نویسی راه به جایی نخواهیم برد . این ها ، ما را ، به نام نشنالیزم فریب دادند ، به نام کمونیزم و سوسیالیزم فریب دادند ، به نام اسلام فریب دادند و در این ده سال گذشته به نام دموکراسی بار بار فریب دادند و هزار رنگ غدر و خیانت کردند ، اما هنوز هم فریب شان را می خوریم ، آله ی دست شان می شوییم و هیچ فکری به حال زار خود نمی کنیم .
بیایید نگذاریم که هویت مان را نابود کنند ، بیایید نگذاریم که همه مردم را " اوغان " بسازند . بیایید در برابر فارسی ستیزی شان ، در برابر هویت زدایی شان ، در برابر فاشیزم و پشتونیزم و برتری جویی افراطی و غیر انسانی شان استوار بایستیم و از هست و بود خود دفاع کنیم . خواب برده گی ، کرختی ، بی توجهی و تسلیم ، ما را به روزگار بسیار سیاه تر از این روزگار کنونی مان خواهد رساند .
تاجیک میدیا
پاکستان و نقش پشتون ها در انتخبات
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٥
| |
| احمد بهار چوپان |
|
|
هرچند گروهک مافیایی قبیله سالار؛از پی آنست تا ناراحتی اش را از نتایج انتخابات پارلمانی، وهمچنان نقشش را در استعمال قوه ی قضائیه علیه کمیسیون مستقل انتخابات،انکار کند؛ اما مثل همیشه " دُم خروس " از زیر بغل رئیس ساختار مافیایی بخوبی نمایان است و بیانگر ماجرا! وابستگی و حتی همفکری مهره های اصلی ساختار مافیایی قدرت در افغانستان،به سازمان اطلاعات پاکستان امریست روشن و غیر قابل انکار.
همانگونه که همه میدانیم و اخیرا اسناد افشا شده از طریق ویکی لیکس بار دیگر روشن ساخت، چهره های برنامه ساز، کارگذار و استراتیژیست این گروهک قبیله سالار، دست پرورده های آی اس آی پاکستان اند، و همین ها سخت در تلاش اند تا نتیجه ی انتخابات پارلمانی را باطل سازند زیرا به دلخواه آنان نیست و نمایندگان اقوام دیگر احتمالا بیشتر از پشتون ها(اوغان) ها به پارلمان دوم ره یافته اند.
سخنان دکتر رفعت حسین، رئیس بخش مطالعات استراتیژیک و دفاعی دانشگاه قاعد اعظم،که در کنفرانس "امنیت منطقوی جنوب آسیا " برگزار شده در برلین،ایراد شده،نقش آن کشور را در بحرانی که پس ازاعلان نتایج نهایی انتخابات پارلمانی میان قوه ی اجرائیه، وکمیسیون مستقل انتخابات،ایجاد شده بخوبی هویدا میسازد.
"پشتون های قبیله ای در حاشیه اند"
داکتر رفعت حسین، رییس بخش مطالعات استراتژیک و دفاعی دانشگاه قاید اعظم، می گوید مشکل افغانستان این است که "پشتون های قبیله ای از نظر سیاسی در اقلیت قرار دارند". او مدعی است که پشتون ها اکثریت را در افغانستان تشکیل می دهند، و اگر اکنون اکثریت نیستند، به این دلیل است که بسیاری پشتون ها مهاجر شده اند.
داکتر حسین که یکی از گردانندگان بحث بود، گفت منظورش "پشتون های قبیله ای جنوب" افغانستان است. او گفت حامد کرزی را به عنوان "شاروال کابل" می شناسد. گفته های داکتر حسین به این نکته متمرکز است که باید یک اکثریت "پشتون قبیله ای" بر افغانستان حکمروایی داشته باشد که مستلزم تغییر قانون اساسی این کشور است، زیرا به گفته او، پشتون های قبیله ای خود را با ارزش های قانون اساسی افغانستان بیگانه می بینند. او افزود که نتیجه کنونی انتخابات برای پشتون های قبیله ای قابل قبول نیست و تا زمانی که پشتون های قبیله ای از نظر سیاسی خود را در اقلیت ببینند، ثبات در افغانستان تامین نمی شود."
در سخنان دکتر رفعت حسین، متوجه دو نکته ی مهم در مورد پشتون (اوغان) ها میشویم ایشان با اشاره به "پشتون های قبیله ای جنوب" اقوام پشتون را به گروه های " قبیله ای" و پشتون های " مدنی " شده منقسم میسازند. تاکید ایشان بر قیایل پنبتون (اوغان)جنوب، شاید اشاره تلویحی ی باشد به این نکته که پبنتون های ناقل شده به مناطق شمال،مرکزی و جنوب غرب، در اثر آمیزش با اقوام متمدن غیر اوغان، که به لحاظ تاریخی - فرهنگی مرحله ی زندگی بدوی را بسیار زود تر از پبنتون ها (اوغان ها)سپری کرده اند،برخلاف همتباران جنوبی شان،روحیه ی قانون پذیری و مطابقت با زندگی مدنی را دارا هستند؟!
نکته ی دوم و بسیار هم ارزشمند همانا بستگی ثبات کشور با ارضای غریزه ی قدرت طلبی قبیله و در ضمن قانون گریزی ایشان است!!
برای آنانی که از پی شناخت علت ها و دلایل بحران زا در کشور ها هستند،این حقیقت پوشیده نیست؛اما بیان آن از سوی یک مقام اکادمیک پاکستان،عمق فاجعه را به نمایش میگذارد.
بسیار متعجب و ناراحت میشوم هرگاهیکه مسوولین سیاسی - نظامی یا هم تحلیل گران و دانشگاهیان پاکستانی به نیابت از اوغان های هموطنم صحبت می کنند! چندی قبل پرویز مشرف،طی محفلی در لندن ضمن اعلان خبر برگشت خود به عرصه ی سیاست پاکستان،وقتی در رابطه به قضایای افغانستان تماس گرفت،بار دیگر گفته های قبلی اشرا در زمینه تکرار کرد و گفت پشتون ها در افغانستان اکثریت اند و تحویل قدرت سیاسی به آنها زمینه ساز ختم بحران خونین افغانستان است.!
ما هیچ گاه شاهد واکنش رسمی یا غیر رسمی خبره گان و سیاسیون پنبتون (اوغان)در برابر چنین بیانات مداخله گرانه ی پاکستانی ها که از نظر من اهانت بار است،نبوده ایم.
برعکس آنانی که دعوای رهبری سیاسی و فرهنگی اوغان های هموطن ما را دارند، با پاکستانی ها در داخل کشور کنفرانس برگزار می کنند و در حضور آن اجانب از مظلومیت خود می نالند؟!
مگر پاکستانی ها قیم و صلاحیت دار پشتون ها(اوغان ها)ی هموطن مایند و به آنها چنین حق و اجازه یی داده شده است که در همایش های بین المللی به نیابت از پشتون های افغانستان صحبت کنند؟!
در حالیکه بسیاری از سیاسیون اوغان،خط مرزی دیورند میان دو کشور افغانستان و پاکستان را به رسمیت نمی شناسند،اما در مقابل اهل سیاست و قدرت در پاکستان خط دیورند را مرز میان دو کشور میدانند و هرگونه ادعای ارضی از سوی افغانستان را نه تنها بی ارزش قلمداد می نمایند که بسیار با مهارت از موضع دولت افغانستان در این مورد، استفاده برده به تضعیف موقف آن در مراجع و مجامع بین المللی می پردازند.
"دیورند مرز دو کشور است" شاهد حامد، وکیل مدافع ارشد در دادگاه عالی پاکستان، می گوید: "ما ادعای ارضی نداریم، دیورند مرز میان دو کشور است و اگر ادعای ارضی مطرح باشد، از جانب افغانستان است."
بهتر است سیاسیون و خبره گان پنبتون در عوض صرف انرژی برای انحصار قدرت و برباد دادن فرصت ها در ازاء به حاشیه کشانیدن بقیه اقوام و ایجاد موانع در برابر روند تاریخی حق طلبی شهروندان و ملیت های غیراوغان،تحول و دگرگون شوی اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی کشور را پذیرفته و با گذار از دیواره های بدویت و عصبیت ناشی از آن،برای اعمار جامعه ی مدنی و نظام برابر با ارزش های جهان امروز که در برابر همه ی شهروندان " مسوول و پاسخگو باشد همت گمارند.
در غیر آن آویختن به دامان پاکستانی بیگانه و اجنبی به بهانه ی همتباری با اقوام پنبتون آنسوی سرحد،همانگونه که تا ایندم نفعی به حال هیچ پنبتون و غیر پنبتونی نداشته است؛پس از این نیز جز اینکه سبب بی اعتمادی،کینه و ازدیاد فاصله میان پنبتون ها و غیر پنبتون ها شود و به سیاستمداران حیله گر و موقع شناس پاکستانی مجال مداخله و مانور بیشتر در بدل حمایت ظاهری از پبنتون ها، بدهد ثمر دیگری نخواهد داشت احمد بهار چوپان
اشاره : علاقمندان میتوانند برای مطالعه ی خبر کامل کنفرانس " امنیت منطقوی آسیایی جنوبی" برگزار شده در برلین - آلمان و مطلع شدن از نقاط نظر نمایندگان پاکستان به تارنمای صدای آلمان بخش فارسی مراجعه نمایند
خاوران
|
نتیجه انتخابات را آقای کرزی قورت کرد
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٥

انتخابات درحلقوم کرزی
می خورکه شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب چون نیک بنگری "کرزیا"همه تزویر میکنند
دسیسه ودخالت فراقانونی کرزی ازطریق دادستانی ودادگاه وسناودیگرمراجع أنقدرواضح است که هیچ نیازی به توضیح بیشتری نداردشماتصورکنیدکه هم دادستان پشتون است وهم معاون اوبعدهم نامش راگذاشته اند"لوی سارنوالی افغانستان" !جالب تراینکه رحمت الله نظری معاون نهادیکه ادعای استقلالیت میکندمامای فاروق وردک (سردارولی ارگ) است درهمه نهادهای دولتی که مراجعه ومطالعه کنیدچنین کلیدقدرت درقبضة تیم خاص است واگرهم برخی اشخاص دیگربشکل سمبولیک استخدام شده اندمعمولادرتصمیمگیریهاکدام نقش وتأثیری ندارندمثلادرشورای صلح گرچه درظاهراستادربانی رئیس گفته میشودولی مدیراداریش مشاورکرزی وسخنگویش سرپرست شورای دولتی علماء است ومعاونین رئیس هم متحدین کرزی وچندغیرپشتون درین شوری بانگیزة تبلیغات ومشروعیت بخشیدن توطئه وخیانت کرزی تماشاچی اندواین مستقل ترین نهادیست که میتوان دردولت یافت درحالیکه مصاحبة مولوی کشاف ازیک معامله وسازش خطرناک حکایت میکردتایک صلح واقعی اگرربانی صلاحیت داشته باشدمگربدشمن باج میدهدتاملیتهای دیگرقربانی شوند؟
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت وشنید زانکه آنجا جمله اعضاء چشم بایدبودوگوش بنابرین کرزی همان کاری راکردکه ملانصرالدین کرده بودملادرمسجدگفته بودکه حین قضای حاجت روبه قبله ننشینیداتفاقامردم روزی دیدندکه خودش چنین کرده پرسیدندکه ملاصاحب خودت چراروبه قبله نشسته ای ؟ گفت : "مه حسابشه میفهمم" کرزی نیزباتبرقانون ریشة دمکرسی راقطع میکندتادیگرعرف وعنعنات تاریخی زیرسوال نرودهمه حرکات وسخنان ازقبل تعین شده وچندپهلوی اونشان میدادکه مصروف پلانگذاری اندوتصمیمی درراه است أنقدرخودوطوطیانش ازقانون ودفاع ازقانون گفتندکه نزدیک بودمردم کرزی را"قانون سالار" نامندحالانکه ازنبوغ اودرقانونگریزی واقفنداومیگوید: رئیس جمهوربه قانون عمل میکندولی هرچه محکمه فیصله کردخواهیم پذیرفت مگراین سخن باهمان گپ ملافرق دارد؟
پرسشی دارم زدانشمندمجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمترمیکنند عیسویان میگویند: اولاروحیة اسلام خواهی رادرمردم تقویه کنیدبعدمسلمانهاراتوسط اسلام درهم کوبیدزیراکه نمیتوان أهن راجزتوسط أتش وأهن ذوب کرد" منظورچنین است که شمابنام اسلام اولاعوام راتخدیرکنیدبعدباقرائت های انحرافی وخودساخته ازدین جنگ هفتادودوملت رادرمیان مسلمانهابراه اندازیدحالاهم کرزی طوریکه ازشکم قانون اساسی وزارت امورپارلمانی کشیدومشاورارشدساخت وخیلی چیزهای دیگر؛ کمیسیون های انتخاباتی رانیزباسارنوالی وستره محکمه مدغم کردوبرتابوت هردوکمیسیون میخ قانونی کوبیدبعدازین غیرازشخص کرزی دیگرهیچ کسی نمیتواندرازمستقل بودن أنهاراکشف نمایدباوجودیکه شخصیت حقوقی هردوکمیسیون بنابرنص صریح قانون اساسی درست مثل دفترسازمان ملل ازهرگونه مداخله وتعرض مصئون بودسارنوالی عوضی که پروندة نامزادان متخلف ومخطی رابررسی کندخودکمیسیونهارامتهم به خیانت ملی وفروش أرای مردم کردوازگلوی معنوی وشریفی دست انداخته وبدفاع ازنامزادان بازنده برخاست تاباچنین کاری زمینة یک تغیروسیع وکیفی رادرین کمیسیونهافراهم نموده وباردیگرکرزی بتوانداشخاص دلخواه وموردنظرش راتعین کندزیراتیم حاکم که میخواهندبعدازختم دورةکرزی نیزقدرت راخودقبضه کنندواحتمالابریاست فاروق ؛ ناگزیراندازشرهیئت رهبری واعضای کنونی کمیسیونهاخودشان رانجات بخشندپس بایدبایک تیرچندین فاخته رابزنند" حکومت به جای آنکه به دنبال ایجاد فضای همدلی و صمیمیت درجامعه باشدحرکتهای دمکراتیک ومردمی را به بازیهای قومی و قبیلهای تبدیل کرده و از آنها به نفع خود استفاده ابزاری میکند"
حادثه درحال زایمان است رفع مشکل شان راقرص کمرکند
