تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      درواز Darwaaz (ویبلاگ آزاد- ناشرمطالب سیاسی، فرهنگی و تاريخی)
  نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٦/۳/٢۱

يادی از پاکترين قهرمانان راه عدالت و آزادی

 

پاکترين و نجيب ترين فرزاندان اين سرزمين تحت رهبری مولانا بحرالدين باعث به تاريخ 20 جوزا 1354 ه.ش. با شجاعت و ايمانداری عليه آخرين حکومت استبدادی وقت داوود خان قيام مسلحانه را آغاز نمودند. بعد از گذشت مدتی توسط يکی از ملا های خائين شينگان بدست عساکر رژيم مستبد افتيدند و راهی زندان های ننگين حکومت مستبد گرديده تا زمامداری حزب دموکراتيک در زندان ها نگهداری شدند. و بدست جلادان حزب دموکراتيک يعنی باند حفيظ الله امين شهيد گرديدند.

مايان گروه از روشنفکران مهاجر هالند به بازماندگانشان عرض تسلئيت داريم و به ياران ارشدشان که  نامبردن ايشان را لازم نمي دانيم، اين روز تاريخی را مبارک باد ميگوئيم.

 

 

متولی ولی و گروه از روشنفکران مهاجر در هالند

                                           ************

سینا دلیری 

یادی از 

شهدای خونین قبای 

سیزدهم جوزای1358خورشیدی 

 ساعت 3 بعد ازظهرسیزدهم جوزای 1358 بود، که دروازه های اطاقهای بلاک دوم زندان پلچرخی به روی زندانیان قفل گردید. این عملی بود تکراری و مفهوم برای زندانیان. زند انیانی، که همه روزوشب با چشمان خویش مشاهده مینمودند، که انسانهای بی گناه، فقط به اتهام داشتن باوروایمان به یک اصلی- که این حق طبیعی هرانسان است وانسان بدون داشتن آن هرگزوجود داشته نمیتواند- چشم ودست بسته، گروه گروه به پولیگونهای مرگ انتقال یافته وسربه نیست میگردیدند.

همه شگفت زده ونگران به نظرمی رسید، که بازهیولای مرگ به سراغ چه کسانی آمده است. هرکس درفکرخود بود ومنتظربرای لهظات موعودی، که به انتظارش نشسته است. انتظارمرگ. مرگ این پدیده آدمخوار، پدیده ای، که هماره انسان ازآن گریزان است، اما ازآن گریزی نیست وباید آنرا با همه نا خواستنیش پذیرفت. زیرا او همزاد زندگی است وزندگی بدون آن رویایی است دست نیافتنی. 

آری! جلادان خون آشام، سرانجام با انتخاب سهم خون خوارگی خویش به انتظاردیگران پایان بخشیده، ازمیان ما کسانی را برای قربانی برگزیدند، که نخستین قربانیان راه ورسم آیین آزادگی، عدالت گستری وانسان سالاری بودند. اینها اولین ستارگان ده گانهء پردرخششی بودند، که برای سرنگونی نظام دود مانی استبدادی داود شاهی (درهیئت تحریف شده جمهوری) تحت رهبری مولا نا بحرالدین باعث دربیستم جوزای سال 1354خورشیدی، درفش آزادگی برافراشته برکوه پایه های پرغروردروازبدخشان،  با آغازنخستین مبارزه مسلحانه، فریاد مظلومیت مستضعفان ستم پیشهء افغانستان را درگوش مردمان سراسرکشور، طنین اندازنمود ند، که با بجای گذاشتن دو شهید پاکبازبنامهای عین الدین بهادری خواهانی  وجلال الد ین خواهانی( ستارگانی ازیک خانواده)، درپنجم اسد همان سال با همیاری یکی ازروحانیون مرتجع دیههء شنگان راغ بدخشان اسیرارتش رژیم گردیده ورهسپارزندان شیوهء قرون وسطایی دهمزنگ کابل شدند. 

