خینا گران خراسانی (*)
احساس ،درد وباور معنایی یک قوم در تداوم تاریخ توسط هنرمند ، دانشمند وجرگه بینش مندان معنایی بازتاب می یابد.
اگر اهل جرگه بینش معنایی در فرایند تاریخ ترجمان درد ، حسرت ، پیروزی وشهامت ملت ها نشود ، تمام تلاش وتقلایی مردم به تاراج میرود .
برمبنای همین ارزش، اهل جرگه هنر وبینش معنایی را در همه ادوار تاریخ احترام کرده اند وتارک نشین بساط هستی تعریف نموده اند .
منظور م از نو شتن این پیش نو یس ان بود تا در باره دو هنر مند که سه ده پیشترکه ترنم گر ترانه های پر سوز برای بدخشان بودند و امروز دگر در میان ما نسیتند اشاره فشرده ای داشته باشم.
تا به این وسیله حق بزرگ شناسی بجا و رسم احترام به خینا خراسانی گران فرامو ش نگردد.
جغرافیای که بنام درواز از هزاران سال پیش حضور فزیکی خود را اعلام نموده در بساط وبستر خود مردان اندیشمند ، خرد ورز و باشهامتی داشته است .
بدلایل ساختار جغرافیایی، ولسوالی درواز یکی از مناطق محصور ومحروم است که در کل قلمرو زمین مواصفات استثنایی دارد .
کوه های شامخ وسر به فلک کشیده ،رود خانه های عاصی وشفاف ومحیط نا هموار وکوهستانی آن حتی در شگرد نگرش روشنفکرانش اثر گذاری ویژه داشته است .
اگر آقای پدرام با پرخاشگری وشیونات شکنی در برابر مصایب روزگار اعلام مخالفت میکند ، اصل نخستین همه انگیزه های پرخاشگری مقاومت وایستایی را از ضجه های رود خانه های درواز الهام گرفته است .
اگر از دستور استبداد سر می کشد ، وتحکم اورا به مضحکه میگیرد ، عنصر مقاومت وقربانی را از کوه های استوار وکوتل های درواز پیام گرفته است .
زیرا از آغاز سالهای 1330 روحیه بیداری ومقابله با استبداد در درواز در کرانه های کوه های بلند طلوع نموده ، کوه، جنگل، دریا ومردم آن اتفاق کرده اند که بیدار و در برابر هنجار های ناهنجار در صف واحد بسیج شوند .
درسالهای 1344 دوخنیاگر وهنرمند محلی از تبار{ باربد ، }میخواهند ترجمان درد ومصایب مردم شوند .
این خیناگران زنده یاد عزیزالله وفتح الله دروازی اند که با هم قرابت برادری دارند .
هر چند نهیب پرشکوه واثر گذار آنها ، دیری زنده نمیماند ، اما صلابت این صدایی پر شکوه ودلنشین تا امروز در کوخ های خسته بدخشانی هاحضور دارد ودر محتوایی طنین آن پیام عشق ،دوستی ، ایستایی ومقاومت با هم تلفیق شده اند .
زند یاد ها عزیزالله وفتح الله دروازی هر چند از داشتن سواد ،سویه مدرسه وآموزش محروم اند ، اما چکیده پیام هنرشان که از فرهنگ وفلکلور عام مایه گرفته است ، با محتوای متعالی و هنرمندانه بیان شده است .
ممکن در نگاه نخستین پیام هنر آنها برای هر مخاطب ، پیام سطحی وتفریح گونه اعلام هویت نماید ، اما زمانیکه مخاطب با دید متعرض در پیرامون چکیده هنر آنها مکث نماید ، عشق، صداقت، استواری مقاومت ومخالفت با اجحاف پیام واقعی هنر آنها است .
طبیعی است که ما در محیط عقب مانده وسنتی مانند بدخشان مانند سایر نقاط افغانستان به حضور ونفوذ زن ،مردها اهمیت جدی نمیدهد . اما عزیز الله وفتح الله در فورم هنر اجحاف وحق تلفی را که برضد زن اعمال میگردد تقبیح میکند ودخترفروشان را سخت تحت تازیانه قرار میدهد .
مضافاً علیه استبداد حکام محلی با صدا ی رسا علام مخالفت ومردم را دعوت به مقاومت در برابر آنها میکند .
انعکاس وبازتاب مشکلات ومصایب مردم در هنر انها تعریف ریالستیک ،عمیق وخاص دارد . تعریف که تا هنوز هیچ مرجع ومقام دولتی وحکام محلی به حل آن توجه نکرده است .
ضمناً توجه به عشق، محبت وشیفتگی که انسان به زنده گی دارد ، در هنر اینها تبلور هنر مندانه دارد .
با وجود اینکه مخاطب این دو هنر مند محلی در یک قلمرو محدود است ، اما با تلفیق عشق شهامت وزیبایی توانستند در دلهای بسیاری راه پیدا کرده وتا امروز ،زمزمه آهنگ آنها نوارشگرگوش ها باشد .
با وجودیکه 28 سال پیش این دنیا را پدرود گفته اند ، اما شیو ایی ، جذابی واثر گذاری پیام هنر آنها تا اکنون در میان پیر ،جوان واصناف مختلف مخاطب دارد .
روح شان شاد وپیامشان همیشه اثر گذار !
برگرفته از ویبلاگ کوف آب
(*)- یادداشت ویبلاگ درواز: با کمال احترام باید به محترم آقای سیروس یادآور شد که عزیزالله و فتح الله شهید را بهتر بود تا خنیاگران دروازی میخواندند تا خراسانی. چون درواز هرگز در پهنهء تاریخ جز خراسان زمین نبوده است وحتی در چند سدهء اخیر است که درواز از تابعات بدخشان زمین محسوب میشود. به شهادت تاریخ درواز(کوهستان زمین) قدیم که مرزهای آن از کشمیر تا یارکند و از قراتگین تا پامیرات و از حوض شاه تا کلپ شاه را در بر میگرفته همیشه سزرمین مستقل بوده است و از خود شاهان خود را داشته است.