هرخردمندیکه کرزی وتیم ومشاورین اورامیشناسندیقین داشتندکه نتیجة چنین انتخاباتی راکه تعدادنمایندگان پشتون تبارکم شده وهمه برندگان غزنی هزاره اندوخیلی ازمهره های مؤثرحکومت چون مرستیال ؛ ملالی شینواری و----شکست خورده وبرعکس مخالفین سیاسی کرزی درپارلمان دست بالایافته اندنخواهندپذیرفت وحتی دوستان پاکستانی اوهم این نتائج راردکرده وگفتند: مادیگرمنطق راکارنداریم فقط بایدپشتونهای قبیله ای (طالبان وطرفداران پاکستان)درنظام سیاسی افغانستان اکثریت باشند(1)چون پشتونهای راکه مخالف سیطره واشغال خاموش پاکستان باشندپشتون ندانسته وفقط ازملیشه های خودشان دفاع وحمایت میکنندونه ازهمة پشتونهازیراهیچ گربة فی سبیل الله موش نگرفته است خرم مشاورکرزی نیزمانندروستارتره کی انتخابات رابه نظریة بلک ویل ارتباط داده وگفته بوداین انتخابات توطئه علیه پشتونهاست وفاروق وردک نیزبنابرافشاگری ویکی لیکس کرزی راهشدارداده بودکه حمایت ازین انتخابات میتواندبرگشت به دهة نودباشدیعنی بقدرت رسیدن غیرپشتونهابانجامدوداودزی نیزباوردک معنوی رابشکل توهین أمیزی چندین بارتهدیدکرده بودندکه قبل ازتغیرات درلیست نبایدنتیجه را اعلان کندکه حکومت نتیجه رابرسمیت نخواهدشناخت وپیشنهادات مشخص داشتندکه بامقاومت هردواتاق کمیسیون روبروشد وکرزی حتی شخصاوأشکاراچنین نتائجی راردکرده وخواهان حذف تعدادی ازنماینده هاشده وگفته بودکه اگردرلیست نمایندگان غزنی وبرخی ولایات دیگرتغیری نیأیدبرخلاف مصالح ملی بوده وسروحدت ملیی راکه "اوبخاطرش ده سال جانفشانی کرده" میخوردوسارنوال هم درخوست این انتخابات رایک رویدادشرم أورخوانده وباستهزاء گرفته بودومرستیال گفته بوداین انتخابات نه سری بودنه عمومی بودنه أزادوسطان زوی نیزأن راپیروزی طالبان خوانده واخطارداده بودکه پشتونهاهمه طالب میشوندوملالی شینواری نیزدرتلفزیون شمشادیکی ازرسانه های افغان نازی گفته بودکه اوازاینکه پشتونهادرشمال کمترازحدتوقع (روال انتصابات گذشته)برنده شده اندشوک شده ونمیتواندخواب کندوتارنماهاورسانه های نژادپرستان مانندبینوا؛ تول افغان ؛ افغان جرمن ؛ --- وتلفزیون خطاب ؛ مسکینیار؛---- ومطبوعات ورادیوهاکه تعدادشان کم نیست علیه رهبری کمیسیون مستقل انتخابات تبلیغات وسیع رابراه انداخته وچیزهای گفتندکه عفت قلم ازتکرارش اباء میورزد همچنان رادیوأزادی ؛ صدای امریکاوبی بی سی خیلی بیشترمانه اختلافات قومی ؛ مذهبی ؛ لسانی وسمتی راخصوصابعدازاعلان نتائج ابتدائی درافغانستان دامن زده وبرخی اقوام ومذاهب افغانستان راتوهین میکنندکه مادرجای دیگری تشریح خواهیم دادتبلیغات تحریک أمیزوخطرناک چنین کانون های فتنه انگیزکاملاهمأهنگ بامواضع سارنوالی وحکومت بوده وبطوروسیع مظاهرات رابازتاب میدهندوچنان معلوم میشودکه این رسانه هانیزرسانه های دولتی افغانستان بوده وهمه توسط خرم وافغان ذلت رهبری میشوندوچیزهای راکه درداخل افغانستان حلقات خاص وافغان نازی شایدگفته نتوانندهمیشه ازطریق چنین رسانه های تبلیغ میکنندبگذریم ازاینکه چقدریکی اززبان های ملی مارامسخ وسندویچ ساخته اند؟
واگرمجموع نظریات نزدیکان واطرافیان ومشاورین کرزی ونژادپرستان رادرداخل وخارج ردیف کنیم هفتادمثنوی میشودولی خلاصه اینکه واکنش شئونیستهاوافغان نازی حتی قبل ازاعلان نتائج ابتدائی معلوم بودوروزبروزواضح ترمیشدکه ترک عادت کرده نمیتوانندازگپ های نظری استنباط کردم که برخی ازداخل کمیسیونهاهرچندنه درسطح رهبری نیزباجریان حکومت وحلقات ماجراجوهمکاراندودرین دسیسه بصورت غیرمستقیم بحیث راه بلدنقش ودست دارندچراکه قبلاعضوتیم لودین بوده وبرای کرزی کارمیکردندوازین نتائج مانندبقیه ناراضیان راضی نیستند
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهارازاین بیابان وین راه ی بی نهایت
گرچه پوهاندعظیمی بحیث یک شخصیت ملی ودرعین حال اکادمیک خودشخصاشایدأنقدرهم زیرتأثیرتوطئه گران نرفته وبأبروی خودبازی نکندولی احتمالادردادگاه نیزاشخاص دیگری هستندکه مانندالکوموضوع راسیاسی میسازندومیکوشندبه نفع تیم حاکم وحلقات ذیدخل فیصله کننداحتمالاقبلاهمه باهم تفاهم کرده اندکه نبایدکاری کنندکه همیشه کمیسیونهابتوانندارادة خودرابرحکومت بقبولانندواجازه ندهندکه افرادی چون پدرام ؛ مهدی ؛ بهزاد؛ منصورودیگران که خیلی صریح اندازمنبرپارلمان مردم رامخاطب قراردهندترس تیم حاکم ازمنطق چنان است که ازگرفتن نام این افرادشوک میشوندغافل ازاینکه أنهادرحقیقت حالادیگربامردم طرف اندونه اشخاص هدف ؛ درهم کوبیدن استقلالیت وغروررهبران کمیسیونهاست تادرأینده دیگرهیچ رئیس وعضوکمیسیونی طفل گستاخ وخودسرنشودوهیچ کاری بدون امرونهی رئیس الرساء نکنندخوب میگویندأب زورسربالامیرودکرزی که حتی امریکاراترساندوباچنان وقاحت وجرئت توانست خودش رابرکرسی ابقاء کندومردم افغانستان وجامعة جهانی راهیچ درنظرنیأوردحالامگرنمیتواندفیصله های دوکمیسیونی راکه خودش تعین کرده لغوکند؟مگراواسپنتارابرخلاف قانون حمایت یاوقت خودراتمدیدنکرد؟خلاصه 63بارقانون اساسی رازیرپانگذاشت که حالانتواند؟ اوخودهم کوزه است وهم گل کوزه
مستور و مست هردو چو ازیک "قبیله" اند مادل به عشوة که دهیم ؟اختیار چیست؟
کرزی تاکنون هرچه خواسته کرده ولی دمکرسی وانتخابات دیگربگفتة روستارتره کی درزیرضربات واقعیتهای کشور(فاشیزم قبیلوی ؛ تحجردینی ؛ تریاک سالاری ، مافیای موادمخدر؛ مافیای قومی ؛ مافیای قدرت ، مداخلات پاکستان وانگریزوایران که سفیرانگلیس حتی جلواعلان نتائج برنده های غزنی راگرفت ؛ مخالفت کرزی که قبلانتیجه رابدین صورت ردکرده بودوبزورفاروق وردک "ماشین قانون اساسی" که مطابق میل خویش پراگراف های رابرهمه تحمیل کردوداودزی وخرم که بنابرگفتة ویکی لیکس برکرزی فوق العاده تأثیرگذاراند؛ افغان نازی که ستون فقرات حکومت راتشکیل میدهد؛ طالبان که برهمه سطوح دولت نفوذشان بیدادمیکند) درحالت کوماست (2)واگردادگاه بارادة أنهاتسلیم شودبایدمرگ دمکرسی وانتخابات راجشن گرفت ودیگرشاهدیک دیکتاتوری داودشاهی درکشورخواهیم بود چنین کاری سنت وعرف میشودوهرگاهی که نتائج به میل ومنافع حکومت هاوحلقات معین دردولت نبودهمیشه چنین میکنندومادیگرشاهدیک انتخابات جعلی ونمائش حالادیده شودکه مارشال وخلیلی ودیگرهبران کشورکه خودخوب دسیسه ودسیسه کاران رامیشناسندچه واکنشی نشان میدهند: ذلیلانه همچوگذشته تسلیم زوروتزویرمیشوندیامردانه بحیث شخصیت های ملی ومدافع دمکرسی وحقوق مردم جلوتوطئه راخواهندگرفت؟ وقت امتحان است ومردرا ازنامردبهترخواهیم شناخت وغلام وأزاده مواضع خودرادرچنین حالات سرنوشت سازروشن میکنندمن باین گپ تاریخی معنوی کاملاموافقم که اگرمسئلة قانون "حق وعدالت" باشدحرفی نداریم واگرزوروباج خواهی باشدهم رجال ونحن رجال بایدملیتهای دیگرکه قربانی فزون طلبی وبرتریخواهی تیم حاکم وحلقات بخصوص شده اندقربانی نیروهایکه جزبزورونیرنگ باورندارندوازحاکمیت قانون ومنطق وشفافیت وبیداری مردم وحشت دارندوهنوزهم درزیرریش جامعة جهانی میخواهندبزوراراده وانتخاب مردم رامصادره وحقوق دیگران راغصب کنندواکنش جدی وسریع نشان داده ومظاهرات گسترده رابراه اندازندوتهدیدکنندکه اگرنتائج انتخابات لغوشودأنهانیزرهبری کرزی رانپذیرفته وباحکومت مقاطعه میکنندزیرادرصورتیکه هزاره نتواندحتی دریک ولایت نمایندة پشتون شودچطورپشتون دیگرمیتواندرئیس جمهورهمه باشد؟وحدت ملی جادة یک طرفه نیست وقتی ملت نباشیم وهمه بحیث شهروندحقوق مساوی نداشته باشندماچرابردگی کنیم؟وتاچه وقت؟مردیکبارمیمردونامردهمیشه ؛ خوب است بدانیم که پشتونهاچقدرباصل شهروندی باورمندهستند؟ وتاچه حدی میتوانندبقیه رادرکنارشان تحمل کنند؟وقتی حتی درحدنماینده رانپذیرندنامزادی مادیگربخاطرریاست جمهوری چه مفهومی دارد؟واگرچنین باشدماچرادیگردرتوهم زندگی کنیم؟
هیچ تاجک وازبکی درزادگاه سلطان محمودغزنوی پیروزنگردیده ولی هیچ سوالی نزدمامطرح نیست مانپرسدیم که چندتاجک ؛ ازبیک ؛ هزاره ؛ بلوچ وهندوازجنوب پیروزشدندولی درین فکربودیم که چه کسانی بردندما انسان رانبایدمانندحیوانات برنگ ونژادش بشناسیم ؟من سگ سلطان زوی رابرتاجک وهزاره وازبکی ترجیح میدهم که جزدرفکرشکم خودنیست وبه ذلت وپستی تن میدهدشمامشارکت زنان راتحمل نمی کنیدمشارکت دیگرشهروندان راتحمل نمی کنیدمشارکت دیگراندیشان راتحمل نمی کنیدوبالاخره حضورجامعة جهانی راتحمل نمی کنیدمگرهنوزهم خبرنداریدکه درکدام عصرزندگی میکنید؟ودنیا اززمان امیران خودکامه چقدرتغیرکرده است؟ودیگرنمیتوان فتوی دادکه الحق لمن غلب روزی بودکه سیاه رادرغرب حتی اجازه نمیدادندواردبس ورستورانت شودولی امروزرئیس جمهوراست درپاکستان حتی اسلم بیک میتواندعالیترین مقام باشدودرهندمسلمان ودرعراق کردرئیس جمهورشونداگرارگ نشینان نزاکت های اجتماعی رامراعات کرده وقوم پرستی رادامن نمی زدندبدون شک امروزتعدادپشتونهادرپارلمان زیادتربودولی فراموش کرده بودندکه سلی مردم بیصداست مادرین ده سال خیلی عجائب رادیدیم وشنیدیم ولی بازهم بخاطر" وحدت ملی ومصلحت ملی" خاموش ماندیم درحالیکه شماحتی ازسایة مانفرت داریدأیابهترنیست که عوض خصومت های نژادی رقابت های انسانی رابخاطرارتقای اوضاع وظرفیت های اجتماعی درهمأهنگی باروندنظم جهانی براه اندازیم ؟دیگردرین عصرخردگرائی ومدرنیزم نمیتوان بافارمول های وحشت انگیزبدوی امارت کردروزگاریکه امپراطوری میگفت : مردم وقانون یعنی "من" دیگرگذشته است دیگروصف شمشیرهم ننگین است چراکه حتی یک تارنمامیتواندبزرگترین قدرت های نظامی جهان رافرودست سازدوبالاخره دیگرجوامع بشری عوض بازواز"منطق" استفاده میکنندوجائیکه دین ومنطق مطرح باشدنمیتوان انسان هاراهمچوگله های حیوانات باکثریت واقلیت تقسیم کردچراکه خداوندنگفته است : إن اکرمکم عندالله اکثرکم عصبة واقواکم زورا ؛ اجملکم صورتاواشدکم قساوة ؛ اخبثکم عقدة واشرسکم مکرابلکه فرموده است :
"اتقاکم" یعنی بهترین شمادرنزدمن شائسته ترین شماست واگرنفوس مطرح باشدنبایدجزهندوچین برجهان حکمراندسوال مهم تریکه مادرموضع دیگرتشریح خواهیم دادشماچگونه اکثریت ودیگران اقلیت شدند؟هنوزهم توقع داریدکه بافتخارتان کف بزنیم !!؟درمسیرتان گل پاشیم ؟ودربرابرتان گستاخی نکنیم وقتیکه استادربانی تازه رئیس دولت شده بودیک هم صنفی مجاهدمن درخلیج گفت : کسانیکه قرنهاکثافات اولادهای ماراپاک میکردندامروزدعوای رهبری دارند؟کس دیگریکه بایک برادرش ازجمعیت باحترام پدرمتصوف وروحانی خویش بورس گرفته وازناقلین هرات بودندباعصبانیت میگفت : مسعودکه است که ازکوه أمده وقدرت رامیگیرد؟وازراکتباران کابل دفاع میکردهنوزهم من درخواب بودم زمانیکه به غرب أمدم تازه فهمیدم که جنگ علیه دولت مجاهدین جنگ تنظیمی نه بلکه قومی بوده است خاطرات 15سال زندگی درغرب ازانجمن هاوتبلیغات نژادپرستانة برتریخواهان غم انگیزترین دورة حیاتم است یک چنین نگاه حقارت أمیزبدیگران باعث تراژیدی درکشورشدحالانکه قرنهاپشتون بحیث رهبرونمایندة ماهمه کاره بودوحتی خان وملک قریة ماوقتی میگفتیم چرافقط ازیک منطقه وحتی ازیک ولایت؟میگفتند: دراسلام تمیزرنگ وبوحرام است مادرک وتصورنمی کردیم که ازدین خداوندگارقدرت استفادةابزاری میکنندوفقط ماراتخدیروتحمیق ؛ حالاوقتی أن فرارسیده که ببینیم مرشدین ماخودشان چقدربدین باوردارند؟وچگونه وحدت ملی میخواهند؟وقتی شیرزوی عبدالله راهشداردادکه سقاویهارا ازأموخواهیم گذراندگفتیم اومعذوراست ولی زمانیکه لوی سارنوال وحتی رئیس جمهورمنتخب ؛ رعایای خودراباقوام تبدیل میکنندواقعاوحشتناک وغم انگیزاست وبایدبدین حیات ننگین نفرین گفت:
اگرغم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی بهم سازیم وبنیادش براندازیم
الغای نتائج انتخابات عواقب خطرناک داردودرجامعة بدوی ماقانون وعرف وسنت میشودتوقع میرودکه رهبران سیاسی ونظامی وقومی ومذهبی وشخصیت های دلسوزومردم دوست کشوردربرابرفیصلة رهبران توطئه که تعدادشان ازخارج تاداخل کم نیست تسلیم نشوندوخاموش نمانندکه ننگ تاریخ شده ومردم أنهارانخواهندبخشید
گرچه موضع رهبری هردوکمیسیون دردفاع ازدمکرسی وقانونیت وحقوق مردم خیلی صریح وامیدوارکننده است ولی تنهاصدوراعلامیه کافی نیست وانتظارمیرفت که معنوی وشریفی دریک کنفرانس مشترک بگویند: اگرقرارباشدکه مراجع دیگری درامورکمیسیونهامداخله کنندبایدعین کاردربارة هرسه انتخابات دیگرصورت گرفته وصندوق های هردودوره انتخابات ریاست جمهوری ؛ پارلمانی وشوراهای ولایتی درحضوریک هیئت بیطرف بین المللی بازشماری شوندچرافقط ازما؟ وجزیک هیئت بین المللی مابه هیچ مرجع داخلی اجازه نخواهیم دادچراکه خودطرف اندواسنادشان همه جعلی اگرچنین شودهمه چیزرومیشودومردم خبرکه خیلی کسانیکه تاکنون ازارگ گرفته تاولایات امامت کرده اندوضونداشتندوهنوزهم شیطان درنقش فرشته بازی میکندمن یقین دارم که 70% اعضای شوراهای ولایتی باردیگرهم بخاطر"وحدت ملی ومصالح ملی" انتصاب شده اند
خوش بود تامحک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
کسانیکه بانکنوت های خارجی وپاسپورت کشورهای غربی وکارتهای انتخاباتی راساخته میتوانندوبنام کرزی وقانونی سندمیسازندوبرای اسماعیل خان کیست چندتن راشاهدواسنادی راعلیه کمیسیونهاجعل کرده نمیتوانند؟تعجب است که اخبارویکی لیکس راشخص دادستان ردمیکندولی اسنادوکیست های جعلی رابحیث مدرک جرم مسئولین دستأویزمیسازد(3)اگرکمیسیون هابتوانندثابت کنندکه انگیزة سیاسی درعقب چنین تلاش های است دیگرهیچ ادعای نمیتواندمداراعتبارباشدچندی قبل قاضی درامریکایک تروریست رارهاکردبخاطریکه دراعترافات اوبه نحوی إعمال نفوذشده ولی جان مطلب این است که میگویند هرچه بگندد نمکش میزنند وای ازآن روزیکه بگندد نمک اگردادگاه خودسیاسی برخوردکندحتی شهادت بازنده هاهم سندخواهدشد.