 رأس ساعت چهارعصر13 جوزای 1358 بود، که پیش روی دروازه بلاک درمیان جلادان تفنگ بدست، حفیظ آهنگرپورپنجشیری نخستین چریک سرشناس سیاسی- نظامی کشورمان با هیکل زیبا وقامت افراخته وچهرهء متبسم، که ویژهء قهرمانان آزاده است؛ با یاران وستارگان جان برکف دیگری ازهمین تبار: نعمت الله دروازی، غلام ربانی دروازی، عبد ل اول خواهانی، سید عبد الرحیم دروازی، اعلامیرخواهانی وخیرالله خواهانی، زندانیان دوران رژیم داود خانی ظاهرشدند. همه خندان، گویی به مهمانی ای دعوت شده باشند. چون میدانستند، که لهظات موعود فرارسیده است وچهارشب پیش شامگاه 8بر9 جوزا شاهد خونین ترین ماجرایی بودند، که درصحن عمومی همین زندان صورت پذیرفته وجلادان بیرحم یک صدوهفتادتن ازپیشگامان نهضت اسلامی نجات یافته اززیرساطورداودی را به خاک وخون کشیدند.واین را نیزبیاد داشتند، که یاران ودوستان شان نگران وبهت زده ازپنجره ها ی زندان دارند بسوی قهرمانان خویش نگاه میکنند. ازینروباید الگویی می بودند برتارک سبزمقاوت تاریخ. آنان با چهره های گشاده وبدون هیچگونه نگرانی ای به رسم وداع بسوی پنجره ها د ستهای خودرا بلند نموده وآرام آرام برماشینی که آنها را بسوی ابدیت حمل می نمود، بالاشده رهسپارپولیگونهای خونین، خونین کفنان تاریخ شدند. 

جاویدان باد یاد وخاطره این عزیزان وسایرآنانیکه جانهای شرین خود را نثارآزادگی وسرافرازی میهن خویش نمودند!

 

لینک      نظرات ()      

  نویسنده: م.و.ر - ۱۳۸٦/۳/۳

وبلاگ درواز  بر اساس وعده قبلی اینک یادداشت ارسالی دوتن روشنفکر دروازی مقیم کشور هالند در مورد کشف گورهای دسته جمعی در دشت قرغ فیض آباد را بدون کم و کاست به نشر میرساند.

از سایر هم دیاران نیز خواهشمندیم تا یادداشتهای خود درین زمینه را جهت نشر بما بفرستند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

يکم جوزا 1386

يادی از زنده بگوران بدخشان

به نام داد رس

29 سال گريستم، سوختم و ساختيم.

حسرتا!! شنيديم که گوردسته جمعی همقطاران و همقکرانمان در گوشه از ديار بدخشان زمين بنام دشت قرغ يافت شده. خوشحاليم که بعد از 29 سال مزار شهيدانمان شناسائی و زيارتگاه خواص و عام گرديد. اولتر از همه به روح پاکشان درود ميفريستيم جای شان جای مردان خدا و يادشان دوست داشتنی باد.

ما به نمايندگی پارۀ از اعضأ پراگندۀ محفل انتظار سازمان شهيد محمد طاهر بدخشی و شهيد مولانا بحرالدين باعث مشهور به سفزا به تمام بازماندگان شهيدان راه آزادی و عدالت تسليت عرض نموده بلند شدن صدای استخوان های فولادينشان را به بازماندگان و مؤرثين راه شان مبارکباد ميگويم.

                                    گور خونين شهيدان به تو آواز دهد

                                    آتشی را که فروزان شده خاموش مکن

اين صدای حق است که بعد از 29 سال خاموشی تمام به يک بارگی بلند ميشود. اين صدای شهيدان به صدای ما زنده ها نياز دارد. تا شعار آن ها را با همت بلند ،بلند نگهداريم.