علی ای حال دیده شودکه تاریخ به عقب برمیگرددیاتکرارمیشود؟ومردم برنده خواهندشدیاحکومت؟همه چیزبواکنش مردم ونهادهای جامعة مدنی ارتباط داردولی قدرمسلم این است که اگراین نتائج نامشروع اعلان شودنتائج دیگرکه بادستکاری حکومت اعلان میشودبطریق اولی نامشروع است واعتمادمردم رادیگرنسبت بانتخابات وفیصلة کمیسیونهاضرب صفرمیسازدوتصورنمیشودکه دیگرکسی درانتخابات شرکت نمایدچراکه وقتی مردم یقین کنندکه همه چیزازقبل تعین شده واین انتخابات فقط یک نمایشنامة دولتی است مگرخرهستندکه جان خودرانیزدرخطراندازند؟کرزی نه تنهاطالبان راتقویه کردوجامعة جهانی را ازمردم افغانستان متنفرساخت بلکه أخرین میخ رابردمکرسی میکوبدچون اومیخواهددمکرسی رانیزافغانیزه سازدطوریکه طالبان اسلام راساختندبخاطریکه اومیخواهدپارلمانی داشته باشدعین شورای عالی صلح دست چین تابوعده هایکه برهبران پاکستان داده وفاکرده بتواند(4)
مصلحت (؟)نیست که ازپرده بیرون افتدراز ورنه درمجلس رندان خبری نیست که نیست
ازنگاه دیگری من ازین تحولات هیچ تشویشی ندارم وخیلی خوش میشوم که نتائج انتخابات راکرزی باطل سازدزیراکه بأگاهی وبیداری هرچه بیشترمردم میأفزایدوخیلی زوایای تاریک هم برای جامعة جهانی وهم برای غافلان درخواب خفته وخوشباوروخرفهم افغانستان هویدامیشودچراکه تاخودباچشم سرندیده باشندهرقدربگوی باورنخواهندکردچه خوب است که حامیان غیرپشتون کرزی اورابهترشناخته ودیگرفریب دروغ وترفندش رانخورندواگرهم موضع کرزی تغیرکندچون درنظام فعلی افغانستان پارلمان یک نقش سمبولیک داردوعملافلج است هرکسی واردپارلمان شود دریک چنین پارلمانی جزچندشعار؛ دیگرهیچ کارموثری کرده نمیتواندبنابرین توقع بیش ازحدازین پارلمان خیال پلوخوریست بگذارکه نتیجه باطل اعلان شودتادرکلیت وضع تغیرکندمردم مابه هیچ چیزی دیگرغیرازانگیزه وبیداری نیازندارندوعسی أن تکرهواشیأ وهوخیرلکم وعسی أن تحبواشیأوهوشرلکم والله یعلم وانتم لاتعلمون صدق الله العظیم
حافظ ازباد خزان در چمن دهر مرنج فکرمعقول بفرماگل بی خارکجاست ؟
یاهو
------------------------------------------------------------------------------------
1- سیمینارپژوهشی استراتیژیست های پاکستان دربرلین وهمچنان پافشاری مشرف درمراحل مختلف مبنی براینکه تاجکها5% ؛ هزاره 3% وازبیکها2% هستندو---ونیزحمیدگل میگویدتاشریعت یزیدی درافغانستان نافذنشودمادست ازجهادنخواهیم برداشت بدیهی است که جزأی إس أی دیگرهیچ نیروی نمیتواندچنین شریعتی رابرمردم افغانستان نافذسازدرهبران سیاسی ؛ نظامی ومذهبی پاکستان درحالیکه بخاطردمکرتیزه سازی کشورشان تلاش میورزندهمه طرفدارخان سالاری وامارت درافغانستان هستندتبلیغات رهبران پاکستان نیزترفندی جزبخاطراستحمارپشتونهانیست مگرغدروجنایت پاکستانیهادرحق قبائل هنوزهم سوال برانگیزاست؟همین اکنون که پشتون رادربرابرپشتون مسلح میسازد؟منظورشان ازقبائل همان فدریشن است مشرف هنوزهم برهبران غرب میگویداگرشماطالبان رابرسمیت میشناختیدمشکل حل بودحالانکه سعودی وإمارات شناختندولی چرابازهم القاعده راجواب ندادند؟امروزهم کسانیکه میگوینداوبامابایدباطالبان مستقیماگفتگوکندعین سخنان حمیدگل راتکرارنموده ومیخواهنداوبامانیزاشتباه سعودی رامرتکب شودتایک باندتروریستی بحیث سازمان سیاسی مطرح شودواگرچنین شدچرانبایدبادیگرتروریستهانیزواشنگتن گفتگوکند؟مگرنفوذالقاعده کمترازطالبان است؟
2- گوبلزافغان درمصاحبة که بیش ازیکماه قبل باتارنمای افغان جرمن أن لاین کرده وهنوزهم باقیست اصل انتخابات راردکرده ومیگویدکه جزتجزیه طلبان داخلی وخارجی دیگرهیچ کسی طرفداربرگذاری انتخابات درافغانستان نبودندوبعدهم درمقالة دیگری زیرعنوان"طرزالعمل های حل منازعات انتخاباتی،مراجع ذیصلاح صدورحکم تجدیدانتخابات" بشدت به دمکرسی وانتخابات حمله کرده ودمکرسی راپروفیسورحقوق "هیولای جهانخوار"میخواندواضح است که اونیزمانندهزاران برادردیگرش بافغانستان تماس گرفته ونظریات خودراباسارنوال ؛ فاورق ؛ داودزی ودیگرطالبان دولتی شریک ساخته است وگرنه چطورتره کی دریافت که هیولای جهانخواردمکرسی درمسلخ واقعیت های کشورش جان خواهدباخت؟مقالات وتبصره های برتریخواهان درخارج باموضع گیریهای کرزی والکوهیچ تردیدی رابجانمی گذاردکه علیه نتائج انتخابات درداخل وخارج یک کمپاین وسیع سازمانیافته وتلاش دارندمردم رانیزعلیه کمیسیون هابسیج کنندچنانچه امروزدرتلفزیونهادیدیم که معترضین غزنی گفتنداین انتخابات نه "اسلامی" بودنه "انسانی" ونه "ملی" تصورمیشودکه علاوه برحلقات دولتی , افغان نازی ؛ حزب اسلامی وطالبان دست پاکستان وایران وانگریزهم درعقب پرده باشدتاجلورشدوتوسعة دمکرسی راگرفته وباهداف خودبرسنداحمدی نژادشکست انتخابات رادرافغانستان برای خودیک پیروزی میداندوپاکستان میخواهدبگویدکه ماقبلاگفته بودیم که درین شوره زاردمکرسی نخواهدرویدوجزیک نظام خشن اسلامی نمیتواندثبات راتضمین کندوانگریزهم که طرفدارطالبان است درحقیقت میتوان گفت که علیه دمکرسی درافغانستان بخاطرارضای طالبان کودتاشده وکودتاچیان درحالت تعرض اند سکوت مرگبارجامعة مدنی ؛ یونماودیگرمدعیان دمکرسی توجیه ناپذیراست
3- گرچه سخن درین باره ضیاع وقت است ولی بایدگفت که دردنیای امروزحتی کارت هویت یعنی تذکره امریکارامیسازندوملیونهازلمی أراست که وقتی درتلفزیون ها اکت های رهبران خودرامیکنندتصورمیکنیدمثلابوش خودش صحبت میکنداگردریوتوب برویدرهبران جمهوری اسلامی ایران درنمازجمعه سکیس درس میدهندومولوی فضل الرحمان درپارلمان دربارة روابط خصوصی خانم بهتوسخنرانی میکندوهزاران شعبده بازی دیگرتکنالوژی امروزدیگرازمرزهای تصورگذشته وفیلم های میسازندکه تمامی دنیارادرحالت فروپاشی وهمه راخونین ودسپاچه نشان میدهدامضاء رهبران رامیسازندومانندأنهاخط مینویسندبنابرین خمینی گفته بودتاصداشناسان صدای مراتشخیص ندهندوخط شناسان خط مراهیچ چیزی رابه من نسبت ندهیدکاشکه دروطن بودم تاخطراتی رابالکوبیان میکردم که افغانهای درپاکستان قوماندانهارادوپه میکردندکه ازافسران أی إس أی بشماسلاح میکشیم وجوانهاراکه برای شما ازوزارت تحصیلات پاکستان بورسیه میگیریم ومهاجرین راکه شناخت پاس یاویزه کاردرخلیج یاویزه غرب را؛ درنقش های بازی میکردندکه هیچ باورهم نمی کردیدکه دروغ میگویندیکی ازاینهادوازه هزارکلدارمراخوردکه برایت بورس میگیرم ویزة تحصیلی هم گرفت ومکتوب وزارت راهم دادولی زمانیکه دیگرپول رفته بودفهمیدم ؛ اگرازملامنصورهابگذریم همین چندی قبل درکاناداداکتری رادستگیرکردندکه اسنادش جعلی بوده است خلاصه درموقعیت وشرایطی که مسئولین کمیسیونهاقراردارندخوب میدانستندکه چقدرحلقات دولتی وحزبی وسیاسی درتعقیب هریک است حتی استخبارات خارجی ونبیل دستأموزفاروق وردک ومهم ترازهم میگویند:
دروغژن دروغ وائی اوعاقل قیاس کوی سندبخاطرچه ؟ متعاقدین سندمینویسندبخاطریکه اگرطرفی منکرشدازطریق محکمه حق خودرابگیردأیامسئولین کمیسیون عقل نداشتندکه چنین سندی درمحکمه باعث رسوائی خودشان میشود؟ گذشته ازین کارهای غیرقانونی , نقدودست بدست است وقتی نامزادی وکیل شدمگراودیگربه کسی ولوهزارسوگندخورده باشدوهزارویک سندهم داده باشدپول خواهدپرداخت؟پس سندبخاطرچه؟تصورمیکنم الکویاشخص خیلی ساده وخوشباوراست یامیخواهدازسنگ روغن بکشداگرادعاشودکه نامزادی پول راقرض گرفته ورشوت داده این فرضیه نیزنمیتواندسندی باثبات جرم کارمندان کمیسیون شودمگراینکه عکس هردودرحالت تقدیم پول گرفته شده باشدواگرفقط صداثبت شده باشدسندشده نمیتواندمگراینکه هردوبدون اکراه اعتراف کنندکه صدای خودشان است وحتی اعتراف یکطرف نمیتواندسندشودبخاطریکه امکان داردعلیة طرف دیگرتوطئه باشدسال گذشته کسی بادخترش چرخبال خودرابروی خانة زن خویش درامریکاسقوط دادکه اورابکشداتفاقاهردومردندوزن درخانه نبوده وهفتة پیش سه مرد واردیک خانه درکاناداشده وزن جوان رابسته میکنندشوهرش رامجروح ومادرزن رامیکشندتحقیقات نشان دادکه درقتل مادرش زن دخیل بوده چنین شواهدی درتاریخ که انسانهای بانگیزه هاواشکال مختلف ازدیگران انتقام گرفته اندکمترنیست بنابرین سارنوال ونظری اگرنتوانندادعای خودراثابت نمایندخودبحیث مفتری محاکمه شده وجبران خساره نمایندپس بررهبری هردوکمیسیون است که بخاطراعادة حیثیت خود؛ موضوع راجدی گرفته وازمراجع بین المللی بخواهندکه مستقیمادرین خصوص تحقیق کنندتوسط خودافغانهاشایدمشکل حل شودولی حقیقت روشن نخواهدشد .
4- ازأنجائیکه تلاش کرزی ؛ اعضای حزب اسلامی وطرفداران طالبان دردولت بخاطرتغیرنتائج انتخابات وسیطره برپارلمان جهت تسهیل شرایط وپیش زمینه های معامله وسازش بامخالفین مسلح وپاکستان است من ناگزیرشدم ازرابطة پارلمان باشورای عالی صلح ومواضع پاکستان درقبال مسائل کشوریادکنم شوربختانه امروزواقعیت های افغانستان طوریست که نمیتوان هیچ کدام رامجرا ازدیگری بررسی کردکرزی حتی روزیکه ناظرین خارجی راکشیدهدف اوایجادکمیسیون های کاملاشخصی بودتاهرچه خواسته باشدبکندوبعدهم درنمایشنامة دیگری شورای عالی صلح راساخت ومیخواست پارلمان نیزچنین نهادی باشدتاروندمعاملات اوراباپاکستان وتقسیم قدرت بامخالفین رامشروعیت بخشدحالاکه نقشه هایش درأب افتاده خیلی خشمگین است ومیخواهدستره محکمه وکمیسیون تفسیرقانون اساسی کرامات خودرانشان دهندزیرامیدانداکثرکسانیکه واردپارلمان جدیدمیشوندباروندمعامله وامتیازدهی بدشمن مخالف اندوطرفدارخلع سلاح مخالفین وحتی برکرزی فشارخواهندأوردتا اعضای گروه های راکه درجنگ بادولت اندازارگ اخراج نمایدتاصفوف دوست ودشمن مشخص باشدچون روابط دولت راباجامعة جهانی چنین مهره های برهم زده وحکومت را ازداخل فلج کرده اندمن هیچ فهمیده نمیتوانم که گلبدین دیگربخاطرچه هنوزهم سلاح برداشته است اوبیشترین وکلیدی ترین پستهارادرکابل ودیگرولایات داردوحتی برکرزی لگام زده وبسوی پاکستان وایران همچوگادی میکشاندش وتاحزب نخواسته باشدکرزی حتی باکسی ملاقات کرده نمیتواندوطالبان نیزچنین نفوذی دردولتی دارندکه علیه أن درجنگ هستندواضح است که پارلمان أینده این معمارارازیرسوال برده وکسانیکه رسما ازاحزاب مخالف استعفی نداده واعمال رهبران خودراتقبیح نکننداستیضاح شوندکسانیکه ازیک کشوربیگانه سلاح گرفته وعلیه دولت درجنگ است وزیرمیشوندولی کسانیکه بخاطراصلاح وضع ودفاع ازحقوق مردم انتقادمیکنندنبایدواردپارلمان شوند؟اگربرخی هادورة ننگین کرزی رابادورة نادرخان مقائسه میکنندولی من کرزی رانژادپرست نرین رهبرافغانستان میدانم که درین دوره چه دروغ هاکه نشنیدیم ؛ چه فریب هاکه نخوردیم؟وچه ذلت هاکه نکشیدیم؟
ح - خ - اخگر
23أذر1389
فراتر
طرح محاکمه روستار ترکی انجمن افغان های اتریش
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢٢

فراخوان به محکمه کشاندن حامی طا لبان و فاشیست قومی روستار تره کی
انجمن افغان های مقیم اتریش طرح به محکمه کشاندن فاشیست قبیله روستار تره کی را شروع نموده است و به این منظور از تمام انسانهای با وجدان و طرفدار دیموکراسی که از جانب تروریستان طالب و القاعده و حامیان فکری و تیوریسن های شان متضرر گردیده اند دعوت میکند تا به پروسه احتجاجی ما بپیوندند. طالبان به حیث یگ گروه تروریستی و بدوی نمادی از سنگدلی، بیرحمی، قومگرای، انسان کشی و مزدورمنشی است که هیچگاه جنایت آنها را مردم افغانستان و جهان فراموش نخواهند کرد.طالبان در دوره زمامداری شان افغانستان را به یک زندان بزرگی مبدل ساخته بودند و برای شکنجه بیشتر مردم افغانستان همه ارزش انسانی و اخلااقی را لگد مال کردند.قتل،بیرحمی، نخبه کشی،بیگاری وبیکاری، دامن زدن به مسائل قومی، آتش زدن مزارع و خانه های مردم،اسیر ومحروم کردن زنان،بستن دروازها دانش بروی شیفتگان علم ومعرفت، اخذ پول بنام تشکیل از مردم فقیر، تخریب ارزش ها و دستاوردهای فرهنگی وایجاد نظام اندیوالی از جمله مهمترین کارنامه های داخلی طالبان بوده است.طالبان مسلح مستقیماً با نظام کنونی افغانستان در ستیز است و از امتیازها دولت مستفید نمی شوند اما طالبان نکتایی دار با اخذ امتیازها و معاشات فراوان فساد اداری را در افغانستان قوت می بخشند تا این نظام بدنام شود.
از سوی دیگرطالبان نکتایی دار برای طالبان مسلح رویه می بخشند وسعی دارند تا نبرد آنان را نزد افکار عمومی مشروعیت بخشند وافراد را از سراسر کشور ترغیب بسازند تا به صف طالبان بپیوندند.
این طالبان همواره اختلافات قومی را دامن میزنند تا بی اتفاقی که مرض بزرگ جامعه افغانستان است افزایش یابد و در نهایت مردم روبروی هم قرار بگیرند وطالبان با استفاده از این آب گل الود به زمامداری دوباره نزدیکتر گردند.
طالبان نکتایی دارهمواره برای بقای طالبان مسلح تلاش میکنند و می هراسند از اینکه دولت افغانستان و جامعه جهانی اقدام جدی مبنی بر از بین بردن فتنه طالبان روی دست گیرند.
طالبان نکتای پوش اگاهانه تفکر طالبانی را دنبال میکنند، اما طالبان مسلح اغلب بطور نا اگاهانه دست به اقدام میزنند و پاکستان و برخی از کشورهای عربی در تطمیع آنان نقش زیادی دارند.
به این منظور طومار و شکایتنامه از روستار تره کی تهیه گردیده است که بعد از امضا به دادگاه های اتحادیه اروپا و کشور فرانسه فرستاده خواهد شد.از همه هموطنان با وجدان خواهش می شود تا برای معلومات بیشتر به آدرس ذیل به تماس شوند.
کانون فرهنگی ,هم پیوندی وهمبستگی
phone: 069912067754
email:office@ekis-eu.com
address: Pastorstrasse 39-34/51/4
A-1210 Wien
خط دیورند و هیاهوی اوغانی اوغان ملت
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٢۱
پشتونستان سرچپه؛ اکثریت گریزان، اقلیت آویزان
پشتونستان سرچپه؛ اکثریت گریزان، اقلیت آویزان
چندی پیش در تلویزون آریانای مسکینیار شاهد برنامۀ بودم که در آن گوینده ورقپارۀ را که "قرار داد ننگین دیورند" میخواند، قیچی قیچی نموده بعدأ آنرا بالای میز خود به آتش کشید. سپس رویش را سوی دوتن نکتایی دار و یک لنگوته والا نموده و بفارسی به ایشان و تمام "افغان های لر و بر" (یعنی افغانستان و پاکستان) فسخ معاهدۀ دیورند را تبریکی داده و بعدأ هر چهارتن به بغلکشی و تبریکی دادن به یکدیگر شروع نمودند.
جالب اینکه درین "مراسم تاریخی" کسی از برادران آنطرف خط دیورند حضور نداشت تا ببیند که برادران افغانی شان چگونه مشکل ۱۲۰ سالۀ شانرا در ظرف چند دقیقه یکطرفه کردند - آنهم در امریکا.
با دیدن این نمایش مضحک حکایت آن غریبۀ که در قریه راهش نمیداند ولی آن بیخبر میگفت "جایم را در خانۀ ملک بیاندازید" به خاطرها زنده میشد. ما را پاکستانیها - با تیشه خود ما - در جوار ارگ ریاست جمهوری آرام نمیگزاند، این دوستان آرتیست ما نقشۀ جدیدی بنام "لوی افغانستان" نیز ترسیم کرده و حتی بزرگترن ایالت پاکستان یعنی بلوچستان را نیز به آن ملحق کرده بودند.
نمایش پشتونستان و نقش هند

بیش از نیم قرن است که کشور هند و شوروی سابق با تحریک رهبران بیخرد افغانستان با براه اندازی همچو خیمه شب بازیها خواب را بر دو ملت مسلمان افغانستان و پاکستان حرام کرده اند. این بازی های کودکانه افغانی یا "عشق یکطرفه" تا سرحدی غیر واقعبینانه وغیر مسئولانه بودند که حتی در زمان جنرال ایوب خان، رئیس جمهور قدرتمند و پشتونتبار پاکستان، نیز ادامه داشتند. برای مقابله با چنین تحریکات، پاکستانی ها هم مجبور شدند که با استفاده از گروه های اسلامی برای خودشان سپر دفاعی تهیه کنند. دقیقأ در عصر همین جنرال ایوب بود که شورش ملا ها علیه رفع حجاب سردار سرتنبه یعنی داود خان در قندهار آغاز شد و این سلسله هچنان بشدت ادامه دارد - بدون اینکه رهبران ما از تاریخ پند گرفته و بجنگ زرگری هند و پاکستان در سرزمین ما نقطۀ پایان بگزارند.
هندوستان که سه جنگ خونینی را با پاکستان روی مسالۀ کشمیر پشت سر گذاشته است، همین اکنون سه قنسولگری در امتداد سرحدات پاکستان یعنی در قندهار، جلال آباد و خوست دارد که طبعأ به حلوا بخشی مصروف نیستند. به گزارش ویکیلیکس، رهبر خردمند ما یعنی آقای کرزی در تکذیب نقش هند در بی ثباتی پاکستان گفته است که "ما خود جدایی طلبان بلوچ را کمک میکنیم، نه هندوستان". ویکیلیکس از زبان مقامات امنیتی عمارات متحده عربی نیز نقل میکند که هند در تمویل طالبان پاکستانی و جدایی خواهان نقش دارد.
آقای شیام سرن، تحلیلگر و ستراتیژیست سیاسی که تا این اواخر معین ارشد وزارت خارجۀ هند بود، طی مقالۀ در سایت انستیوت بین المللی مطالعات ستراتیزیک بریتانیا مینویسد که وضعیت اقتصادی و سیاسی در کشور چند قومی پاکستان روز بروز بدتر شده میرود و اینکشور احتمال دارد که در بدل برسمیت شناختن خط دیورند دست از سر افغانستان بردارد. درین مقاله که در ماه سپتمبر سال جاری زیر عنوان "چرا از افغانستان برون نرویم" به نشر رسیده است، این دیپلومات "پشتون دوست!!" برای زمامداران کشورش توصیه میکند که از ناسیونالیزم پشتونی و داعیۀ پشتونستان بحیث هرم فشار علیه پاکستان باید حمایت قویتر صورت گیرد.
نقش پشتونهای پاکستان دوست
در حالیکه چند تن از بیخبران ما با زور کم لاف الحاق پشتونستان و حتی بلوچستان را میزنند بیآیید ببینیم که در آنطرف خط چه خبر است.
گذشته از روسای جمهور پشتونتبار پاکستان نظیر جنرال ایوب، غلام اسحاق خان و فاروق لغاری (نیمه پشتون)، اکثر پشتونهایی نخبۀ پاکستانی همانند رئیس سابق فوج جنرال وحید کاکر، روسای استخبارات هر یک اخترعبدالرحمن، اسد درانی و حمیدگل و نخبگان سیاسی پشتون از قبیل نصیراله بابر، مولانا فضل الرحمن، سمیع الحق، قاضی حسین احمد و سایرین چنان در خط مقدس دفاع پاکستان قرار داشته و دارند که سی سال است که آب را در گلوی مردم افغانستان خشک کرده اند.
پشتونهای پاکستان، که نفوس شان حداقل دوچند پشتونهای افغانستان است، نه تنها حکومت ایالتی خودشانرا را دارند بلکه سهم غیر متناسبی در حکومت فدرال بخصوص در آی اس آی نیز دارند. حکومت ایالتی صوبه سرحد (یا پختونخواه امروزی) هم اکنون توسط حزب عوامی ملی یا حزب خانوادۀ غفار خان اداره میشود.
با اینهمه، آیا میشود تصور کرد که "پشتونهای اکثریت" و مرفه پاکستانی با سلاح اتمی شان تسلیم خواست یک اقلیت بی سروپا و شدیدأ عقبمانده به قبرستانی بنام افغانستان بپیوندند؟
نقش پشتونهای ناسیونالست و دوپه
گزشته از نخبگان بالا، حتی پشتونهای ناسیونالیست پاکستاِنی که عمر شانرا در دوپه کردن زمامدران نا اهل ما سپری کرده اند هیچگاهی هم حرفی از یکجا شدن با برادران عقبماندۀ اینطرفی شان به زبان نیاورده اند. در عوض از افغانستان فقیر گاهی بحیث گاو شیری و گاهی هم بعنوان کاندوم سیاسی استفاده میکرده اند.
اعظم سیستانی که خود از پشتونهای ناسیونالیست افغان است طی مقالۀ زیر عنوان "خان عبدالغفار خان وناسیونالیسم پشتون" به غیر عملی بودن الحاق پشتونستان چنین اعتراف میکند:
"ناسیونالیست های پشتون در هنگام اقتدار پرویز مشرف طرح بازسازی دولت فدرال پاکستان را پیش کشیدند که هدف اساسی آنرا متحد ساختن تمام پشتونهای قبایل سرحدی، ایالت صوبه سرحد و بلوچستان شمالی در ایالت جدیدی بنام "پشتونخواه" تشکیل میدهد... بعد ازینکه این ایالت در ساختار جدید پاکستان ساخته شود، حزب ملی عوامی (حزب خاندان غفار خان) از شناسایی خط دیورند بحیث سرحد بین المللی میان افغانستان و پاکستان حمایت خواهد نمود و دولت افغانستان را نیز تشویق خواهد نمود که در همین راستا حرکت کند!!!"
خب، حالا بیآیید ببینیم که خود این حزب چه میگوید. مانیفست حزب عوامی ملی خاندان غفار خان در حالیکه حتی یک کلمه هم از "افغان" بودن شان ذکری نکرده است، در بخش سیاست خارجی این حزب چنین مینگارد:
"بخاطر مشترکات فرهنگی، دینی، زبانی و تاریخی بین مردم پختونخواه و مردم افغانستان، تلاشهای لازم برای تقویه همکاریها در عرصه های اقتصادی، تجارتی، تعلیمی و فرهنگی با اینکشور صورت گرفته و روابط دوجانبه جدأ به اساس تساوی حقوق و عدم مداخله در امور یکدیگر استوار میباشد."
با این پیام واضح و هم با اعتراف آغای سیستانی، این ناسیونالیست ها هم نزدیک است که به برادران "هفته فام" اینطرفی شان بگویند که "به لحاظ خدا دست از سر ما بردارید".
احتمال ایجاد پشتونستان سرچپه
حال، پیش ازینکه این برادران دوپه بینی مانرا ببرند، چقدر عاقلانه خواهد بود که بکمک جامعۀ بین المللی به این غایلۀ صدوبیست ساله به شکل آبرومندانه پایان داده شود. زیرا چیزی بنام پشتونستان حتی در خواب هم بدست آمدنی نیست و در عوض ادامۀ این وضیعت ممکن است که به تجزیۀ خود افغانستان منتج شده و باعث ایجاد "پشتونستان سرچپه" گردد. درین حالت ممکن است که حتی برادران غفارخانی شان نیز شایستگی الحاق این برادران پسمانده و سرتنبۀ شانرا به پاکستان نبینند و از شر ایشان خود را دور بگیرند.
پشتونستان طلبان سرتنبه مثل روستار تره کی و اسماعیل یون که از یکسو از دخالت پاکستان مینالند و از سوی دیگر از سگهای زنجیری آن به عنوان "مقاومت ملی" یاد میکنند نمیدانند که چگونه خود در نمایش پاکستانی "یک چشم گریه و یک چشم خنده" گیر افتاده اند. چوب پاکستان صدا ندارد!! "جنگ تو صلح و صلح تو جنگ است .... من به قـــربانت این چه نیرنگ است"
اگر چه در پهلوی غربیها و سازمان ملل، عدۀ روز افزونی از پشتونهای چیزفهم مثل علی احمد جلالی، اشرف غنی احمدزی، خلیلزاد وغیره با آگاهی از وخامت اوضاع، اشاراتی به برسمیت شناختن خط دیورند داشته اند، اما این نخبگان از ترس برچسپ زنی چند مالیخولیایی که خود را قهرمان حقوق پشتونها جا زده اند، جرأت بلند نمودن صدای واقعیتگرایی را هنوز نداشته اند. الحق که هر قدر دیرتر بجنبند کلاوۀ افغانستان در بازی هند و پاکستان پیچیده تر خواهد شد.
از سایت کابل پرس
کفتګو با راهیان مولوی باعث
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۱٤
یاد داشت مدیریت ویبلاګ:
عزیزان و هم دیاران که طی چند سال بیننده و خواننده ویبلاګ خود تان (درواز) بوده و با همه کمی ها و کاستی ها برای خواندن ودیدن این وبیلاګ را ګزیده اید ،به این خانه محقر سر زده و ګاه ګاهی برای مان پیام ګذاشته اید؛ ازشما جهان سپاس امید واریم به این کار نیک و پر ارزش تان ادامه داده وباعث دوام کار و فعالیت این تارګاه شوید. بلی هم دیاران عزیز، ما کوتاهی داریم این کوتاهی از همه ی ماست باید همه بایک زبان ویک دل طی این سال ها این جا می نوشیم وبرای بارور شدن و ګونا ګون شدن مضامین سهم می ګرفتیم ،که نشد . حالا هم سر وقت است فارسی زبانان می ګویند :دیر آی ودرست ؛ما برای شما عزیزان لینک ذیل را که از دوستان در دست رس ما قرار ګیرفته . خواستیم شما هم این ګفتګو جالب و بسیار با کیفت و پر اهمیت را بی بینید . این جا ګذاشتیم ،خواهش ما این است تا این لینک را بی بنید و از محتویات پر بار آن بهره ببرید .