صدای شهيد مأمور مير محمد قلندر، صدای شهيد محمد نادر خان عادل رحمکيان؛ صدای شهيد آموزگار تاج الدين بسمل، صدای شهيد مدير بيگی جان خان ريگ باشچی و هزاران هزار شهيد ديگر تا هنوز در گوش هايمان باقيست، که مي گفتند عدالت – آزادی. اکنون ما به روح پاک ايشان می گويم آسوده و آرام باشيد. ما صدای تان را بلند نگه ميداريم. ميگويم محاکمه، عدالت و آزادی.

ما از تمامی سازمان های خيرانديش و قوت های عادل تمنا داريم تا در مورد به محاکمه کشانيدن آدم کشان درنگ نکنند چون بسيار دير شده است. ما خواهان محاکمه آدمکشان پست بی وجدان هستيم. ولی در پی انتقام هرگز نيستيم. در برابر خون، خون نمي خواهيم. ما فقط خواهان گرفتن انتقام از تاريخ اين کشوريم.

 

ما ميخواهيم نام شهيدان مانرا بعد از صدها سال بچه های مکتب بدانند. ما ميخواهيم اين حادثۀ الم ناک تاريخ، این جنايت بشری که به ياد تاريخ بشر نيست ثبت حافظۀ تاريخ اين سرزمين گردد. تا نسل اندر نسل بدانند که در اين کشور چه جنايتی صورت گرفته است. هدف ما نوعی جنايتی است که در حالی کاملأ بي گناهی در نهايت بيرحمی صورت گرفته است.

ما با اعلاميه منسوبان ستم ملی ( حزب زحمتکشان) موافق ايم، ما مخالف اعلان انحلال سفزا به حزب دموکراتيک بوده و هستيم. اگر چه سفزا نام منقيد شده نيست ولی عملاً وجود داشته و دارد.

ما باند خلق امين و هاشمی را جنايت کار قاتل و خائين ميشناسيم. بخش پرچمی ها را چون ادامه دهندگان راه ايشان مقصر ميدانيم. ما از تمامئ افراد خوشبين، طرفدار و عضو محفل انتظار سازمان شهيد بدخشی ميخواهيم تا دير نشده صدای خود را برای به محاکمه کشاندن آدم کشان رذيل و بدنام تاريخ بلند نمايند.

ما از بزرگان سازا تمنا داريم در مورد اقدام سريع و جدی نمايند.

با عرض حرمت و احترام

دوکتور صفی الله صفی و انجينير متولی ولی رحمکيان  هلند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر نگاهی کوتاه به نوشته مسعود فارانی به عنوان فدرالیسم؛ طرح مناسب برای همزیستی، نه جدایی در بدخشان انتقاد از یک وکیل به چاقوکشی انجامید تاریخ ناموسی افغانستان ( وردک التاریخ) اندر باب بی بی مهرو و پوهاند عبدالقیوم وردک بی بی مهرو: و در فرجام چرا؟ به ادامه اعمال فاشیستی پشتون نیزه سازی به وردکیزه سازی انجامید فرصت طلایی برای طرح فدرالیزم در افغانستان باید‌ها و نبایدهای تغییر نظام سیاسی در افغانستان
دوستان من رستاخیزملی فرترازمرزها جامرچ پایان تاجیکم تاجیک میدیا استادکریمی استالفی دختران اصلاح طلب باورسبز کشم زیبا دروازیان فدرال کام بخش نیکوی دهخدا خراسان ستاویز استاد راوش حافظ خانهء دل نگینه لعل بدخشان (بحری) سنگاب خواهان آزانس کوکچه پرس پژواک شورای متحدملی فرانسه افغانستان وطندار داکتر مهدی آریانا دختر آرزوها برگردان انگلیسی به فارسی حکایت نامه فال حافظ اشعار ماندګار احمدیاسین فرخاری شیوای شرق خاهان حزب پان ایرانیست شغنان بدخشان افغانستان تارگاه اصلاح طلبان افغامستان رادیو رنگین کمان بی بی سی خاوران جاودان کوفی حماسه زن عزال دربند انجمن اندیشمندان بدخشان جمهوری سکوت برگردان فارسی به فارسی برگردان متون فارسی به انگلیسی رهروان اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من