سرفرازی وبلند دستی شمارا در امورات زندګی خواهانیم با احترام مدیریت ویبلاګ درواز
http://www.youtube.com/user/AbidMadani#g/c/72731D18A5485CFF
کمیسون ها در برابری دولت
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۱٤
«تقابل دولت با کمیسیون های مستقل و بررسی انتخابات»
"قاریزاده" بوجود آمدن تقابل بین لوی سارنوالی و کمسیون های مستقل انتخابات و بررسی شکایات انتخاباتی- اوضاع نتایج انتخاباتی پارلمانی 27 سنبله را متشنج ساخته است.
لوی سارنوالی به خود حق داده است؛ تا در مورد آرای باطل شده بالاتر از یک ملیون که از جانب کمیسیون مستقل انتخابات و بررسی شکایات انتخاباتی صورت گرفته است طالب معلومات و جوابدهی آنها گردد در حالیکه کمیسیون های متذکره این عمل لوی سارنوالی را غیر قانونی و مداخله در امور انتخابات خوانده و اذعان میدارند؛ که هیچ نهاد حق تداخل در امور مربوط به انتخابات را ندارد.
احمدضیاء رفعت عضو و سخنگوی کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی ضمن اینکه تأکید می ورزد که هیچ نهادی حق مداخله در امور انتخابات را ندارد، می گوید، که کمیسیون آماده نیست به هیچ ارگانی باج بپردازد، مداخله لوی سارنوالی در امور انتخابات را آقای رفعت باج گرفتن میداند عواقب وخیمی که از این مداخله بروز خواهد کرد به گفته رفعت متوجه نهاد مداخله گر خواهد بود که اشاره آن به سوی دادستانی کل است، که معاون داستانی به کرات به رسانه ها ظاهر شده و در مورد توجیهات گویا قانونی میدارد.
برای کمیسیون 48 ساعت ضرب الاجل صادر نموده بود، تا موضوع ابطال یک ملیون رأی و اتهام کارمندان کمیسیون را به جانب آنها گزارش دهد، اما با سپری شدن مدت برای 12 ساعت دیگر آنرا تمدید نمود و دلیل را نبود فضل احمد معنوی در وظیفه عنوان کرد که بنابر مشکلات فامیلی (فوت یکی از اقارب) معنوی به پیش کشید، که بعداً تصمیم خواهند گرفت، اما تا کنون هر دو کمیسیون بر مواضع خود پافشاری می دارند.
بهزاد یکی از نامزدان می گوید دادستانی وادار شده تا بر امور انتخاباتی وارد گردد.
در این هفته در سایت انترنتی خبررسانی افغانستان و خاوران خبری پخش و نشر گردید که جابجای وکلای برنده و بازنده را نشاندهی می کند، که جانب دولت به ویژه رئیس دولت دستور این جابجای را به جانب کمیسیون صادر کرده و بر عمل نمودن آن مصر است و پافشاری می نماید که در مقابل با مقاومت کمیسیون مستقل و بررسی شکایات (انتخابات) مواجه شده است.
سایت های خبری انترنتی منابع خود را از داخل کمیسیون انتخابات ذکر می کنند، که به لحاظ امنیتی اسمای آنها گرفته نشده است.
جانب دولت از ورود چند تن از چهره شاخص سیاسی که مخالف سیاسی دولت می باشند در پارلمان در هراس است و بنابر باور منابع اپوزسیون و ناظرین اوضاع این طرز تفکر دولت به صورت شاخص رهکارهای تمامیت خواهی و قبیله سالاری است که بر اعمال آن دولت از خود نشان داده است و در تلاش است؛ تا به هر نحوی ممکن و غیر ممکن این طرز تفکر را جامعه عمل پوشانیده در رهکارهای از قبل سنجیده شده تداوم رهبردی بخشند.
اینکه این یک عمل غیر مدنی، ضد دموکراسی و حتی ضد دینی است برای آنها مهم صرف برآورده شدن ایده شان است (تمامیت خواهی، تک محوری و قبیله سالاری در چارچوکات دیکتاتوری) و تجربه نشان داده است، که در برآورده شدن این طرز فکر از هیچگونه ترفندی دریغ نمی ورزند.
با پرروی عنوان میدارند، که در این انتخابات توازن و تناسب قومی در نظر گرفته نشده است. و مثال ولایت غزنی را می آورند که از یک قوم هیچ نماینده ی انتخاب نشده است.
معنی این حرف چی می تواند باشد جز ارجح جلوه دادن خود در «بعد تناسب نفوس» مردم رأی داده اند و نماینده خود را انتخاب کرده اند و تناسب قومی در انتخابات چه توجیه می تواند داشته باشد.
در این جای شکی نیست، که در روز انتخابات جعل کاری تقلب و تخلف صورت گرفت آنهم از سوی زورمندان و صاحبان قدرت و نفوذ «پولی و مافیای» که بدون شک در حول و حوش حاکمیت کنونی تبارز یافته اند و به نحوی از انحا حمایت طبقات حاکم را با خود داشته اند، اما خوشبختانه با وجود این همه دست اندازی، آنچه که مراد و مرام شان بوده است برآورده نگردید و یا لا اقل کمیسیون انتخابات جهت جبران کم کاری های روز انتخابات می خواهد جبران خساره بپردازد و آن تفکیک رأی واقعی شهروندان از آرای جعل و باطل است، به گفته معنوی رئیس این کمیسیون آنها در تلاش اند؛ تا یک رأی ضایع نشده و یک رأی تقلبی کاربرد داشته باشد.
تا جایی که دیده شده همین اکنون کمیسیون در تلاش تحقق این مأمول است، بناءً یک تعداد از نامزدانی که رأی مردم را با خود ندارند آرای و جعل و تقلبی شان هم از روند خارج گردیده است،بناءً با محکوم سازی کمیسیون انتخابات و کمیسیون بررسی شکایات انتخاباتی تلاش می ورزند تا انتخابات 27 سنبله را زیر سوال برده و باطل بخوانند، لذا خواهان اانتخابات مجدد اند، تا با ترفند دیگر از قبل سنجیده شده مجلس نمایندگان را بر وفق مراد طبقه حاکم پرساخته تا بدون دردسر به کارهای تمامیت خواهی خود در مهندسی قبیله سالاری مانند قبل تداوم زندگی باداری نمایند و دیگران باید «رعیت» باشند. «رعایایی» حرف شنوی بلی گو و مطیع هر امری.
اما، خوشبختانه تا جایی که به مشاهده می رسد با وجود تهدیدها و ارعاب کمیسیون های انتخابات و بررسی آن از خود مقاومت نشان داده و بر عملی نمودن وعده های خود پافشاری می نماید.
شرایط و زمان برای سرنوشت کشور ما در حالت نهایت حساس قرار گرفته است و مبارزه جدی بین دموکراسی و دیکتاتوری قومی در جریان است، دیده شود که پیروزی از آن کی خواهد بود؟
اگر احیاناً ترفندهای «دیکتاتوران قوم سالار» که به نزد اهل ایمان از سطیره باور دینی خارج است به پیروزی برسند و مجلس نمایندگان را از فرزندان اصیل این سرزمین خالی سازند، عواقب خطرناکی را در قبال خواهد داشت که مهارسازی آن نه در توان دولت خواهد بود و نه هم قوای بین المللی زیرا مردم افغانستان دیگر توان آنرا دارند که نگذارند چند مفت خوار حاکم بر سرنوشت شان گردند و از خون آنها تغذیه نماید اکنون به خوبی می دانند که چگونه حق خود را بدست بیاورند.
پیام مجاهد
روایت های از تاریخ یک قهرمان(آمیر مسعود)
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۱٢
احمد شاه مسعود، به روایت همسرش

"احمد شاه مسعود، روایتِ صدیقه مسعود" عنوان کتابی است که به تازگی در ایران توسط افسر افشاری به فارسی ترجمه و توسط یک ناشر ایرانی روانه بازار شده است.
این اثر توسط "ماری فرانسواز کولومبانی" روزنامه نگار مجله "ال" و "شکیبا هاشمی" رئیس سازمان غیر دولتی افغانستان آزاد، گرد آوری شده است و در سال ۲۰۰۵ میلادی در اروپا به زبان انگلیسی به چاپ رسیده است. و موفق به دریافت جایزه "وریته" سال ۲۰۰۵ هیات داوران شده است.
این کتاب گفته های پری گل، همسر احمد شاه مسعود است که وقتی با مسعود ازدواج کرد طبق سنت خانوادگی نام صدیقه را برای او انتخاب کردند. اگر چه مسعود همیشه او را پری صدا می زده است.
مقدمه ای از گردآورندگان کتاب و یاداشتی از احمد ولی مسعود برادر فرمانده احمد شاه مسعود در ابتدایی کتاب آمده است و در صفحات آخر کتاب چند عکس از احمد شاه مسعود و فرزندانش در کتاب دیده می شود.
البته هیچ عکسی از همسر مسعود دیده نمی شود و همانگونه که گردآورندگان کتاب در مقمه گفته اند " شما هیچ وقت عکسی از او نخواهید دید علت این امر را با خواندن کتاب خواهید فهمید.
آنگونه که درمقدمه آمده است، گرد آورندگان این کتاب در دیدار با مسعود اجازه می گیرند تا با همسرش دیداری داشته باشند. و اولین گفت وگو با همسرش در زمان حیات مسعود انجام می شود و سه هفته بعد مسعود گشته می شود و ملاقات های دیگر با خانم مسعود بعد از مرگ مسعود صورت می گیرد.
"هنگامی که صدیقه مسعود را دوباره می بینیم، توصیف لبخند فرمانده مسعود زمانی که نزد او از خانمش تعریف کردیم، زیباترین هدیه ما به این زن سی و چهار ساله است که مرگ همسرش او را درهم شکسته است... در جریان این ملاقات، او پذیرفت کتابی در باره شوهرش بنویسد. این حقیقت که فرمانده از او خواسته بود تا با ما ملاقات کند و عقایدش را در مجله "ال" بیان کند هیچ وقت سابقه نداشت. به ما این اجازه را داد که به حریم خصوصی او وارد شویم."
و این گونه به تدریج، با صدیقه مسعود دوست می شوند و چندین بار در ایران جایی که همسر مسعود با فرزندانش بعد از مرگ مسعود در آنجا به سر می برد و چند بار هم در پنجشیر ساعات های طولانی صحبت های او را ضبط می کنند.
صدیقه مسعود در دره پنجشیر به دنیا آمده است و آنگونه که در این کتاب بیان شده است، از کودکی با جنگ بزرگ شده. او ۱۷ سال بیشتر نداشته است که کاملاُ محرمانه با فرمانده مسعود ۳۴ ساله ازدواج کرده است.
تصویری که همه از احمد شاه مسعود دارند، مبارزی است که بیشتر عمر خود را جنگ کرده است و همیشه اسلحه بر دوش بوده است. ولی دراین کتاب همسرش ناگفته های زیادی از زندگی شخصی، روحیات و خلوت مسعود می گوید.
این کتاب در ۱۵ فصل جداگانه گرد آوری شده است که بخشهای اولیه کتاب سرگذشت همسر مسعود قبل از ازدواج با او است و بخش های بعدی به دوران زندگی مشترگ آن دو مربوط می شود.
زندگی زیر درختان زردآلو
در فصل اول کتاب پری گل از محل تولد خود می گوید:"من در بازارک، دهکده ای کوچک در کنار رودخانه پنجشیر، در چند صد متری جنگلک، دهکده شوهرم و در صد کیلومتری شمال کابل به دنیا آمدم. اگر آرامش بخش ترین مناظر دنیا را تصور کنید، آن وقت جایی را که من در آن بزرگ شده ام، در نظرتان آمده است. خانه های کاه گلی که زیر درختان زرد آلو پراکنده بودند."
آنگونه که پری گل، روایت می کند وقتی او ۵ ساله بوده است، مسعود دانشجوی موسسه پل تخنیک کابل بوده است که به همراه دوستانش بر علیه دولت دست به شورش زدند و سپس مخفی شدند و پدر پری از همان زمان در کنار مسعود بوده است.
زمانی که کودتایی ۷ ثور به وقوع می پیوندد، پری هشت سال بیشتر نداشته است. که این حادثه زندگی او را دگرگون می کند.
پری ۱۳ ساله بوده که خواستگاران بی شماری داشته ولی خانواده او بی آنکه حتی یک کلمه با او صحبت کرده باشند همه را رد می کردند چون بر این باور بودند که هنوز ازدواج برای او زود است.
چگونه مسعود پری گل را می شناسد؟
پری گل در این کتاب، تعریف می کند که مسعود چگونه به او دست یافته است و به شرح خاطراتی می پردازد که خود مسعود بعد از ازدواج برای او تعریف کرده است: "یک روز بعد از ظهر جوانان مجاهدین به گمان این که او (مسعود) خوابیده است با هم صحبت می کردند. یکی از آنها گفته بود: " می دانی خواجه تاج الدین (پدر زن مسعود) دختر زیبایی دارد؟"
دیگری گفته بود: "تو از کجا می دانی"
"من او را دیده ام"
"خوب به خواستگاریش برو! وگرنه قبل از تو خودم این کار را می کنم!"
پدرم مردی خود رای و کمی خونسرد بود. در نتیجه هیچ کدام از این دو جوان جرات اقدام چنین کاری را نداشتند.
به این ترتیب مسعود از وجود من با خبر شد و خیلی هم طولش نداد."
با اینکه مسعود و همسرش قبل از ازدواج هم در یک خانه سکونت داشتند ولی تا آن زمان هنوز چشم مسعود به پری نیفتاده بود ولی وقتی از وجود پری با خبر شده بود " چند بار هنگام رفتن به اتاقش بدون اینکه در بزند وارد خانه شد. بایستی مرا زیبا دیده باشد زیرا یک شب عزمش را جزم کرد و پدر و مادرم را نزد خود خواند و بدون هیچ مقدمه ای خواسته اش را بیان کرد."
اما جواب پدر پری برای مسعود این بود که: " این غیر ممکن است! او خیلی جوان است! شما به زن پخته تری نیاز خواهید داشت تا در زندگی همدوش شما باشد."
اما "امر صاحب پاسخ داده بود که ابدا، بهترین راه کمک به من این است که همسرم نوع زندگی مرا بپذیرد."
بعد از بحث های فروانی که در این باب صورت گرفته که به تفصیل در کتاب آمده است، مسعود با موافقت پدر و مادر پری با او حضوری صحبت می کند:"در حالی که سر تا پا لباس سبز رنگی بر تن داشتم و به مادرم چسپیده بودم، لرزان وارد اتاقش شدم. آنقدر خجالت می کشیدم که با صدای بسیار آهسته به او سلام کردم. او با مهربانی گفت که چقدر از ازدواج با من خوشحال است."
مسعود بعد از اینکه جواب مثبت را از پری می گیرد از او می خواهد که این ازدواج به خاطر مسائل امنیتی محرمانه برگزار شود.
دوست دارم کسی ترا نبیند
نکته مهم دیگری را که مسعود به همسرش می گوید این است که: "دوست دارم که همسرم را هیچ مرد غریبه ای نبیند و تنها کسی باشم که صورت او را نظاره می کنم. بعدا دوباره در باره اش صحبت خواهیم کرد. من آن قدر از ازدواج با تو به خود می بالم که تو را فقط برای خودم می خواهم. قبول می کنی؟"
در بخش های دیگری از کتاب هم، همسر مسعود به این موضوع اشاره می کند که مسعود مایل نبوده است که با مردان فامیل او روبرو شوم : "برای اولین بار بعد از ازدواجم خواهران شوهرم را ملاقات می کردم و به آنها فرزندانم را نشان می دادم. بی بی شیرین تنها در تراس انتظارم را می کشید. با مهربانی همدیگر را بغل کردیم و بعد از اینکه مدتی با هم دیگر صحبت کردیم، متعجب پرسید: " چرا زودتر برای دیدنم نیامدی؟" وقتی شنید مسعود دوست ندارد پسر خواهرش همسرش را ببیند، بسیار متعجب شد. این در خانواده آنها اصلا مرسوم نبود."
همسر مسعود در ادامه می گوید "بعدها نوشتند که مسعود زنش را منزوی کرده است این دروغی بیش نبود، چه در افغانستان و چه در تاجیکستان همیشه آزادی عمل داشته ام. اما حقیقت دارد که من هرگز مردانی را که در خارج از خانواده خودم بودند ندیدم- حتی برادران شوهرم را."
البته در جای دیگری از کتاب گفته است که من هیچ وقت نه چادری (برقع) داشتم و نه آنرا بر سر می کردم، بلکه سر تا پایم را در حجابی بلند می پوشاندم، اما صورتم را پنهان نمی کردم.
هفده سال اختلاف سن
پری هفده سال داشت و مسعود ۳۴ سال، که با هم ازدواج کردند: "ما زن و شوهر شدیم. آن شب مثل شبهای بعد چیزی بین ما نگذشت. شوهرم صبر کرد تا همدیگر را بشناسیم. من دختر بسیار جوانی بودم و به نوعی چشم و گوش بسته بزرگ شده بودم ما در دره دور افتاده ای، بدون رادیو و تلویزیون، اقامت داشتیم. من هیچ دوستی نداشتم و هیچ چیز از زندگی مشترک نمی دانستم."
در قسمتهای دیگری از کتاب همسر مسعود از شوخی های که شوهرش با او و فرزندانش می کرده است و اینکه مسعود علاقه زیادی به اشعار سیمین بهبهانی داشته، و همیشه از جنگ متنفر بوده است خاطراتی را بیان می کند:
"اغلب اوقات مسعود نا امید به خانه می آمد و می پرسید: "پری آیا فکر می کنی من جنگ را دوست دارم؟"
" آیا گمان می کنی من در روح و روانم یک جنگجو هستم؟"
"من از جنگ متنفرم، از آزار یک حیوان متنفرم چه رسد به بد رفتاری با یک انسان. تصورش را بکن گمان می کنی که روزی برسد که ما زندگی طبعیی داشته باشیم؟"
"وقتی وسط شب از راه می رسید و نسرین (آخرین فرزند مسعود) را می دید که کنار من خوابیده، او را می بوسید و از خواب بیدار می کرد و نسرین به محض این که چهره ی پدرش را می بوسید بی دلیل می خندید. این لبخند دل هیجان زده ی فرمانده جنگ را که در زندگی شخصی اش مهربان ترین بابای دنیا بود، ذوب می کرد... او تعداد زیادی از جلسات مهمش را، در حالی که نسرین در بغلش خوابش برده بود، با شلوار خیس ترک می کرد."
تجارت زمرد
در بخش های دیگری از کتاب پیرامون وضعیت اقتصادی مسعود صحبت شده است: "ثروتمند نبود، اما هیچ وقت مایل نبود حتی غیر مستقیم، از پول مقاومت بر داشت کند. قسمت اعظم مخارجش را از طریق تجارت زمرد تامین می کرد.
در افغانستان معادن به دولت تعلق ندارند و بهره برداری از آن ها توسط اهالی صورت می گیرد. مسعود سنگ های خام را می را می خرید و با کمک واسطه ها به خارج می فرستاد تا با فروش آن اسلحه و یونیفورم بخرد."
در آخرین بخش کتاب، پری گل از آخرین روزهای زندگی خود با مسعود صحبت می کند: "هنگامی که به تراس رفتم، دوربین را از دستم گرفت و از من خواست سوار الاکلنگ(اندل چو) شوم و از من فیلم گرف، بعد از بچه ها فیلم گرفت و در آخر او بالای الکلنگ(اندل چو) رفت و من از او فیلم گرفتم. از صنوبر خواست برایمان چای بیاورد.
بعد به نوبت با احمد، فاطمه، مریم، عایشه، نسرین، زهره (فرزندان مسعود) و با بچه های صنوبر فیلم گرفتیم. زیر درختان، هوا عالی بود. پایان تابستان بود و پایان زندگی او."
خبر مرگش را از تلویزیون شنیدم
پری گل از آخرین ساعاتی که قبل از مرگ مسعود با او بوده است می گوید: " طبق معمول رفتم و به نرده های پاگرد تکیه کردم. زمانی که از پله ها پایین می رفت نگاهش را از من بر نمی داشت. به آرامی از پله های که از میان باغ می گذشت پایین رفت. در هر پله رویش را به طرف من می چرخاند بار دیگر با نگاه هایمان از هم خدا حافظی کردیم."
تا چند روز بعد از مرگ مسعود او نیز مثل خیلی ها از مرگ شوهرش بی خبر بوده است. بعد از آن واقعه همسر مسعود و فرزندانش را به تاجیکستان برداند بی آنکه بدانند چه اتفاقی برای شوهرش افتاده است. او حتی وقتی خبر مرگ مسعود را از تلویزیون دیده و شنیده بود باز هم کسی تاهنوز اصل ماجرا را برای او باز گو نکرده بود
ىارلمان دوم و مشکلات آنها
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۱٢
پارلمان جدید و چالشهای آن
عزیز رویش
کارشناس مسایل سیاسی افغانستان در آمریکا
اکثر نامزدان مجلس پیشین نیز در انتخابات شرکت داشتند اما تنها حدود چهل در صد از آنها دوباره به مجلس راه یافتند
با اعلام نتایج نهایی انتخابات پارلمانی، کار کمیسیون شکایات انتخاباتی و کمیسیون مستقل انتخابات به مراحل پایان خود نزدیک شده است. ۲۴ نفر از فهرست برندگان انتخابات حذف شده و دو نفر هم که میتوانستند با حذف رقیبان پیشتاز خود وارد پارلمان شوند از همان آغاز راه کنار زده شدند تا بدون زحمت، در شمار بازندگان قرار گیرند.
اکنون چشمها به اقدامات اولیه دیگری دوخته شده که در مجموع راه را برای آغاز کار پارلمان دوم باز میکنند.
واکنش اولیه مجامع بینالمللی از اعلام نتایج نهایی انتخابات مثبت و حاکی از خرسندی است. در عین حال، واکنش برخی از کسانی که از فهرست برندگان انتخابات حذف شده و اتهام «تقلب گسترده» را نیز بر پیشانی خود گرفته اند، شدید بوده و عدهای از آنان شاهراهی را که در شمال کشور ولایات شمالی را به مرکز وصل میکند، مسدود کردند.
احمد سمنگانی که از فهرست نهایی حذف شد قبلا نیز تهدید کرده بود که از حق خود و آرای مردمی که به او رأی داده اند، دفاع خواهد کرد.
به نظر میرسید که با توجه به ترکیب کمیسیون مستقل انتخابات و تغییرات جدید در ترکیب کمیسیون شکایات انتخاباتی، آقای کرزی از نتایج کار آن احساس رضایت کند؛ اما واکنش اولیه او پس از اعلام نتیجه انتخابات را شاید بتوان نشان از نوعی نارضایتی آقای کرزی دانست.
با اعلام نتایج نهایی انتخابات معلوم شد که تعداد زیادی از افراد نزدیک به آقای کرزی از فهرست نامزدان پیروز کنار رفته اند. اما آقای کرزی تا کنون این نارضایتی را کتمان کرده و تنها از نتیجه انتخابات ولایت غزنی ابراز ناخرسندی کرده است.
وی «با تاکید بر لزوم حفظ و تقویت وحدت ملی»، از کمیسیون انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی خواست تا «به خاطر تأمین وحدت ملی و مصالح ملی، درمورد غزنی و برخی از ولایات دیگر، که در آنها انتخابات درست برگزار نشده و نمایندگی از مردم به گونهای که باید صورت میگرفت، صورت نگرفته، اقداماتی را انجام دهند تا این نقیصه رفع شود.
دوره پنجساله کاری برای پارلمان دوم، سوالات مشخصتر دیگری نیز مطرح خواهد کرد: طرح مذاکره با طالبان، حزب اسلامی و سایر مخالفان مسلح حکومت چگونه و با چه مکانیزمی پیش خواهد رفت؟ راه های معقول حل منازعه مرزی با پاکستان چه خواهد بود؟ موضع معقول و شفاف در برابر سایر همسایگان از جمله ایران چه خواهد بود؟ به معضلات فقر و بیکاری چگونه رسیدگی خواهدشد؟ مبارزه با فساد اداری؛ و تأمین رابطه نیکو و آبرومند با همهی کشورها در سطح منطقه و جهان چگونه تأمین خواهد شد؟
تقریبا اکثریت قاطع اعضای پارلمان اول در رقابت انتخاباتی برای پارلمان دوم نیز شرکت کردند، اما بیش از شصت درصد آنان در این رقابت شکست خوردند. جمعی از این نمایندگان، کمیسیون مستقل انتخابات را به تقلب و برخوردهای انتقامجویانه متهم کردند و مدتی را با صدای بلند و تهدیدآمیز به اعتراضات خود دوام دادند.
رفته رفته به نظر میرسد که صفوف این معترضان استحکام و کمیت اولیه خود را از دست داده و عده ای از آنان حتی ترجیح داده اند با نتیجه انتخابات کنار بیایند و شیشه آرمانهای خود را با سنگ کمیسیون مستقل انتخابات آزمایش نکنند.
پس از حذف شدن نوزده نفر از فهرست برندگان انتخابات، یونس قانونی، رئیس پارلمان اول نیز به صف منتقدان کار کمیسیون مستقل انتخابات پیوست و گفت که در میان نامزدهای رد صلاحیت شده کسانی هستند که «کوچکترین شائبه تقلب، تخطی و تزویر در وجود آنها احساس نمیشود و نیازی به تقلب ندارند.» احمد خان سمنگانی با «شخصیتکشی» خواندن اقدام کمیسیون مستقل انتخابات، تأکید کرد که «از حق خود دفاع» میکند».
آقای قانونی، شاید در بیان موضع اخیر خود، رعایت حال همکاران خود در پارلمان اول را کرده باشد، اما لحن او در برابر کمیسیون مستقل انتخابات، حاکی از نوعی پیشداوری و قضاوت جدی نیز هست که در صورت اثبات شدن تقلب مورد ادعای کمیسیون مستقل انتخابات، توجیه کردن آن برای آقای قانونی دشوار خواهد بود.
قبل از این دادستانی کل کشور نیز با کمیسیون مستقل انتخابات وارد مشاجرات شدیدی شده و حتی تهدید کرده بود که اگر کمیسیون مدارک و اسناد روشن عملکردهای خود را تا ۴۸ ساعت به دادستانی تقدیم نکند، فعالیتهای آنان به حالت تعلیق درخواهد آمد.
شواهد موجود نشان میدهد که پارلمان دوم از ابتدای کار خود با چالشهای جدیای رو به رو خواهد شد. مخالفت حکومت با شکلی از نظام سیاسی که اختیارات نامحدود و تعریفناشدهای را به رئیس جمهور تفویض کرده است، پارلمان دوم را بیشتر از پارلمان اول در برابر برخوردهای قوه مجریه قرار خواهد داد.
انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری افغانستان نیز با جنجالهای زیادی مواجه شد
مخالفت چهرههای سرشناسی که با اتهام تقلب در انتخابات از صحنه کنار زده شده اند، میتواند ثبات و امنیت کشور را به مخاطره اندازد که مسئولیت رسیدگی به آن متوجه قوه اجرائیه است. اما اگر قو اجرائیه با پارلمان به دلایل مختلف سر ناسازگاری در پیش گیرد، مخالفت این چهرهها که برخی قدرتمندان پرنفوذ محلات خویش نیز هستند، میتواند سلامت تمام کشور را به خطر مواجه سازد.
چالش دوم در برابر پارلمان دوم انتخاب رئیس و سایر اعضای ارشد هیأت اداری آن است. هر چند در میان نمایندگان پارلمان دوم، یونس قانونی همچنان برجستهترین چهره برای احراز کرسی ریاست است، اما گرفتن این مقام از آرای کسانی که بیش از شصت درصد آنان چهرههای جدید بوده و در میان آنها جمعی از رقیبان سرسخت قانونی نیز وجود دارند، برای او کار سادهای نخواهد بود.
ریاست پارلمان بر میزان کارایی و ایستادگی آن در برابر فشارهای حکومت نیز نقش مهمی دارد. اگر یونس قانونی با استفاده از تجارب دور اول ریاست خود بتواند آرای پارلمان دوم را به دست آرد، شاید به دلیل ترکیب خاص این پارلمان بر گزینش سایر اعضای هیأت اداری نیز تأثیر فراوانی بگذارد.
ترکیب پارلمان جدید، چالش سوم در برابر کار موثر و موفق آن است. از قرار معلوم، ترکیب پارلمان جدید، موازنه سنتی قوا در «خانه نمایندگان ملت» را به هم زده است. در این پارلمان علاوه بر آنکه نمایندگان غیرپشتون اکثریت قاطع را تشکیل میدهند، برخی از چهرههای شاخصی نیز به پارلمان راه یافته اند که از منتقدان رادیکال نظام و مناسبات سنتی افغانستان محسوب میشوند. هر چند به نظر نمیرسد که در این پارلمان قوانینی تصویب شود که برخی از مناسبات و روابط غیرعادلانه گذشتهی سیاسی در افغانستان را به شکل بنیادی تغییر دهد.
بااینهم، به دلیل فقدان نهادهای قدرتمند دیگری که بتواند از تصامیم و موقف پارلمان حمایت کند، عملکردها و مواضع پارلمان در تقابل با قوای اجرائیه خطر رکود در عملکردهای سیاسی را نیز برای کشور مطرح میسازد.
خروج نیروهای ناتو از کشور در جریان دوره کاری پارلمان دوم صورت میگیرد. رهبری و مدیریت سیاسی کشور در دوره گذار از چالشهای عمده ای دیگر است که در برابر این پارلمان قرار دارد. پارلمان به معنای واقعی کلمه در دوره جدید به خانه نمایندگان ملت تبدیل میشود.
در شماری از مناطق به دلیل نا امنی انتخابات برگزار نشد و در مجموع حدود چهار میلیون نفر در انتخابات پارلمانی رای دادند
این نمایندگان میتوانند با برخورد مسئولانه و مدبرانه راه سالمی را برای آینده کشور باز کنند، اما برخوردهای غیرمسئولانه و غیرمدبرانه آنان میتواند کشور را دچار وضعیت خطرناک و آشفتهای سازد که فاجعهبارتر از دهه هفتاد خورشیدی باشد.
دوره پنجساله کاری برای پارلمان دوم، سوالات مشخصتر دیگری نیز مطرح خواهد کرد: طرح مذاکره با طالبان، حزب اسلامی و سایر مخالفان مسلح حکومت چگونه و با چه مکانیزمی پیش خواهد رفت؟ راه های معقول حل منازعه مرزی با پاکستان چه خواهد بود؟ موضع معقول و شفاف در برابر سایر همسایگان از جمله ایران چه خواهد بود؟ به معضلات فقر و بیکاری چگونه رسیدگی خواهدشد؟ مبارزه با فساد اداری؛ و تأمین رابطه نیکو و آبرومند با همهی کشورها در سطح منطقه و جهان چگونه تأمین خواهد شد؟
پارلمان آینده با چند کار عمده دیگر نیز رو به رو است: شمارش جمعیت، تعدیل واحدهای اداری و تفویض اختیارات بیشتر به مردمان محل غرض توزیع قدرت تا سطوح محلی از جمله مهمترین این کارها محسوب میشود.
افغانستان بالاخره باید وارد سیاست مدنی و دموکراتیک شود. سیاستی که مبنای آن را کشمکشهای قومی تشکیل می دهد، که در سادهترین صورت خود می تواند کشور را از حرکت و رشد باز دارد.
در جهان پرشتابی که ما به سر میبریم، زمان به شکل نامحدود در اختیار همه قرار ندارد. اگر پنج سال زمان را هدر دهیم، پنجاه سال دیگر قادر به جبران آن نخواهیم بود. افغانستان از همین حالا نیز جایگاه خوبی در ردههای جهانی ندارد، اما اگر پنج سال زمان باقیمانده را باز هم صرف دعواهای اکثریت و اقلیت و امتیازات سنتی و یا رد و اصلاح آنها بسازد، در ختم میدان، با دستهای خالی باز خواهد گشت.
کشوری که میزان دقیق جمعیت آن معلوم نباشد، از کجا میتواند برنامه توسعه خود را تنظیم کند؟ از شهروندان خود مالیات بگیرد؟ به همین ترتیب، کشوری که شهروندان آن مالیات پرداخت نکنند، چگونه میتوان از آنها انتظار داشت که نسبت به سرزمین خود احساس مسئولیت کنند؟
بی بی سی
و اینهم نتایج نهای ولایت غزنی
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۱٠
نتایج نهایی انتخابات پارلمانی در غزنی
نتایج نهایی انتخابات پارلمانی در غزنی
;;
نام های وکلای انتخاب شده از ولایت غزنی
سه کرسی برای زنان و هشت کرسی برای مردان
1: محمد عارف رحمانی
2: علی اکبر قاسمی
3: نفیسه عظیمی
4: شاه گل رضایی
5: خداداد عرفانی
6: عبدالقیوم سجادی
7: چمن شاه اعتمادی
8: هما سلطانی
9: محمد علی اخلاقی
10: محمد علی علی زاده
11: شاه جهان
- کابل پرس
گزارش
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٩
یک دهه حضور بین المللی در افغانستان
نتایج و دورنما؟
بنیاد آرمان شهرشصت چهارمین دوره از گفتگوهای خود را به مناسبت آغاز دهمین سال حضور بین المللی در افغانستان به بررسی “یک دهه حضوربین المللی در افغانستان؛ نتایج و دورنما” اختصاص داد. حدود 400 تن در سال پنجم ملاقات و گفتگو میان اهل کار و دانشجویان و علاقمندان که در در شهر کابل روز پنجشنبه 29میزان 1389(21اکتوبر2010) در دفتر بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی برگزار شد، اشتراک کرده بودند. طبق رواال همیشگی میز کتاب بنیاد آرمان شهر مجموعهی از انتشارات این بنیاد را بهطور رایگان در اختیار مشتاقان قرار داد. از سه سخنران که هر کدام به نوبهی خود در مقامی برای بررسی این کارنامه قرار داشتند، دعوت به عمل آمده بود: از مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امور خارجه، آقای داوود مرادیان، از مجلس نمایندگان، آقای عبدالکبیر رنجبر و از لطیف پدرام رییس حزب کنگرهی ملی افغانستان و منتخب مردم در مجلس دوم نمایندگان.
سخنران اول آقای مرادیان صحبت خود را با ارزیابی کارنامهی جامعهی جهانی و چشم انداز رابطهی افغانستان با آن آغاز کرد. او گفت: "بررسی عمیق این کارنامه مستلزم چند پیش شرط است: 1) بررسی ارتباط مستقیم و ارگانیک این دوره با اتفاقات قبل از 11سپتامبر، 2) وابستگی مسایل افغانستان با شرایط و تحولات 9 سال اخیر سه بازیگر منطقهای و جهانی و 3) تنوع نگاه و تفاوتهای که میان اروپاییها و امریکاییها در مورد افغانستان موجود است." مرادیان این پرسش را مطرح کرد که مشکل اساسی افغانستان چیست؟ و گفت که سنجش ناکامی و موفقیت جامعهی جهانی را باید با پاسخ دادن به این پرسش کافت. به نظر ایشان: "ناکامی در ایجاد و حفظ دولت ملی مقتدر و مشروع، مدرن سازی، با وجود 250 سال قدمت دولتداری در افغانستان یکی از این مشکلات اساسی است." او ادامه داد: " سی سال جنگ و خشونت دست آوردی به جز ورشکستگی نهاد دولت مافیایی قبل از سال 2001 به جا نگذاشت. ما صاحب دولت ورشکستهی بودیم که بیسوادی، تمرکز جمعیت در روستاها و روز مزد بودن اقتصاد از علایم ناکامی آن بود. ما در ایجاد دولت- ملت شکست خورده بودیم. جامعهی ما وارد دوران مدرن نشده است. دخالت همسایگان، مافیایی شدن جامعه و تروریسم نشانههای ناکامی است که میتوان با تشریح معضل استبدادی و استعماری، یک مثلث هم پیوند یعنی استبداد سیاسیی قوم محور، دخالت یا استعمار خارجی و استبداد دینی تشریح کرد."
مرادیان ارزیابی کارنامهی جامعهی جهانی را به دو بخش تقسیم کرد دوران اول ازاواخر سال 2001 تا اوایل سال 2006 و دورهی دوم از سال 2006 تا امروز. ایشان گفتند: "در دورهی اول عدم موفقیت حضور بین المللی به این دلیل بود که مقابله با تروریسم را محور فعالیت خود قرار داد و دولت سازی در دستور کارشان نبود. کنفرانس لندن در سال 2006 محور فعالیت جامعهی بین المللی را بر دولت سازی و رشد اقتصادی به رسمیت شناخت." با این وجود ایشان اعتقاد دارند که 5 سال طلایی از دست رفت (از 2001-2006) و مثلث استبداد، نفوذ دوبارهی پاکستان و طالبان و رشد ارتجاع زبانی رونق گرفت و دولتهای سایه شکل گرفتند. به زعم ایشان افغانستان در دورهی دوم به جامعهی جهانی پیوسته است و فصل جدیدی گشوده شده است، فصلی که باید عاری از اشتباهات گذشته باشد. "میباییست یک اجماع فکری راجع به اهداف و مقاصد ایجاد شود. بنیادهای دموکراتیک تقویت بخشیده شوند و دولت مشروعیت خویش را به دست آورد. میباییست مسوولیت پذیریی مشترک میان دولت افغانستان، نهادهای غیر دولتی، شهروندان و جامعهی جهانی ایجاد شود." مرادیان اعتقاد دارد که گریز از مسوولیت و انتظار از دیگران برای مسوولیت پذیری یکی از ویژه گیهای این دوران است. اصل عقلانیت محوری در امور اجتماعی وظیفهی دیگری است که سخنران بر آن تاکید کرد و گفت: "مجریان باید عاقل باشند" برای نمونه او ذکر کرد: "جرگههای ریشسفیدان اشکال ما قبل مدرن، برای رفع بحرانهای افغانستان است و راه کار نیستند." اخلاق محوری و بازسازی اخلاقی نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که جنگ بنیاد آنهای را ویران کرده است، نیز به عنوان یکی از لازمههای حرکت برای نهادینه کردن این مجموعه مطرح شد.
سخنران دوم این گفتگو آقای کبیر رنجبر نمایندهی مجلس در دور اول که این بار به مجلس راه نیافته است مطرح کردند که یک پرسش مشترک میان همگان، دولت، مردم و همسایگان کشور مطرح است: " آیا نیروهای بین المللی طولانی میمانند، میروند و یا همیشه مستقر میمانند؟" به گفتهی ایشان: "تعدادی مطرح میسازند که این کشور اشغال شده است." آقای رنجبر برای پاسخ به چرایی آمدن نیروهای خارجی گفت: "افغانستان در زنجیر نیروهای عقبگرا گرفتار بود، زنها حذف شده بودند و نیم جامعه فلج بود. واقعهی 11سپتامبر باعث اتفاق نظر بین المللی برای ورود به افغانستان و نجات ما از یک نظام قرون و سطایی شد. اینها نیروهای بین المللی تروریسم را به سهولت از صحنه بیرون کردند." ایشان اظافه کردند که: " بزرگترین اشتباه نیروهای بین المللی فقدان یک راهبرد روشن و علمی بود. این بازی گران بین المللی باعث و بانی دوباره زنده کردن نیروهایی در افغانستان شدند که امتحان خود را قبلا پس داده بودند. کسانی که مسوول کشتار دسته جمعی، جنایت جنگی و نابودی کابل بودند و در کنفرانس بن احیا شدند." ایشان اشارهی به خاطرات خود در زمانی که رییس اکادمی علوم افغانستان بودند، کردند و از شهر کابل در دوران جنگ داخلی که به چند منطقهی جداگانه زیر فرماندهی یکی از جناحهای متخاصم تقسیم شده بود، یاد کردند: "در آن شرایط طالبان به عنوان ناجی به کابل آمدند، اما بلاهای تازهی را بر سر مردم آورد، به این دلیل مردم افغانستان خارجیها را درمجموع پذیرفتند و به خاطر ظلمی که طالبان کردند در مقابل این حضور مقاومت فکری و فیزیکی نشد." او به اعدام زنان در استدیوم شهر کابل اشاره کرد و گفت: "افغانستان پیش از این به یک زندان بزرگ مبدل شده بود."
سخنران دوم نیروهای خارجی را به عنوان احیاگران نیروهای طالبان دانست. "نا آرامی و جنگ تحت قیومیت دولت حاضر که دوباره والیها و ولسوالیها را به دست اداره چیهای ظالم سابق داد که به مال و ناموس مردم تجاوز میکردند، زمینه را برای نارضایتی مردم مساعد ساخته است. ثروت این مملکت، به تاراج میرود و دولت به حدی ضعیف است که حتا در کابل فرامینش اجرا نمیشود." به گفتهی این وکیل مردم: "عمق جنایتهای نه سال گذشته از دید ما پنهان است، به این دلیل و در عدم حضور دولت عادل، مردم برای حل مسایل خود در زمانی که حاکم و ظالم یکی شدهاند، نظام و اداره فاسد است یعنی در فقدان قانون و عدالت، برای داد خواهی به طالبان رجوع میکنند. سخنران اعتقاد دارد که اگر ادارهی پاک میداشتیم، اگر میتوانستیم مردم را به طرف دولت بکشانیم و از پشتی بانی آنها بهره ببریم، نیازی به جرگه و مصالحه نمیداشتیم. به نظر ایشان کمتر از دو یا سه درصد طالبان دارای ایدیولوژی هستند، دیگران شان تفنگ به دست هستند. "شورای عالی صلح حتا اگر ملا عمر و حکمتیار را به دور میز مذاکره بیاورد به جنگ خاتمه نخواهد داد، چرا که مادر تمام مشکلات عدم تطبیق قانون است. مردم افغانستان به حاشیه رانده شدهاند و سال دیگر بدتر از امسال خواهد بود و دوسال دیگر حتا بدتر." آقای رنجبر پرسیدند که چه باید کرد؟ راه حل پیشنهادی ایشان: "نظام سازی از طریق ایجاد دولت نیرومند مرکزی، حاکمیت قانون، تامین عدالت، از بین بردن فساد اداری در همه سطوح، ایجاد تخصص، اصلاحات عمیق اداری و بالاخره تعهد به منافع راه حل برای بیرون رفت از وضعیت میباشند."
سخنران آخر آقای لطیف پدرام رهبر کنگرهی ملی افغانستان و نمایندهی جدید مجلس نمایندگان بودند. با اشاره به صحبتهای دو سخنران قبلی پدرام از سخن معروف فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز نظام فکری نیولیبرالیسم در کتاب "پایان تاریخ و آخرین انسان" گذرا بودن و نا پایداری نهادهای را که در این دوران در خدمت دولت سازی شکل گرفته بودند، اعیان ساخت. ایشان پرسیدند: "چرا خوشفکران جامعه انتظارهای کاذبی از حضور جامعهی جهانی و به خصوص امریکا در افغانستان داشتند؟ فقدان آگاهی و سنجش در بارهی نظام سرمایهداری و اقتصاد نیولیبرال حتا در میان نیروهای چپ ازجمله چپ اسلامی و مدرن موجود در این کشور چنین بود که انتظارهای باطل از نظم جدید داشتند. بدین معنا که هیجان زدگی این دوره که تعداد زیادی دچار آن شدند مانع از این شد که نیروهای که معترض بودند و میتوانند معترض باشند و میباییست معترض باشند به مانند مقاطع دیگر تاریخی وقتی که شوروی آمد، وقتی که مجاهدین در قدرت بودند و زمانی که امریکاییهای مهمان مان شدند، تنها دچار هیجان شده و استنادی به حافظهی تاریخی خود نکردند... فوکویاما میگوید دموکراسی یا نظام دولتی است یا روش، و نه یک ارزش، یعنی نظریه پردازان چیزی که ما با گوشت و پوست تجربه میکنیم به مانند فریدریش هایک و فوکویاما میگویند اگر جایی لازم بود و منافع لیبرالیسم ایجاب میکرد یا منافع سرمایهداری ایجاب میکرد ما از روش دموکراسی برای پاسخ به این نیازها استفاده میکنیم. یعنی اگر منافع ایجاب نمیکرد از دموکراسی و حقوق بشر استفاده نمیکنیم. این مجموعه تنها در افغانستان تجربه نشده است. انسانهای فهمیده درسهای مهمی را با دقیق نگاه کردن به مجموعهی تجربههای کشورهای دیگر میآموزند و به مکانیسمها و روشهای لیبرالیسم اشراف پیدا میکنند. برای مثال زمانی که ساندینیستها در نیکاراگوا اواخر دههی 1970، در مقابل حکومت دست نشاندهی امریکا که در سالهای سی کشور شان را اشغال کرده بود یعنی حکومت سوموزا، مبارزه کردند و به شورای امنیت مراجعه کردند و انتخابات آزادانه و شفاف برگزار کردند، مورد حملهی نظامی امریکاییها قرار گرفتند که در حدود 50 هزار نفر قتل عام شد و600 هزار نفر را بی خانمان ساخت. نمونههای از این قبیل در تاریخ معاصر ما کم نیستند. روشنفکرانی مثل نوام چامسکی با نگاه به گذشتهی نزدیک ما میگوید در مواقع بحران بهترین روشنفکران در دفاع از مواضع قدرت و به خصوص قدرت برتر و یا در واقع دولت قرار میگیرند.
سخنران در ادامهی صحبت خود گفت: "به چه حقی ما این انتظار بیجا را داشتیم که نیروهای خارجی زیر فرماندهی امریکا در افغانستان یک جامعهی دموکراتیک بسازند. بمباران، کشتار، استبداد، نقض حقوق بشر و... همان چیزی را که شما امروز در عراق، فلسطین و در افغانستان شاهد هستید، جامعهی بین المللی در افغانستان نه برای ساختن جامعهی دموکراتیک، فقر زدایی، از بین بردن تفاوتهای طبقاتی به این جا نیامده است. سرمایهداری جز تفاوتهای طبقاتی ارمغان دیگری ندارد."
پدرام اظهار کرد که اما میشود برای پاسخ به بحثی که امروز اینجا مطرح است از یک سو به کارنامهی این نیروها نگاه کنیم و از زاویهی دیگر از خود بپرسیم که ما چه کردهایم؟ نیروهای روشنفکربه چه اندازه به سیاستهای این دوره اعتراض، نقد و داوری کردهاند؟ چرا بهترین نیروهای چپ به مداحان سرمایهداری تبدیل شده و بهترین نیروهای اسلامی ما به مداحیی سرمایهداری، استعمار و اشغال مشغول هستند. "خوشفکران غربی نیز در بارهی این تجربه نگرانی وجدانی دارند. چرا که به بشریت و دموکراسی به عنوان محلی برای پرورش فضیلتهای مدنی میاندیشند. اینها اعتراض دارند که چرا شما چنین انتظاری دارید؟ چامسکی امریکایی میپرسد: "آیا دولت من با تروریسم مبارزه میکند؟! کشور من پیشتاز تروریسم دولتی است." وی نمونهی نیکارگوا، صربستان و نمونهی عراق را میدهد. گاندی هوشمند که استعمار را میفهید، شیفتهی چند جاده و کارخانهی نساجی که بریتانیای کبیر در هند ساخت، نشد. او میدانست که باید این مقولات را از هم تفکیک کند. چیز عجیبی نیست اگر نیروهای سرمایهداری کلان برای پیش برد اهداف خود جاده و سرک و برق بکشند. به سخن شریعتی: "چون ما آزادی ندیدهایم، از بس که استبداد زده هستیم، هر چیزی را خیال آزادی میکنیم."
ایشان افزودند که خرسندی و خواست مردم یکی از تعاریف دموکراسی است، مشارکت و نظارت مردم بر تصمیمهای دولت پایهی دیگر، برابری در برابر قانون رکن دیگر دموکراسی است و پرسیدند آیا شما در همین شهرهای کشورمان در برابر قانون مساوی هستید؟ آیا فرصتها برای تمام شهروندان این دیار مساوی است، از خود بپرسیم که چرا مارکس، شریعتی، قرضاوی، ارکون، یعنی هم متفکران غربی و هم متفکران شرقی میگویند دیکتاتوری بورژوازی نیرنگ است. "سازگاریهای کوچکی که برخی به عنوان پیشرفت در کشور از آن یاد میکنند باعث و بانی نابرابریهای سیاسی و طبقاتی وحشتناک شده است. شهر کابل میان ثروتمندان و خانوادههای فقیری که حتا حق عبور از برخی محلههای آن را ندارند، تقسیم شده است. ما اجازه نداریم امروزمسایل را ساده بسازیم، چرا که بنیادهای موجود "استعمار نو" مانع از ساختن دولت- ملت و جامعهی دموکراتیک است. دخالت نیولیبرالیسم در تنظیم اقتصاد کشور ما، همانهای که بازار آزاد، عدم داخلت دولت در امور، بیتوجهی به عدالت اجتماعی و اعمار نظام عدالانه برای مردمان بیبضاعت که تقریباً چهار دهه است در جنگ به سر میبرند، را تجویز میکنند نمایان کنندهی زیرکی و پنهان کاری نظام سرمایهداری هستند. توقع ما از نخبگان افغانستان این است که جهانی شدن را خوب نگاه کنند و بفهمند و نه تنها مسایل کوچک و عوارض حضور نیروهای بین المللی را در مقابل چشم داشته باشند. مفاهیمی چون استعمار، اشغال و جهانی شدن را نمیتوانیم برای نگاه کردن به افغانستان به کنار بگذاریم.
جنبهی دیگری که آقای پدرام به آن پرداخت، مسالهی فرهنگی و ایجاد افکار و انتظارهای کاذبی در بستری چون افغانستان بود. "یک کشور و یک جامعه با چند برنامهی تلویزیونی وارداتی و مبتذل ساخته نمیشود. اگر ندانیم با چه نوع جهانی در دل افغانستان روبرو هستیم، خود چه قدر آگاه بودهایم و به چه مسایلی نگاه نکردیم، نمیتوانیم حتا این دوره ی ده ساله را بسنجیم. دولت ملی با این افکار به وجود نمیآید. دولت ملی، آدم ملی کار دارد.
بخش دوم این برنامه بخش پرسش و پاسخ بود که اشتراک کنندگان پرسشهای خود را مطرح کردند و هر سخنران به پرسش های مربوط به خود پاسخ داد.
--
نتایج انتخابات غزنی پایان دروغ قرن
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٧

بر اثر فرمان و فشار های غیرقانونی و غدارانه ی حامدکرزی رییس جمهور پوشالی اوغانستان ، اعلام نتیجه ی نهایی انتخابات دور دوم پارلمانی ولایت غزنی به تعویق افتاده است . دلیلش این است که در غزنی پشتون ها هم زنده گی می کنند ، اما در میان یازده نفر برنده گان انتخابات ، یک نفر پشتون نیست و همه از مردم هزاره می باشند . به منطق حامدکرزی و دیگر پشتونیست های دولتی و غیر دولتی اوغان ، اگر همه نماینده گان انتخابی مردم غزنی در پارلمان از مردم هزاره باشند " مصلحت اندیشی برای تامین وحدت ملی " خدشه دار می شود !
قرار گزارش منابع خبری ، نماینده گان ولایت غزنی و یک تعداد دیگر از وکیل های هزاره که در انتخابات دوره ی دوم از ولایات دیگر برنده شده اند ، در یک گردهمآیی مهم با شرکت بسیاری از فعالان سازمان های سیاسی و اجتماعی مردم هزاره ، به دولت پوشالی کرزی و کسانی که به بهانه ی " مصلحت اندیشی برای تامین وحدت ملی " می خواهند رای مردم غزنی و حق نماینده گان برنده ی انتخابات را زیر پا کنند ، هوشدار داده اند که این کردار غیر قانونی شان باعث خلق یک بحران ملی خواهد شد .
در نشست خبری که به این مناسبت در کابل برگزار شده بود ، آقای احمد بهزاد نماینده ی ولایت هرات ، ضمن ابراز حمایت از برنده گان انتخابات در ولایت غزنی ، گفت :
"براساس قانون اساسی افغانستان، هر نماینده مجلس بدون در نظر داشت اینکه از کدام حوزه انتخاب شده، مذهبش چیست و به کدام زبان سخن می گوید، وقتی در یک حوزه انتخاباتی برنده شد، نماینده تمام مردم افغانستان است، پس در این صورت چگونه هزاره های غزنی نمی توانند از پشتونهای این ولایت یا مردمان مناطق دیگر نمایندگی کنند؟ اگر معیار آقای کرزی را بپذیریم که هزاره های غزنی نمی توانند از پشتونهای غزنی نمایندگی کنند، پس خود جناب ایشان هم به عنوان یک پشتون نمی تواند از اقوام دیگر افغانستان نمایندگی کند. ............اگر معیار آقای کرزی را بپذیریم که هزاره های غزنی نمی توانند از پشتونهای غزنی نمایندگی کنند، پس خود جناب ایشان هم به عنوان یک پشتون نمی تواند از اقوام دیگر افغانستان نمایندگی کند".
حقیقت این است که پشتونیست های فاشیست اوغان از شعار دروغین " وحدت ملی " همیشه به مثابه ابزار سرکوب مردمان غیر پشتون استفاده کرده اند . وحدت ملی را که پشتونیست های برتری طلب می خواهند چیزی نیست جز حاکمیت مطلق و بدون چون و چرایی پشتون ها در تمامی امور سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی اوغانستان . وحدت ملی را که حزب منفور و مردود اوغان ملت ( اوغان ذلت ) می خواهد ، چیزی نیست جز پشتونیزه کردن تمام ابعاد زنده گی همه باشنده گان اوغانستان . وحدت ملی را که فاشیست های اوغان می خواهند چیزی نیست جز پشتون ( اوغان ) ساختن تمام مردمی که در اوغانستان زنده گی می کنند . پشتونیست های بی خرد و پوچ مغز می خواهند که مردمان شریف تاجیک و هزاره و دیگر مردمان غیر پشتون را در اسارت همیشگی نگهدارند.
قبیله سالاران اوغان در دو صد شصت سال همیشه فاجعه آفریده اند ، همیشه بحران خلق کرده اند ، همیشه با بی خردی و بی منطقی و بی شعوری ، به کار های دست زده اند که برای تمام مردم ساکن اوغانستان بدبختی و تباهی به بار آورده است . هنوز هم همان آش و است و همان کاسه ، هنوز هم پشتونیست ها از خر جهالت و بی فرهنگی خویش فرود نیامده اند و پیوسته در تلاش اند که آن کشور اوغان زده را به سوی تجزیه و نابودی کامل سوق دهند .
اگر اوغانستان از چنگ قبیله سالاران پشتونیست رهایی نیابد ، اگر به این حاکمیت جبری و شوم و ننگین حزب کثیف اوغان ملت ( اوغان ذلت ) پایان داده نشود ، اگر مردمان غیر پشتون خود را از این وضع نجات ندهند و امور زنده گی سیاسی و اجتماعی خویش را به دست خود رقم نزنند ، این داستان ها ، این فاجعه ها ، این حق تلفی ها هرگز پایان نخواهد یافت .
تاجیک میدیا
دادستان کل در پی باطل نمودن انتخابات
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/٧
آقای رحمت الله نظری معاون دادستانی کل افغانستان متعاقب اعلان نتاییج انتخابات پارالمانی از جانب کمیسیون مستقل انتخابات، در سفری به عزم تاجیکستان و بعداً دوبی با یکی از مسافران هواپیما پیرامون نتاییج انتخابات چنین ابراز نظر میکند: چون نتاییج انتخابات به نفع قوم پشتون نیست، از اینرو کرزی صاحب هدایت داده است که به هرشکلی که میشود مشروعیت نتیجه انتخابات را ازطریق سارنوالی زیرسوال ببرید تا من آن را باطل اعلام کرده بتوانم.
البته آقای نظری از همسفر خود می پرسد که شما پشتون هستید یا تاجیک؟ طرف که آدم هوشیاری است و قیافه ظاهری اش کمی به پشتونها شباهت دارد، میگوید من از پشتونهای کاکل کندز هستم؛ بعد از رحمت الله نظری به پشتو فوراً نظرش را در باره نتیجه اعلام شده می پرسد و نظری هم با گمان اینکه طرف پشتون است، نیت آلودۀ قومی خویش را بیرون می ریزد.
همچنان در همین سفر تلفنی به یکی از وکلای بازنده در دوبی تماس گرفته و به وی اطمنان میدهد که نگران نباشد و سارنوالی در تحت حمایت کرزی نتیجه را باطل اعلام خواهند کرد.
حال خوانندگان محترم داوری کنند که در کشوری ادارات حافظ قانونیت دست به چنین جرم سنگین بزنند، سرنوشت این کشور به کجا خواهد کشید؟
خواهان
تبریک وکیلان دور دوم پارلمان ولایت بدخشان
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۳
ویبلاگ درواز قرار خبرکه بعداز اعلان نتایج نهای انتخابات و کاندیدان موفق از طرف کمسیون مستقیل انتخابات امروز 24 نوامبرسال روان اعلان گردید، لیست نامزدان راه یافته ی کاندیدان دور دوم پارلمان ولایت بدخشان را از منابع غیر رسمی بدست آورده است . به اتکا با همین خبربه تمام کاندیدان راه یافته به خانه ملت ( پارلمان) از ولایت بدخشان از صمیم قلب تبریک گفته ،تلاش وکوشش ایشان را برای خدمت گذاری به مردم عزیز بدخشان و موفقیت های بیشتر شان را در برابر مسولیت های تاریخی و وطنی از بارگاه خدای متعال آرزو مندیم
مدیریت ویبلاگ درواز
1- عبدالطیف پدرام 8469
2- الحاج عبدالاحد افضلی 8164
3- محمد ذکریا سودا 7982
4- فوزیه کوفی 16192
5- عبدالولی نیازی 78469
6- الحاج زلمی مجددی 16410
7- دکتر نیلوفر ابراهمی 3667
8- امان الله پیمان 8289
9- الحاج صفی الله مسلم 8632
تاسف قانونی قانونی است؟
نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٩/٩/۱
ابراز تاسف رئیس مجلس افغانستان از حذف ۱۹نامزد برنده انتخابات
قانون: "خوب است که به حکم قانون انتخابات، قناعت نامزدها فراهم شود."
یونس قانونی رئیس مجلس نمایندگان افغانستان نسبت به حذف نامهای ۱۹ نامزد انتخابات پارلمانی از فهرست برندگان نتایج اولیه انتخابات ابراز تاسف کرده است.
هفت عضو کنونی مجلس که اسامی آنها در نتایج اولیه انتخابات ۲۷ سنبله/شهریور در فهرست برندگان بود، هم شامل این ۱۹ نفر هستند.
مقامهای کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی روز یکشنبه (۳۰ عقرب/آبان) اعلام کردند که تصمیم حذف اسامی این نامزدها از فهرست برندگان انتخابات را به دلیل "تقلب گسترده" در انتخابات به نفع آنها اتخاذ کرده اند.
هر چند مذاکرات اعضای مجلس نمایندگان در روز دوشنبه (اول قوس/آذر) به دلیل نرسیدن شمار اعضای حاضر در مجلس به حد "نصاب"، نشست رسمی برگزار نشد، اما شماری از آنها نسبت به تصمیم اخیر کمیسیون شکایات انتخابات واکنش نشان دادند.
یونس قانونی، رئیس مجلس گفت در میان نامزدهای رد صلاحیت شده کسانی هستند که "کوچکترین شائبه تقلب، تخطی و تزویر در وجود آنها احساس نمی شود و نیازی به تقلب ندارند".
آقای قانونی افزود: "اگر در این مورد برخورد سلیقه ای صورت گرفته باشد، اشتباه و نادرست است. خوب است که به حکم قانون انتخابات، قناعت نامزدها فراهم شود."
اگر در این مورد برخورد سلیقه ای صورت گرفته باشد، اشتباه و نادرست است. خوب است که به حکم قانون انتخابات، قناعت نامزدها فراهم شود.
یونس قانونی
رئیس مجلس نمایندگان این سخنان را در پی اعتراض شماری از این ۱۹ نامزد در مورد تصمیم اخیر کمیسیون شکایات انتخاباتی اظهار کرده است.
احمد خان سمنگانی، عضو کنونی مجلس و یکی از این نامزدها که در اجلاس روز دوشنبه مجلس حاضر بود، گفت: "این (تصمیم کمیسیون شکایات انتخاباتی) تصمیم یک فرد است، این شخصیت کشی است، این عقده گشایی است."
آقای سمنگانی که از فرماندهان سابق حزب جنبش ملی اسلامی به رهبری عبدالرشید دوستم است، در مجلس تاکید کرد که "از حق خود دفاع" می کند.
کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی همچنین نامهای دو نفر از نامزدهایی که بیشترین آرا را در میان بازندگان انتخابات در ولایت های خود داشتند را نیز از فهرست نامزدها حذف کرده است.
این اقدام به دلیل جلوگیری از ورود این دو نفر به فهرست نهایی برندگان انتخابات صورت گرفته است.
حذف نام چند نامزد برنده در این ولایت ها راه را برای ورود این دو نامزد بازکرده بود و اگر نامهای آنها حذف نمی شد، این دو نفر وارد مجلس می شدند.
اسامی افرادی که به تازگی از فهرست برندگان انتخابات افغانستان حذف شده است، از ولایت های مختلف افغانستان هستند، اما بیشترین آنها از حوزه انتخاباتی هرات هستند.
بی بی سی